شهرام ناظری، در تازهترین اظهارات خود در قونیه گفته است که باید از ترکیه برای «زنده نگه داشتن مولانا» تشکر کرد؛ این در حالی است محمدرضا شجریان پیشتر، با صراحت، نسبت به مصادره فرهنگی مولانا توسط ترکیه هشدار داده و آن را غارت هویت ایرانی او دانسته بود.
با فروکش حاشیههای لغو کنسرت رایگان همایون شجریان، زمان مناسبی رسیده که به بررسی این موضوع ورود کرد که به واقع فضاهای عمومی شهرهای ایران و بهخصوص پایتخت تا چه حد رویدادمدار هستند. آیا آماده نبودن شهر تهران سبب شد که این کنسرت به اجرا در نیاید؟
همایون شجریان درباره کنسرت لغو شده میدان آزادی صحبت کرد: آرزو به دل ماندم، از شش ماه قبل برای کنسرت میدان آزادی برنامهریزی کرده بودیم. او همچنین قول داد این کنسرت یک روزی برگزار خواهد شد.
کیانوش عیاری، فیلمساز، در بخشی از اپیزود ویژه روز ملی سینما در پادکست اثر پروانهای گفت: موسیقی اندی را به شجریان ترجیح میدهد. اندی رو به شجریان ترجیح میدم. برای اینکه غرض از موسیقی این است که آدم حال کنه ... (با اندی) حال نمیکنم ولی وقتی گوش میدم میبینم که این قابل شنیدنتره ... اصلا موسیقی سنتی ایرانی برام کسل کننده است. شیفته موسیقی کلاسیکم ... باخ یکیشونه ... استراوینسکی دومیه ... چایکوفسکی هم سومی ... (موسیقی سنتی ایرانی با موسیقی کلاسیک) زمین تا آسمان فرق میکنه. فضای موسیقی سنتی…
ربیعی با انتقاد از برخی نگاهها، گفت: شهرها با آدمها و انسانها معنا پیدا میکنند. شهرها با پلها معنا پیدا نمیکنند، روح شهر مردم آن هستند. مردمی که در خیابانها دیده میشوند، در جشنهای خیابانی و حتی در مناسک عزاداری. این یعنی نفهمیدن آنچه ایران را مقاوم کرد و دشمن را پشیمان.
«دار و دسته ساواکیها (رضا پهلوی، علی کریمی، حمید فرخنژاد، شاهین نجفی، مهدی نصیری) رسماً محسن چاوشی تا همایون شجریان را تهدید به انتقام میکنند و میگویند در آینده شما را مجازات خواهیم کرد؛ به نوعی قصد دارند این دو هنرمند را در فردای حکومت توهمی خودشان به دار بیاویزند، تنها به جرم آنکه از ایران و ایرانیان خواندهاند!»
امیدوارم باعث و بانی ماجرای لغو کنسرت جرئت اعتراف داشته باشد و بگذارد که لب ایران بخندد. مگر غیر از این بود که لبخند روی صورت یک ایران بنشیند. غیر از این بود که دست در دست همدیگر میدادیم و در میدان آزادی مرغ سحر را فریاد میزدیم و به «ظلم ظالم» که میرسیدیم حنجرههایمان را جر میدادیم؟