ورود بازيگر مشكوك به معادلات ليبي
درست زماني كه اعراب از شكست تحقير آميز جنگ شش روزه رنج مي بردند جواني 27 ساله با همراهي افسراني ديگر محمد ادريس سنوسي پادشاه ليبي را سرنگون كردند و با ادبياتي پر شور و حماسي از مبارزه خود با امپرياليسم و صهيونيسم سخن گفتند تا مرهمي بر زخم بزرگ جهان عرب باشند.
جواناني كه تحت تاثير ناصريسم از سياست هاي پان عرب دفاع ميكردند و در زماني كه اين ادبيات در جهان عرب رو به افول گذاشته بود داعيه احياي ناصريسم را در ليبي داشتند. از آن واقعه 42 سال گذشته و اكنون چرخ روزگا ر به سراغ سرهنگ آمده تا اين بار مردمي عصباني و انتقام جو از سرهنگ قاتل و آدمكش انتقام بگيرند.
اگر اين مردم موفق شوند قذافي را به چنگ آورند اين انتقام سخت و گران خواهد بود. اين بيم مي رود در فقدان نهادها و احزاب پايدار و ريشه دار استبداد در اشكالي جديدي بازتوليد شود. اما روزگار فقط قذافي 68 ساله را به دست سرنوشت نسپرده بلكه احتمال مي رود سنوسي يك بار ديگر در ليبي بر تخت پادشاهي تكيه زند. اما اين همان سنوسي نيست كه در برابر انگيزه سرهنگ و يارانش تسليم شد اين سنوسي برادر زاده است كه سرنوشت او را مقيم غرب كرد .
اين در حالي است كه خبرهايي مبني بر تشكيل دولت اسلامي در ليبي به گوش مي رسد و اين امكان وجود دارد غرب با طرح گزينه سنوسي بخواهد از قدرت گرفتن اسلامگرايان جلوگيري كند و به همين دليل اين گزينه مي تواند مشكوك باشد. حوادث تونس و مصر و موج ضد استبدادي در خاورميانه اين شانس را در اختيار فرزند پادشاه سابق قرار داد تا زمزمه هايي از بازگشت او به عرصه قدرت شنيده شود.
از هم اكنون محمد سنوسي را عده اي عاملي براي اتحاد اپوزيسيون مي دانند هر چند كه منتقدان اين نظر اعتقاد دارند به دليل دوري وي از ليبي او از كشورش شناخت درستي ندارد و نمي تواند نماينده خوبي براي اپوزيسيون تلقي شود.
محمد سنوسي از لندن تحركات مردم را زير نظر گرفته است و تمامي تحولات را به دقت رصد مي كند. در دست معترضان ليبيايي پرچم هايي به رنگ ها ي قرمز ، سياه و سبز مشاهده مي شود كه بر اين پرچم ستاره اي نيز نقش بسته است. او نيز با ديدن مقاومت مردم ليبي از شكست قطعي ديكتاتور سخن گفته است و در بيانيه اي تاكيد كرده:« مبارزه قذافي براي حفظ قدرت طولاني نخواهد شد زيرا مردم ليبي براي آزادي كشورشان مصمم هستند.
فرجام اين انقلاب بزرگ به كمك اتحاد مردم ليبي پيروزي خواهد بود.» اكنون اين پرسش مطرح است كه آيا شاهزاده 51 ساله در انديشه نشستن بر تخت پادشاهي است. او خود منكر اين ادعا است و مدعي است در وهله نخست براي تاريخ و براي حفظ احترام و جايگاه خانواده اش مبازره مي كند.
او معتقد است اگر در آينده ليبيايي ها گزينه پادشاهي را انتخاب كنند من نيز آنجا حاضر خواهم شد. اما اگر گزينه ديگري را انتخاب كنند من نيز به اين گزينه احترام خواهم گذاشت.
به گزارش روزنامه فيگارو زماني كه قذافي در سال 2007 در كمال احترام به پاريس سفر كرده بود سنوسي در 300 متري چادر سرهنگ اقامت كرده بود و تلاش فراواني مي كرد افكار عمومي غرب را عليه اقدام دولت فرانسه در دعوت از ديكتاتوري ليبي بسيج كند. همان زمان سنوسي مدعي شد در خيابان هاي شانزهليزه فرانسه از سوي ماموران مخفي رژيم ليبي تهديد شده و اين تهديدها در مقاطع مختلف زماني عليه وي ادامه داشته است همچنانكه تظاهرات اعتراض آميز طرفداران او در ليسبون با عكس العمل خشونت آميز ماموران قذافي مواجه شده بود.
با اين وجود در تظاهرات هاي صورت گرفته تعداد اندكي شركت كردند. او به خوبي زماني كه پادشاهي عمويش محمد ادريس سنوسي سرنگون شد را به خاطر مي آورد. زماني كه پادشاه سرنگون شده در تركيه به سر مي برد و پدر محمد، حسن رضا مجبور شده بود تحت سايه تهديدات قذافي در تلويزيون از پايان حكومت پادشاهي سخن بگويد.
زندگي در اسارت و حصر خانگي
فروپاشي پادشاههاي سنوسيه نوجواني محمد را در وضعيتي سخت قرار داد. محمد علي السنوسي بنيانگذار فرقه مذهبي- سياسي سنوسيه بود كه در سال 1840 بنيانگذاري شد. در اين سال ها بود كه اعضاي اين فرقه در كوهستان هاي جبل اخدر ليبي براي استقلال اين كشور مي جنگيدند.
عموي محمد ، ادريس در سال 1951 به تخت و تاج پادشاهي رسيد درست زماني كه بيش از 94 درصد از مردم ليبي بيسواد بودند و زماني كه اين كشور به نفت دست يافت حكومت به سرهنگ و طرفدارانش رسيد. محمد السنوسي به خوبي روزهاي ديكتاتوري قذافي را به خاطر مي آورد. دوران كودكي او در فضايي از ترس و وحشت سپري شد. پدرش دو سال زندان را تحمل كرد و بعد از زندان نيز در محاصره خانگي قرار گرفت .
نظاميان كميته هاي مردمي قذافي شب هنگام به خانه او مي ريختند تا خانواده سنوسي را آزار رواني دهند. آنها خانه حسن الرضا را در آتش سوزاندند به گونه اي كه محمد با اعضاي خانواده اش مجبور شدند در چند خانه موقتي اسكان كنند. بيماري حسن الرضا فرصتي مهم براي محمد فراهم كرد تا به همراه خانواده در سال 1988 راهي لندن شد و بعد از مرگ پدر در سال 1992 به عنوان وارث پادشاهي سنوسيه انتخاب شد.
بازگشت ليبي به پادشاهي مشروطه ؟
به نظر مي رسد زندگي در لندن در تثبيت آرا و عقايد محمد بي تاثير نبوده است. محمد ادريسي معتقد است قانون اساسي 1952 كه پادشاهي مشروطه را پيشنهاد مي دهد مدلي مناسب براي آينده ليبي است مدلي كه در لندن محل زندگي وي عملي شده است.
به اعتقاد محمد پادشاهي مشروطه مي تواند چتري باشد تا همه گروههاي اپوزيسيون مخالف ليبي را گرد هم جمع كند. او معتقد است كه با همه گروهها مي توان گفتوگو كرد به استثناي گروههاي مسلحي كه اصالتي براي گفتوگو قائل نيستند. او به همكاري با اخوان المسلمين ليبي كه برخي از اعضاي آن به تازگي از زندان آزاد شده اند اعتقاد دارد و از حضور اين جريان در آينده سياسي ليبي دفاع مي كند.
محمد غرب را يكي از عوامل پيدايش گروههاي تندرو مي داند و حمايت از ديكتاتورها را عامل سرخوردگي جوانان مسلمان عنوان مي كند.به عقيده وي :«اين ظلم ديكتاتوري است كه گروههاي خشونت طلب و مستبد را توليد مي كند و اگر مي بينيد جوانان ليبيايي در كنار القاعده در عراق عليه غرب مي جنگند به اين دليل است كه غربي ها از ديكتاتوري هاي عرب دفاع كرده اند. اكنون اين پرسش مطرح شده آيا سنوسي مي تواند به عنوان گزينه غربي ها براي مهار جريان رو به رشد اسلامگرايي مطرح شود؟