آخرین تصویری که از عباس دارم این بود که یکه و تنها خیابان ملل متحد را به سمت سردر باغ ملی میرفت تا خودش را در شلوغیهای خیابان سپه گم و گور کند. وقتی نامه خداحافظیاش را به من میداد، ازم قول گرفت تا وقتی در افق دیدم به یک نقطه سیاه تبدیل نشده، آن را باز نکنم.