دهها مهاجر سرگردان در آبهای ازمیر ترکیه که از سوی نیروهای گارد ساحلی یونان رانده شده بودند نجات یافتند.
۲۱۶ مطلب
دهها مهاجر سرگردان در آبهای ازمیر ترکیه که از سوی نیروهای گارد ساحلی یونان رانده شده بودند نجات یافتند.
هم اکنون حدود ۲۰۰۰ مهاجر در منطقه ای جنگلی در مرز ترکیه و یونان به این امید به سر می برند که بتوانند وارد یونان شوند.
وقتی تابستان جای خود را به پاییز داد از شمار پناهجویان به طرز چشمگیری کاسته شد. دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا اقداماتی ضد مهاجرت انجام داد و به مکزیک فشار آورد تا مرز خود را ایمن تر کند.
دکتر «تدروس آدهانوم گبرایسوس»، مدیرکل سازمان بهداشت جهانی، در طی سخنرانی ماه گذشته در کنفرانس امنیتی مونیخ، گفت: «در جهان شکسته و تقسیم شده ما، سلامت یکی از معدود مناطقی است که در آن همکاریهای بین المللی این فرصت را به کشورها میدهد تا برای یک هدف مشترک با یکدیگر همکاری کنند. بزرگترین دشمنی که با آن روبرو هستیم، خود ویروس نیست؛ بلکه این ننگ است که ما را در مقابل یکدیگر قرار میدهد. ما باید از ننگ و نفرت دست بکشیم.»
صدها پناهجوی زن حاضر در منطقه حائل گذرگاه مرزی پازارکوله ادیرنه ترکیه با یونان که قصد رسیدن به اروپا را دارند، به مناسبت روز جهانی زن (8 مارس) دست به اعتراض زده و شعار درها را باز کنید سر دادند.
ده ها پناهجو پس از اینکه توسط نیروهای مرزی یونان بازداشت شده اند در هوای سرد نیمه عریان شده و اموال و لباس های آنها سلب شده است.
باز شدن مرزهای ترکیه به روی خیل پناهجویان حاضر در این کشور، روزنه امیدی بود برای دهها هزار پناهجویی که با امید رسیدن به یک زندگی بهتر، تن به مخاطرات بی شماری داده و میدهند. اما این کور سوی امید با درهای بسته اتحادیه اروپا مواجه شد که بی محابا در صدد پس راندن آن هاست.
افراد محلی در جزیره لسبوس با خشم و عصبانیت از پناهجویانی که از ترکیه به یونان آمدند، خواستند به کشور خود بازگردند. ویدیوهای منتشر شده از لحظاتی که قایقهای پناهجویان به جزیره لسبوس در یونان میرسد نشان میدهد که مردم محلی با خشم و عصبانیت به پناهجویان اجازه نمیدهند از قایق پیاده و وارد جزیره شوند.
دریای اروس در منطقه تراکین در مرز میان ترکیه و یونان واقع است. گروه های مهاجرین تلاش کردند تا با قایق های رابری، به سواحل جزایر یونان برسند، اما فقط شمار کمی آنها موفق شدند.
ما چیزهایی را دیدیم که نباید از آنها صحبت کرد. من شب ها نمیتوانم بخوابم؛ چون میترسم کسی با چاقو وارد کلبه مان شود و مرا بزند و خدای ناکرده با همسرم کار بدی انجام دهد. من به هیچ کس، حتی به همسایگان اعتماد نمیکنم؛ زیرا آنها همیشه تغییر میکنند.