ترنج موبایل
کد خبر: ۹۸۶۵۰۲

از افشاگری تا تهدید دانشجو/ کانال‌های تلگرامی اقدام به انتشار اطلاعات دانشجویان کردند

از افشاگری تا تهدید دانشجو/ کانال‌های تلگرامی اقدام به انتشار اطلاعات دانشجویان کردند

یک دانشجوی کارشناسی در دانشگاه تهران گفت: «به من زنگ زدند و گفتند تو لیدری کردی و عکست موجود است. اما نه آن عکس، عکس من است و نه در روزی که می‌گفتند من لیدری کرده‌ام، در دانشگاه بوده‌ام. در انتهای تماس هم گفتند تا یکشنبه اگر وارد دانشگاه شوم با من برخورد می‌کنند».

«اخوان المخبرین»، «کفتاریاب»، «زامبی‌یاب» و «داعشجو»؛ اینها نام برخی کانال‌ها در تلگرام است که هفته اخیر اقدام به انتشار اطلاعات شخصی دانشجویان کرده‌اند: نام و نام خانوادگی، شماره تماس خانه و پدر و مادر، آدرس محل زندگی و حتی در بعضی موارد کد ملی.

به گزارش شرق، دانشجویان می‌گویند پس از انتشار اطلاعات‌شان در کانال‌های مذکور، خود و خانواده‌هایشان با تماس‌هایی متعدد و پیام‌هایی تهدیدآمیز و توهین‌آمیز مواجه شده‌اند و بسیاری از آن‌ها مجبور به تغییر شماره‌ها و صفحات مجازی خود شده‌اند. پرسش اصلی این است که منبع این اطلاعات کجاست؟ چراکه چنین اطلاعاتی نمی‌تواند به‌راحتی در اختیار افراد قرار گیرد. با این حال، به نظر می‌رسد این اسناد در اختیار این سودجویان قرار گرفته است. 

مجبور شدیم سیم تلفن را بکشیم

«من از دوشنبه چهارم اسفند ساعت ۹ صبح تا چند روز بعد از آن تعداد زیادی تماس ناشناس دریافت کرده‌ام. تعداد این تماس‌ها نیز بسیار بالا بود و هرچقدر هم شماره بلاک می‌کردم، تمام نمی‌شد. هم‌زمان در تلگرام نیز کلی پیام تهدید و توهین دریافت کرده‌ام». این را «یوسف» دانشجوی کارشناسی دانشگاه تهران می‌گوید؛ اطلاعات او اسفندماه در کانال «اخوان‌المخبرین» منتشر شد و از افراد حاضر در کانال دعوت شد برای او ایجاد مزاحمت کنند.

او از آن روز تا به حال بارها صفحات مجازی خود را تغییر داده و شماره تماس خود را عوض کرده است: «مضمون تماس‌ها گذاشتن قرار برای دعوا، تهدید به مرگ و توهین به خانواده است. به من تهمت زده‌اند که پرچم آتش زده‌ام، در حالی که اصلا در آن روز من ممنوع‌الورود بودم».

او می‌گوید خانواده‌اش نیز از این موج حملات در امان نمانده‌اند: «به تلفن خانه ما نیز زنگ زده‌اند و بعد از اینکه به پدر و مادرم توهین کردند و من را جلوی آن‌ها تهدید به قتل کردند، بدون اینکه بگویند چه کسی هستند، تلفن را قطع کردند. این اتفاق بارها افتاده و ما مجبور شدیم سیم تلفن را بکشیم تا از شر این تماس‌ها خلاص شویم». «یوسف» از روند فعالیت این کانال‌ها می‌گوید: «آن‌ها هر چند وقت یک بار پست مربوط به من را دوباره در کانال می‌گذارند و حملات را شروع می‌کنند». 

از تهدید جانی تا پرونده‌سازی

«حامد» یک روز پس آنکه از دانشگاه به خانه رفت، با پیامی از طرف دوستانش مواجه شد؛ پیامی که حاوی پستی از کانال «اخوان‌المخبرین» بود که در آن عکس و اطلاعات او منتشر شده بود: «بعد از انتشار پست، من را مورد آزارهای روانی شدیدی قرار دادند؛ زنگ‌های ناشناس و پیام‌های تهدیدآمیز». برای «حامد» این وضعیت فشار روانی زیادی داشته است: «تأثیر روانی این اتفاق به دلیل متمرکزشدن عده‌ای آزارگر و سایبری روی من خیلی زیاد است. احساس امنیتم سلب شده و از سمتی به دلیل مراقبت از خانواده و دوستانم، نمی‌توانم از آن‌ها کمک بخواهم».

محتوای پیام‌ها هدفی جز ایجاد «تنش» ندارد؛ «حامد» ادامه می‌دهد: «انگ‌های سنگین می‌زنند، تهدید جانی می‌کنند و پرونده‌های دروغین می‌سازند. چند بار هم در تماس‌ها تلاش کردند من را تخلیه اطلاعاتی کنند و اطلاعات جدیدی از من منتشر کنند». او این گمانه‌زنی را دارد که اطلاعات شخصی‌اش به واسطه دسترسی این افراد به سامانه‌های دانشگاهی درز پیدا کرده است: «این اطلاعات فقط در اختیار دانشگاه‌هاست. اگر فکری برای این شرایط نشود، عواقب روانی و جسمی زیادی برای تمام دانشجویانی دارد که در معرض این حملات هستند». 

خانواده‌ام را درگیر کرده‌اند

«چهارشنبه صبح نزدیک ساعت ۱۱ از صدای ویبره گوشی‌ام که دائما برای آن پیامک می‌آمد، بیدار شدم. من شب‌ها به علت اینکه خواب سبکی دارم، اینترنت را قطع می‌کنم که پیامی برایم نیاید، اما آن روز صبح با تعداد زیادی پیامک مواجه شدم. وقتی گوشی را برداشتم، دیدم تعداد زیادی پیام دارم که در آن‌ها به من فحاشی کرده‌اند یا گفته‌اند پا در دانشگاه بگذاری می‌کشیمت».

«حسین» دانشجوی دانشگاه شهید بهشتی است؛ اطلاعات او نیز در کانال «اخوان‌المخبرین» منتشر شده: «تا پیام‌ها را دیدم فهمیدم اطلاعاتم در جایی پخش شده است. با یکی از دوستانم در میان گذاشتم و او در کانال‌هایی که این کار را می‌کنند، گشت و فهمید سه‌شنبه‌شب اطلاعات شخصی من به شکل کامل در کانال منتشر شده است. تلگرامم را همان زمان باز کردم و دیدم ۴۰.۵۰ پیام تهدیدآمیز از افرادی ناشناس دارم. از همان لحظه نیز تماس‌ها شروع شد و در مدت زمان کوتاهی ۱۲.۱۳ تماس داشتم».

بعد از این حملات او سیم‌کارتش را از دسترس خارج کرد و شروع به بلاک‌کردن اکانت‌هایی کرد که او را تهدید کرده‌اند: «خانواده‌ام را هم درگیر کرده‌اند. با خانواده‌ام تماس گرفتم که پاسخ تماس‌های ناشناس را ندهید». «حسین» می‌گوید اتهاماتی که به او زده‌اند کاملا دروغ است: «عکسی که از من منتشر کرده‌اند، اصلا عکس من نیست؛ یعنی حتی شباهتی به من نداشت و من در آن مکان نبوده‌ام». 

تهدید برای ورود به دانشگاه

«سارا» دانشجوی کارشناسی در دانشگاه تهران است. در کانال «اخوان‌المخبرین» نام، نام پدر، کد ملی، عکس، شماره تماس خود و شماره خانه او به‌عنوان «لیدر میدانی» منتشر شده است: «وقتی اطلاعات من منتشر شد، با زنگ و پیامک من را اذیت کردند. یک نفر نیز تلاش کرد وارد اکانت تلگرامم شود». به پدر او نیز زنگ زده‌اند: «به پدرم گفتند دخترت را جمع کن و پول‌توجیبی‌اش را نده. در حالی که خودم شاغلم و اصلا پولی از خانواده‌ام نمی‌گیرم».

«سارا» چند تماس تهدیدآمیز از طرف شماره‌هایی نامعلوم نیز داشته است: «به من زنگ زدند و گفتند تو لیدری کردی و عکست موجود است. اما نه آن عکس، عکس من است و نه در روزی که می‌گفتند من لیدری کرده‌ام، در دانشگاه بوده‌ام. در انتهای تماس هم گفتند تا یکشنبه اگر وارد دانشگاه شوم با من برخورد می‌کنند». 

با محل کارم تماس گرفته‌اند

«در کانال کفتاریاب اسمم را گذاشتند. بعد از این تماس بارها به من زنگ زدند و تهدیدم کردند. همین‌طور در صفحات مجازی‌ام بیش از ۵۰ پیام توهین دریافت کردم». این را «نسترن» دانشجوی دانشگاه تهران می‌گوید که آخرین سال تحصیلش را می‌گذراند: «شماره خانواده‌ام را نیز منتشر کردند و به مادرم زنگ زدند. مادرم سرطان دارد و به دلیل این تماس‌ها مورد حمله عصبی قرار گرفت و بستری شد».

این تماس‌ها زندگی «نسترن» را نیز دچار اختلال جدی کرده است: «من مشاور کنکورم و مجبور شدم شماره تماسی را که برای کارم استفاده می‌کنم، از دسترس خارج کنم و این باعث شده شغل و منبع درآمدم به مشکل بخورد. حتی یکی از این مزاحم‌ها به محل کارم زنگ زده و مدیرم را تهدید کرده که اگر او را اخراج نکنی با تو برخورد می‌کنیم. من خوابگاهی‌ام و پدر و مادرم بعد از این تماس‌ها به‌شدت نگران شده‌اند». 

تهدید به اخراج

«مسعود» دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف است و نام و اطلاعات او در کانال «داعشجو» در روز دوشنبه چهارم اسفندماه منتشر شده است. خانواده او نیز از این موضوع مصون نمانده‌اند: «به پدرم زنگ زدند و گفتند کاری می‌کنند من بازداشت شوم و از دانشگاه نیز اخراج خواهم شد». «مسعود» می‌گوید نهادهای خارج از دانشگاه نیز از وقتی اطلاعات او منتشر شده است، با او تماس گرفته‌اند. 

تماس با پدر

«اینترنت‌ها که پس از جنگ وصل شد، دوستانم به من خبر دادند اطلاعات شخصی‌ام همراه با متنی بلندبالا پر از فحش و تهدید در «شکارچی کفتار» منتشر شده است. دقیقا در همان هفته هم من به کمیته انضباطی دعوت شدم». «یاسی» دانشجوی دانشگاه تهران است، او می‌گوید آن روز شبیه به یک «کابوس» بود: «تا تماس دوستم تمام شد، سیلی از پیام در تلگرام دریافت کردم که در آن تهدید می‌شدم، به من می‌گفتند تو باعث شروع جنگ و کشته‌شدن انسان‌های بی‌گناهی و در کنارش چند تماس توهین‌آمیز داشتم».

اطلاعات شخصی او نیز ابزار تهدید علیه‌اش شد: «زمانی واقعا نگران شدم که دیدم اطلاعات مربوط به محل زندگی‌ام نیز پخش شده است. یک روز کسی به من پیام داد و عکسی از سردر مغازه پدرم در شهرستان فرستاد و گفت اگر به شکل عمومی اعلام برائت از کارهای قبلی‌ات نکنی، به سراغ پدرت می‌رویم». اوج بحران اما زمانی بود که فردی با پدرش تماس گرفت: «دو روز بعد از انتشار اطلاعاتم، پدرم با من تماس گرفت و با لحنی نگران گفت داری چه کار می‌کنی؟ پشت تلفن به او گفته بودند دخترت در حال انجام کارهای خرابکارانه است و اگر نمی‌توانی کنترلش کنی، ما اقدام کنیم».

او در حال گذراندن ترم چهار است و حالا با فشار خانواده برای بازگشت به شهرشان مواجه شده: «بعد از آن تماس پدرم بسیار نگران شد؛ حتی گفت چند روزی بروم خانه یکی از اقوام‌مان در تهران تا خودش بیاید و ببیند چه خبر است. او از ابتدا زیاد راضی نبود من در تهران تحصیل کنم و دوست داشت به دانشگاه شهر خودمان بروم، حالا نیز این نگرانی باعث شده بیشتر از قبل اصرار داشته باشد که من برگردم شهرمان و دیگر در تهران درس نخوانم». «ساعت دو شب هم‌زمان تعداد زیادی پیامک کد ورود و تأییدیه از سوی سایت‌های مختلف برایم آمد؛ سایت‌هایی که حتی برخی از آن‌ها را نمی‌شناختم. تلفن همراهم را روشن کردم تا ببینم چه اتفاقی افتاده که چشمم به پیام دوستم خورد که نوشته بود اطلاعاتت پخش شده است».

برای «مهدیه»، دانشجوی دانشگاه شریف، این اتفاق نگران‌کننده بود؛ زیرا فهمید شماره تماس پدرش نیز در حال دست به دست شدن است: «مادرم درگیر بیماری است و اخیرا نیز بیماری‌اش عود کرده، در نتیجه پدرم هر روز درگیر کارهای مربوط به تهیه داروها و کمک به اوست. وقتی فهمیدم شماره او نیز پخش شده، نگران شدم نکند در میان فشارهای بیماری مادرم، این موضوع نیز ذهن پدرم را درگیر کند یا حتی به گوش مادرم برسد». 

از افشاگری تا تهدید دانشجو

او تمام تلاش خود را برای پنهان‌کردن این مسئله از خانواده کرد، اما در نهایت مجبور شد به پدرش بگوید: «به پدرم گفتم چه اتفاقی افتاده است؛ زیرا ترسیدم به او زنگ بزنند و حرف‌های نامربوطی درباره من بگویند که نگرانش کند. به او که موضوع را گفتم، گفت پیگیری قضائی کنیم. به سراغ عمویم که وکیل است، رفتیم و قرار است پیگیری قضائی کند».

«مهدیه» می‌گوید حتی عکس ریزنمرات دوران کارشناسی او نیز پخش شده است: «روزی یکی از دوستان نزدیکم عکس ریزنمرات دوران کارشناسی‌ام را فرستاد. اول فکر کردم خودم قبلا برای او فرستاده‌ام و حالا می‌خواهد شوخی کند، اما بعد گفت از طریق یکی از دوستان خودش این عکس را دریافت کرده و از قرار در آن کانال ریزنمرات من که فقط دست خودم و دانشگاه بود، منتشر شده است». حالا کانالی که اطلاعات او را منتشر کرده است، با ریپورت دانشجویان بسته شده، اما برای او هنوز سؤال است که اطلاعات شخصی‌اش چطور منتشر شده‌اند؟ 

چه کسی مسئول است؟ 

اطلاعات منتشرشده مربوط به خصوصی‌ترین اطلاعات دانشجویان است؛ اطلاعاتی که تنها در فرم‌های رسمی‌ای که در دست دانشگاه‌ها و نهادهای رسمی است، قرار دارد. تاکنون با وجود عمق بحرانی که انتشار این اطلاعات ساخته، هیچ‌کدام از مسئولان دانشگاه‌ها پاسخی به اعتراضات دانشجویان نداده‌اند و همین‌طور خود دانشجویان نمی‌دانند باید به چه کسی برای کنترل این کانال‌ها مراجعه کنند. اما آنچه تاکنون مشخص است، درز اطلاعات خصوصی دانشجویان و استفاده از این اطلاعات برای انتقام‌گیری از آن‌هاست.

ارسال نظرات
خط داغ