گفتههای سروش نشان داد که میتوان منتقد بود اما درگیر هیجان نبود، میتوان معترض بود اما دلسوز میهن و هموطن، بیآنکه به دام دوگانهسازیها و کینهتوزیها افتاد. او نمونهای از مخالفت اخلاقمدار را به نمایش گذاشت.
۲ مطلب
گفتههای سروش نشان داد که میتوان منتقد بود اما درگیر هیجان نبود، میتوان معترض بود اما دلسوز میهن و هموطن، بیآنکه به دام دوگانهسازیها و کینهتوزیها افتاد. او نمونهای از مخالفت اخلاقمدار را به نمایش گذاشت.
طیفِ واقعگرایان در خوشبینانهترین حالت باور دارند دستورهای کلی و انتزاعی اخلاقی تنها حدود قلمرو عمل سیاسی را تعیین میکنند و کارکردی فراتر از آن ندارند. «این اخلاق عقیم که فقط دستیابی به بعضی وسایل عمل را بر مرد سیاست ممنوع میسازد در نظر او سدی بیش نیست و، چون وظیفۀ سیاست آن است که چهرۀ زمین را دگرگون کند و از آنچه هست فراتر رود، طبیعی است که سیاستپیشه میکوشد تا این مانع را درهم شکند». از اینرو سیاستمدار دلیلی برای احترام به اخلاق نمییابد و ادعاهای اخلاقگرایان را ناموجه میداند.