ترنج موبایل
کد خبر: ۱۰۱۰۴۳۶

تحلیل فارن‌افرز:

ائتلاف خاموش ایران، روسیه و چین

 ائتلاف خاموش ایران، روسیه و چین

طبق ادعای یک نشریه آمریکایی، روسیه و چین مستقیماً وارد جنگ ایران با آمریکا نشده‌اند، اما این به‌معنای بی‌اثر بودن حمایت آن‌ها نیست.

تبلیغات
تبلیغات

یک نشریه معتبر آمریکایی در گزارشی تحلیلی ادعا کرد: همکاری روسیه، چین، ایران و کره شمالی وارد مرحله تازه‌ای شده است؛ مرحله‌ای که در آن این کشورها با تبادل اطلاعات، فناوری‌های نظامی و حمایت اقتصادی، توانایی‌های یکدیگر را تقویت می‌کنند، بی‌آنکه لزوماً وارد جنگ مستقیم با آمریکا شوند. 

به گزارش فرارو به نقل از فارن افرز، این نشریه در این تحلیل با بررسی ابعاد همکاری میان روسیه، چین، ایران و کره شمالی مدعی شد: این چهار کشور به‌تدریج در حال تبدیل همکاری‌های پراکنده و دوجانبه خود به شبکه‌ای گسترده‌تر هستند؛ شبکه‌ای که می‌تواند در مناطق مختلف جهان برای واشنگتن هزینه ایجاد کند. 

بر اساس این گزارش، تحولات جنگ اوکراین و درگیری‌های خاورمیانه نشان می‌دهد که همکاری میان این کشورها دیگر صرفاً به تأمین تسلیحات یا مبادلات اقتصادی محدود نیست، بلکه انتقال تجربه‌های نظامی، اشتراک‌گذاری اطلاعات و توسعه فناوری‌های جدید را نیز در بر می‌گیرد. 

نویسندگان گزارش معتقدند این روند می‌تواند بخشی از برتری سنتی آمریکا در برخورداری از شبکه‌ای گسترده از متحدان و شرکای نظامی را با چالش مواجه کند؛ به‌ویژه در شرایطی که روابط واشنگتن با برخی متحدان دیرینه‌اش با اختلاف و تنش روبه‌رو شده است. 

اطلاعات ماهواره‌ای چین و روسیه؛ کمک به هدف‌گیری مواضع آمریکا

این نشریه آمریکایی برای توضیح ابعاد عملیاتی این همکاری‌ها به حملاتی اشاره می‌کند که با بهره‌گیری از اطلاعات ماهواره‌ای و پشتیبانی خارجی انجام شده‌اند. 

بر اساس این گزارش، در ۱۷ ژوئیه، یک موشک ایرانی به پایگاه هوایی موفق السلطی در اردن اصابت کرد و سه سرباز آمریکایی کشته و چهار نفر دیگر زخمی شدند. نویسندگان این حمله را از نظر دقت، غیرمعمول توصیف کرده‌اند. 

به نوشته این رسانه، مقام‌های آمریکایی در هفته‌های پس از حمله دریافتند که تهران پیش از آن تصاویر ماهواره‌ای با وضوح بالا از پایگاه دریافت کرده بود؛ تصاویری که می‌توانستند به شناسایی و هدف‌گیری محل کمک کنند. ایران پس از حمله نیز تصاویر بیشتری دریافت کرد که احتمالاً برای ارزیابی خسارات و بهبود حملات بعدی قابل استفاده بود. این تصاویر، بنا بر گزارش، از سوی نهادها و مجموعه‌های چینی تأمین شده بودند. 

این نشریه همچنین به حمله ۲۷ مارس به پایگاه هوایی شاهزاده سلطان در عربستان سعودی اشاره می‌کند که به زخمی‌شدن ۱۲ نیروی آمریکایی انجامید. 

بر اساس ارزیابی‌ای که این نشریه به مقام‌های آمریکایی نسبت می‌دهد، ۱۴ ماهواره جاسوسی روسیه در دو روز پیش از این حمله از فراز منطقه عبور کرده بودند و مسکو اطلاعات ماهواره‌ای در اختیار ایران قرار داده بود؛ اطلاعاتی که به گفته این گزارش، در افزایش دقت حمله نقش داشته است. 

اهمیت این موارد در آن است که پشتیبانی اطلاعاتی می‌تواند بدون اعزام نیروهای رزمی یا مشارکت مستقیم در عملیات، توانایی نظامی یک کشور را افزایش دهد. با این حال، جزئیات مربوط به نقش دقیق این اطلاعات در حملات یادشده، در این گزارش به ارزیابی‌های منتسب به مقام‌های آمریکایی متکی است. 

انتقال فناوری نظامی روسیه به ایران

این نشریه می‌نویسد همکاری مسکو و تهران به تبادل اطلاعات محدود نمی‌شود و تسلیحات و دانش فنی نیز در این رابطه نقش مهمی دارند. 

به نوشته این نشریه، روسیه تسلیحات و تخصص نظامی در اختیار ایران قرار داده است؛ از جمله نسخه‌های ارتقایافته پهپادهای ایرانی که بر اساس تجربه جنگ اوکراین بهبود یافته‌اند. همچنین مهندسان روسی در زمینه توسعه موشک‌های کروز فراصوتی با ایران همکاری می‌کنند؛ موشک‌هایی که هدف از توسعه آن‌ها افزایش توان عبور از سامانه‌های پدافند هوایی آمریکا و اسرائیل عنوان شده است. 

این همکاری در شرایطی اهمیت پیدا می‌کند که روسیه از زمان آغاز جنگ اوکراین، تجربه گسترده‌ای در زمینه استفاده از پهپادها، مقابله با سامانه‌های دفاعی و اصلاح سریع تجهیزات نظامی در میدان نبرد به دست آورده است. 

بر اساس تحلیل این نشریه، بخشی از فناوری‌هایی که ایران در اختیار روسیه قرار داده بود، اکنون پس از اصلاح و توسعه در میدان نبرد اوکراین، همراه با تجربه‌های عملیاتی روسیه می‌تواند دوباره به ایران منتقل شود. 

به این ترتیب، همکاری دو کشور به چرخه‌ای از انتقال فناوری، آزمایش میدانی و بهبود تجهیزات تبدیل می‌شود؛ چرخه‌ای که ممکن است توانایی‌های نظامی هر دو طرف را افزایش دهد. 

از همکاری دوجانبه تا شکل‌گیری یک شبکه نظامی

نویسندگان این رسانه معتقدند تغییر اصلی در روابط این چهار کشور، حرکت از مبادلات دوجانبه به سمت همکاری شبکه‌ای است. 

در سال ۲۰۲۲ و پس از آغاز تهاجم گسترده روسیه به اوکراین، تقسیم کار میان این کشورها تا حد زیادی روشن بود: ایران پهپاد در اختیار روسیه قرار می‌داد، کره شمالی مهمات و موشک‌های بالستیک تأمین می‌کرد و سپس نیروهای نظامی خود را نیز اعزام کرد. چین نیز با خرید نفت روسیه و تأمین ماشین‌ابزارها، ریزتراشه‌ها و قطعات صنعتی، به یکی از مهم‌ترین پشتیبانان اقتصادی مسکو تبدیل شد. 

روسیه نیز در مقابل، فناوری‌های نظامی پیشرفته‌تری را در اختیار شرکای خود قرار داد. با این حال، به باور نویسندگان گزارش، پیامدهای این همکاری اکنون از چارچوب جنگ اوکراین فراتر رفته است. تجربه‌های نظامی، فناوری‌ها و تجهیزات توسعه‌یافته در یک میدان نبرد می‌توانند در منطقه‌ای دیگر نیز به کار گرفته شوند. این تحول، به‌ویژه در حوزه پهپادها، آشکار است. 

پهپادهای روسی؛ محصول همکاری با ایران و قطعات چینی

این نشریه در تشریح این روند به برنامه پهپادی روسیه اشاره می‌کند. بر اساس گزارش، ایران در ابتدا پهپادهای شاهد را به روسیه فروخت و سپس به مسکو در راه‌اندازی تولید داخلی آن‌ها کمک کرد. روسیه در ادامه، این پهپادها را صرفاً کپی نکرد، بلکه با استفاده از قطعات چینی و بهره‌گیری از تجربه میدان نبرد اوکراین، تغییراتی در سامانه‌های ناوبری، ارتباطات، پیشرانه‌ها، محموله‌های جنگی و تاکتیک‌های عملیاتی ایجاد کرد. نیروهای روسی اصلاحات موفق را به چرخه تولید بازگرداندند و از این طریق، روند سازگاری تجهیزات با شرایط میدان نبرد را سرعت بخشیدند. 

به نوشته این نشریه، پهپادهای جران روسیه که به موتور جت مجهز شده‌اند، سرعت بیشتری دارند، می‌توانند محموله‌های بزرگ‌تری حمل کنند و رهگیری آن‌ها برای نیروهای اوکراینی دشوارتر از نمونه‌های قبلی است. 

این نشریه همچنین می‌نویسد روسیه با تأسیس شاخه‌ای از نیروهای مسلح ویژه سامانه‌های بدون سرنشین، در تلاش بوده است روند توسعه و بهبود این فناوری‌ها را به‌صورت سازمان‌یافته دنبال کند. 

اهمیت این روند از نگاه نویسندگان آن است که دستاوردهای نظامی یک کشور می‌تواند به سایر اعضای شبکه منتقل شود. در این چارچوب، ایران می‌تواند از تجربه روسیه در جنگ پهپادی بهره ببرد، در حالی که چین و کره شمالی نیز از داده‌ها و تجربیات حاصل از نبردهای واقعی استفاده می‌کنند. 

کره شمالی و چین نیز از تجربه جنگ اوکراین بهره می‌برند

این رسانه می‌نویسد کره شمالی نیز در حال استفاده از فرصت‌های ایجادشده در همکاری با روسیه است. بر اساس گزارش‌های اوکراین که این نشریه به آن‌ها اشاره می‌کند، روسیه توافقی برای کمک به کره شمالی در گسترش تولید پهپادهای مشابه شاهد منعقد کرده است. همچنین مهندسان کره شمالی از فعالیت در کارخانه بزرگ تولید پهپاد روسیه در یلابوگا تجربه کسب کرده‌اند. نیروهای کره شمالی که در کنار روسیه می‌جنگند نیز امکان یافته‌اند با شیوه‌های استفاده از پهپادها در جنگ مدرن آشنا شوند. 

در همین حال، به نوشته این رسانه، پرسنل نظامی چین از نیروهای روسی آموزش جنگ پهپادی دریافت کرده‌اند و تأمین‌کنندگان چینی نیز اطلاعات ارزشمندی درباره عملکرد محصولات خود در میدان نبرد به دست می‌آورند. در نتیجه، تجربه‌ای که با فناوری ایرانی آغاز شده و در جنگ روسیه علیه اوکراین تکامل یافته است، می‌تواند برای تقویت توانایی‌های نظامی دیگر اعضای این شبکه نیز مورد استفاده قرار گیرد. 

چرا همکاری این چهار کشور می‌تواند ادامه پیدا کند؟ 

یکی از پرسش‌های مطرح‌شده در تحلیل این رسانه این است که آیا همکاری میان روسیه، چین، ایران و کره شمالی پس از پایان جنگ اوکراین نیز دوام خواهد داشت یا خیر. 

به باور نویسندگان، جنگ اوکراین صرفاً نیاز فوری به همکاری ایجاد نکرده، بلکه کارآمدی این مشارکت‌ها را نیز به نمایش گذاشته است. این کشورها از طریق همکاری توانسته‌اند بخشی از فشارهای اقتصادی، نظامی و دیپلماتیک را که با آن مواجه بوده‌اند، مدیریت کنند. برای نمونه، روسیه با استفاده از پهپادهای ایرانی، مهمات کره شمالی و پشتیبانی اقتصادی و فناوری چین، توانسته است منابع موردنیاز برای ادامه جنگ را تأمین کند. 

از نگاه نویسندگان، این تجربه نشان داده است که همکاری می‌تواند هزینه فشارهای خارجی را افزایش دهد و توانایی کشورهای تحت تحریم یا انزوای دیپلماتیک را برای ادامه فعالیت‌های خود تقویت کند. در این چارچوب، حتی اگر نیاز فوری به برخی مبادلات نظامی کاهش یابد، منافع ناشی از انتقال فناوری و تجربه می‌تواند انگیزه ادامه همکاری را حفظ کند. 

حمایت از ایران بدون ورود مستقیم به جنگ

این نشریه تأکید می‌کند که روسیه و چین مستقیماً وارد جنگ ایران با آمریکا نشده‌اند، اما این به‌معنای بی‌اثر بودن حمایت آن‌ها نیست. مسکو از طریق اطلاعات، پشتیبانی مادی و حمایت دیپلماتیک به تهران کمک کرده است، اما از اقداماتی که ممکن است آن را وارد درگیری مستقیم با آمریکا کند، پرهیز کرده است. چین نیز رویکرد محتاطانه‌تری در پیش گرفته و بر اساس گزارش، از طریق تأمین تجهیزات الکترونیکی دومنظوره و خرید نفت ایران، به افزایش توان تهران برای مقاومت در برابر فشارهای آمریکا کمک کرده است. 

از دیدگاه نویسندگان، این الگوی همکاری را نباید نشانه ضعف شبکه دانست؛ بلکه یکی از ویژگی‌های اصلی آن، محدود نگه‌داشتن هزینه‌ها و خطرات برای اعضاست. به استثنای اعزام نیروهای کره شمالی برای جنگیدن در کنار روسیه، اعضای این شبکه عموماً از مشارکت مستقیم در جنگ‌های یکدیگر خودداری کرده‌اند. در عوض، هرگاه منافعشان اقتضا کرده و خطرات قابل‌کنترل بوده است، حمایت سیاسی، اقتصادی، اطلاعاتی و نظامی در اختیار یکدیگر گذاشته‌اند. 

جنگ ایران چگونه می‌تواند به سود روسیه و چین تمام شود؟ 

یکی از بخش‌های مهم تحلیل این نشریه به پیامدهای فرامنطقه‌ای جنگ ایران اختصاص دارد. بر اساس این گزارش، بسته‌شدن تنگه هرمز و افزایش شدید قیمت نفت، درآمد بیشتری برای روسیه ایجاد کرده و واشنگتن را واداشته است برای مدتی محدودیت‌های صادرات نفت روسیه را کاهش دهد. به این ترتیب، تحولات خاورمیانه می‌تواند منابع مالی بیشتری برای مسکو فراهم کند تا جنگ خود در اوکراین را ادامه دهد. 

در حوزه نظامی نیز، انتقال تجهیزات مهم آمریکا از منطقه هنداقیانوس آرام به خاورمیانه، از جمله سامانه‌های دفاع هوایی و موشکی، می‌تواند بر موازنه نیروها در مناطق دیگر اثر بگذارد. این رسانه می‌نویسد با ادامه جنگ، دو ناو هواپیمابر آمریکا در منطقه مستقر شدند و در نتیجه، هیچ ناو هواپیمابری در منطقه هنداقیانوس آرام باقی نماند. 

از نگاه نویسندگان، چنین وضعیتی ممکن است برای چین فرصتی ایجاد کند تا از کاهش حضور نظامی آمریکا در غرب اقیانوس آرام بهره ببرد. کاهش ذخایر مهمات آمریکا نیز می‌تواند بر توان واشنگتن برای واکنش هم‌زمان به بحران‌های مختلف تأثیر بگذارد. این تحلیل در واقع بر یک نکته راهبردی تأکید دارد: درگیری نظامی در یک منطقه، حتی اگر مستقیماً به کشورهای دیگر مربوط نباشد، می‌تواند از طریق جابه‌جایی نیروها، مصرف مهمات و تغییر قیمت انرژی بر محاسبات قدرت‌های رقیب اثر بگذارد. 

تضعیف متحدان؛ چالش راهبردی واشنگتن

این رسانه در بخش دیگری از گزارش، به روابط آمریکا با متحدان سنتی خود می‌پردازد و معتقد است واشنگتن در کنار مواجهه با همکاری فزاینده رقبایش، با چالش حفظ انسجام شبکه متحدان خود نیز روبه‌روست. به نوشته این نشریه، آمریکا جنگ را با مزیت‌هایی مانند شبکه گسترده متحدان رسمی، پایگاه‌های نظامی، سازوکارهای اشتراک‌گذاری اطلاعات و همکاری‌های دفاعی در اروپا، خاورمیانه و آسیا آغاز کرد. 

با این حال، شماری از شرکای سنتی واشنگتن تمایلی به همراهی با کارزار نظامی آمریکا نشان نداده‌اند. برخی کشورها نیز دسترسی آمریکا به امکانات نظامی مشخصی را محدود کرده‌اند و تعدادی در برابر درخواست واشنگتن برای کمک به تأمین امنیت تنگه هرمز مقاومت کرده‌اند. نویسندگان این وضعیت را با تحولات سیاست خارجی دولت دونالد ترامپ مرتبط می‌دانند. از نگاه آنان، فشار بر اتحادهای سنتی، رویکرد معامله‌محور در روابط خارجی و اختلاف با شرکای دیرینه می‌تواند انسجام شبکه‌ای را تضعیف کند که آمریکا برای مقابله با رقبای خود به آن متکی است. 

این نشریه همچنین استدلال می‌کند که تلاش اولیه دولت ترامپ برای نزدیک‌شدن به مسکو و دورکردن روسیه از دیگر اعضای این شبکه، به شکاف معناداری میان آن‌ها منجر نشده است. به باور نویسندگان، پیوند میان این کشورها تنها بر روابط شخصی رهبران یا توافق‌های مقطعی استوار نیست، بلکه نگرانی مشترک درباره توان آمریکا برای اعمال تحریم، محدودسازی و فشار بر آن‌ها نیز در شکل‌گیری این همکاری نقش دارد. 

«محور آشوب»؛ ائتلافی رسمی یا شبکه‌ای از منافع مشترک؟ 

این نشریه در این تحلیل، روسیه، چین، ایران و کره شمالی را در چارچوب مفهومی قرار می‌دهد که پیش‌تر از آن با عنوان «محور آشوب» یاد کرده بود. با این حال، از متن گزارش چنین برمی‌آید که این مجموعه را نباید الزاماً یک ائتلاف نظامی یکپارچه با ساختار فرماندهی مشترک دانست. همکاری میان اعضای آن بیشتر بر منافع مشترک، تبادل فناوری و اطلاعات و تلاش برای کاهش آسیب‌پذیری در برابر فشارهای آمریکا متمرکز است. این کشورها در همه مسائل منافع یکسانی ندارند و سطح مشارکت آن‌ها نیز متفاوت است. با وجود این، همکاری در حوزه‌هایی که برای هر طرف سودمند است، می‌تواند توانایی‌های آن‌ها را به شکلی مکمل افزایش دهد. 

نویسندگان معتقدند هرچه نظام بین‌المللی بیشتر بر قدرت مادی و فشار اقتصادی متکی شود و نقش قواعد و نهادهای بین‌المللی کاهش یابد، انگیزه این کشورها برای همکاری با یکدیگر بیشتر خواهد شد؛ زیرا چنین همکاری‌هایی امکان دورزدن تحریم‌ها، دسترسی به فناوری‌های حیاتی و جبران کمبودهای نظامی را فراهم می‌کند. 

جمع‌بندی این نشریه این است که آمریکا برای مقابله با همکاری‌های فزاینده روسیه، چین، ایران و کره شمالی، صرفاً به برخورد نظامی یا افزایش فشار بر این کشورها نیاز ندارد، بلکه باید شبکه متحدان و شرکای خود را نیز تقویت کند. این نشریه پیشنهاد می‌کند واشنگتن زنجیره‌های تأمین میان کشورهای مورداعتماد را تقویت کند، همکاری فناورانه با متحدان را گسترش دهد و آن‌ها را به پذیرش مسئولیت‌های امنیتی بیشتر تشویق کند. 

با این حال، انتقال مسئولیت‌های دفاعی باید متناسب با توانایی متحدان انجام شود؛ زیرا واگذاری شتاب‌زده مسئولیت‌ها ممکن است هماهنگی و قابلیت همکاری نیروهای نظامی را تضعیف کند. 

این رسانه همچنین نسبت به پیامدهای تعرفه‌های تجاری، فشار بر متحدان و طرح ادعاهای ارضی علیه شرکای آمریکا هشدار می‌دهد و معتقد است چنین اقداماتی می‌تواند به اقتصاد متحدان و انسجام شبکه امنیتی واشنگتن آسیب برساند. 

از نگاه نویسندگان، آمریکا باید به‌جای ایجاد بی‌ثباتی در روابط خارجی، رهبری قابل‌اتکاتری ارائه دهد و همکاری‌های اقتصادی، سیاسی و نظامی خود را تقویت کند. 

رقابت دو شبکه؛ چالشی فراتر از میدان جنگ

در نهایت، تحلیل این نشریه بر این نکته متمرکز است که رقابت آمریکا با رقبای خود تنها به قدرت نظامی یا اندازه اقتصاد کشورها وابسته نیست، بلکه توانایی آن‌ها برای تبدیل منابع و ظرفیت‌های پراکنده به همکاری مؤثر نیز اهمیت دارد. آمریکا و متحدانش همچنان از منابع اقتصادی و فناورانه گسترده و شبکه‌ای وسیع از شرکای نظامی برخوردارند. در مقابل، روسیه، چین، ایران و کره شمالی در حال گسترش همکاری‌هایی هستند که به آن‌ها امکان می‌دهد بخشی از محدودیت‌های فردی خود را جبران کنند. 

بر اساس جمع‌بندی این گزارش، نتیجه رقابت به این بستگی دارد که کدام طرف بتواند هماهنگی بیشتری میان اعضای شبکه خود ایجاد کند، هزینه‌های همکاری را مدیریت کند و از ظرفیت‌های اقتصادی، فناورانه و نظامی خود بهره مؤثرتری ببرد. این نشریه تأکید می‌کند که این رقابت احتمالاً طولانی‌مدت و چندوجهی خواهد بود و پیامدهای آن از جنگ‌های جاری فراتر می‌رود؛ از امنیت انرژی و تجارت جهانی گرفته تا موازنه نظامی در خاورمیانه، اروپا و منطقه هنداقیانوس آرام. 

در این چارچوب، مسئله اصلی برای واشنگتن تنها مهار توان نظامی ایران یا روسیه نیست، بلکه جلوگیری از شکل‌گیری شبکه‌ای از همکاری‌های متقابل است که بتواند فشارهای آمریکا را در مناطق مختلف جهان کم‌اثرتر کند.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات