ترنج موبایل
کد خبر: ۱۰۰۹۷۴۶

حادثه فیرفورد، کار ایران یا عملیات فریب؟

حادثه فیرفورد، کار ایران یا عملیات فریب؟

حادثه فیرفورد را نمی‌توان بدون در نظر گرفتن زمینه سیاسی سه‌لایه آن درک کرد: تحریم‌های بریتانیا علیه اسرائیل، تنش‌های ترامپ با اروپا بر سر جنگ ایران، و تلاش‌های هماهنگ برای مشروعیت‌زدایی از تهران.

مقدمه:

در سپتامبر ۲۰۲۶ حادثه‌ای امنیتی در نزدیکی پایگاه هوایی «فیرفورد» در غرب انگلستان که از آن برای عملیات بمب‌ افکن‌های آمریکایی علیه ایران استفاده می‌شد، به یکی از پیچیده‌ترین گره ‌های سیاسی _ امنیتی تبدیل شد. پنج تبعه بریتانیایی در نزدیکی این پایگاه بازداشت شدند، اما پس از چند روز تحقیق پلیس بریتانیا اعلام کرد هیچ ماده منفجره‌ای در خودروهای آنها یافت نشده و تنها مقداری بنزین کشف شده است. با این حال مقامات آمریکایی و اسرائیلی بلافاصله انگشت اتهام را به سمت ایران نشانه رفتند. دونالد ترامپ از آزادی متهمان با قرار وثیقه ابراز تعجب کرد و بنیامین نتانیاهو مدعی شد اسرائیل پیش از حادثه به بریتانیا درباره حمله مورد حمایت ایران هشدار داده بود، درست یک روز پیش از آنکه لندن تحریم‌هایی علیه محصولات شهرک‌های اسرائیلی اعمال کند. این همزمانی پرسش بنیادین این یادداشت را شکل می‌دهد. آیا فیرفورد صحنه یک اقدام واقعی ایران بود، یا طراحی یک عملیات پرچم دروغین برای اهداف سیاسی؟

روایت رسمی و شواهد متناقض:

روایت رسمی که آمریکا، بریتانیا و اسرائیل بر آن تأکید دارند، ایران را عامل اصلی حادثه معرفی می‌کند. اندی برنهام، نخست‌وزیر بریتانیا مدعی شد نشانه‌های قوی از نقش ایران وجود دارد و این حادثه تقریباً به‌طور قطعی توسط سپاه پاسداران هدایت شده است . ۲۹ کشور نیز در بیانیه‌ای مشترک به ایران درباره اقدامات خصمانه هشدار دادند. ترامپ نیز گفت قاذفات آمریکایی را از فیرفورد خارج کرده زیرا تهدید مرتبط با ایران وجود داشته است. اما شواهد میدانی تصویر متفاوتی ترسیم می‌کند. پلیس بریتانیا پس از استفاده از تیم خنثی‌سازی بمب اعلام کرد هیچ ماده منفجره‌ای پیدا نشده و تنها مقداری بنزین کشف شده است. پنج متهم که همگی شهروندان بریتانیایی در دهه بیست زندگی بودند، با قرار وثیقه آزاد شدند. اگر تهدید به این بزرگی بود، چرا هیچ مدرک مادی دال بر تلاش برای بمب‌گذاری ارائه نشد؟ این تناقض میان ادعاهای امنیتی بزرگ و شواهد قضایی ناچیز نخستین نشانه تردید است.

«الگوی تاریخی» عملیات پرچم دروغین:

برای درک این حادثه باید به سابقه تاریخی اسرائیل در عملیات‌های پرچم دروغین نگاه کرد. مشهورترین نمونه، ماجرای لاوون در سال ۱۹۵۴ است که شبکه‌ای از یهودیان مصری وابسته به اطلاعات نظامی اسرائیل در چند عملیات خرابکارانه در مصر دست داشتند، با هدف ایجاد بی‌ثباتی و نسبت‌دادن حملات به گروه‌های مصری تا شرایط برای تضعیف موقعیت بریتانیا در کانال سوئز فراهم شود. عملیات شکست خورد و به استعفای پینهاس لاوون، وزیر دفاع وقت اسرائیل انجامید. حمله به یواس‌اس لیبرتی در سال ۱۹۶۷ نیز نمونه بحث‌برانگیز دیگری است که اسرائیل در آن متهم به حمله به یک کشتی آمریکایی و سپس تلاش برای سرپوش گذاشتن بر ماجرا شد. این الگو در فیرفورد به شکلی آشکارتر تکرار می‌شود. نتانیاهو خود اعتراف می‌کند که اسرائیل از قبل اطلاعاتی درباره حمله داده بود، یعنی این اطلاعات پیش از وقوع حادثه تولید شده بود، نه پس از آن یک نکته کلیدی اینجاست که نتانیاهو این اعتراف را در واکنش به تحریم‌های بریتانیا علیه شهرک‌های اسرائیلی بیان کرد، تحریم‌هایی که یک روز پس از هشدار اسرائیل اعمال شد. این توالی زمانی فرضیه عملیات فریب را تقویت می‌کند. اسرائیل با جعل یک تهدید امنیتی منتسب به ایران تلاش کرد لندن را از تحریم خود منصرف کند یا حداقل آن را بی‌اعتبار سازد.

انگیزه‌های سه‌گانه فریب:

۱_ انگیزه اسرائیل: نتانیاهو در گفت‌وگو با فاکس‌نیوز صریحاً از تحریم‌های بریتانیا گلایه کرد و آن را عجیب خواند که یک روز پس از هشدار اطلاعاتی اسرائیل، لندن تحریم‌ها را اعمال کرد. این اظهارات نشان می‌دهد اسرائیل می‌خواست اتهام ایران را به ابزاری برای فشار بر لندن تبدیل کند تا سیاست خارجی بریتانیا در قبال شهرک‌ها را تغییر دهد.

۲_ انگیزه ترامپ: ترامپ از آزادی متهمان با قرار وثیقه انتقاد کرد و گفت: اگر تصمیم با من بود، اجازه آزادی نمی‌دادم. این اظهارات نشان می‌دهد واشنگتن به دنبال نگه‌ داشتن پرونده باز برای اعمال فشار بیشتر بر ایران بود. خروج ناگهانی بمب‌افکن‌ها از فیرفورد نیز که توسط رسانه‌های آمریکایی اقدامی غیرعادی توصیف شد. به روایت تهدید ایران مشروعیت می‌داد و همزمان زمینه‌ای برای بازآرایی نظامی فراهم می‌کرد.

۳. انگیزه بریتانیا: دولت اندی برنام در وضعیت دشواری قرار داشت. از یک سو، اجازه استفاده از پایگاه‌های بریتانیایی برای حمله به ایران جنجال داخلی ایجاد کرده بود و سپاه پاسداران صریحاً تهدید کرده بود که هر پایگاهی که برای تجاوز علیه ایران استفاده شود، هدف مشروع ماست. از سوی دیگر، تحریم شهرک‌های اسرائیلی تنش با واشنگتن و تل‌آویو را برانگیخته بود. در این شرایط انگشت اتهام به سمت ایران می‌توانست هم توجیهی برای تداوم همکاری امنیتی با آمریکا باشد و هم فرار از پاسخگویی درباره مشارکت در عملیات ضد ایرانی.

ردیه ایران و ضعف شواهد:

ایران نه تنها اتهامات را رد کرده، بلکه خواستار ارائه شواهد از سوی لندن شده است. وزارت امور خارجه ایران این ادعا ها را توطئه‌ای زشت برای پیشبرد کارزار ایران‌ ستیزی و فرار از پاسخگویی در قبال مشارکت در تجاوز نظامی آمریکایی _ صهیونیستی خواند. سفیر ایران در لندن نیز تأکید کرد که تهران برای همکاری بین نهادهای مربوطه دو کشور در بررسی حادثه آماده است، پیشنهادی که با رفتار یک عامل واقعی فراری از مسئولیت سازگار نیست. نکته ای که وجود دارد این است که تعابیری که مقامات بریتانیایی به کار بردند، احتمال زیاد و تقریباً به‌طور قطعی خود نشانه فقدان شواهد قطعی است. همان‌طور که وزارت خارجه ایران اشاره کرد، این عبارات مبهم برای القای اعتبار به ادعایی بدون پشتوانه مادی به کار می‌روند.

نتیجه گیری:

حادثه فیرفورد را نمی‌توان بدون در نظر گرفتن زمینه سیاسی سه‌لایه آن درک کرد: تحریم‌های بریتانیا علیه اسرائیل، تنش‌های ترامپ با اروپا بر سر جنگ ایران، و تلاش‌های هماهنگ برای مشروعیت‌زدایی از تهران. شواهد موجود عدم کشف مواد منفجره، آزادی متهمان، اعتراف نتانیاهو به هشدار پیش از حادثه و همزمانی دقیق آن با تحریم‌ها سناریوی عملیات فریب را محتمل‌تر از اقدام واقعی ایران نشان می‌دهد. ایران از موقعیت دفاعی برخوردار بود و پایگاه فیرفورد خود ابزار تجاوز به ایران بود و سپاه پاسداران علناً آن را هدف مشروع خوانده بود. اگر ایران قصد اقدام تلافی‌جویانه داشت، نیازی به استفاده از پنج شهروند بریتانیایی بدون هیچ ماده منفجره نداشت.

نویسنده : ایمان مالی
ارسال نظرات
خط داغ