آمارهای نگرانکننده از افزایش طلاق در کشور
تیرها به سنگ میخورد اگر ...
فرارو- هزار جور تلاش و تشریفات به کار گرفته میشود تا مراسم ازدواج برپا شود. اما کمی که گذشت؛ یک ماه، شش ماه، یک سال تا پنج سال بعد همین زوج به هزار و یک در میکوبند و آنقدر پلههای دادگاه را بالا و پایین میروند تا در نهایت با سکههای گرفته و نگرفته طلاق بگیرند و به زندگی مشترکشان خاتمه بخشند. این روند به قدری تکراری شده است که دیگر از هر سه ازدواج، یکی با جدایی رقم میخورد و کانون زندگی از هم گسسته میشود.
به گزارش سرویس اجتماعی فرارو؛ آخرین آمارها در کشور خبر میدهند که از هر 6 ازدواج یکی به طلاق منجر میشود؛ اما آمار دقیقتر مربوط به کلانشهرها حکایت میکنند که از هر 3 ازدواج، در نهایت یکی به جدایی میانجامد. معاون اجتماعی سازمان بهزیستی کشور، ضمن اظهار نگرانی از این معضل رو به رشد، آموزش و مشاوره پیش از ازدواج را از جمله راههایی میداند که سبب میشود آمار ثبت شده طلاق کاهش یابد.
از سوی دیگر مدیرکل امور بانوان وزارت کشور اعلام کرده است که برنامههای کاهش طلاق در دست اجراست و با هماهنگی دستگاهها، آمار طلاق تا پایان سال کاهش مییابد. حال آنکه کارشناسان دلایل افزایش طلاق را به زیرساختهای اجتماعی و اقتصادی کشور نسبت میدهند که به سادگی و به طور مجزا نمیتوان نسبت به اصلاح آنها اقدام کرد.
برنامههایی که به در بسته میخورند
تجربه نشان داده است که صرف برپایی چندین همایش پرهزینه با تقدیرها و تشکرهای فراوان و یا آموزشهای اجباری که گاه از شدت تکراری بودن، مردم را فراری میدهد، هیچگاه در کاهش ضربالاجلی ناهنجاریها موفق نبوده و راه به جایی نبرده است. از این روست که بیشتر تلاشها در راستای فرهنگسازی و تشویق جوانان به ازدواج به در بسته میخورد و از سوی دیگر طلاق رشد فزایندهای به خود میگیرد.
به این ترتیب آمار طلاق که در 10 سال گذشته 5.9 بود، امروزه به بیش از 24 درصد رسیده و افزایش چشمگیری پیدا کرده است. تنها در 6 ماه نخست سال جاری نیز طلاق 6 درصد افزایش و از آمار ازدواج 5 درصد کم شد.
نقش مشکلات اقتصادی در طلاق و فرار از زندگی
به عقیده رییس انجمن علمی مددکاری اجتماعی ایران، یکی از مسائل بسیار مهم و تاثیرگذار که گاه نقش آن نادیده گرفته میشود، تورم و گرانی است.
مصطفی اقلیما در این باره میگوید: «در شرایط کنونی، هیچکس نمیداند آیا این میزان حقوقی را که دارد فردا هم دارد یا نه. این عدم ثبات و آرامش نداشتن از سویی منجر به ترس از ازدواج و از سوی دیگر منجر به بداخلاقیهای ناخودآگاه با افراد خانواده میشود. این که میگویند باید به مردم مهارتهای زندگی و کنترل شیوههای خشم و ... را آموزش داد، درست است اما مساله اینجاست که تنها با آگاهی نمیتوان کاری کرد، نمیتوان گفت گرسنه باش ولی آگاه باش و دست به رفتار ناهنجار نزن و آرام به زندگیات ادامه بده.»
یک جامعهشناس نیز علل اصلی طلاق در جامعه را مشكلات اقتصادی و تحولات اجتماعی میداند. بر اساس باور حسین ایمانی وقتی مشكلات اقتصادی زياد میشود، تعداد زيادی از افراد بيكار هستند و يا درآمدهايشان كفاف زندگی را نمیدهد، دراین صورت مشكلات تأثير خود را روی نهاد خانواده میگذارد. چرا که افراد پیش از تشكيل خانواده انتظاراتی دارند و زمانی که وارد زندگی میشوند، انتظارات آنها با واقعيتهای زندگی سازگار نيست، از این رو دچار مشكلات فراوانی میگردند.
همانگونه که آمارها خبر میدهند در کلانشهرها که مشکلات اقتصادی و معیشتی بیشتر گریبان مردم را گرفته است، موارد طلاق نیز دو برابر شهرهای کوچک و روستاها است.
بر این اساس و بنا بر عقیده بسیاری از کارشناسان حوزه اجتماعی، تا زمانی که زیرساختهای اقتصادی در کنار مسائل فرهنگی و عقیدتی در جامعه تقویت و اصلاح نشود، نمیتوان به کاهش آمار طلاق و تشویق بیشتر جوانان به ازدواج امید داشت. همچنین برنامههای تک بعدی که اتفاقاً هزینهبر نیز هستند یا نمیتوانند در کاهش این ناهنجاری نقشی مهم ایفا کنند و یا این نقش مقطعی، سطحی و بسیار زودگذر خواهد بود.