محمود افشارطوس که در جوانی حامی رضاخان بود از دوره نخستوزیری حاجعلی رزمآرا و شدت گرفتن مبارزات سیاسی ملیگراها به بعد دچار تحول فکری و ایدئولوژیک شد و از طرفداران سرسخت دکتر مصدق شد.
۱۱۹ مطلب
محمود افشارطوس که در جوانی حامی رضاخان بود از دوره نخستوزیری حاجعلی رزمآرا و شدت گرفتن مبارزات سیاسی ملیگراها به بعد دچار تحول فکری و ایدئولوژیک شد و از طرفداران سرسخت دکتر مصدق شد.
دکتر مصدق سالها بعد تا حدودی به اهمیت پیشنهاد حزب توده یعنی تشکیل جبهه متحد خلق واقف شد. این معنی را میتوان در پیام او به کنگره جبهه ملی دوم مشاهده کرد؛ اما چه فایده که دیگر نه حزب آن حزب سابق بود و نه استالینی در کار که حضورش مانع از یکهتازیهای امپریالیسم شود.
مطالعه دوباره و دقیق ماجراهای مربوط به نهضت ملی کردن نفت و رویدادهای پس از آن میتواند پرده ابهام را از چهره بازیگران اصلی آن بازگشوده و مهر پایانی بر پدیده ضدملی و ضددموکراسی «قهرمانپرستی» بگذارد.
نماینده، ولی فقیه در خراسان رضوی با بیان اینکه خوشبینی و اعتماد مصدق به آمریکا اشتباهی بود که انقلاب مردم را نابود کرد، گفت: پس از اعتماد به آمریکا کودتای ۲۸ مرداد شکل گرفت و مردم باز شهید شدند تا بوسیله امام قهرمان دوباره انقلاب صورت گرفت.
ملکی شکست مصدق و مدافعانش را در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، شکستی اجتنابناپذیر میدانست. او دلایل این شکست را در «خیانت» حزب توده جستوجو کرد؛ خیانتی که به گمان او با سیاستهای نادرست حزب توده، به نگرانی و هراس آمریکا از رشد کمونیسم در ایران دامن زده و سیاستمداران آن کشور را به این نتیجه رسانده بود که با دنبالهروی از بریتانیا راهی جز کنار زدن مصدق نبینند.
شش روز پس از آنکه نمایندگان مجلس نامه مصدق را دریافت کردند، ۳۰ مهر ۱۳۳۱ حسین فاطمی، وزیر امور خارجه وقت، با ارسال نامهای به جورج میدلتون، کاردار وقت دولت انگلستان، «تصمیم دولت شاهنشاهی ایران، مبنی بر قطع روابط سیاسی با دولت علیاحضرت ملکه انگلستان» را به اطلاع او رساند. در این نامه، با اشاره به اختلاف دولت ایران با شرکت نفت، دولت انگلیس به حمایت غیرقانونی از شرکت نفت متهم شد.
جان فاستر دالس و آلن دالس از مشهورترین شخصیتهای جنگ سردند. آنها فهرستی تهیه کردند و آن را «شش هیولا» نامیدند که به عقیدهشان باید سرنگون میشدند: محمد مصدق در ایران، ژاکوبو آربنز در گواتمالا، هوشیمینه در ویتنام، احمد سوکارنو در اندونزی، پاتریس لومومبا در کنگو و فیدل کاسترو در کوبا.
مصدق در مجلس دولت رزمآرا را دولتی وابسته به اجنبی نامید و گفت: «مطامع بیگانگان برای پایمالکردن حقوق سیاسی و محو قانون اساسی از آستین عوامل خدمتگزار و صدیق خود بیرون آمده است و جبهه ملی بههیچوجه زیر بار تحمل حکومتی که با تشبت به اجانب روی کار آمده است، نخواهد رفت.»
مرحله نهایی عملیات با انتقال ارتشیان وفادار به شاه توسط تانکها و ماشینهای مستشاران امریکایی به درب خانه مصدق و تصرف آن انجام شد؛ نیروهای کودتاگر با ورود به خانه مصدق دست به غارت آن زدند آنطور که به روایت خبرنگار روزنامه کیهان "ظرف چند دقیقه خانه کاملا ویران و با خاک یکسان شد و هیچ چیزی که به کوچکترین دردی بخورد، باقی نماند".
کودتای ۲۵مرداد۱۳۳۲ بهگونهای برنامهریزی شده بود که شایسته نام کودتا باشد؛ این کودتا تمام ویژگیهای یک کودتای کلاسیک را داشت و از ماهها قبل به دقت تدارک دیده شده بود. کودتا، ابتدا توسط انگلیسها تحت عنوان عملیات چکمه به رهبری وود هاوس سر جاسوس انگلیسی، تدارک دیده شده و پس از پیوستن آمریکا به نقشه کودتا و دخالت سیا، تحت عنوان عملیات آژاکس، مشترکا روی آن کار شد.