یک موتورسوار زن در هند پس از آنکه راننده یک خودرو در پی یک درگیری لفظی در خیابان او را تعقیب و با موتورسیکلتش برخورد کرد، زخمی شد. این حادثه توسط دوربینهای نصبشده روی موتورسیکلتها ثبت شده است.
۸ مطلب
یک موتورسوار زن در هند پس از آنکه راننده یک خودرو در پی یک درگیری لفظی در خیابان او را تعقیب و با موتورسیکلتش برخورد کرد، زخمی شد. این حادثه توسط دوربینهای نصبشده روی موتورسیکلتها ثبت شده است.
موتورسواران زن، ریزریز و در گذر زمان، تعدادشان بیش شد. نه تنها در تهران، در شهرهای کوچک و بزرگ دیگر سوار بر موتور شهر را رج میزنند و امورشان را میگذرانند. حتی اگر مردم و قانون آنها را نادیده بگیرند، اما رد موتورهایشان در باد، بالاخره قوانین را برای آنها تغییر خواهد داد.
در ادامه تصویر وایرالشده از موتورسواری یک خانم در شبکههای اجتماعی را مشاهده میکنید.
شکیبا، دختر ۲۲ساله دهه هشتادی، دانشجوی رشته حقوق است. او همزمان با تحصیل، در مسابقات موتورریس شرکت میکند و در شهر هم با موتورش رفتوآمد دارد. میگوید: «اوایل مجبور بودم چند لایه لباس بپوشم، حتی در گرمای تابستان، تا کسی نفهمد زنم. فقط میخواستم موتورسواری کنم، حتی اگر سخت بود.»
یک دختر ۲۰ ساله در برخورد موتورسیکلت با کامیون جان خود را از دست داد، این نخستین حادثه ثبت شده برای موتورسواران زن در اصفهان است.
چرا هر اتفاق ساده برای تحقق اینقدر به رسانهها راه پیدا میکند و اینقدر پیچیده میشود. آییننامهها و بوروکراسی و گیر و گورهای قانونی آنقدر کش پیدا میکند و مسئله میشود که تبدیل به آرزوی دختربجهها میشود. یک نفر باید به سیستمی که اینقدر کُند است، هشدار بدهد که دست بجنباند و جلوی اتفاقات ناگواری که خدای ناکرده در آینده میافتد را زودتر بگیرد.
«این کافهها گراناند و ناچار باید درآمدهای کلان داشته باشند. من به شما اطمینان میدهم مدتی بعد همین کافههای پلمب شده دوباره رفع پلمب خواهند شد. ما که از دور نگاه میکنیم تصور میکنیم دولت عامل بستن آنهاست، اما واقعیت این است که دولت نقش چندانی ندارد.
مریم طلایی گفت: در این مدت تنها اتفاقی که افتاد این بود که در انظار عمومی و دید مردم جامعه، موتورسواری زنان جا افتاد. روزهای اولی که ما سوار موتور میشدیم، خیلی عجیب بود برای همه. ولی الان اگر یک خانم سوار موتور وسپا در خیابان دیده میشود دیگر کسی تعجب نمیکند.