ترنج موبایل
کد خبر: ۱۰۰۹۸۷۲

حواشی کنسرت همایون شجریان در شیراز/ کنسرت‌ها را به میدان تسویه‌حساب سیاسی تبدیل نکنید

حواشی کنسرت همایون شجریان در شیراز/ کنسرت‌ها را به میدان تسویه‌حساب سیاسی تبدیل نکنید

بیایید براساس اصل انصاف، این نظر را بپذیریم: کنسرت نباید به میدان تحمیل نظرمان به دیگران تبدیل شود. مخاطب می‌تواند اعتراض کند، اما اعتراض نباید به ابزاری برای سلب حق اجرا و برهم زدن آرامش خاطردیگرتماشاگران تبدیل شود.

این روزها همایون شجریان با کنسرت «هرجا که تویی» به شیراز رفته وصدایش دوباره دریک کنسرت رسمی در ایران شنیده می‌شود؛ اتفاقی که قراراست درشهرهای دیگر کشور هم رخ دهد؛ اما این کنسرت نیز مثل بسیاری از اتفاقات موسیقی، خیلی زود از مسیر اصلی خودش که شاید می‌تواند حال خوب کن باشد، به موضوعی برای جدل و قضاوت تبدیل شده است.

به گزارش روزنامه خراسان، ازیک سو، عده‌ای می‌پرسند چرا خواننده‌ها درچنین شرایطی روی صحنه می‌روند و ازسوی دیگر، هنرمندانی که به ایران برمی‌گردند یا درخارج از کشور کنسرت برگزارمی‌کنند، با موجی از اعتراض و اتهام برخی از همین افراد روبه‌رو می‌شوند. دراین میانه هنروهنرمند سنگ زیرین آسیاب هستند. این رفتارها نتیجه قانون نادرست و نانوشته‌ای است مبنی براین که هر خواننده‌ای که بخواهد کنسرتی برگزارکند، باید دربرابر گروه‌های مختلف ازتصمیمش دفاع کند وبرای ارائه هنرش پای میزمحاکمه برخی افراد که خود را نماینده به حق وصاحب نظر درهمه موضوعات ببیند. 

چرا هنرمند نباید سکوت کند؟ 

اگر قرار باشد هنرواجرای موسیقی به دلیل برخی شرایط هرازچند گاهی متوقف شود، سکوت مطلق تنها کاری است که هنرمندان به آن مشغولند و ازتولید اثرهنری باید برای همیشه منصرف شوند، دراین شرایط چه کسی تشخیص می‌دهد زمان مناسب برای خواندن چه موقع است؟ ومهم‌ترازآن، چرا باید هزینه اختلافات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و… را هنرمند ویا مخاطب بدهد؟ چرا هنرمندی مانند همایون شجریان، علیرضا قربانی، مصطفی راغب، مسعود صادقلو، آرون افشاروبسیاری دیگرباید سکوت کنند وقتی تعداد زیادی ازمردم مشتاق حضوردراین کنسرت‌ها هستند؟ 

نقد با محکومیت به خاموشی فرق دارد

هرکسی حق دارد درباره انتخاب‌های یک خواننده، مواضعش یا محتوای آثارش نظربدهد؛ اما نقد با فشاربرای به تعطیلی کشاندن اجرا وتبدیل کردن ورودی سالن کنسرت به محل تسویه‌حساب فرق دارد. همان‌طورکه نمی‌توان ازمدیران فرهنگی خواست هنر را به نفع افکارخود سیاسی کنند دیگرمنتقدان نیزباید به این نکته ایمان داشته باشند که اگرهنرمند هنرش را به عنوان تنها نقطه اتکای درآمدی‌اش تعطیل کند چه کسی هزینه زندگی او را می‌پردازد؟ 

بازگشت هنرمند، تایید همه جانبه او نیست

ازهمایون شجریان وعلیرضا قربانی و. . که امروزدرمعرض حمله برخی افراد قرارگرفته‌اند که بگذریم بازگشت هنرمندان و حمله به برخی ازآن‌ها ازموارد دیگری است که باید به آن بپردازیم. بازگشت قیصر، محسن نامجو، بیژن مرتضوی و… نیز بحث‌های فراوانی به راه انداخته است. 

درباره هرکدام می‌توان پرسش و نقد داشت، اما اصل بازگشت به وطن یا تصمیم به فعالیت هنری را نباید به جرم تبدیل کرد. بازگشت یک هنرمند لزوماً به معنای تأیید همه جانبه اونیست؛ همان‌طورکه اجرای او درخارج ازکشورهم به‌تنهایی نشانه مخالفت با اصول ومبانی کشورایران یا مردمش نیست. 

سالن کنسرت یا میدان تسویه‌حساب

بیایید براساس اصل انصاف، این نظر را بپذیریم: کنسرت نباید به میدان تحمیل نظرمان به دیگران تبدیل شود. مخاطب می‌تواند اعتراض کند، اما اعتراض نباید به ابزاری برای سلب حق اجرا و برهم زدن آرامش خاطردیگرتماشاگران تبدیل شود. 

هم ما مردم و هم مسئولان فرهنگی باید به نوعی دموکراسی درهنرپایبند باشیم وسالن‌های کنسرت را محلی برای تسویه حساب‌های خود قرار ندهیم. 

البته تمام مسائلی که به آن اشاره شد فقط مختص ایران نیست. در فضای موسیقی جهان نیزهنرمندان به دلیل مواضع سیاسی‌شان از سوی برخی مخاطبان با فشارهایی روبه‌رو می‌شوند. 

هنر برای زنده‌ماندن به اجرا نیاز دارد

هنربرای زنده ماندن به امکان تجربه، خلق ودرادامه اجرا نیاز دارد. اگر موسیقی راکد بماند وهنرمند مدام نگران قضاوت گروه‌های مختلف باشد، نمی‌توان انتظارداشت آثارتازه‌ای خلق شود که حرفی برای گفتن داشته باشند وحرف دل همه ما درآثار این هنرمندان منعکس شود. می‌شود با یک هنرمند مخالف بود، ازاوانتقاد کرد وحتی کنسرتش را نپسندید؛ اما میان مخالفت با یک انتخاب وتلاش برای خاموش کردن صدای هنرمند، فاصله زیادی وجود دارد.

ارسال نظرات
خط داغ