ترنج موبایل
کد خبر: ۱۰۰۹۷۶۹

تله باب‌المندب برای کاخ سفید

چرا ارتش آمریکا از درگیری مستقیم عقب نشست؟

چرا ارتش آمریکا از درگیری مستقیم عقب نشست؟

احتمال مداخله نظامی آمریکا علیه حوثی‌ها پس از حملات منتسب به این گروه به عربستان، واشنگتن را میان حمایت از ریاض و خطر گسترش درگیری در دریای سرخ قرار داده است. هم‌زمان، انتقال پیام ایران به ترامپ از سوی پوتین، روزنه‌ای دیپلماتیک برای بررسی پایان جنگ ایجاد کرده؛ اما اختلافات هسته‌ای، ملاحظات اقتصادی و محاسبات امنیتی همچنان موانع اصلی توافق هستند.

فرارو- هم‌زمان با تشدید عملیات‌های بازدارنده ارتش و کمیته‌های مردمی یمن علیه اهداف راهبردی در عمق عربستان سعودی، دونالد ترامپ بار دیگر احتمال مداخله مستقیم آمریکا در مقابله با صنعا را به میان کشیده است؛ گزینه‌ای پرریسک که می‌تواند دامنه تنش‌ها را در پهنه دریای سرخ و تنگه باب‌المندب به‌شدت گسترش دهد. در سوی دیگر، کانال‌های دیپلماتیک از طریق انتقال پیام تهران توسط ولادیمیر پوتین به کاخ سفید فعال شده و چارچوب پایان بحران و تعدیل فشارهای اقتصادی را روی میز واشنگتن قرار داده است.

به گزارش فرارو، کاخ سفید در شرایط فعلی در برابر یک دوراهی راهبردی گرفتار آمده است: تن دادن به هزینه‌های سنگین یک درگیری تازه نظامی با یمن در آستانه تحولات سیاسی داخلی، یا گشودن روزنه‌ای برای خروج از بن‌بست تحریم‌ها و تنش‌های منطقه‌ای با ایران.

معمای واشنگتن در یمن؛ هراس از هزینه‌های ورود به باتلاق جدید

اظهارات دونالد ترامپ درباره احتمال مشارکت در اقدام نظامی علیه جنبش انصارالله، واکنشی تبلیغاتی به هدف قرار گرفتن پایگاه‌ها و تأسیسات فرودگاهی عربستان از جمله فرودگاه ملک خالد در ریاض ارزیابی می‌شود. با این حال، تحلیلگران امور دفاعی معتقدند طرح این ادعاها فاصله زیادی با ورود عملیاتی ارتش آمریکا به میدان نبرد دارد.

واشنگتن با معادله‌ای چندوجهی روبه‌روست. از یک سو، بی‌عملی در برابر خسارات ریاض، اعتبار چتر امنیتی ادعایی پنتاگون برای متحدان سنتی‌اش را بیش از پیش زیر سؤال می‌برد؛ از سوی دیگر، ورود مستقیم به درگیری با صنعا، امنیت کل پهنه دریای سرخ و آبراه‌های خاورمیانه را به خطر انداخته و مسیرهای کشتیرانی تجاری را به جهنمی پرهزینه تبدیل خواهد کرد.

بسیاری از ناظران تأکید دارند که ریاض خود به ناکارآمدی بمباران‌های هوایی در یک دهه گذشته واقف است و نسبت به کشیده شدن دوباره به جنگی فرسایشی با انصارالله هراس دارد.

بازدارندگی صنعا و هراس آمریکا از فرسایش توان دفاعی

یکی از سناریوهای مطرح در اندیشکده‌های آمریکایی، خطای محاسباتی واشنگتن در تقسیم منابع و انحراف تمرکز از سایر پرونده‌های حساس بین‌المللی است. توانمندی موشکی و پهپادی یمن نشان داده که هرگونه اقدام تهاجمی آمریکا می‌تواند به درگیری فرسایشی بدل شود که نتیجه مستقیم آن، بلعیدن سامانه‌های گران‌قیمت پدافندی غرب (نظیر موشک‌های پاتریوت و تاد) و درگیر ساختن ناوگان دریایی پنتاگون خواهد بود.

به باور کارشناسان، مقاومت یمن نشان داده که پیوند منافع منطقه‌ای غیرقابل تفکیک است و کاخ سفید نمی‌تواند هم‌زمان با فشار حداکثری بر ایران، امنیت پایدار گذرگاه‌های انتقال انرژی را برای اقتصاد جهانی تضمین کند.

متغیر بازار انرژی و معادلات انتخابات در کاخ سفید

بخش عمده‌ای از تحلیلگران، انتخابات پیش‌روی کنگره آمریکا را متغیری تعیین‌کننده در احتیاط ترامپ می‌دانند. هرگونه جهش در قیمت جهانی حامل‌های انرژی، بهای سوخت دیزل و بنزین را در پمپ‌بنزین‌های آمریکا بالا می‌برد؛ متغیری که به‌ویژه در ایالت‌های صنعتی و کلیدی تأثیری مستقیم و منفی بر سبد رأی حزب حاکم دارد.

به همین دلیل، کارشناسان بر این باورند که تمایل اخیر واشنگتن به انعطاف مقطعی در برخی سازوکارهای بازار انرژی و خودداری از ورود به باتلاق‌های جدید، ریشه در واقعیت‌های تلخ اقتصادی و داخلی دارد؛ وضعیتی که هرگونه ماجراجویی نسنجیده علیه یمن یا تشدید رویارویی با تهران را برای کاخ سفید بسیار پرهزینه می‌کند.

انتقال مواضع تهران از کانال مسکو؛ آزمون اراده دیپلماتیک در واشنگتن

در بعد دیپلماسی، انتقال مواضع جمهوری اسلامی ایران از سوی ولادیمیر پوتین در تماس با ترامپ، توجه محافل بین‌المللی را به خود جلب کرده است. کرملین اعلام کرده که دیدگاه تهران پیرامون مبانی تنش‌زدایی پایدار و شرایط خاتمه فشارهای یک‌جانبه را به طرف آمریکایی منتقل کرده است.

برخلاف جوسازی برخی محافل غربی مبنی بر نقض حاکمیت ملی، رایزنی‌های ایران و روسیه مبتنی بر اشتراک منافع راهبردی و ضرورت پایان دادن به تحریم‌های ظالمانه اقتصادی است. شرط بنیادین تهران برای هرگونه پیشرفت در این مسیر، «لغو واقعی تحریم‌ها، تضمین‌های عینی حقوقی و احترام به برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای کشور» است.

بنابراین، سرنوشت میانجی‌گری مسکو نه به طرح‌های فنی برای محدود کردن توان هسته‌ای، بلکه به پذیرش واقعیت‌های قدرت منطقه‌ای ایران از سوی کاخ سفید گره خورده است.

آینده نظم منطقه‌ای؛ عبور از توهمات ائتلاف‌سازی

تلاش‌های آمریکا برای ایجاد جبهه‌ای فراگیر میان متحدان منطقه‌ای علیه محور مقاومت با بن‌بست ملموسی روبه‌رو شده است. اگرچه برخی پایتخت‌های عربی و شرکای منطقه‌ای بیانیه‌های سیاسی در حمایت از ریاض صادر می‌کنند، اما کشورهایی نظیر ترکیه، پاکستان و مصر تمایلی به ورود به ماجراجویی‌های نظامی و تقابل با منافع مشروع ایران و یمن ندارند.

اکنون واشنگتن بر سر تقاطعی سرنوشت‌ساز ایستاده است: ادامه دادن به تهدیدهای توخالی علیه انصارالله و بازی با آتش در دریای سرخ، یا شنیدن واقع‌بینانه پیام راهبردی که از کانال‌های بین‌المللی به کاخ سفید مخابره شده است.

ارسال نظرات
خط داغ