مرشایمر: ایران را به نقطهای نرسانیم که به پاسخ «روز قیامت» روی آورد
جان مرشایمر گفت: اگر فشار اقتصادی ایران را به نقطهای برساند که احساس کند چیزی برای از دست دادن ندارد، ممکن است تهران به سمت تشدید تنش حرکت کند.
جان مرشایمر، استاد برجسته علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو و از شناختهشدهترین نظریهپردازان مکتب واقعگرایی در روابط بینالملل، در تازهترین برنامه خود در شبکه یوتیوب، راهبرد دولت دونالد ترامپ برای پایان دادن به جنگ با ایران را زیر سؤال برد و گفت: واشنگتن نه در عرصه نظامی و نه از مسیر فشار اقتصادی، ابزار کافی برای وادار کردن تهران به تسلیم در اختیار ندارد.
به گزارش فرارو، مرشایمر در یازدهمین قسمت از برنامه خود با عنوان «ترامپ نمیتواند با بلوف ایران را به تسلیم وادارد»، استدلال کرد: کارزار تبلیغاتی دولت آمریکا برای القای شکست قریبالوقوع ایران، با واقعیتهای میدانی همخوانی ندارد.
او گفت: طی چند هفته گذشته، دولت آمریکا در رسانههای جریان اصلی کارزاری تبلیغاتی به راه انداخته تا ایرانیها را متقاعد کند که محکوم به شکستاند، ورق به نفع آمریکا برگشته و بهتر است همین حالا توافق کنند.
به گفته مرشایمر، رسانههای جریان اصلی نیز این ادعاها را تکرار میکنند، بیآنکه لزوماً بررسی شود که آیا چنین ادعاهایی منطقی است یا نه.
او افزود: فکر میکنم این تلاش برای فریب ایرانیها و وادار کردن آنها به تسلیم جواب نخواهد داد؛ عمدتاً به این دلیل که واقعیتها چیز دیگری میگویند.
دو اهرم ترامپ برای فشار بر ایران؛ محاصره اقتصادی و تهدید نظامی
به گفته مرشایمر، راهبرد دولت ترامپ بر دو ستون اقتصادی و نظامی استوار است. در بُعد اقتصادی، دولت آمریکا مدعی است محاصره دریایی و سیاستهای «اسکات بسنت»، وزیر خزانهداری آمریکا، برای قطع روابط اقتصادی ایران با جهان، اقتصاد ایران را تا مرز فروپاشی رسانده است. همزمان، واشنگتن ادعا میکند حجم نفت خروجی از خلیج فارس تقریباً به سطح پیش از جنگ بازگشته است.
اما مرشایمر معتقد است در جبهه نظامی اتفاق تعیینکنندهای در جریان نیست. نه بمبارانی در حال انجام است و نه شواهدی وجود دارد که نشان دهد آمریکا بهزودی نیروی زمینی وارد میدان خواهد کرد. به باور او، دولت ترامپ از اعزام ۱۰ هزار نیروی دیگر و یک ناو هواپیمابر به منطقه، بیش از اندازه بهره تبلیغاتی گرفته است.
بمباران قبلی شکست خورد؛ چرا باید این بار نتیجه متفاوت باشد؟
مرشایمر در نقد گزینه نظامی آمریکا گفت: ما یک سلسله بمباران ۴۰ روزه از ۲۸ فوریه تا ۸ آوریل داشتیم و شکست خورد. چرا کسی فکر میکند بمباران تازهای با افزودن ناوهای هواپیمابر، ایرانیها را به زانو درمیآورد؟
او افزود که تقریباً همه قبول دارند آمریکا با بحران مهمات روبهروست و یکی از دلایلی که واشنگتن اکنون ایران را بمباران نمیکند، همین محدودیت است.
مرشایمر همچنین روایت مربوط به حضور سه ناو هواپیمابر آمریکایی در منطقه را زیر سؤال برد و گفت ناو «تئودور روزولت» برای جایگزینی ناو «جورج واشنگتن» اعزام میشود، نه برای عملیات در کنار آن.
به گفته او، ناو «جورج اچ. دبلیو. بوش» نیز منطقه را ترک کرده و اکنون در تایلند است. بنابراین، در حال حاضر تنها یک ناو هواپیمابر در منطقه خلیج فارس حضور دارد؛ آن هم نه در داخل خلیج فارس، زیرا به گفته مرشایمر، آمریکا از خطر غرق شدن آن در صورت نزدیک شدن به آبهای خلیج فارس نگران است.
ناوهای آمریکا فرسوده شدهاند؛ دیهگو گارسیا به بخشی از معادله تبدیل شده است
مرشایمر فشار عملیاتی ماههای اخیر را عامل فرسایش نیروی دریایی آمریکا دانست و گفت: از آنجا که آمریکا پایگاههای دریایی خود در منطقه خلیج فارس را از دست داده، به یک زنجیره تدارکاتی وابسته است که تا دیهگو گارسیا، در فاصله ۲۵۰۰ مایلی، امتداد دارد.
او درباره احتمال حمله به زیرساختهای نفتی ایران نیز هشدار داد که چنین اقدامی میتواند با واکنش متقابل تهران همراه شود.
مرشایمر گفت: دلیل اینکه تاکنون بهطور جدی به زیرساختهای نفتی ایران حمله نکردهایم، ترس از این است که ایرانیها همین کار را با زیرساختهای نفتی کشورهای حوزه خلیج فارس و اسرائیل انجام دهند.
۱۵۰ هزار نیرو برای هرمز؛ آمریکا تنها ۷۵۰۰ نیروی رزمی دارد
مرشایمر احتمال حمله زمینی آمریکا به ایران را بسیار دور از واقعیت توصیف کرد. به گفته او، حدود ۶۰ هزار نیروی آمریکایی در منطقه حضور دارند، اما تنها بخشی از آنها برای عملیات زمینی قابل استفادهاند و شمار نیروهای رزمی در دسترس، حداکثر حدود ۷۵۰۰ نفر است.
او با استناد به ارزیابی ژنرال بازنشسته «بری مککافری» گفت: برای تصرف تنها تنگه هرمز، به حدود ۱۵۰ هزار نیروی رزمی و سه تا شش ماه جنگ نیاز است.
مرشایمر گفت: ما حداکثر ۷۵۰۰ نیرو داریم. حتی اگر دو برابرش کنید، یکدهم رقم مککافری است.
او با اشاره به جنگ روسیه و اوکراین نیز گفت: ۱۹۰ هزار نیروی روسیه برای تصرف و حفظ تمام مناطقی که در ابتدا در اختیار گرفتند، کافی نبود. به گفته او، جمعیت ایران دو برابر اوکراین است و جغرافیای ایران برای یک نیروی مهاجم دشوارتر است.
مرشایمر افزود: پس این ایده که با ۷۵۰۰ نیرو به ایران حمله کنیم یا تنگه هرمز را تصرف کنیم، اصلاً جدی نیست.
نگرانی از بازگشت تابوت سربازان؛ هزینه سیاسی جنگ برای ترامپ
مرشایمر در ادامه به هزینه داخلی چنین جنگی برای دولت آمریکا اشاره کرد و گفت: تصور اینکه افکار عمومی آمریکا شاهد بازگشت شمار زیادی از سربازان آمریکایی در تابوت باشد، میتواند معادله سیاسی جنگ را تغییر دهد.
او تاکید کرد مخالفت با این جنگ از ابتدا زیاد بوده و به گفته او، با گذشت زمان افزایش یافته است.
فشار اقتصادی؛ آیا ایران در آستانه تسلیم است؟
مرشایمر در بخش دیگری از سخنانش به کارزار فشار اقتصادی دولت ترامپ پرداخت.
او گفت: تردیدی نیست که آمریکا «درد عظیمی» بر ایران تحمیل میکند، اما مسئله اصلی این است که آیا این فشارها ایران را به نقطه تسلیم رسانده است یا نه.
پاسخ مرشایمر منفی بود.
او برای این ارزیابی سه دلیل مطرح کرد که نخستین آنها تجربه تاریخی محاصرههای اقتصادی در جنگهاست.
در جنگهای بزرگ، محاصره بهتنهایی کشورها را تسلیم نکرده است
این استاد دانشگاه شیکاگو گفت: در تاریخ جنگهای بزرگ، موردی سراغ ندارد که یک طرف توانسته باشد صرفاً با محاصره، طرف مقابل را به تسلیم وادارد.
او با اشاره به آلمان در جنگ جهانی اول گفت محاصره در تسلیم این کشور نقش داشت، اما عامل اصلی، جنگ زمینی عظیمی بود که چهار سال در جبهههای غربی و شرقی ادامه داشت.
به گفته مرشایمر، در شرایط کنونی ایران، نه جنگ زمینی در جریان است و نه حتی میتوان گفت جنگ هوایی توانسته نتیجه تعیینکنندهای ایجاد کند.
هشدار درباره پاسخ ایران؛ خلیج فارس میتواند وارد مرحلهای تازه شود
اما سومین دلیل مرشایمر، توان ایران برای وارد کردن خسارت متقابل است.
او گفت اگر فشار اقتصادی ایران را به نقطهای برساند که احساس کند چیزی برای از دست دادن ندارد، ممکن است تهران به سمت تشدید تنش حرکت کند.
به گفته مرشایمر، ایران میتواند زیرساختهای انرژی و تأسیسات آبشیرینکن را در سراسر خلیج فارس و اسرائیل هدف قرار دهد و به کشورهایی مانند عربستان و کویت آسیب جدی وارد کند.
او هشدار داد که حمله به زیرساختهای نفتی و آبشیرینکنهای عربستان میتواند پیامدهای گستردهای برای اقتصاد این کشور و حتی اقتصاد جهانی داشته باشد.
مرشایمر در همین زمینه گفت بهتر است ایران به نقطهای رسانده نشود که به چنین پاسخی متوسل شود؛ پاسخی که او از آن با عنوان «روز قیامت» یاد کرد.
نفت جریان دارد، اما بحران اقتصادی تمام نشده است
مرشایمر ادعای بازگشت جریان نفت از خلیج فارس به سطح پیش از جنگ را نیز کافی ندانست.
او گفت: ایرانیها در برابر فشارها منفعل نماندهاند و بر اساس گزارشی از «والاستریت ژورنال»، با شرایط جدید سازگار شده و حملات تازه و پیچیدهتری انجام میدهند که میتواند جریان نفت را کند کند.
او همچنین به حمله انصارالله یمن به خط لوله انتقال نفت عربستان به دریای سرخ اشاره کرد.
مرشایمر گفت: حتی اگر همچنان حجم قابل توجهی نفت از خلیج فارس خارج شود، شاخصهای اقتصادی دیگری مانند تورم اروپا، قیمت نفت، بازده اوراق قرضه، قیمت گازوئیل و هزینه وام مسکن در آمریکا نشان میدهد فشار اقتصادی همچنان ادامه دارد.
به باور او، این فشار تنها اقتصادهای غربی را درگیر نکرده و اقتصادهای آسیایی نیز با پیامدهای آن مواجهاند.
ایرانیها فریب نمیخورند
مرشایمر در پایان گفت: باورش دشوار است که ترامپ حمله زمینی به ایران را آغاز کند، اما اگر چنین اتفاقی رخ دهد، به اعتقاد او، آمریکا نهتنها به هدف خود نمیرسد بلکه شرایط برای واشنگتن دشوارتر خواهد شد.
او گفت: ما هیچ گزینه نظامی نداریم؛ نه امروز و نه پس از انتخابات میاندورهای.
مرشایمر در ادامه هشدار داد اگر ایرانیها احساس کنند در آستانه سقوط قرار گرفتهاند، ممکن است دیگران را نیز با خود وارد بحران کنند و پیامد چنین وضعیتی برای اقتصاد جهانی و دولت ترامپ بسیار سنگین خواهد بود.
این استاد دانشگاه شیکاگو در پایان تاکید کرد که به باور او، نمیتوان در این مقطع ایرانیها را با چنین کارزاری متقاعد کرد که در آستانه شکست قرار دارند.
او گفت ایرانیها به دلیل تجربه طولانی تعامل و تقابل با آمریکا، به اندازهای آگاه هستند که با این ترفند متقاعد نشوند «وقت تسلیم فرا رسیده است».