اشتباه محاسباتی ترامپ/ چرا این رئیس جمهور دیپلماسی را نمیفهمد؟
ترامپ در طول تنش با ایران فقط از تهدیدات نظامی و تحریم بهره برده و فکر میکند میتواند همه مسائل را با آن حل و فصل کند.
حمید روشنایی در اعتماد نوشت: ترامپ بیش از آنکه خود را یک سیاستمدار بداند یک تاجر موفق میشناسد که با ابزارهای مختلف سعی دارد طرف مقابل را بخرد یا بفروشد! او به عنوان رییسجمهور امریکا بسیاری از ظرایف سیاست را درک یا عمل نمیکند، اما آنچه برای ما در این مقوله مهم است، مشکلاتی است که به صورت جنگ و مذاکره، با وی و حکومت امریکا داریم.
در دنیای امروز، دیپلماسی هم علم است و هم فن و هنر. به این معنا که یک دیپلمات هم باید مطالعات و تحصیلات عمیقی درخصوص روابط سیاسی با کشورها، تاریخ، جغرافیا، روانشناسی و… داشته باشد و هم به فنون و هنر مذاکره و گفتوگو آشنا باشد.
آنچه مربوط به ترامپ میشود وی این نکات را در مورد دیپلماسی نمیداند:
۱- سیاست خارجی یک امر بلندمدت و دوراندیشانه است. سیاستمداران غالبا افرادی دوراندیش هستند و برنامههایشان بلندمدت است. برای یک حاکم، داشتن دیدگاهی کوتاهمدت و کوتهبینانه، موجب تصمیمات مقطعی و ناقص میشود و درنهایت به بنبست میرسد. خواستههای ترامپ از حکومتش در حد دوشیدن دیگر کشورها و دریافت پول و سرمایه است.
۲- دیپلماسی یک امر تخصصی است. سیاست خارجی مانند هر علم و اقدامی نیاز به متخصص و افراد متبحر دارد. اعزام یک تاجر و داماد سوداگر به مذاکرات مهمی مانند بحث هستهای ایران، از ابتدا هم نمیتوانست نتایج خوبی داشته باشد.
۳- دیپلماسی ابزار میخواهد. بنا به گفته مطبوعات امریکایی، وزارت امور خارجه و حتی سازمانهای اطلاعاتی امریکا در دوران ترامپ به نوعی بیکار شده و تجربه و تخصص آنها در مذاکرات و بیان نظرات واشنگتن مورد بهرهبرداری قرار نمیگیرد. اشتباهات افرادی همچون ویتکاف و کوشنر بیانگرعدم استفاده از کارشناسان و کار حرفهای است.
۴- تهدید کردن، صرفا یکی از ابزارهای دیپلماسی است. تکیه بر یک ابزار در مذاکره مانند داشتن تنها یک ورق در بازی پوکر است و نتیجهای جز باخت ندارد. ترامپ در طول تنش با ایران فقط از تهدیدات نظامی و تحریم بهره برده و فکر میکند میتواند همه مسائل را با آن حل و فصل کند. در دیپلماسی ابزارهای دیگری همچون اجماع، همسوسازی، انزوای طرف مقابل و… نیز وجود دارد که یک سیاستمدار بایدبه آن مسلط باشد.
۵- دیپلماسی، صفر و صد نیست. اگر فکر میکنیم میتوان در پشت میز مذاکره همه امتیازات را از طرف مقابل بگیریم، سخت در اشتباه هستیم، زیرا مذاکره به معنای بازی برد-برد است و کسی که انتظار دارد همه جامها را به عنوان پیروزی بالای سر ببرد، مسیر را اشتباهی آمده است.
۶- مجری روابط خارجی یک کشور، به دانستن تاریخ و دنیایی از تجربه نیاز دارد. روابط هر کشوری با جهان پیرامون، مملو از حوادث و پیامدهایی است که یک دیپلمات باید به آن آشنا باشد. ورود به مذاکره بدون دانستن این تاریخ، مانند درگیر شدن یک فرد نابینا با یک لشکر از حریفان بینا و هوشیار است.
۷- دانستن جغرافیا و شرایط اجتماعی کشور مقابل در یک مذاکره واجب است. صرف دانستن برخی اطلاعات پراکنده در مورد طرف مذاکره، بدون آنکه بدانی از کجا آمده و در چه شرایطی زندگی کرده است، عاقلانه نیست و ممکن است مذاکرهکننده را به اشتباه اندازد.
۸- استفاده از شیوههای روانشناختی طرف مقابل یک امر لازم است. اعترافات ترامپ از سرسختی و حرفهای بودن مذاکرهکنندگان ایرانی نشان میدهد که او و همکارانش نه تنها ملت ایران را نمیشناختهاند، بلکه تیم مذاکرهکننده ایرانی را که سالها با دیپلماتهای کشورهای دیگر (حداقل در مذاکرات برجام)، هماورد بودهاند را نیز نمیشناسد.
۹- زیادهگویی و به خصوص دروغگویی شایسته یک سیاستمدار و دیپلمات نیست. گزارش دادن به مردم در دنیای امروز، یک امر رایج و بخشی از دیپلماسی عمومی است، اما زیادهگویی میتواند این موضوع را با نتیجه عکس مواجه و کار کارگزاران را خراب کند. همانگونه که آقای ترامپ با توییتها و سخنانش، بارها موجب برهم زدن مذاکرات شده است.
۱۰- به کارگیری زبان بدن برای متقاعد کردن یا منصرف کردن مذاکرهکننده مقابل یک راهکار مرسوم است. اشتباه یک سیاستمدار در حرکات بدن و در بیان یک نکته، میتواند پیام دیگری را به مقامات خارجی بدهد و برای همین رفتارهای ناشایست موجب جدی گرفته نشدن و بیاعتباری خواهد شد.
درنهایت میتوان گفت؛ ترامپ در حال هزینه کردن اعتبار ایالاتمتحده و از دست دادن موقعیت آن در سطح جهان است و برخلاف برخی که او را در حال تجارت با جهان میبینند، او مانند یک قمارباز در حال باختن آخرین اندوختههای امریکاست.