فیلترینگ چگونه اینترنت ایران را به «کفِ کیفیت» رساند؟
رئیس کمیسیون اینترنت گفت: کیفیت اینترنت ایران در شش ماه اخیر به پایینترین سطح خود رسیده و فیلترینگ گسترده شبکههای اجتماعی، استفاده از فیلترشکن را به رفتاری عمومی تبدیل کرده است.
حمیدرضا احمدی، رئیس کمیسیون اینترنت و زیرساخت انجمن تجارت الکترونیک، میگوید کیفیت اینترنت ایران در شش ماه اخیر به پایینترین سطح خود رسیده و فیلترینگ گسترده شبکههای اجتماعی، علاوه بر افزایش اختلال و کاهش کیفیت دسترسی، استفاده از فیلترشکن را به رفتاری عمومی تبدیل کرده است؛ وضعیتی که به گفته او، حتی امکان اعمال محدودیت موقت بر چند پلتفرم را نیز از سیاستگذار گرفته و کشور را در مواقع بحرانی به سمت قطع گسترده اینترنت سوق داده است.
به گزارش اقتصادنیوز، مشروح گفتگو با رئیس کمیسیون اینترنت و زیرساخت انجمن تجارت الکترونیک را بخوانید؛
این روزها وضعیت کیفیت اینترنت چه مسیری را طی میکند؟ بهویژه در شش ماه اخیر چه تغییری در این روند دیدهاید؟
ما ششماه گذشته عملاً به کف کیفیت اینترنت رسیدهایم؛ بهخصوص به دلیل قطعیهای متعدد، اتفاقات مربوط به اعتراضات دیماه و بعد هم شروع جنگ. البته مسئله این است که کیفیت اینترنت ما پیش از این هم هیچوقت مطلوب نبوده و یکی از دلایل اصلی آن، سیستم فیلترینگ است.
ما در کمیسیون اینترنت و زیرساخت انجمن الکترونیک تهران، اینترنت را بر اساس سه مؤلفه اصلی کیفیت، سرعت و اختلال بررسی میکنیم. نخست، اختلالات مختلف که به دلیل نرمافزارها و سختافزارهای مربوط به فیلترینگ در شبکه ایجاد میشود. دوم، محدودیتها که خود سیاست فیلترینگ را شامل میشود؛ یعنی سایتها و سرویسهایی که فیلتر شدهاند و در کنار آن، محدودیتهایی که به دلیل تحریمها برای کاربران ایرانی وجود دارد. برای مثال، برخی سرویسهای هوش مصنوعی و خدمات دیگر به دلیل تحریم برای کاربران ایرانی در دسترس نیستند. مؤلفه سوم هم سرعت اینترنت کاربران، چه در شبکه موبایل و چه در اینترنت ثابت است.
از زمانی که ما این شاخصها را اندازهگیری میکنیم، تقریباً همیشه با اختلالات زیاد و سطح بالای فیلترینگ مواجه بودهایم. در سال گذشته، با توسعه نسبی فیبر نوری، وضعیت سرعت تا حدودی بهتر شد، اما همان پروژه هم چالشهای خودش را دارد؛ تا نقطهای پیش رفت و بعد سرعت توسعه آن کمتر شد. امیدواریم سرمایهگذاری بیشتری روی این بخش صورت بگیرد.
در شش ماه گذشته اما شرایط به مرحلهای رسیده که در مقاطعی حتی امکان اندازهگیری کیفیت نیز وجود نداشته است؛ چون وقتی اساساً اینترنت در دسترس نیست، دیگر بحث اندازهگیری کیفیت آن موضوعیت ندارد.
سه یا چهار پلتفرم، بخش بزرگی از مسئله فیلترشکن را ساختهاند
وزیر ارتباطات نیز پیشتر گفته بود حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد ترافیک اینترنت کشور بهنوعی درگیر فیلترشکنها شده است. این وضعیت چه اثری بر نوع استفاده کاربران عادی، افراد و بهویژه کسبوکارهای اینترنتی گذاشته است؟
پیش از فیلترشدن اینستاگرام، حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد مردم بهصورت فعال از فیلترشکن استفاده میکردند؛ برای دسترسی به یوتیوب، توییتر یا برخی سرویسهای دیگر. در آن مقطع اینستاگرام فیلتر نبود و به همین دلیل بخش بزرگی از مردم نیازی به استفاده از فیلترشکن برای این پلتفرم نداشتند.
اما از پاییز ۱۴۰۱ که اینستاگرام فیلتر شد، میزان استفاده از فیلترشکن از حدود ۳۰ درصد به حدود ۸۵ درصد رسید. بنابراین بخش اصلی مسئلهای که امروز درباره فراگیرشدن فیلترشکن و درگیرشدن ترافیک کشور با VPN مطرح میکنیم، به فیلترشدن چند پلتفرم اصلی و بسیار پرکاربرد برمیگردد؛ اینستاگرام، تلگرام و یوتیوب از مهمترین آنها هستند.
اگر محدودیت همین چند پلتفرم برداشته شود، دیگر بخش بزرگی از مردم احتیاجی به فیلترشکن نخواهند داشت. ممکن است همچنان چند سایت محدود فیلتر باقی بمانند، اما میزان استفاده از فیلترشکن میتواند به زیر ۲۰ درصد و حتی حدود ۱۵ درصد کاهش پیدا کند. در چنین شرایطی کیفیت اینترنت نیز بهمراتب بهتر خواهد شد؛ هم برای کاربران عادی و هم برای کسبوکارها و مشتریان آنها.
مسئله اقتصاد فیلترشکن با برخورد با فروشندگان آن حل نمیشود
در کنار مسئله کیفیت، بارها درباره اقتصاد فیلترشکن و گردش مالی آن نیز صحبت شده است. معاون آقای پزشکیان هم پیشتر به ارقامی در محدوده چند هزار میلیارد تومان در این بازار اشاره کرده بود. از نظر شما برای مواجهه با این اقتصاد زیرزمینی چه باید کرد؟
به نظرم یک اشتباه در نوع مواجهه دولت با این موضوع وجود دارد. گفته میشود سیستم فیلترینگ برای عدهای درآمد ایجاد کرده و بنابراین باید به سراغ کسانی رفت که از فروش فیلترشکن درآمد دارند. اما راهحل این مسئله این نیست که سراغ آن شرکتها یا افراد برویم و بپرسیم چرا از این بازار درآمد دارید.
اگر واقعاً میخواهیم این اقتصاد از بین برود، یا دستکم از فضای سایه خارج شود، راهحل اصلی برداشتن فیلترینگ است. در یک اقتصاد عادی، شرکتها میتوانند رسمی فعالیت کنند، ثبت شوند، مالیات بدهند و تحت نظارت باشند. اما وقتی خود سیاست فیلترینگ تقاضای گسترده برای فیلترشکن ایجاد کرده است، طبیعتاً یک اقتصاد غیررسمی هم در کنار آن شکل میگیرد.
برای فیلترشکن، اقتصاد جایگزینی وجود ندارد که بتوان با برخورد با فروشندگان آن مسئله را حل کرد. اصل موضوع، خود فیلترینگ است. با برداشتن آن، هم کیفیت اینترنت برای همه کاربران و کسبوکارها افزایش پیدا میکند و هم بخش بزرگی از این بازار زیرزمینی عملاً موضوعیت خود را از دست میدهد.
از وزارت ارتباطات در شرایط فعلی چه انتظاری دارید؟ آیا عملکرد این وزارتخانه در دفاع از کیفیت اینترنت و حقوق کاربران را کافی میدانید؟
انتظار ما این است که وزارت ارتباطات حداقل در موضوعاتی که حتی ممکن است تصمیمگیری نهایی درباره آنها کاملاً در اختیار خودش نباشد، از جایگاه و بلندگویی که در اختیار دارد بهتر استفاده کند؛ یعنی برای این موضوع بجنگد و نشان دهد که پیگیر مسئله است.
الان بخش خصوصی بدون دسترسی به همه اطلاعات و در نوعی تاریکی، وقت میگذارد، عدد و آمار جمعآوری میکند، نمودار تهیه میکند و تلاش میکند نشان دهد چه اتفاقی برای اینترنت افتاده است؛ در حالی که اساساً این کار باید در سطح حاکمیت و وزارتخانه انجام شود.
ما این کار را به عهده گرفتهایم تا داده در اختیار آنها قرار بگیرد و بتوانند برای بهبود شرایط اقدام کنند. اما گاهی وقتی آمار و ارقام را مقابل مسئولان قرار میدهیم، پاسخ این است که شما بیشتر بررسی کنید و اطلاعات بیشتری در اختیار ما بگذارید تا دست ما برای پیگیری بازتر شود. در حالی که انتظار ما برعکس است؛ این مسئولان هستند که باید برای این موضوع بیشتر بجنگند.
چرا برای محدودیت چند پلتفرم، کل اینترنت قطع شد؟
اگر بخواهید از میان اتفاقات شش ماه اخیر یک مورد را بهعنوان شوکهکنندهترین نشانه وضعیت اینترنت انتخاب کنید، آن چیست؟
چیزی که هنوز کسی بهصورت رسمی و شفاف درباره آن توضیح نداده، این است که در دورههای قطعی اخیر دقیقاً چه اتفاقی افتاد، چه اتفاقی نیفتاد؟ و بر اساس چه منطقی اینترنت تا این اندازه کامل قطع شد؟ به شکلی که در برخی مقاطع حتی امکان ارسال ساده پیامک هم وجود نداشت.
ما سعی کردهایم بر اساس شواهد و فرضیههای مختلف، دلایل این اتفاق را یکییکی بررسی کنیم و نتایج بررسیها نیز در گزارش آینده ما منتشر خواهد شد. اما جمعبندی و حسی که در نهایت از این وضعیت داریم این است که فیلترینگ گسترده شبکههای اجتماعی، استفاده از VPN را آنقدر فراگیر کرده که سیاستگذار عملاً خودش را در یک بنبست قرار داد که خودش هم نمیتوانست از آن خارج شود.
کاری کردهاند که ۹۰ درصد مردم VPN داشته باشند
وقتی بخش بزرگی از مردم فیلترشکن دارند، اگر دولت یا حاکمیت بخواهد در یک مقطع خاص دسترسی به یک شبکه اجتماعی را محدود کند، دیگر محدودکردن همان پلتفرم بهتنهایی کارایی ندارد؛ چون کاربران با VPN محدودیت را دور میزنند. برای مسدودکردن فیلترشکنها نیز در عمل ممکن است ناچار شوند بخش بزرگی از اینترنت یا حتی کل اینترنت را محدود کنند.
این همان بنبستی است که خود سیاست فیلترینگ ایجاد کرده است. اگر مردم بهصورت گسترده VPN نداشتند، در یک شرایط خاص مانند زمان جنگ، اگر تصمیمگیر احساس میکرد به دلایل امنیتی لازم است برای یک هفته دسترسی به اینستاگرام، یوتیوب یا تلگرام محدود شود، میتوانست همان چند سرویس را بهطور موقت محدود کند. ممکن بود درصد کوچکی از کاربران همچنان راهی برای دورزدن محدودیت پیدا کنند، اما نیازی نبود کل شبکه تحت تأثیر قرار بگیرد.
اما وقتی خود سیاستها باعث شدهاند بخش بسیار بزرگی از جامعه – حتی تا حدود ۹۰ درصد کاربران – فیلترشکن داشته باشند، دیگر امکان اعمال یک محدودیت محدود و مشخص از بین میرود. در واقع خودمان شرایطی ایجاد کردهایم که کنترل محدود چند پلتفرم، به مسئلهای برای کل اینترنت تبدیل شده است و باید این را حل کنیم.