سفیر پیشین ایران در آذربایجان در گفتوگو با فرارو تحلیل کرد:
فعال بودن میانجیها را نباید به بازگشایی میز مذاکره تعبیر کرد
سفیر پیشین ایران در آذربایجان معتقد است گرچه به طرف آمریکایی اعتماد نداریم، اما باب تبادل پیام باز است. ما از مسیر ارسال پیام به قطر در نیویورک شروط هفتگانه خودمان را به آمریکاییها اعلام کردیم و گفتیم اگر این شروط را بپذیرند، ظرف هفت روز تنگه هرمز را باز میکنیم.
فرارو- اظهارات اخیر مسعود پزشکیان درباره بیاعتمادی به آمریکا، در نگاه نخست میتواند به معنای پایان مسیر دیپلماسی میان تهران و واشنگتن تلقی شود؛ اما همزمانی این موضع با ادامه رایزنیهای قطر و پاکستان، تصویر پیچیدهتری از وضعیت فعلی ارائه میدهد.
به گزارش فرارو، رئیسجمهور از نبود اعتماد به گفتوگو با آمریکا سخن گفته، اما در عین حال کانالهای ارتباطی از طریق کشورهای واسطه همچنان فعال هستند. همین تفاوت میان «مذاکره» و «تبادل پیام» اکنون به یکی از نقاط کلیدی برای فهم وضعیت روابط ایران و آمریکا تبدیل شده است.
محسن پاکآیین، سفیر پیشین ایران در جمهوری آذربایجان و کارشناس مسائل بینالملل، در گفتوگو با فرارو معتقد است بسته بودن باب مذاکره لزوماً به معنای بسته شدن کانالهای ارتباطی نیست و میانجیهایی مانند قطر و پاکستان همچنان میتوانند پیامهای دو طرف را منتقل کنند.
دیگر اعتمادی برای مذاکره باقی نماند
محسن پاکآیین، با اشاره به اظهارات اخیر مسعود پزشکیان گفت: «تبادل پیام با مذاکره متفاوت است. مذاکره میان ما و آمریکا در شرایطی انجام شد که از ابتدا بیاعتمادی وجود داشت. بعد از اینکه آمریکاییها دو بار در جریان مذاکرات به ما حمله کردند و جنایتهایی را انجام دادند، در نهایت در اسلامآباد مذاکراتی صورت گرفت که نتیجه آن، توافقی بود که به امضای رئیسجمهور ایران و آمریکا رسید.»
وی افزود: «در واقع، باب مذاکره بسته شده است. مذاکره معمولاً برای دستیابی به یک نتیجه انجام میشود. این مذاکرات انجام شد و نتیجه نیز حاصل شد و قرار بود در چارچوب یک تفاهمنامه به کار خود ادامه دهیم، اما طرف آمریکایی مدت کوتاهی بعد حتی به امضای خود نیز پایبند نماند و صراحتاً اعلام کرد که این تفاهم را قبول ندارد. بنابراین، ما برای مذاکره دیگر اعتمادی به آمریکاییها نداریم و این حرف دکتر پزشکیان درست است.»
تبادل پیام با مذاکره فرق دارد
این کارشناس مسائل سیاست خارجی درباره تفاوت میان مذاکره و تبادل پیام گفت: «گرچه به طرف مقابل اعتماد نداریم، اما باب تبادل پیام باز است؛ یعنی میانجیها میتوانند به سراغ ما بیایند، پیامهای ما را دریافت کنند و به طرف مقابل منتقل کنند و متقابلاً پیامهای طرف مقابل را نیز به ما برسانند.»
پاک آیین ادامه داد: «ما از همین مسیر ارسال پیام به قطر بود که در نیویورک شروط هفتگانه خودمان را به آمریکاییها اعلام کردیم و گفتیم اگر این شروط را بپذیرند، ظرف هفت روز تنگه هرمز را باز میکنیم. همچنین گفتیم اگر آمریکاییها به اجرای این شروط و تعهداتی که ما اعلام کردهایم پایبند باشند، میتوانیم درباره مسائل هستهای نیز مذاکره کنیم.»
وی تصریح کرد: «ترامپ بود که این طرح را رد کرد و مانند همیشه روحیه جنگطلبی خود را حفظ کرد. بنابراین، باب مذاکره ما با آمریکاییها بسته شده است.»
نقش قطر و پاکستان در انتقال پیامها
سفیر پیشین ایران در جمهوری آذربایجان درباره نقش قطر و پاکستان به عنوان میانجی گفت: «اگر میانجیهایی مانند قطر و پاکستان فعال باشند و نظرات ما را منتقل کنند، میتواند مفید باشد. اما تأکید من این است که تبادل پیام به این شکل، تفاوتهای گستردهای با مذاکرات جدی دارد.»
وی افزود: «فعال بودن کانالهای ارتباطی و انتقال پیام را نباید با آغاز مذاکرات مستقیم یکی دانست. میانجی میتواند پیام، موضع یا شروط یک طرف را به طرف دیگر منتقل کند، بدون اینکه این روند الزاماً به معنای باز شدن میز مذاکره باشد.»
چرا چین میتواند نقش متفاوتی ایفا کند؟
پاکآیین درباره میانجیگری چین و میزان اثرگذاری این کشور در تحولات جاری منطقه گفت: «چینیها معمولاً با نوعی احتیاط و محافظهکاری در بحرانهای میان کشورها ورود میکردند و سعی داشتند تمرکز خود را بر مسائل اقتصادی حفظ کنند. اما بسته شدن تنگه هرمز و مسائل مربوط به تنگه بابالمندب که هر دو ارتباط مستقیمی با انرژی دارند، باعث شده است شرایط برای چین متفاوت شود.»
وی ادامه داد: «چین یک کشور نیازمند انرژی است و به همین دلیل، نمیتواند نسبت به تحولات مربوط به مسیرهای انتقال انرژی بیتفاوت باشد. چینیها نیز به نظر میرسد بخشی از احتیاط سابق خود را کنار گذاشتهاند و تمایل دارند در زمینه میانجیگری و واسطهگری برای حل این بحرانها، بهویژه در موضوع ایران و آمریکا، فعال شوند.»
او افزود: «چین به عنوان کشوری بانفوذ که سابقه جنگافروزی و مداخله در کشورهای دیگر و همچنین سابقه استعماری نداشته و از سوی دیگر، یک قدرت تأثیرگذار در نظم آینده جهان است، اگر بخواهد در این موضوع فعال شود، میتواند بسیار مهم باشد.»
این کارشناس مسائل بین الملل با اشاره به طرح مطرحشده از سوی چین در دیدار با عبدالفتاح السیسی، رئیسجمهور مصر، گفت: «طرح چینیها که در دیدار با السیسی در مصر مطرح کردند، طرح خوبی است. این طرح چهار بندی خواهان آن است که امنیت مشترک کشورهای منطقه توسط خود آنها تأمین شود. ما از همه پیشنهادهای مثبتی که بر اجرای قوانین و موازین بینالمللی تأکید داشته باشند، استقبال میکنیم. این آمریکاییها هستند که قدرت را بر منطق ترجیح میدهند.»