کمال تبریزی یکی از دورههای درخشان سینمای ایران بود روایتی تازه از توقیف فیلم مارمولک ارائه کرد.
۵۶ مطلب
کمال تبریزی یکی از دورههای درخشان سینمای ایران بود روایتی تازه از توقیف فیلم مارمولک ارائه کرد.
حالا تاکید میکنم با فیلمی که توانسته بالای پنجمیلیون بیننده داشته باشد باید مهربانانه برخورد کنیم و تحلیلگرانه به این موضوع نگاه کنیم که دلیل این میزان بیننده چیست؟ قطعا تحلیل فیلمهای پرفروش ما را متوجه شرایط فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جامعهای میکند که در حال حاضر در آن به سر میبریم. فروش این دو فیلم جای تامل دارد. اما باید بدانیم فروش این دو فیلم به معنای رونق سینمای ایران و جامعه بانشاط امروز نیست که از آن حرف میزنند. شاید اگر تحلیل و تامل کنیم برعکس متوجه جامعه مضطربی بشویم که برای…
فریدون جیرانی در این مقاله گفت: تاکید میکنم با فیلمی که توانسته بالای پنج میلیون بیننده داشته باشد باید مهربانانه برخورد کنیم و تحلیلگرانه به این موضوع نگاه کنیم که دلیل این میزان بیننده چیست؟ قطعا تحلیل فیلمهای پرفروش ما را متوجه شرایط فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جامعهای میکند که در حال حاضر در آن به سر میبریم.
اصولا این تحلیلها و مدلی که در تلویزیون یک اتاق فکری داشته باشیم که بگوییم سریالهایی که میسازیم الان باید موضوعش چه باشد و در رابطه با چه باشد، مدل و ساختارش چطور باشد، از چه کسانی دعوت کنیم که بیایند برای ما سریالهایی را بسازند یا چه کارها و خط و خطوطی را ادامه بدهیم؟ فکر نمیکنم، این وجود ندارد...
فریدون جیرانی گفت: بازیگران حذف شدند برای اینکه فضای جامعه ۵۷ ایدئولوژیک بود. همه دانشجویان دانشکده و آدمهایی که در نهادهای حکومتی بودند مخالف محمدعلی فردین و بهروز وثوقی بودند. محمدعلی فردین زمانی که ما انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس را داشتیم، به انجمن آمد.
به نظرم یک مشکل بزرگ وجود دارد که بسیار هم خطرناک است. آن هم فضای لجبازی است، فلسفه «همینی که هست» است؛ فلسفه این است که چیزی که ما میگوییم به هر ترتیب شما باید بپذیری. ما سالهاست روزبهروز، هفته به هفته و ماه به ماه داریم امکان گفتگو و اجزای آن را از دست میدهیم. در مقابل این جریانی که میگوید حرف من این است و تو باید بپذیری، جامعه در شرایطی ممکن است از سر ناچاری سکوت بکند، اما این سکوت خطرناکتر از هر گونه حرکتی است که ممکن است در آن لحظه به وجود بیاید، چون اثرات بعدی دارد.
فریدون جیرانی در نشست «بر سینمای ایران چه گذشت»، درباره دلتنگی فردین برای بازیگری گفت.
بهروز غریبپور نویسنده و کارگردان تئاتر و سینما گفت: شما موسیقی را میتوانید ممنوع بکنید؟ لا، میتوانید جلوی مجسمهسازی را بگیرید لا و نعم است شما به اینجا رسیدید. الان ما یک وزارتخانه داریم برای محدود کردن هنر نه برای ارتقای هنر. اینها الان افتخارشان این است که ما شما را بیکار کردیم.
کاظم سیاحی گفت: احساس میکنم حداقل حرفشنوی از طرف کسانی که قرار است برای من زندگی بهتری بسازند وجود ندارد. یک کم تعامل، یک کم تعادل، یک کم بها دادن کم شده است، حتی برای اقلیت کمی که یک خواستهای داشته باشند. فکر میکنم وظیفه و عدالت این است که به حرف همه گوش داده بشود رضایت همه جلب بشود اگر قرار است کنار هم زندگی بکنیم و کنار هم یک کشوری را بسازیم لازمهاش این است که من راضی باشم، شما هم راضی باشید.
پول توجیبی ما کم بود، نماز باقرائت میخواندیم و بعد هدیه میگرفتیم جمع میکردیم میرفتیم سینما/کارگران مهاجر با تصویر گوگوش و پوری بنایی و فروزان و ساعت قرضی سیکو و سیگار روی موتور تریل عکس میانداختن/ سینما برای ما هم تفریح و هم رویا بود. بچهها که از سینما بیرون میآمدند، فکر میکردند که الان دختری/با ماشین مدل بالا میآید و کسی مزاحم میشود و او را میزنند و عاشق دختر میشوند/سینمای روشنفکری کنار دانشگاه تهران بود که فیلمهای چپ و تودهای نشان میداد. صفهای محدود داشت