روایت پزشکان از سفره خالی کودکان
فقر از سفره به نسخه رسید!
گرانی دارو و مواد غذایی، سلامت کودکان خانوادههای کمبرخوردار را تحت فشار قرار داده است؛ از تاخیر در مراجعه و ناتوانی در خرید دارو تا گسترش سوءتغذیه و کاهش کیفیت رژیم غذایی.
فرارو- «من دیگر توان ادامه دادن ندارم.» این عبارت در کنار عبارات مشابهی که کمابیش این روزها از زبان پزشکان میشنویم در نگاه اول با برداشتهای متفاوتی مواجه میشود، اما اصل ماجرا مشکلات معیشتیست.
به گزارش فرارو، گفتوگو با چند پزشک که در مناطق محروم مشغول به گذراندن طرح هستند کافی است تا با روایتهایی مواجه شویم که بیشتر شبیه یک هشدار اقتصادی است تا مسئلهای پزشکی.
مواجهه پزشکان با خانوادههایی که با تاخیر برای درمان کودک مراجعه میکنند. والدینی که روزها در حال دو دو تا چهارتا هستند تا بتوانند داروهای فرزندشان را تهیه کنند. پدر و مادری که میگویند نمیتوانند رژیم غذایی تجویزشده برای فرزندشان را رعایت کنند. کودکی که باید شیر، گوشت، تخممرغ، لبنیات یا مکمل دریافت کند، اما خانواده میان نسخه پزشک و دخل خانه، ناچار به انتخاب است.
هرچند روایتهای مطرح شده همهگیر و یکسان نیستند اما نادیده گرفتن آنها نیز ساده نیست.
آمارها چه میگویند؟
تازهترین آمار اعلامشده از سوی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی نشان میدهد در سال ۱۴۰۵ بیش از ۱۸۸ هزار کودک مبتلا به سوءتغذیه مشمول دریافت اعتبار خرید سبد غذایی رایگان شدهاند. نکته مهم این است که اعداد یاد شده تعداد کودکانی است که در طرح حمایتی دولت شناسایی و مشمول دریافت کمک هستند.
چند ماه پیشتر نیز وزارت رفاه از حمایت بیش از ۲۶۲ هزار کودک مبتلا به سوءتغذیه خبر داده بود. یکی از والدینی که به یک پزشک اطفال در مناطق محروم مراجعه کرده بود به او در این خصوص میگوید: «پیشتر راحتتر میشد به نسخه پزشک عمل کرد، اما حالا حتی پختن یک سوپ قوتدار هم خارج از دسترس شده.»
پزشک در توضیح این جمله میگوید: «به او گفته بودم حداقل مثل دفعات قبل پای مرغ بگیرد اما پاسخ داد: «آن برای زمانی بود که هر بسته پای مرغ 10 هزار تومان قیمت داشت نه 250 هزار تومان» با شنیدن این پاسخ دیگر توصیهای هم مگر وجود داشت؟»
نسخهای که در جیب خانواده جا نمیشود
همزمان با کاهش قدرت خرید اقلام خوراکی، رسیدگی به حوزه سلامت از صدر جدول اولویتها عقبنشینی میکند. مریم، زن 32 ساله سرپرست خانوار میگوید: «میدانم که دندان شیری فرزندم او را به شدت اذیت میکند، اما برای کشیدن همان دندان نیاز به رادیولوژی و غیره و ذلک بود. مراجعه را عقب انداختم و شبها با دمنوش میخک سعی میکنم دندانش را آرام کنم.»
علیرضا، پدر 3 فرزند نیز میگوید: «وقتی یکی از آنها سرما میخورد، بلافاصله 2 فرزند دیگرم نیز ویروس را دریافت میکنند؛ گاهی به جای اینکه هر یک را جدا جدا به درمانگاه ببریم، نسخه دیگری را برای آن یکی میگیریم تا حداقل هزینه ویزیت ندهم.»
مرضیه، زن 36 ساله و مادر 2 فرزند نیز که پس از جنگ به همراه همسرش شغل خود را از دست دادهاند نیز میگوید: «اغلب توان تهیه قرصهای مکمل و تقویتی را نداریم چون تحت پوشش بیمه نیستند. بیمه بیکاری هم معلوم نیست چه زمانی تمام شود، این خود مشکل دردناکیست.»
این روایات در کنار این آمار قرار میگیرد که در سال ۱۴۰۵، رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس گفته سهم پرداخت از جیب مردم در حوزه سلامت به ۵۵ تا ۷۰ درصد رسیده است. در حالی که هدفگذاری نظام سلامت، پرداخت ۳۰ درصدی مردم بوده است.
این عدد وقتی در کنار هزینههای دارو قرار میگیرد، معنای جدیتری پیدا میکند. گزارشهای امسال از افزایش قیمت برخی داروها و فشار بیشتر بر بیماران خبر دادهاند؛ حتی در برخی گزارشها از افزایش سه تا پنج برابری قیمت برخی داروها سخن گفته شده است.
بنابراین باید پرسید خانوادهای که پیش از بیماری نیز برای تامین مواد غذایی معمولی با مشکل مواجه است، چگونه باید از عهده یک رژیم درمانی برآید؟
سوءتغذیه فقط گرسنگی نیست
سوءتغذیه الزاما به معنای گرسنگی شدید نیست. ممکن است کودک غذا بخورد، اما آنچه میخورد از نظر پروتئین، ویتامینها و مواد معدنی کافی نباشد.
بنابراین ممکن است خانواده از حجم غذای کودک کم نکند، اما کیفیت آن تغییر کند. گوشت کمتر، لبنیات کمتر، میوه کمتر و جایگزین شدن مواد غذایی ارزانتر. نتیجه میتواند چیزی باشد که کمتر دیده میشود اما در رشد کودک اثر میگذارد که از آن با نام سوء تغذیه پنهان یاد میشود.
مرضیه میگوید: «میدانید تورم 150 درصدی یعنی چه؟ اگر گوشت حدود یکسال است که حذف شده، لبنیاتی هم دیگر در یخچال وجود ندارد به جز پنیر. بیشتر به سمت خوراکیهای سیر کننده میرویم. مثل نان و برنج هندی.»
به همین دلیل است که دولت برای کودکان شناساییشده برنامه حمایتی دارد. در سال ۱۴۰۵ سرانه سالانه این حمایت برای هر کودک مبتلا به سوءتغذیه ۲۴ میلیون تومان تعیین شده است. این رقمی است که در صورت بهبود وضعیت کودک به ۱۲ میلیون تومان کاهش مییابد. اولویت نیز با کودکان زیر دو سال است، هرچند کودکان زیر شش سال و زنان باردار نیز در این برنامه قرار دارند.
اما همین اعداد یک سؤال بزرگ هم ایجاد میکنند، اگر برای صدها هزار کودک نیاز به مداخله مستقیم دولت وجود دارد، وضعیت خانوادههایی که هنوز شناسایی نشدهاند چه میشود؟