فرارو | اعتراف به قتل مرد بازاری به‌دلیل کینه ۱۵ ساله
مکانیسم ماشه
کد خبر: ۴۱۷۸۶۰
مردی که دوست بازاری و قدیمی خود را در پی یک نقشه از پیش طراحی‌شده به قتل رسانده است، در جلسه دادگاه جزئیاتی از قتل را توضیح داد و خواستار گذشت اولیای‌دم شد.
تاریخ انتشار: ۰۹:۱۶ - ۲۲ آبان ۱۳۹۸

متهم تیر سال گذشته مرد بازاری را که بسیار خوش‌نام بود به قتل رساند و جسدش را رها کرد. در ابتدای جلسه رسیدگی به این پرونده که دیروز در شعبه ۲ دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد، اولیای‌دم و وکیل آن‌ها درخواست قصاص را مطرح کردند. وکیل اولیای‌دم گفت: متهم در سلامت کامل روان و عقل دست به این قتل زده است. او با نقشه‌ای از پیش طراحی‌شده مرتکب قتل شده و بر اساس گزارش پزشکی‌قانونی مواد یا الکل مصرف نکرده بود.


به گزارش شرق، اولیای‌دم راضی به مصالحه نیستند و خواستار قصاص هستند. وقتی نوبت به متهم رسید، او در جایگاه قرار گرفت و گفت: من اتهام را قبول دارم، اما نمی‌خواهم درباره انگیزه‌ام صحبت کنم و هرچه در پرونده درخصوص انگیزه‌ام آمده درست است. متهم درباره روز حادثه گفت: من و مقتول با هم قرار داشتیم. او را به خانه‌ای که در اختیارم بود بردم، البته در آنجا زندگی نمی‌کردم، اما آن خانه در اختیار من بود. به او آبمیوه دادم. مقتول به من بسیار اعتماد داشت. آبمیوه را خورد و بی‌حال شد. بعد از چنددقیقه درحالی‌که نیمه‌هوش بود، باز به او آب آلوده به داروی بیهوشی دادم. او فکر می‌کرد حالش بد شده و فکر نمی‌کرد به‌خاطر آبمیوه مسموم این‌طور شده است، به‌همین‌خاطر وقتی آب دادم، قبول کرد و خورد. وقتی کاملا بیهوش شد، بالش را روی دهانش گذاشتم و او را کشتم. متهم گفت: برای خانواده‌اش پیامک فرستادم و گفتم آن فرد نزد من است و برای آزادی‌اش ۷۰۰ میلیون تومان می‌خواهم.


این کار را کردم تا فکر کنند موضوع آدم‌ربایی است و قتلی اتفاق نیفتاده. من از کرده خودم بسیار پشیمان هستم. مقتول بسیار مرد مهربانی بود. او خیلی به من محبت کرده بود و کار‌هایی برایم انجام داده که حتی برادرم برای من نکرده بود. درگیری ما به ۱۵ سال قبل برمی‌گشت. ما ۱۵ سال قبل بگومگویی داشتیم که بعد آشتی کردیم و همه‌چیز تمام شد، اما من موضوع را فراموش نکرده بودم. همین هم باعث شد یک لحظه از خود بیخود شوم و چنین کاری بکنم. کاری که کردم آن‌قدر موجب رنجش خودم شده است که در یک‌سال‌ونیم گذشته اجازه ندادم دخترانم به دیدنم بیایند، چون من یک دختر دیگر را بی‌پدر کردم و خواستم با این کارم خودم را تنبیه کنم. قضات بعد از گفته‌های متهم و وکیل‌مدافع او برای صدور رأی دادگاه وارد شور شدند.

برچسب ها: حوادث قتل
مجله خواندنی ها
عناوین برگزیده
پرطرفدارترین عناوین
پاورقی