ترنج موبایل
تبلیغات
کد خبر: ۹۹۵۳۳۲

پشت پرده حملات تند ترامپ به عمان و کره جنوبی

پشت پرده حملات تند ترامپ به عمان و کره جنوبی

ترامپ حملات تندی را متوجه عمان و کره جنوبی کرده است، اما فهرست ناکامی‌های سیاست خارجی او رو به افزایش است.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- ترامپ حملات تندی را متوجه عمان و کره جنوبی کرده است، اما فهرست ناکامی‌های سیاست خارجی او رو به افزایش است. 

به گزارش فرارو به نقل از اسی ان ان، از دید منتقدان دونالد ترامپ، او در عرصه سیاست خارجی عملکردی بسیار ناموفق و فاجعه‌بار دارد. 

با این حال، رئیس‌جمهور آمریکا همچنان با تمام قوا و جسارت تمام به میدان می‌آید و دست به اقدامات بزرگ (و پرریسک) می‌زند. 

مهلت ۶۰ روزه تفاهم‌نامه‌ای که او با ایران امضا کرده بود (و مدت‌ها پیش عملاً نقض شده بود)، روز دوشنبه به پایان رسید. ترامپ به جای آنکه به مناسبت دستیابی به توافقی هسته‌ای که می‌توانست توجیه‌گر جنگ احتمالی‌اش باشد جشن بگیرد، خشم و سرخوردگی خود را با تنبیه برخی از متحدان آمریکا و احیای رابطه با کیم جونگ‌اون، رهبر کره شمالی، بروز داد. 

ترامپ روز یکشنبه اعلام کرد که ایالات متحده مانورهای نظامی مشترک با کره جنوبی متحد دیرینه آمریکا از دهه ۱۹۵۰ را کاهش خواهد داد. او دلایل این تصمیم را هزینه‌های بالای آن، امتناع سئول از مشارکت در جنگ علیه ایران، و تمایل به‌عدم ناراحت کردن کیم (که او را یک حاکم مستبد می‌دانست) عنوان کرد. 

روز دوشنبه، ترامپ تهدید کرد که عمان را بمباران خواهد کرد؛ ظاهراً به این دلیل که عمان برای برقراری مجدد تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز با ایران مذاکره کرده بود؛ اقدامی که خود بخشی از الزامات همان تفاهم‌نامه‌ای بود که ترامپ زمانی آن را «بزرگ‌ترین توافق صلح تاریخ خاورمیانه» خوانده بود. 

بار دیگر به نظر می‌رسید که ترامپ عمداً در حال وارونه کردن تمام تصورات پیشین جهانیان درباره قدرت آمریکا و اصول سیاست خارجی این کشور است. 

جیمز استاوریدیس، دریاسالار بازنشسته نیروی دریایی آمریکا، در گفتگو با «کیسی هانت» از شبکه سی‌ان‌ان گفت: «من دلیل نزدیکی و گرم گرفتن با کیم جونگ‌اون را درک نمی‌کنم. همچنین تهدید به بمباران عمان برایم قابل‌فهم نیست. این اقدامات دقیقاً نقطه مقابل کارهایی است که باید در حال حاضر انجام دهیم.» 

حملات ترامپ به عمان و کره جنوبی رویدادهای جداگانه‌ای نیستند. آن‌ها نشانه‌هایی از یک سیاست خارجی فاقد استراتژی متعارف هستند؛ عمداً دیپلمات‌ها و کارشناسان را به حاشیه می‌رانند؛ و به نظر می‌رسد که فقط از درون او سرچشمه می‌گیرند. 

از بیرون، هرج و مرج در حال افزایش است. به عنوان مثال، جارد کوشنر، داماد اول، در خاورمیانه می‌دود و سعی می‌کند آنچه را که ترامپ ماه گذشته به عنوان یک توافق «بزرگ» برای خلع سلاح حماس و خروج اسرائیل از غزه ستود، نجات دهد که به نظر می‌رسد واقعیت استراتژیک خصمانه بین اسرائیل و جنبش مقاومت اسلامی را نادیده می‌گیرد. 

در داخل، مذاکره‌کنندگان هنوز هیچ توافقی برای جلوگیری از تعرفه‌های ۵۰ درصدی ترامپ بر کانادا قبل از مهلت چهارشنبه ندارند. این پس از آن است که او پیمان ایالات متحده-کانادا-مکزیک در دوره اول خود را که در آن زمان به عنوان «مهمترین توافق تجاری تاکنون» ستود، به باد انتقاد گرفت. 

رویکرد منحصر به فرد ترامپ به سیاست خارجی و اینکه چرا ممکن است در حال فروپاشی باشد. این معضل دیپلماتیک چندلایه، سیاست خارجی MAGA ترامپ را خلاصه می‌کند. او برای غیرقابل پیش‌بینی بودن ارزش قائل است؛ او سعی می‌کند از طریق تهدید قدرت خود را اعمال کند؛ او رهبران جهان را بر اساس نحوه برخوردشان با خودش قضاوت می‌کند، چه برسد به اینکه آن‌ها به عنوان دشمن ایالات متحده عمل کنند یا آزادی‌های سیاسی را در داخل کشور سرکوب کنند. ترامپ معتقد است که ایجاد ارتباط با رهبران قدرتمند می‌تواند پیروزی‌هایی فراتر از تصور روسای جمهور قبلی به همراه داشته باشد. و او اتحادها مانند اتحاد با سئول را نه به عنوان تقویت‌کننده‌های قدرت ایالات متحده، بلکه بیشتر به عنوان باج‌خواهی‌هایی می‌داند که در آن‌ها کشورهای خارجی باید هزینه زیادی بپردازند تا از تضمین رو به زوال حفاظت آمریکا بهره‌مند شوند. از نظر او، چنین اتحادهایی همچنین شرکا را ملزم می‌کند که برای هر مأموریت خارجی که او انتخاب می‌کند، ثبت‌نام کنند. 

ترامپ روز جمعه در یک تجمع در لانگ آیلند گفت: «آمریکا دوباره در سراسر جهان مورد احترام قرار گرفته است. ما بیش از هر زمان دیگری مورد احترام هستیم.» 

اما در دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ، بی‌نظمی و نوسانات فزاینده ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد. 

کریستوفر هیل، یکی از مقامات ارشد سابق وزارت امور خارجه و سفیری که به روسای جمهور جمهوری‌خواه و دموکرات خدمت کرده است، به جیم اسکیوتو در سی‌ان‌ان بین‌المللی گفت: «در حالی که در دوره اول ریاست جمهوری‌اش، سابقه‌ای از غیرقابل پیش‌بینی بودن از خود به جا گذاشت، در دوره دوم ریاست جمهوری‌اش، به خوبی در مسیر ثبت سابقه‌ای از غیرقابل اعتماد بودن است. و تمام جهان در حال نظاره این وضعیت است.» 

این خطر به وضوح در ایران دیده می‌شود. با وجود تمام ادعاهای دولت مبنی بر نابودی نیروهای نظامی ایران، ترامپ همچنان در تلاش برای بازگرداندن وضعیتی است که پیش از جنگ حاکم بود: یعنی تنگه هرمزِ باز و با قابلیت تردد آزادانه. به نظر می‌رسد ایران مشتاق دور بعدی درگیری‌هاست و وال‌استریت ژورنال گزارش می‌دهد که تهران از وقفه در درگیری‌های تمام‌عیار برای افزایش تولید موشک و پهپاد بهره برده است. 

سرزنش کره جنوبی توسط ترامپ ممکن است صرفاً مسئله‌ای امنیتی مربوط به شرق آسیا به نظر برسد؛ اما به گفته خود او، دلیل این تندی، جنگ ناتمام خاورمیانه بوده است. ترامپ مدعی شد که با وجود حضور هزاران نیروی آمریکایی در آن کشور، «لی جائه-میونگ»، رئیس‌جمهور کره جنوبی، «ترجیح می‌دهد درگیر» مسئله ایران نشود. شاید با توجه به روند جنگ، این انتخابی هوشمندانه از نظر سیاسی باشد؛ اما رئیس‌جمهور روز دوشنبه گفت که به «لی» گفته است: «خب، چرا ما باید در کمک به شما مشارکت داشته باشیم؟» 

فشار ترامپ بر کره جنوبی زمانی عجیب‌تر به نظر می‌رسد که بدانیم انتظار می‌رود این کشور امسال یعنی ۷۳ سال پس از جنگ کره بیش از یک میلیارد دلار برای حمایت از پایگاه نظامی آمریکا بپردازد؛ ضمن اینکه «پیت هگسث»، وزیر دفاع، اخیراً آن را به عنوان نمونه‌ای از «سهیم شدن در بار هزینه‌ها» ستوده بود. 

ممکن است ترامپ در ارزیابی وضعیت کره شمالی نیز همان‌قدر دچار اشتباه شود که در درک واقعیت‌های پیش از جنگ با ایران اشتباه کرد. این تصور که او و «کیم» پیوند و تفاهمی ویژه با هم دارند، با نتایج نشست‌های سران در دوره اول ریاست‌جمهوری‌اش تضعیف شده است؛ نشست‌هایی که سرشار از فرصت‌های تبلیغاتی و عکس‌گرفتن بود، اما دستاورد عملی چندانی نداشت. از آن زمان تاکنون، کره شمالی برنامه‌های هسته‌ای و موشکی خود را که تهدیدی برای آمریکا و متحدانش محسوب می‌شوند، شتاب بخشیده است. این کشور همچنین به دو رقیب اصلی دیگر آمریکا، یعنی روسیه و چین، بسیار نزدیک‌تر شده و مقادیر عظیمی مهمات و بیش از ۱۰ هزار نیرو برای جنگ اوکراین به روسیه فرستاده است. 

به نظر می‌رسد هیچ‌یک از این مسائل برای ترامپ اهمیتی ندارد. او روز دوشنبه گفت: «کیم جونگ‌اون همیشه با احترام فراوان با من رفتار کرده است. من او را درک می‌کنم و او هم مرا می‌فهمد… من با او کنار می‌آیم. می‌دانید، او از بایدن خوشش نمی‌آمد. از اوباما هم خوشش نمی‌آمد. او از هیچ‌کس خوشش نمی‌آمد، اما من رابطه بسیار خوبی با او دارم.» 

در سطحی کلان‌تر، رئیس‌جمهور با طرح تهدیدهای شدید و سخت‌گیرانه علیه ایران و سپس عقب‌نشینی سریع از آن‌ها، اعتبار ایالات متحده را به خطر انداخت. روابط فراآتلانتیکی در بدترین وضعیت خود از زمان جنگ جهانی دوم قرار دارد. خشم او نسبت به کره جنوبی اکنون کل تعهدات ایالات متحده به پیمان‌های اتحاد در شرق آسیا را با تردید مواجه کرده است. 

منتقدان سیاست خارجی ترامپ را یک شکست می‌دانند، اما ایجاد آشفتگی در نظم جهانی، خودِ هدفِ اصلی است. 

اینکه سیاست‌های خارجی ترامپ که از دید منتقدان خارجی موجب تضعیف قدرت آمریکا و اتحادهای پشتیبان آن می‌شود در دنیای ترامپ بسیار موفقیت‌آمیز تلقی می‌گردد، نشانه‌ای از دوقطبی‌شدن فضای سیاسی آمریکاست. 

تا حد زیادی، تخریب ارکان سیاست خارجی سنتی، جوهره‌ی «ترامپیسم» است. رئیس‌جمهور در سخنرانی‌های متعدد، در مجمع عمومی سازمان ملل و در سفرهای خارجیِ جنجال‌برانگیز خود به‌صراحت اعلام کرده است که معتقد است متحدان از آمریکا سوءاستفاده می‌کنند و نهادهای بین‌المللی قدرت آن را محدود می‌سازند. او استدلال کرده است که تجارت آزاد که رؤسای‌جمهور پیشین آن را عاملی برای ارتقای وضعیت همگان می‌دانستند اقتصادی جهانی‌سازی‌شده پدید آورده که موجب انتقال مشاغل آمریکایی به اقتصادهای خارجی با دستمزد پایین شده است. 

و او از منظر خودش، به موفقیت‌هایی نیز دست یافته است. او با شور و شوق از حمله خیره‌کننده نیروهای ویژه که دیکتاتور ونزوئلا، نیکولاس مادورو، را از قلعه‌اش بیرون کشید، یاد می‌کند - حتی اگر این عملیات نتوانسته دموکراسی را احیا کند و غروری را که باعث شده او ایران را دست کم بگیرد، تشدید کرده است. 

ترامپ به انتخاب ملی‌گرایان پوپولیست همفکر خود در نیمکره غربی در پیروزی برای ایدئولوژی MAGA کمک کرده است. دولت او فشار شدیدی را بر کوبای کمونیست اعمال می‌کند. اما منتقدانش هشدار می‌دهند که یک سیاست مهم منطقه‌ای دیگر کشتارهای فراقضایی افرادی که دولت ادعا می‌کند تروریست‌های مواد مخدر در کارائیب و اقیانوس آرام هستند قانون و قانون اساسی را نقض کرده است. 

و در حالی که دیپلماسی او در غزه بعید به نظر می‌رسد، ترامپ می‌تواند جان بسیاری را نجات دهد اگر به نحوی آن را عملی کند. 

البریج کولبی، رئیس سیاست پنتاگون، می‌گوید منتقدان سیاست خارجی ترامپ نکته اصلی را از دست داده‌اند. 

کولبی هفته گذشته در سخنرانی در مانیل گفت: «یک شایعه وجود دارد که نشان می‌دهد آمریکای امروز برای همکاری با آن بیش از حد غیرقابل اعتماد است.» «پیش از این، آمریکا از نقطه نظر مذاکره قابل محاسبه بود، اما اغلب انعطاف‌ناپذیر و از نظر ایدئولوژیکی بر شعارهای لیبرال استوار بود.» 

یک حوزه مهم وجود دارد که تهدیدها و رویکرد معامله‌گرایانه ترامپ بدون شک در آن موفق بوده است. او متحدان ناتو را مجبور کرده است که به هزینه‌های دفاعی بسیار بیشتری متعهد شوند و به طور بالقوه زمینه را برای یک اتحاد غربی قوی‌تر پس از ترک قدرت فراهم کند. و با توجه به اینکه آمریکا در حال کاهش هزینه‌ها است، آیا زمان آن نرسیده است که یک رئیس جمهور از خود بپرسد که آیا هفت دهه پس از جنگ کره و هشت دهه پس از جنگ جهانی دوم، متحدان ایالات متحده باید از خود دفاع کنند؟ 

اما خطر برای ترامپ این است که‌عدم موفقیت او در پایان دادن به جنگ با ایران به روش خودش، نقص‌های رویکرد سیاست خارجی او را آشکار می‌کند و تصویری گسترده‌تر از بی‌کفایتی ایجاد می‌کند، درست همانطور که محبوبیت او در داخل کشور رو به کاهش است.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات