ترنج موبایل
کد خبر: ۹۸۷۷۹۳

فرمانده! گاهی باید نقشه را دوباره دید..

فرمانده! گاهی باید نقشه را دوباره دید..

ویژگی مشترک این سه مفهوم آن است که هیچ‌یک از آن‌ها محصول ضعف مدیر یا کمبود انگیزه نیستند؛ بلکه اتفاقاً بیشتر در میان مدیران پرتلاش، مأموریت‌گرا و دارای اراده قوی مشاهده می‌شوند. هرچه تعهد به انجام مأموریت بیشتر باشد، احتمال گرفتار شدن در این سوگیری‌ها نیز بیشتر می‌شود؛ مگر آنکه سازوکارهای اصلاحی در کنار تصمیم‌گیری فعال باشند.

جناب آقای دکتر محمدباقر قالیباف

رئیس محترم هیئت مذاکرات

سال‌هاست که شما را با یک ویژگی می‌شناسند؛ وقتی به درستی یک هدف باور پیدا می‌کنید، تا آخرین توان برای تحقق آن می‌ایستید. همین روحیه بود که از میدان‌های سخت دفاع مقدس تا مسئولیت‌های اجرایی و تقنینی، تصویری از یک مدیر جهادی و خستگی‌ناپذیر از شما ساخت.

می‌دانید که مدیریت، بیش از آنکه هنر تصمیم گرفتن باشد، هنر بازنگری در تصمیم است. بسیاری از شکست‌های بزرگ تاریخ، نه از کمبود اراده، بلکه از فراوانی اراده آغاز شده‌اند؛ گاهی بزرگ‌ترین نقطه قوت می‌تواند به بزرگ‌ترین آسیب بدل شود، جایی که مدیر یا فرمانده، آن‌قدر برای موفقیت در یک مسیر تلاش می‌کند که فرصت بازبینی همان مسیر را از خود می‌گیرد.

فرمانده سال‌های دور؛

این تأمل، محصول گمانه‌زنی‌های سیاسی نیست؛ بلکه یکی از شناخته‌شده‌ترین مباحث در ادبیات روان‌شناسی تصمیم‌گیری، مدیریت راهبردی و علوم شناختی است. این ادبیات علمی از سه مخاطره مهم سخن می‌گوید؛ تعهد فزاینده به خطا، مغالطه هزینه غرق‌شده و دید تونلی.

نخستین مفهوم، تعهد فزاینده به خطا (Escalation of Commitment) است؛ از شناخته‌شده‌ترین مفاهیم در ادبیات مدیریت راهبردی. این مفهوم هشدار می‌دهد که هرچه یک مدیر زمان، اعتبار، انرژی و سرمایه بیشتری صرف یک تصمیم یا یک راهبرد کند، فاصله گرفتن از آن برایش دشوارتر می‌شود؛ حتی اگر شواهد جدید نشان دهد که شرایط تغییر کرده است. در چنین وضعیتی، ادامه مسیر همیشه به معنای درستی آن نیست؛ گاهی تنها نشانه دشواری تغییر مسیر است.

دومین مفهوم، مغالطه هزینه غرق‌شده (Sunk Cost Fallacy) است؛ یکی از شناخته‌شده‌ترین سوگیری‌های شناختی در علم مدیریت و اقتصاد رفتاری. این مغالطه هشدار می‌دهد که هزینه‌های پرداخت‌شده در گذشته نباید تصمیم‌های امروز را به اسارت بگیرند. مدیر راهبردی، آینده را با واقعیت‌های امروز می‌سنجد، نه با زمان، اعتبار و منابعی که دیروز صرف شده و دیگر قابل بازگشت نیستند.

سومین مفهوم، دید تونلی (Tunnel Vision) است؛ آفت دیگری که گاهی در مأموریت‌های حساس رخ می‌دهد؛ هنگامی که ذهن یک مدیر تمام ظرفیت خود را بر یک هدف یا یک ابزار متمرکز می‌کند، به‌تدریج توانایی دیدن سایر متغیرهای راهبردی کاهش می‌یابد. خطر اینجاست که فرد همچنان احساس پیشروی می‌کند، اما ممکن است فرصت‌های تازه، تغییرات محیط یا حتی نشانه‌های هشداردهنده را دیگر به روشنی نبیند.

ویژگی مشترک این سه مفهوم آن است که هیچ‌یک از آن‌ها محصول ضعف مدیر یا کمبود انگیزه نیستند؛ بلکه اتفاقاً بیشتر در میان مدیران پرتلاش، مأموریت‌گرا و دارای اراده قوی مشاهده می‌شوند. هرچه تعهد به انجام مأموریت بیشتر باشد، احتمال گرفتار شدن در این سوگیری‌ها نیز بیشتر می‌شود؛ مگر آنکه سازوکارهای اصلاحی در کنار تصمیم‌گیری فعال باشند.

این مفاهیم، صرفاً نظریه‌های دانشگاهی نیستند؛ حاصل مطالعه صدها تصمیم بزرگ سیاسی، نظامی و مدیریتی در جهان‌اند. بسیاری از رهبران، نه به دلیل ضعف اراده، بلکه دقیقاً به دلیل استحکام اراده، گرفتار این دام‌ها شده‌اند.

در کنار این ملاحظات، علم مدیریت یک اصل دیگر را نیز مطرح می‌کند؛ بازخورد اصلاحی (Corrective Feedback). فرماندهان و رهبران موفق، کسانی نیستند که هرگز خطا نمی‌کنند؛ بلکه کسانی هستند که پیش از آنکه دیر شود و هزینه خطا سنگین‌تر، صدای هشدار را می‌شنوند و از بازخوردهای صادقانه استقبال می‌کنند.

جناب آقای قالیباف، مرد روزهای سخت؛

این یادداشت نه از سر مخالفت، که از سر دغدغه نوشته شده است. گاهی اطراف مسئولان عالی‌رتبه، به دلایل مختلف، کمتر کسی حاضر می‌شود نقش آینه را ایفا کند. همه از موفقیت مأموریت سخن می‌گویند، اما کمتر کسی احتمال خطا در مسیر یادآور می‌شود.

شما از مکتبی برخاسته‌اید که فرماندهی را نه در پافشاری بر یک ابزار، بلکه در وفاداری به مأموریت تعریف می‌کرد. در آن مکتب هدف وسیله را توجیه نمی‌کند، بلکه وسیله باید هم‌سنگ هدف باشد. فرماندهان این مکتب هرگز اسیر یک ابزار نمی‌شدند؛ اگر ابزار کارآمد بود، از آن استفاده می‌کردند و اگر نبود، بی‌درنگ آن را تغییر می‌دادند، زیرا اصل، تحقق هدف بود، نه حفظ یک مسیر.

اگر امروز مذاکره، یک ابزار برای تأمین منافع ملی است، باید همواره این پرسش زنده بماند که آیا این ابزار همچنان همان کارآمدی اولیه را دارد یا نه.

هیچ ابزاری نباید آن‌قدر بزرگ شود که خود به هدف تبدیل گردد.

سردار دیروز و سیاستمدار امروز؛

این یادداشت، تنها یک بازخورد اصلاحی است؛ تلنگری خاضعانه از یک سرباز به فرماندهی که سال‌ها او را با جسارت در تصمیم و شجاعت در تغییر مسیر شناخته‌ایم. امید آنکه همان روحیه‌ای که در میدان‌های سخت، قدرت عبور از بن‌بست‌ها را داشت، امروز نیز مجال بازنگری، ارزیابی مستمر و تصمیم‌گیری بر اساس واقعیت‌های متغیر را فراهم آورد.

در سیاست، همان‌قدر که پافشاری بر یک تصمیم می‌تواند فضیلت باشد، توانایی تغییر تصمیم در زمان مناسب نیز نشانه بلوغ راهبردی است.

گاهی، برای رسیدن به مقصد، پیش از هر حرکت دیگری باید نقشه را دوباره دید.

نویسنده : فرهاد پهلوان‌زاده
ارسال نظرات
خط داغ