محمدعلی مرادیان مدیر اداره کتاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در پاسخ به این اظهارات معتضد نوشت: هیچ کلمهای از نگارشات آقای معتضد اصلاحیه نداشته است اصلاحیات مربوط به اصل خاطرات دو شخصیت جم پدر و پسر است.
۵۹۷ مطلب
محمدعلی مرادیان مدیر اداره کتاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در پاسخ به این اظهارات معتضد نوشت: هیچ کلمهای از نگارشات آقای معتضد اصلاحیه نداشته است اصلاحیات مربوط به اصل خاطرات دو شخصیت جم پدر و پسر است.
قدرت نرم چین در سالهای اخیر موضوع بحث و مناقشه زیادی بوده است، به ویژه اینکه رهبران این کشور و خصوصا شی جینپینگ فراوان در خصوص لزوم اقداماتی در جهتِ بهبود وجهه این کشوردر جهان تاکید کردهاند. از این رو توجه جهانی به استفاده چین از قدرت نرم برای رویارویی با فرهنگ غربی و نشر گسترده فرهنگی چینی در جهان موضوع کتابها و مقالات مختلفی بوده است.
یک کتاب درباره آناتومی که در دوره رنسانس به نگارش درآمده است، در یک حراجی به قیمتی بیش از ۲ میلیون دلار فروخته شد.
یکی از دوستان سردار سلیمانی تعریف میکند: «قرار بود حاج قاسم در تایم شلوغی به استخر بیاید. تصمیم گرفتیم به بقیه کسانی که میخواهند از استخر استفاده کنند، بگوییم که استخر تعطیل است، اما حاجی وقتی فهمید واکنش عجیبی نشان داد.»
من نمیخواهم اهانت کنم حتما دیگران هم داشتههایی دارند، اما نه به میزان غنایی که امروز ما در فرهنگ اسلامی-ایرانی خودمان برخورداریم. این رسالت بسیار مهم و جدی برای صاحبان قلم است که برای معرفی فرهنگمان و داشتههای بسیار زیاد علمی، ادبی، تمدنی و تاریخی این ملت قلم بزنند.
نعمتالله فاضلی اظهار کرد : کتاب اینطور فرهنگ را میسازد که معنای زمان، مکان، انسان، اقتصاد، سیاست و زبان را دگرگون میکند و به تعبیر ویتگنشتاین و هایدگر، میشود دید که کتاب چطور خانه وجود را عوض میکند.
سخنگو و قائممقام سیوپنجمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران از برگزاری این نمایشگاه طی روزهای ۱۹ تا ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳ خبر داد.
ایران بزرگان فلسفی مانند ابن سینا و شهاب الدین سهروردی دارد، ولی سیاست ورزی که برای مخالف فکری خود جا باز کند به ندرت تربیت کرده است.
نیروی انسانی بنا به گزارشاتی که دریافت کرده، تشخیص میدهد علیاکبر را اگر ببرند، برایشان دردسر ایجاد میکند. اما علیاکبر کوتاه نمیآید. با چشمانی وحشتزده به جمعیت نگاه میکند و فریاد میزند. صورتش از عصبانیت گر گرفته. با صدای بلند گریه میکند. بالاخره اعتراض دوستانش جواب میدهد و راضی میشوند او را به سوریه ببرند.
ابنزر اسکروج پیرمردی کجخلق، تنها و خسیس است که حتا خساستش را در روز کریسمس، که همه سعی دارند به نوعی بخشندگی و مهربانی از خود نشان دهند، نیز کنار نمیگذارد. او حتا در روز کریسمس نیز کار میکند و دعوت به شام همکارش را نیز به تندی رد کرده و به خانه تاریک و تنهایش باز میگردد و در تمام راه دانه به دانه سکههایی که بدست آورده را چندین و چند بار میشمارد.