ترنج موبایل
کد خبر: ۱۰۰۹۲۳۹

۱۰ فیلم برتر ژانر پلیسی از ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵؛ معما، فساد و تعقیب مجرمان از «بتمن» تا «سیکاریو»

۱۰ فیلم برتر ژانر پلیسی از ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵؛ معما، فساد و تعقیب مجرمان از «بتمن» تا «سیکاریو»

فیلم‌های پلیسی یک دهه اخیر فقط درباره دستگیری مجرمان یا حل معماهای قتل نیستند. «سیکاریو» و «خزنده» مرزهای مبهم حقیقت و عدالت را بررسی می‌کنند، «چیزهای کوچک» به فشار روانی تحقیقات می‌پردازد و «مرز یاغیان» سوءاستفاده از قدرت را در مرکز داستان قرار می‌دهد. در سوی دیگر، آثاری مانند «پسران بد برای زندگی» و «مرکز پلیس» با تکیه بر اکشن و موقعیت‌های پرتنش، وجه سرگرم‌کننده این ژانر را حفظ می‌کنند.

فرارو- در بعضی فیلم‌های پلیسی، خطرناک‌ترین فرد لزوما کسی نیست که اسلحه به دست دارد یا از دست مأموران فرار می‌کند. گاهی فساد از درون اداره پلیس شروع می‌شود، گاهی یک سرنخ ساده مسیر تحقیقات را تغییر می‌دهد و گاهی مأمور قانون برای رسیدن به حقیقت، خودش از مرزهای اخلاقی عبور می‌کند. 

به گزارش فرارو، در یک دهه گذشته، فیلم‌هایی ساخته شده‌اند که با فاصله گرفتن از الگوهای معمول تعقیب‌وگریز، جنایت را از زاویه‌های متفاوتی به تصویر کشیده‌اند. 

در ادامه، ۱۰ فیلم برتر ژانر پلیسی در این بازه زمانی را مرور می‌کنیم؛ آثاری که هرکدام تصویری متفاوت از جرم، تحقیقات جنایی و مرز باریک میان قانون و بی‌قانونی ارائه می‌دهند. 

فیلم سینمایی «سیکاریو» (Sicario) 

فیلم سینمایی سیکاریو

در جنگ با کارتل‌های مواد مخدر، مرز میان اجرای قانون و عبور از آن گاهی به‌سختی قابل تشخیص است. کیت مامور اف‌بی آی خیلی زود با این موقعیت روبه‌رو می‌شود. او به یک گروه عملیاتی ویژه می‌پیوندد تا برای مقابله با شبکه‌های قاچاق در مرز آمریکا و مکزیک فعالیت کند اما هرچه تحقیقات پیش می‌رود روش‌های این گروه پرسش‌های بیشتری درباره ماهیت مأموریت آن‌ها به وجود می‌آورد. 

در ادامه فیلم به‌جای تکیه صرف بر تیراندازی و تعقیب‌وگریز فضایی پراضطراب می‌سازد که در آن تصمیم‌های شخصیت‌ها به‌اندازه عملیات‌هایشان اهمیت دارد. «سیکاریو» همچنین نشان می‌دهد که گاهی پیروزی بر گروه‌های قاچاق به معنای برقراری عدالت نیست. 

فیلم سینمایی «تریپل ناین» (Triple ۹) 

فیلم سینمایی تریپل ناین

داستان فیلم در آتلانتا می‌گذرد؛ جایی که گروهی از سارقان حرفه‌ای با همکاری چند پلیس فاسد مأموریت‌های خطرناکی را برای رسیدن به اهداف خود انجام می‌دهند. 

ماجرا زمانی پیچیده‌تر می‌شود که گروه برای اجرای یک سرقت بزرگ به نقشه‌ای نیاز پیدا می‌کند که توجه نیروهای پلیس را از محل اصلی عملیات منحرف کند. آن‌ها تصمیم می‌گیرند از کد اضطراری ۹۹۹ استفاده کنند. این کد اصطلاح پلیسی آمریکا به معنای زخمی شدن یک مأمور و درخواست فوری کمک است. هدف کشاندن نیروهای پلیس به نقطه‌ای دیگر و فراهم کردن فرصت برای اجرای نقشه است. فیلم با چند خط داستانی مرتبط پیش می‌رود و به‌تدریج نشان می‌دهد که چگونه فساد، فشارهای شخصی و منافع مالی می‌توانند مأموران و مجرمان را در یک مسیر مشترک قرار دهند. 

«تریپل ناین» بیش از آنکه یک معمای کلاسیک درباره شناسایی قاتل باشد بر عملیات جنایی و پیامدهای همکاری میان خلافکاران و افراد فاسد تمرکز دارد. فضای خشن و تعدد شخصیت‌ها ممکن است دنبال کردن جزئیات داستان را دشوار کند اما همین آشفتگی تا حدی با دنیای بی‌ثبات و پرمخاطره فیلم تناسب دارد. 

فیلم سینمایی «گناهکار» 

فیلم سینمایی گناهکار

داستان فیلم درباره جو بیلر، افسر پلیسی است که موقتا در مرکز تماس‌های اضطراری کار می‌کند. او هنگام پاسخ‌گویی به تماس‌ها، با زنی روبه‌رو می‌شود که ظاهرا ربوده شده و نمی‌تواند آزادانه صحبت کند. جو تلاش می‌کند از طریق پرسش‌های کوتاه و اطلاعات محدودی که به دست می‌آورد، محل نگهداری زن را پیدا کند و جان او را نجات دهد. 

با پیشرفت ماجرا، اطلاعات تازه‌ای از راه می‌رسد و آنچه در ابتدا روشن به نظر می‌رسید، پیچیده‌تر می‌شود. جو برای حل پرونده ناچار است با محدودیت‌های شغلی و بحران‌های شخصی خودش نیز مواجه شود؛ مسائلی که بر قضاوت او تأثیر می‌گذارند. 

نقطه قوت «گناهکار» بازی جیک جیلنهال و توانایی فیلم در ایجاد تنش با امکاناتی محدود است. دوربین تقریباً تمام مدت بر شخصیت اصلی متمرکز می‌ماند و مخاطب نیز مانند او باید از میان صداها و اطلاعات ناقص، حقیقت را تشخیص دهد. 

فیلم سینمایی «پسران بد برای زندگی» 

فیلم سینمایی پسران بد

مایک لوری و مارکوس برنت سال‌هاست در خیابان‌های میامی با مجرمان روبه‌رو می‌شوند، اما این بار گذشته یکی از آن‌ها به تهدیدی جدی تبدیل می‌شود. سومین قسمت مجموعه این فیلم بار دیگر این دو کارآگاه را درگیر پرونده‌ای خشونت‌آمیز می‌کند که علاوه بر مهارت‌های پلیسی رابطه طولانی و گاه پرتنش آن‌ها را نیز به چالش می‌کشد. 

برخلاف تریلرهای جدی‌تر این فهرست، «پسران بد برای زندگی» از ترکیب اکشن، شوخی‌های کلامی و رابطه رفاقتی دو شخصیت اصلی استفاده می‌کند. 

این فیلم بیش از آنکه بخواهد تصویری واقع‌گرایانه از کار پلیس ارائه دهد بر سرگرمی و جذابیت زوج اصلی تکیه می‌کند. برای مخاطبانی که فیلم پلیسی را با اکشن پرتحرک و طنز می‌شناسند این قسمت یکی از گزینه‌های قابل‌توجه دهه اخیر است. 

فیلم سینمایی «چیزهای کوچک» (The Little Things) 

فیلم سینمایی چیزهای کوچک

پرونده قتل‌های زنجیره‌ای برای دو مأمور پلیس فقط جست‌وجوی یک قاتل نیست. هر سرنخ آن‌ها را به تصمیم‌هایی نزدیک می‌کند که می‌تواند زندگی حرفه‌ای و شخصی‌شان را تحت تأثیر قرار دهد. جو دیکن، معاون کلانتر برای پیگیری یک پرونده به لس‌آنجلس می‌رود و در کنار کارآگاه جیم بکستر قرار می‌گیرد. تحقیقات آن‌ها به مظنونی می‌رسد که رفتار و اظهاراتش مسیر پرونده را پیچیده‌تر می‌کند. 

«چیزهای کوچک» به‌جای آنکه صرفا بر کشف هویت قاتل تمرکز کند، به تاثیر روانی پرونده‌های حل‌نشده بر مأموران می‌پردازد. گذشته جو دیکن و روش‌های متفاوت دو کارآگاه باعث می‌شود که تحقیقات از یک تعقیب معمولی فراتر برود. 

فیلم در ایجاد فضای تیره و نشان دادن فشار روانی تحقیقات موفق است، هرچند ریتم آرام و پایان بحث‌برانگیز آن ممکن است برای همه مخاطبان رضایت‌بخش نباشد. اهمیت «چیزهای کوچک» در این است که نشان می‌دهد گاهی تلاش برای رسیدن به حقیقت به‌جای پایان دادن به تردیدها، پرسش‌های تازه‌ای ایجاد می‌کند. 

فیلم سینمایی «مرکز پلیس» (Copshop) 

فیلم سینمایی مرکز پلیس

یک بازداشتگاه کوچک به میدان رویارویی خلافکارانی تبدیل می‌شود که هرکدام هدف متفاوتی دارند. تدی مورتو می‌خواهد از دست یک آدمکش حرفه‌ای فرار کند، خود را به پلیس معرفی می‌کند اما خیلی زود روشن می‌شود که بازداشت شدن هم نمی‌تواند او را از خطر دور نگه دارد. ورود آدمکشی دیگر، اوضاع را پیچیده‌تر می‌کند و نیروهای حاضر در کلانتری را در موقعیتی غیرقابل پیش‌بینی قرار می‌دهد. 

جو کارناهان این فیلم را با بازی جرارد باتلر، فرانک گریلو و الکسیس لودر ساخته است. بخش مهمی از داستان در فضایی محدود می‌گذرد و فیلم با درگیری‌های مسلحانه، تقابل شخصیت‌ها و تغییر مداوم موازنه قدرت پیش می‌رود. برخلاف آثار پلیسی که بر روند جمع‌آوری شواهد و بازجویی تمرکز دارند، «کاپ‌شاپ» بیشتر به یک تریلر محاصره‌ای نزدیک است؛ جایی که شخصیت‌ها باید در زمانی محدود برای زنده ماندن تصمیم بگیرند. 

این فیلم از نظر پیچیدگی در رده آثار شاخص این لیست قرار نمی‌گیرد اما ریتم تند و موقعیت مرکزی آن می‌تواند برای علاقه‌مندان به اکشن‌های پلیسی جذاب باشد. 

فیلم سینمایی «بتمن» (The Batman) 

فیلم سینمایی بتمن

این نسخه از بتمن بیش از آنکه بر قدرت‌های ابرقهرمانی تکیه کند، به سراغ مهارت‌های کارآگاهی بروس وین می‌رود. او برای کشف هویت قاتلی مرموز باید فساد ریشه‌دار گاتهام را دنبال کند. مجموعه‌ای از قتل‌ها بتمن را وارد تحقیقاتی می‌کند که به چهره‌های بانفوذ شهر و شبکه‌ای از روابط پنهان می‌رسد. هر سرنخ بخشی تازه از گذشته گاتهام را آشکار می‌کند و نگاه قهرمان داستان به شهر را تغییر می‌دهد. 

فضای تیره، باران مداوم و طراحی بصری گاتهام حال‌وهوای متفاوتی به این اثر نسبت به آثار مشابه می‎دهد. «بتمن» با وجود تعلق به دنیای ابرقهرمانی، از ساختار یک تریلر پلیسی بهره می‌گیرد و بخش مهمی از جذابیتش را از دنبال کردن سرنخ‌ها و حل معما به دست می‌آورد. همین ویژگی آن را به یکی از متفاوت‌ترین انتخاب‌های این فهرست تبدیل می‌کند. 

فیلم سینمایی «نظم» (The Order) 

فیلم سینمایی نظم

در دهه ۱۹۸۰، مجموعه‌ای از سرقت‌ها و اقدامات خشونت‌آمیز توجه مأموران فدرال را جلب می‌کند. تحقیقات آن‌ها به گروهی افراطی می‌رسد که فعالیت‌هایش فراتر از جرائم پراکنده است و به شبکه‌ای سازمان‌یافته پیوند می‌خورد. مامور اف‌بی‌آی در جریان پیگیری پرونده، با گروهی روبه‌رو می‌شود که از خشونت برای پیشبرد اهداف ایدئولوژیک خود استفاده می‌کند. 

«نظم» بر اساس رویدادهای واقعی شکل گرفته و در کنار روند تحقیقات پلیسی، به زمینه‌های اجتماعی و ایدئولوژیکی می‌پردازد که می‌توانند به شکل‌گیری گروه‌های افراطی کمک کنند. همین پیوند میان پرونده جنایی و تهدیدی گسترده‌تر فیلم را از یک داستان معمول درباره تعقیب مجرمان متمایز می‌کند. 

این فیلم برای مخاطبانی که تریلرهای پلیسی مبتنی بر پرونده‌های واقعی و تعقیب گروه‌های سازمان‌یافته را دنبال می‌کنند انتخابی قابل‌توجه است. 

فیلم سینمایی «خزنده» (Reptile) 

فیلم سینمایی خزنده

قتل یک مشاور املاک، کارآگاه تام نیکولز را به پرونده‌ای می‌کشاند که هیچ‌چیز در آن به‌اندازه کافی روشن نیست. با آغاز تحقیقات، ارتباط میان مظنونان و شاهدان پیچیده‌تر می‌شود و شواهدی که در ابتدا قطعی به نظر می‌رسند اعتبار خود را از دست می‌دهند. نیکولز برای رسیدن به حقیقت باید هم به جزئیات پرونده توجه کند و هم درباره انگیزه کسانی که در اطراف آن قرار دارند، دوباره فکر کند. 

«خزنده» با ریتمی نسبتا آرام پیش می‌رود و به‌جای ارائه سریع پاسخ‌ها لایه‌های مختلف پرونده را به‌تدریج کنار می‌زند. در این میان فضای بی‌اعتمادی فقط به مظنونان محدود نمی‌شود و خود فرایند تحقیقات نیز زیر سؤال می‌رود. 

یکی از ویژگی‌های فیلم تأکید بر جزئیات و تغییر برداشت مخاطب از شخصیت‌هاست. «خزنده» برای کسانی مناسب است که در فیلم‌های پلیسی به‌دنبال معمایی چندلایه‌اند و ترجیح می‌دهند پاسخ‌ها به‌تدریج و با کنار هم قرار گرفتن نشانه‌ها آشکار شوند. 

فیلم سینمایی «مرز یاغیان» (Rebel Ridge)

فیلم سینمایی مرز یاغیان

 توقیف پولی که قرار است برای آزادی وثیقه استفاده شود یک تفنگدار سابق را در برابر نیروهای پلیس شهری کوچک قرار می‌دهد. تری ریچموند برای کمک به یکی از نزدیکانش وارد شهر می‌شود اما برخورد با مأموران و مصادره پولش، او را درگیر موقعیتی می‌کند که ابعاد آن به‌تدریج آشکار می‌شود. تلاشش برای پس گرفتن پول، به رویارویی با ساختاری می‌رسد که از قدرت خود برای اعمال فشار استفاده می‌کند. 

فیلم به‌جای آنکه قهرمان خود را در قالب یک مأمور پلیس قرار دهد داستان را از دید فردی پیش می‌برد که با سوءاستفاده از اختیارات قانونی مواجه شده است. تری برای مقابله با این وضعیت، از آموزش و مهارت‌های خود بهره می‌گیرد، اما تلاش می‌کند تا حد امکان از تشدید خشونت جلوگیری کند. 

«مرز یاغیان» نمونه‌ای از آثار پلیسی معاصر که به فساد نهادی و پیامدهای قدرت بی‌مهار می‌پردازد. فیلم با اتکا به تنش موقعیت و تصمیم‌های حساب‌شده شخصیت اصلی نشان می‌دهد که یک اختلاف ظاهرا محدود چگونه می‌تواند به بحرانی گسترده تبدیل شود.

ارسال نظرات
خط داغ