کفرناحوم حکایت پسریست نوجوان از یک خانواده فقیر که برای امرار معاش و حمایت برادر و خواهرانش، هر روز در خیابان ها کار می کند. داشتن روحیه حامی در او به شدت چشمگیر است و بزرگترین عشق زندگیش خواهر یازده ساله-اش، سحر میباشد و نگران است که والدینشان از بالغ شدن سحر بویی نبرند چراکه می خواهند در ازای وجه ناچیزی او را به عقد مرد سن و سال داری در بیاورند.