ترنج موبایل
کد خبر: ۹۹۶۹۵۸

پایان رویای هوش مصنوعی مولد؛ چرا پرونده این فناوری بسته شد؟

پایان رویای هوش مصنوعی مولد؛ چرا پرونده این فناوری بسته شد؟

گسترش هوش مصنوعی مولد دیگر به‌تنهایی مزیت رقابتی محسوب نمی‌شود و کسب‌وکارها برای بهره‌گیری واقعی از هوض مصنوعی باید به کیفیت، داده، تصمیم‌گیری انسانی و ارائه اطلاعات دقیق و مختصر توجه کنند.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- با عبور هوش مصنوعی مولد از مرحله تازگی و هیجان اولیه، معیار بهره‌وری نیز در حال تغییر است؛ اکنون مسئله دیگر تولید حجم بیشتری از محتوا نیست، بلکه توانایی استخراج مهم‌ترین اطلاعات و تبدیل آن‌ها به تصمیم و اقدام است.

به گزارش فرارو به نقل از INC، دوران هوش مصنوعی مولد تمام شده است! البته منظور این نیست که فناوری‌هایی مانند مدل‌های زبانی بزرگ یا ابزارهای تولید محتوا از بین رفته‌اند؛ بلکه دوره‌ای که صرفاً استفاده از هوش مصنوعی به‌عنوان یک مزیت بزرگ و نوآورانه تلقی می‌شد، رو به پایان است. در ماه‌های آینده، شرکت‌ها و افراد بیش از پیش با این واقعیت مواجه خواهند شد که استفاده بی‌حساب از هوش مصنوعی، لزوماً به معنای بهره‌وری بیشتر نیست.

قرار نیست یک گزارش پنج‌صفحه‌ای پر از متن تولیدشده توسط هوش مصنوعی جای یک پاراگراف دقیق و هدفمند را بگیرد. قرار نیست ارائه فروش با جمله‌های کلیشه‌ای و تکراری پر شود یا یک شرکت نرم‌افزاری صرفاً با اضافه کردن یک چت‌بات به رابط کاربری یا بخش خدمات مشتری، محصول خود را نوآورانه معرفی کند.

این تغییر، نتیجه افزایش شناخت عمومی از نحوه کار مدل‌های زبانی بزرگ (LLM) است. با این حال، خبر خوب این است که استدلال به نفع استفاده از هوش صمنوعی هرگز تا این اندازه قوی نبوده است.

مشکل، هوش مصنوعی نیست!

در سال‌های اخیر، هشدارهای زیادی درباره هیجان بیش از حد پیرامون هوش مصنوعی مولد مطرح شده است. مسئله اصلی از ابتدا این بود که نباید تمام آینده یک کسب‌وکار را روی این فناوری گذاشت. هوش مصنوعی فناوری جدیدی نیست و جذابیت اولیه آن نیز سرانجام کاهش پیدا می‌کند. از سوی دیگر، این فناوری هنوز در مراحل ابتدایی تحول خود قرار دارد.

همزمان با افزایش استفاده عمومی از ابزارهای مولد، نشانه‌های مشخصی از تولید محتوای ماشینی نیز آشکار شد؛ از عبارت‌های کلیشه‌ای گرفته تا متن‌های طولانی، تکراری و فاقد ارزش افزوده.

در مرحله بعد، کسب‌وکارهای زیادی بر پایه چت‌بات‌های هوش مصنوعی شکل گرفتند و برخی شرکت‌ها حتی کاهش گسترده نیروی انسانی را به هوش مصنوعی نسبت دادند. در همین حال، گروهی از مشاوران هوش مصنوعی اهمیت داده‌ها را در ایجاد مزیت رقابتی نادیده گرفتند.

اما به‌تدریج نگاه بازار تغییر کرد. توجه از ساخت چت‌بات به سمت داده، تحلیل اطلاعات، پیش‌بینی و اقدام عملی حرکت کرد. این تغییر نشان می‌دهد هوش مصنوعی بیش از آنکه یک محصول مستقل باشد، به بخشی از زیرساخت پردازش و تصمیم‌گیری تبدیل شده است.

ورود به عصر «هوش مصنوعی مختصر‌گو»

چرخه فعلی هوش مصنوعی شباهت زیادی به نخستین روزهای عرضه فناوری‌های مولد دارد؛ با این تفاوت که اکنون تجربه بیشتری در اختیار کاربران و شرکت‌هاست. یک اصل قدیمی همچنان پابرجاست: مهم‌ترین، دقیق‌ترین و قابل‌اقدام‌ترین اطلاعات باید در بالاترین اولویت قرار بگیرند.

بر همین اساس، چهار اصل اهمیت بیشتری پیدا کرده‌اند.

اصل اول: هوش مصنوعی ابزار است، نه جایگزین انسان

ادغام هوش مصنوعی در یک فرایند بدون نظارت و کنترل افراد باتجربه، می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد. افزایش صدبرابری بهره‌وری در یک بخش از زنجیره کاری، الزاماً کل زنجیره را قدرتمند نمی‌کند. هوش مصنوعی می‌تواند سرعت تولید و پردازش اطلاعات را افزایش دهد، اما تصمیم‌گیری درباره اینکه کدام اطلاعات ارزشمند هستند و چگونه باید از آن‌ها استفاده کرد، همچنان به قضاوت انسانی نیاز دارد.

اصل دوم: خلاقیت و تجربه انسانی، ماده اولیه هوش مصنوعی است

فرایندی که در دنیای واقعی آزمایش نشده باشد، حتی اگر با بهترین ابزارهای خودکار شود، ممکن است در نهایت شکست بخورد و کل سیستم را تحت تأثیر قرار دهد. نمونه شرکت‌هایی مانند آمازون نشان می‌دهد مزیت واقعی فقط در میزان استفاده از هوش مصنوعی نیست. چنین شرکت‌هایی از هوش مصنوعی گسترده استفاده می‌کنند، اما در کنار آن صدها هزار نفر تجربه مستقیم در شناخت مشکلات و یافتن راه‌ حل دارند. همین دانش انسانی است که امکان استفاده مؤثر از فناوری را فراهم می‌کند.

اصل سوم: داده، سنگر رقابتی شرکت‌هاست

وقتی تقریباً همه شرکت‌ها به ابزارهای مشابه و قدرت پردازشی مشابه دسترسی داشته باشند، صرف داشتن فناوری دیگر مزیت بزرگی ایجاد نمی‌کند. مزیت رقابتی واقعی در داده‌های اختصاصی و فرایندهایی قرار دارد که این داده‌ها را تولید می‌کنند؛ اطلاعاتی که رقبا به آن‌ها دسترسی ندارند و نمی‌توانند به‌ سادگی باز تولیدشان کنند.

بنابراین شرکت‌ها باید به جای تمرکز صرف بر اینکه «چه ابزار هوش مصنوعی داریم»، به این پرسش پاسخ دهند که «چه داده و چه فرایند منحصر به‌ فردی داریم؟»

اصل چهارم: دوران هوش مصنوعی مختصر‌گو آغاز شده است

قاعده جدید ساده است: کمتر، موثرتر است.

کاربران دیگر صرفاً با دیدن متن‌های طولانی یا پاسخ‌های مفصل تحت تأثیر قرار نمی‌گیرند. چت‌بات‌هایی که بدون توقف توضیح می‌دهند، قابلیت‌هایی که کسی درخواست نکرده و انبوهی از اطلاعاتی که خوانده نمی‌شوند، دیگر نشانه بهره‌وری نیستند.

اگر خروجی هوش مصنوعی بدون فیلتر انسانی مستقیماً در اختیار مخاطب قرار گیرد، در واقع کاری انجام شده که تقریباً هر کسی می‌تواند انجام دهد. ارزش واقعی زمانی ایجاد می‌شود که انسان بتواند حجم عظیم خروجی هوش مصنوعی را بررسی کند، اطلاعات غیر ضروری را کنار بگذارد و در نهایت مجموعه‌ای محدود، دقیق، قابل‌اعتماد و قابل‌ اقدام ارائه دهد.

پایان هیجان، آغاز بلوغ

بنابراین وقتی گفته می‌شود «دوران هوش مصنوعی مولد تمام شده است»، منظور پایان فناوری نیست؛ بلکه پایان یک مرحله از چرخه آن است. دوره‌ای که در آن صرف استفاده از هوش مصنوعی می‌توانست نشانه نوآوری باشد، به تدریج جای خود را به مرحله‌ای می‌دهد که کیفیت استفاده از این فناوری اهمیت دارد.

در این مرحله، شرکت‌ها و کاربران موفق کسانی نیستند که بیشترین متن، تصویر یا کد را با هوش مصنوعی تولید می‌کنند؛ بلکه کسانی هستند که می‌دانند از میان حجم عظیم خروجی‌های تولیدشده، کدام اطلاعات واقعاً مهم است، چگونه باید آن‌ها را راستی‌آزمایی کرد و چطور به تصمیم و اقدام تبدیلشان کرد.

به بیان ساده، آینده هوش مصنوعی احتمالاً متعلق به کسانی نیست که بیشتر تولید می‌کنند؛ بلکه متعلق به کسانی است که بهتر انتخاب می‌کنند.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات