نقد تند تهدیدکنندگان پزشکیان و روحانی؛ نه اخلاق میفهمید و نه سیاست
صرف اینکه کسی در دانشگاه مشغول تحصیل یا تدریس است و یا در حوزه به نوعی حضور دارد نمیتواند دلیلی باشد برای اینکه او بهتر از دیگران میفهمد.
روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله خود به انتقاد از سوءاستفاده برخی از تریبون عمومی پرداخته است.
در این بخش آمده است: دانشگاه و حوزه علمیه، باید در تنویر افکار عمومی نقش محوری داشته باشند و همواره در مقابله با کجفهمیها، کندذهنیها و تحرکات ناشی ازعدم درک مسائل، پیشرو باشند.
رسیدن به این جایگاه مستلزم تلاش زیادی برای دستیابی به اطلاعات صحیح، تحلیلهای واقعگرایانه و تحقیق به منظور درک مصالح و منافع ملی است. صرف اینکه کسی در دانشگاه مشغول تحصیل یا تدریس است و یا در حوزه به نوعی حضور دارد نمیتواند دلیلی باشد برای اینکه او بهتر از دیگران میفهمد. رسیدن به عمق مسائل و احراز جایگاهی که به دانشگاهیان و حوزویان مجوز اظهارنظر راهگشا درباره رویدادها را بدهد نیازمند تحمل زحمت، مطالعه، پرسوجو و کسب اطلاعات فراوان است چرا که نابرده رنج، گنج میسر نمیشود. ورود به مرحله اظهارنظر درباره موضوعات مختلف بدون طی کردن مقدماتی که به آنها اشاره کردهایم باعث خاماندیشی، خیالبافی و اظهارنظرهای فاقد پشتوانه علمی و در نهایت منحرف ساختن دیگران میشود.
آن فرد حوزوی که با سوءاستفاده از تریبون عمومی سخن از محاکمه فلان مسئول سابق کشور میگوید و برای تقویت و تحکیم این تهدید غیرمنطقی خود دچار خطای بزرگ تهدید به گرفتار کردن آن مسئول به «استخر» میشود، با این کار خود نشان میدهد حتی مقدماتیترین مراحل رسیدن به جایگاه تنویر افکار عمومی را طی نکرده است. او بعد از نزدیک ۱۰ سال که از ماجرای «استخر» گذشته هنوز نفهمیده تهدید به قتل یک انسان به هر شیوه که باشد با هیچیک از معیارهای دینی، قانونی و اخلاقی تناسبی ندارد و کسی که متوسل به چنین تهدیدی میشود ارزش کار خود را به پائینترین سطح اقدامات جنائی تنزل میدهد.
طبیعی است که مردم از یک عنصر حوزوی چنین انتظاری ندارند و در خوشبینانهترین فرض، او را یک فرد فریبخورده و احساساتی میپندارند و برای اظهارنظرهایش هیچ ارزشی قائل نخواهند شد. این ارزیابی فقط مربوط به همان شخصی است که اینگونه عمل میکند و ربطی به حوزه علمیه ندارد. حوزه علمیه مظهر قانون، تقوا، اخلاق و تعادل است و این قبیل رفتارها را خارج از چارچوب متعارف خود میداند.
آن فرد دانشگاهی هم که با سوءاستفاده از تریبون عمومی به رئیسجمهور خرده میگیرد که چرا با فلان مقام خارجی در سفر هند دیدار کرده و سخنی گفته که میخواهد افقی برای تعامل مسالمتآمیز میان دو کشور در آینده بگشاید، او هم با سخنان خارج از ضابطهاش نشان داد که با معیارهای حاکم بر محیط دانش و پژوهش نسبتی ندارد و به جای تکیه بر استدلال منطقی بر احساسات خارج از درایت تکیه کرده است.
او حق دارد نظر انتقادی خود را با رعایت ادب و حفظ حرمت افراد مطرح کند ولی اینکه به رئیسجمهور بگوید شما با اجازه چه کسی چنین دیداری کردهاید و چنین سخنی گفتهاید، چنین روشی با هیچ منطقی سازگاری ندارد. این شخص شاید نداند که در اواخر جنگ تحمیلی ۸ ساله، سران نظام جمهوری اسلامی افرادی در سطح وزیر را به بغداد اعزام کردند تا با صدامحسین که چند صد هزار نفر از مردم ما را به قتل رسانده و آنهمه جنایت علیه کشورمان کرده بود مذاکره کنند و از طرف عراق هم مقاماتی در سطح معاون رئیسجمهور را در تهران به حضور پذیرفتند و مذاکره و مکاتبه کردند تا به آزادی اسرا و صلح پیروزمندانه ایران منجر شد.
تمام این اقدامات در دوران رهبری آیتالله خامنهای و با نظارت آن رهبر شهید صورت گرفت. شخصی که اکنون با آن لحن گستاخانه به رئیسجمهور اعتراض میکند، با این کار خود نشان میدهد از جنس محیط دانش و تحقیق نیست و طبعاً دانشگاه نیز این رفتار را خارج از چارچوب متعارف خود میداند.
با این قبیل کجرویها اگر خود حوزه و دانشگاه برخورد کنند بهتر است ولی اگر این روش نامعقول و نامتعادل ادامه پیدا کند، جامعه به هرج و مرج فکری خطرناکی مبتلا خواهد شد که قطعاً به نفع دشمنان ایران است.