درست است که حضور در قدرت اسباب حفاظت از اصلاحات است، اما مشخص نیست حضور در قدرت در شرایطی که جامعه اقبالی به اصلاحطلبان نشان ندهد، با چه سازوکاری میسر میشود؟
۴۰ مطلب
درست است که حضور در قدرت اسباب حفاظت از اصلاحات است، اما مشخص نیست حضور در قدرت در شرایطی که جامعه اقبالی به اصلاحطلبان نشان ندهد، با چه سازوکاری میسر میشود؟
ما در جنبش اصلاحات، تعاملات بینطبقاتی کم داشتیم؛ یعنی طبقه متوسط و روزنامهخوان که در ایران بیشتر دولتساخته بود، باید اندکی هم هجرت به طبقه دیگر میکرد و با نسلهای دیگر نیز گفتگو میکرد. پای سخن طبقات دیگر هم مینشست و میپرسید که آنها تا چه اندازه آزادی مثبت دارند.
علی صوفی گفت: به نظر میرسد گشایشی در آینده پیشروی اصلاحطلبان به وجود نمیآید؛ زیرا در دو سال آینده اصلاحطلبان نمیتوانند بر متغیرهای تعیینکننده تأثیری داشته باشند.
امروز پس از نزدیک به یک قرن، با وجود تحولهای ساختاری عظیمی که ایران تجربه کرده، کماکان همان خواستهای دوران مشروطیت بخش مهمی از مجموعه خواستهای نیروهای ترقیخواه را تشکیل میدهد. به عبارت دیگر، به رغم پیشرفتهای اجتنابناپذیر، عقب هم رفتهایم.
علی سرزعیم گفت: اگر نوعی طمأنینه در حکومت و نیروهای سیاسی ما بود، ما شاید با آقای ناطق میتوانستیم آرامتر و کمهزینهتر، اما محکمتر پیش برویم. نهادهای مدنی در این صورت عمیقتر میشدند و حکومت نیز زمان بیشتری پیدا میکرد تا خود را بهروزتر کند. بالاخره در آن تنشها همه آسیب دیدند.
هادی خامنه ای گفت: حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) یکی از افتخاراتی که در خطبههایش مطرح کرده، این است که وضع مردم را بهبود بخشید. کسانی که خواستار حکومت اسلامی هستند، باید بدانند که اسلامی کردن یعنی همین. انسانهای خردمند جامعه درجهبندی مسائل را تشخیص میدهند که در مسائل فرهنگی آیا مقدار موی یک دختر خانم مهمتر است یا تا کمر دولا شدن او در سطل زباله.
فرخ نگهدار گفت: دو گرایش، طیف اصلاحطلبان را تشکیل میدهند؛ از نگاهی که آقای خاتمی دارد تا نگاهی که جریانهای رادیکالتر درون اصلاحطلبان مثل آقای تاجزاده و همفکرانش دارند. اینها به نظر من یک طیف هستند و تنها در تاکتیکها و تحلیلها با هم تفاوت دارند.
اصلاحطلبان اصلا نمیدانند از قدرت چه میخواهند. یکی از مهمترین شعارهای طیفهایی از اصلاحطلبان این است که اصلاحات فقط در صورتی زنده میماند که در قدرت حضور داشته باشد، زیرا اصلاح جز با دردستداشتن قدرت میسر نمیشود، اما باز هم هیچکس نمیگوید قرار است با قدرت چه چیزی اصلاح شود؟
کمال اطهاری گفت: ۱۰، ۱۵ سال است که میگویند میخواهیم دولتِ رفاهِ فراگیر تشکیل دهیم یا دولتِ رفاهِ توسعهبخش، یعنی الان دارند رفاه و توسعه را کامل و فراگیر میکنند؛ برای مسکن، حملونقل، شکستن تلههای فضایی فقر و عقبماندگی در مناطق محروم و غیره. باید هر کدام از این مسائل را مشخص کنیم؛ اینکه، چون استثمار بد است پس از اول باید بازار را نابود کنیم؛ یا در مقابل، بازار را آزاد بگذاریم و .. باید این بحثهای سَبُک را کنار بگذاریم.
اکنون لزوم ایجاد هوشمندانۀ جریان چهارم در جامعه بیشتر از هر زمان احساس میشود. اگر تا پیش از این در کشور با جریانات اصولگرایی و اصلاح طلبی و بعدها با جریان سوم که بر اساس نفی دو جریان اول روبرو بودیم زین پس باید در جهت شکل دهی و پرورش جریان چهارم با مختصات درست اصولگرایی به میدان آمده و هر آنچه که با جمهوریت، اسلامیت و ایرانیت هم خوانی نداشته و گاهاً بر خلاف آنهاست را کنار گذاشته و مشی اصلاح طلبی در پیش گرفت و جریان چهارم را با عنوان اصولگرایان اصلاح طلب بنیاد نهاد.