امیلی الیزابت (Darby Camp) یک دختربچۀ تنهاست که پیش داییاش زندگی میکند. یک روز امیلی یک سگ کوچولو از آقای بریدول جادویی (John Cleese) هدیه میگیرد. روز بعد وقتی امیلی از خواب بیدار میشود میبیند که سگ کوچولو خیلی خیلی بزرگ شده است.
۵۴۹ مطلب
امیلی الیزابت (Darby Camp) یک دختربچۀ تنهاست که پیش داییاش زندگی میکند. یک روز امیلی یک سگ کوچولو از آقای بریدول جادویی (John Cleese) هدیه میگیرد. روز بعد وقتی امیلی از خواب بیدار میشود میبیند که سگ کوچولو خیلی خیلی بزرگ شده است.
شما مشغول تماشای یک فیلم هستید و حسابی با ماجراهای آن درگیر شدهاید. فیلم به پایانش نزدیک شده و شما منتظرید سوالهایی که برایتان پیش آمده پاسخ داده شوند و گرههای داستان حل شوند. اما ناگهان اتفاقی میافتد که بیش از آنچه انتظارش را داشتید غافلگیرتان میکند.
در فیلم کمدی خداحافظ احمقها، آرایشگری به اسم سوزی تراپت (با بازی ویرجین افیرا)، به خاطر تاثیر اسپریهای آرایشی، به یک بیماری نقص ایمنی مبتلا شده و در حال مرگ است. او ۲۸ سال پیش پسرش را رها کرده و حالا آخرین آرزویش این است که او را پیدا کند. سوزی برای این کار به سراغ یک متخصص بدنام فناوری اطلاعات به اسم جان باپتیست کوچاس (آلبرت داپونتل) میرود که برای او به یک یار وفادار تبدیل میشود.
یک عکاس خبری جوان به اسم فوکاماچی (با صداپیشگی دامین بویسو) به صورت اتفاقی یک دوربین عکاسی پیدا میکند که احتمالا در صعود سال ۱۹۲۴ جورج مالوری به اورست از آن استفاده شده است. فوکاماچی کنجکاو میشود که از حقیقت ماجرای ناپدید شدن آن گروه کوهنوردی سر در بیاورد. او شخصیتی مرموز به اسم هابو جوجی (اریک هرسون ماکارل) را قانع میکند که کمکش کند. جوجی یک کوهنورد منزوی است که سالها کسی از او خبر نداشته است.
سوفی دختر نابینایی است که در یک خانۀ بزرگ تنهاست. نیمه شب دزدها وارد خانه میشوند. تنها وسیلۀ سوفی برای دفاع، یک اپلیکیشن تلفن همراه است که ارتباط او را با یک دوست برقرار میکند.
فیلم «خوک» داستان شخصیتی منزوی است که برای پیدا کردن تنها همدم زندگیش مجبور میشود به شهری بازگردد که سالها پیش آن را ترک کرده است.
یک طراح بالۀ نروژی به اسم آنیا (Andrea Braein Hovig) در حال آماده شدن برای کریسمس است که پزشکان به او میگویند توموری در مغزش دارد که منجر به مرگش خواهد شد. این مسئله باعث میشود که رابطۀ آنیا و همسرش توماس (Stellan Skarsgard) که مدتهاست رو به سردی رفته، دوباره در مرکز توجه قرار بگیرد؛ آیا آنها میتوانند احساس حمایت و اعتماد متقابلشان را احیا کنند؟
آبیولا آلما مادریگال، مادرسالار خانواده، که در جوانی از یک خشونت سیاسی جان سالم به در برده، به شکلی اسرارآمیز صاحب خانهای جادویی در تپههای کلمبیا شده است. همۀ فرزندان و نوادگان او هم با قدرتهایی جادویی به دنیا میآیند. اما میرابل هیچ قدرت خاصی ندارد و خیلی زود میفهمد که جادو ممکن است ماندگار نباشد.
کهرباهای ایتالیایی-آمریکایی و کوسههای پورتوریکویی نام دو دستۀ خیابانی است که برای داشتن دست برتر در محلۀ وست ساید نیویورک با هم درگیر هستند. رئیس کهرباها به اسم ریف (با بازی مایک فیست) و رئیس کوسهها به اسم برناردو (دیوید آلوارز) طرح یک دعوا را ریختهاند. اما وقتی بهترین دوست ریف به اسم تونی (انسل الگورت) و خواهر برناردو به اسم ماریا (ریچل زگلر) همدیگر را میبینند و به هم علاقهمند میشوند، شرایط خطرناکتر از قبل میشود.
یک کارگردان مشهور تئاتر به اسم یوسوکه کافوکو (با بازی هیدتوشی نیشیجیما) دعوت شده است که نمایشنامۀ «عمو وانیا» را در فستیوال هیروشیما به روی صحنه ببرد. هنگامی که اختلافات بین کارگردان و ستارۀ نمایش بالا میگیرد، یوسوکه شروع به یادآوری و بازنگری زخمهای روحی قدیمیاش میکند. رانندۀ کمحرف او میساکی واتاری (توکو میورا) در این بازنگری به او کمک میکند.