از پشتبام تا پیادهرو: تجربههای یواشکی که علنی شدهاند
پشت پرده دود کردن هفتاد میلیارد نخ سیگار در ایران!
زنانی که روزی برای کشیدن یک نخ سیگار پنهان میشدند، امروز از عادیتر شدن حضورشان در فضای عمومی میگویند. روایتهای جمعآوریشده فرارو نشان میدهد سیگار کشیدن، دستکم در تجربه بخشی از زنان و مردان، کمتر از گذشته با مرزهای جنسیتی تعریف میشود؛ «از شدت اضطرابم کم میشود»، «اعصابم را آرام میکند»، «عادت کردم» و «لذتبخش است»؛ پاسخهایی که زنان و مردان سیگاری بارها تکرار کردند، نشان داده دلایل مصرف سیگار بیش از هر زمان دیگری به یکدیگر شبیه شدهاند.
فرارو- دختری که دو سال پاکت سیگارش را در صندوق پستی خانه پنهان میکرد، حالا میگوید دیگر وقتی در خیابان سیگار میکشد، حس امنیت بیشتری دارد. چند صد کیلومتر آنطرفتر، مردی ۳۸ ساله هنوز ترجیح میدهد در محله و مقابل خانواده سیگار نکشد تا «حاشیه پیش نیاید»؛ میان این دو روایت، دهها تجربه دیگر قرار گرفته. تجربههایی از اضطراب، عادت، لذت، وابستگی، پنهانکاری، قضاوت شدن و در نهایت، عادیتر شدن رفتاری که تا همین چند سال پیش، دستکم برای زنان تابو بود و با نگاههای سنگین و واکنشهای تند از سوی دیگران همراه میشد.
به گزارش فرارو، مسئولان حوزه سلامت درباره افزایش مصرف دخانیات در کشور هشدار تازه دادهاند. به گفته معاون وزیر بهداشت، سالانه حدود ۷۰ میلیارد نخ سیگار در کشور مصرف میشود. دبیرکل جمعیت مبارزه با استعمال دخانیات نیز میگوید تقریبا ۲۰ تا ۲۴ درصد جمعیت کشور به نوعی مصرفکننده دخانیاتند. دخانیاتی که سالانه جان حدود ۶۰ هزار ایرانی را میگیرد.
برای نوشتن این گزارش، فرارو با حدود ۴۰ تا ۵۰ زن و مرد سیگاری از شهرهای مختلف کشور گفتوگو کرده تا تصویری از تجربه زیسته افرادی ارائه کند که سیگار را بخشی از زندگی روزمره خود میدانند.
یک نخ برای آرامش، یک نخ برای ادامه روز
وقتی از آنها پرسیده شد چرا سیگار میکشند، پاسخها بیش از هر چیز حول یک محور مشترک میچرخید؛ مدیریت زندگی روزمره و فشارهای ناشی از آن؛ یکی از زنان میگوید: «از شدت اضطرابم کم میشه.»
زن دیگری سیگار را نه صرفا یک ماده مصرفی، بلکه بخشی از فرآیند کارش توصیف میکند: «سیگار مثل یک زنگ تفریح در زندگیم میمونه و تمرکزم را روی کار بالا می برد. در حدی که حتی بعضی اوقات که میخواهم بنویسم و چیزی به ذهنم نمی رسد، یک سیگار میکشم و انگار ذهنم هم باز میشود.»
برای برخی دیگر، سیگار بیش از آنکه به آرامش مربوط باشد به فضایی شخصی گره خورده: «سیگار فضایی که دلم میخواد رو بهم میده برای همین دوستش دارم.» دیگری میگوید: «از کشیدنش لذت میبرم و انتخابمه.»
در میان مردان نیز روایتها تفاوت چندانی ندارد. یکی از آنها میگوید: «سیگار برای من مثل این است که انگار چیزی در لحظات زندگیام کم است که همان یک نخ جبرانش میکند.» مرد دیگری دلیل اصلی مصرفش را «وابستگی» میداند و توضیح میدهد که گاهی با خودش فکر میکند اگر الان سیگار نکشد، پس چه کار دیگری باید انجام دهد؟
برخی پاسخها صریحترند: «چون لذت بخشه»، «سیگار کشیدن واقعا حال میده»، «آرامش کوچک و موقتی» و «اعصابم رو آروم میکنه.»
در میان تمام این روایتها، یک عبارت بیش از بقیه تکرار شد: عادت. «عادت کردم و همان طور که میدانید ترک عادت موجب مرض است» یا «عادت کردم و دوست دارم سیگار کشیدن رو.»
حتی کسانی هم بودند که دلیل مشخصی برای مصرف نداشتند: «نمیدونم چرا میکشم» جملهای که دستکم ۱۵ نفر از مصاحبهشوندگان آن را تکرار کردند.
از صندوق پستی تا پشتبام؛ تجربههای یواشکی دختران
بخش مهمی از روایت زنانی که با فرارو مصاحبه کردند، نه درباره خود سیگار بلکه درباره پنهان کردن آن است. یکی از آنها میگوید: «تقریبا یکی دو سال مخفیانه سیگار میکشیدم اما خانواده بالاخره فهمیدند. فکر میکردم اگر بفهمند حتما من رو میکشند. پاکت سیگارم را به مدت دو سال در صندوق پستی دم خانه پنهان میکردم.»
زن دیگری از سالهایی میگوید که فقط در فضاهای محدود امکان سیگار کشیدن داشت: «قبلا فقط مخفیانه سیگار میکشیدم یا فقط در خانه، فقط در کافه یا فقط پشت بام؛ الان اما شرایط راحت تر شده و دلیلی بر قایم شدن نیست.»
روایت دیگری به سالهای مدرسه برمیگردد: «اولین بار که سیگار کشیدنم علنی شد، واقعا تجربه بدی بود. مدرسه بودیم و چند نخ سیگار در کیفهایمان پیدا کردند. سه نفرمان را با کلی حاشیه اخراج کردند. فشاری که خانوادهها سر این قضیه وارد کردن هم بماند. ترومای همان گشتن کیف و تحقیرهایی که بعد آن شدم، هنوز از ذهنم نرفته.»
حتی تجربه بستری شدن در بیمارستان روانپزشکی نیز برای یکی از زنان با سیگار گره خورده بود: «باید یواشکی یک نخ سیگار رو در دستشویی میکشیدیم اما در بخش آقایان اتاق سیگار وجود داشت و راحت بودند.»
در بسیاری از این تجربهها، ترس از خانواده، پنهانکاری و نگرانی از قضاوت، بطور محسوسی دیده میشود. تجربهای که در پاسخهای مردان کمتر به چشم میخورد.
نگاهها هنوز سنگینند؟
اگر یک موضوع در میان زنان و مردان مشترک باشد، همان حس تغییر در نگاه جامعه به افراد سیگاری است. تغییری که تقریبا همه درباره آن صحبت میکنند، هرچند میزان آن را یکسان نمیدانند. زنی که از سال ۹۵ سیگار میکشد میگوید: «آن زمان سیگار کشیدن دخترها در ملا عام با نگاه های سنگین همراه بود اما این روزها خیلی عادی تر شده. برای همین هم وقتی بیرون از خانه سیگار میکشم، حس امنیت بیشتری دارم.» دیگری معتقد است: «به نظرم نگاه های سنگینی که تا چند سال قبل رویمان میافتاد و قضاوتمان میکرد، حالا خیلی کمتر شده.»
زن دیگری میگوید: «نگاه ها تغییر کرده و به نظرم جامعه یکسان به زن و مرد سیگاری نگاه میکنه. یعنی اگر فردی خوشش نیاد، هم به من که دخترم بد نگاه میکنه و هم به پسری که آن طرفتر ایستاده.»
«خدا رو شکر زنان هم این روزها راحت تر در ملا عام سیگار میکشند و کسی هم نگاه بدی به آنها ندارد و قضاوتشان نمیکند. یعنی همان نگاهی که به دختر سیگاری میشود به پسر سیگاری هم میشود.»
با این حال، همه روایتها یکدست نیستند. برخی هنوز از قضاوت و دخالت حرف میزنند: «هنوز هم گاهی با نگاه سنگین و اخمآلود آدمها مواجه میشوم». دیگری میگوید: «دخالت و نظر دادن درباره سیگار در شهرستانها بیشتر از تهران است.» یکی از زنان تجربه خود را اینطور شرح میدهد: «به نظرم آن پیرزن یا پیرمردی که به خودش اجازه میدهد در خیابان تو را متوقف کند و درباره سیگار کشیدن یا نکشیدن یا ضررهایی که دارد نصیحتت کند، دخالت کرده.»
در تجربههای مردان هم نمونههای مشابهی دیده میشود. یکی میگوید: «هنوز هم در خیابان برخی دنبالت راه میافتند و از مضرات سیگار میگویند. واقعا فکر میکنند خودم نمیدانم؟ به نظرم این دیگر دخالت است.»
با وجود این، بسیاری از مصاحبهشوندگان معتقدند تفاوت نگاه به زن و مرد سیگاری نسبت به گذشته کمتر شده است. هرچند برخی زنان تاکید میکنند که این وضعیت بیشتر به شهرهای بزرگ محدود میشود: «اوضاع در تهران خیلی بهتر است. در شهرهای کوچک گاهی علنا به دختری که سیگار دستشه توهین میکنند یا حرفهای زننده میشنویم».
عادیتر شدن سیگار= افزایش مصرف؟
این تغییرات اجتماعی در حالی رخ میدهد که آمارهای رسمی تصویری متفاوت و نگرانکننده ارائه کردهاند. معاون وزیر بهداشت میگوید سالانه حدود ۷۰ میلیارد نخ سیگار در کشور مصرف میشود. او هشدار داده که خلاف روند جهانی که حدود ۱۰ درصد کاهش مصرف دخانیات را تجربه کرده، مصرف دخانیات در منطقه در حال افزایش است.
همچنین محمدرضا مسجدی، دبیرکل جمعیت مبارزه با استعمال دخانیات میگوید سالانه حدود ۶۰ هزار نفر در ایران به دلیل بیماریهای ناشی از مصرف دخانیات جان خود را از دست میدهند. به گفته او، در حال حاضر حدود ۲۰ تا ۲۴ درصد جمعیت کشور مصرفکننده دخانیات هستند. مسجدی حتی درباره روند مصرف سیگار بین دختران هشدار داده و گفته که مصرف دخانیات در میان دختران ۱۳ تا ۱۵ ساله نسبت به سال ۱۳۹۵ حدود ۱۳۵ درصد افزایش یافته است.

نگرانی بابت دخانیات البته محدود به ایران نیست. طبق آمارهای سازمان جهانی بهداشت، سالانه بیش از ۸ میلیون نفر در جهان بر اثر بیماریهای ناشی از مصرف دخانیات جان خود را از دست میدهند. در کنار این هشدارها، سلیمان عباسی، مدیرکل درمان ستاد مبارزه با مواد مخدر هم سیگار را «دریچه ورود به دنیای اعتیاد» توصیف کرده و گفته بسیاری از جوانان مصرف را به شکل تفننی آغاز میکنند اما بهتدریج وارد چرخه خطرناک اعتیاد خواهند شد.
اما در میان تمام این آمارها، برخی از مصاحبهشوندگان نگاه متفاوتی دارند. یکی از زنان میگوید: «سیگار کشیدن زنان عادی شده و به نظرم خوب نیست. همین باعث بالا رفتن تعداد افراد سیگاری هم میشود». دیگری معتقد است: «بسیاری مسائل در این سالها عادیسازی شده، از سیگار گرفته تا همین روابط اجتماعی بین دخترها و پسرها که قبلا تابو بوده». شاید همین تضاد، مهمترین نکتهای باشد که از کنار هم قرار گرفتن روایتهای فردی و آمارهای رسمی به دست میآید.
در روایت کسانی که سیگار میکشند، سیگار اغلب نه مسئلهای مرتبط با سلامت عمومی، بلکه راهی برای آرام کردن اضطراب، وقفهای کوتاه میان شلوغی روز، تحمل غم یا حتی یک عادت قدیمی تعریف شده است؛ اما همزمان آمارها از روندی حکایت دارند که نظام سلامت را نگران کرده. با این حال، به نظر میرسد این مسئله دستکم در تجربه بخشی از زنان و مردان امروز، دیگر کمتر از گذشته با مرزهای جنسیتی تعریف میشود.