کد خبر: ۳۹۲۱۵۴
بعضی‌ها هم البته، چون فکر می‌کنند که در این اوضاع و احوال، سیاسی یا اقتصادی مظلوم واقع شده‌اند و، چون مظلوم دستش به جایی نمی‌رسد، پس عیبی ندارد اگر فحشی بدهند و خودشان را تخلیه کنند. (لا یحب‌الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم.)
تاریخ انتشار: ۱۲:۴۰ - ۰۶ اسفند ۱۳۹۷

سیدعلی میرفتاح در روزنامه اعتماد نوشت: یک. امیرالمومنین (ع) مهم‌ترین دلیلی که در دفاع از خلیفه سوم آورده‌اند این بود که مبادا سنت خلیفه‌کشی راه بیفتد. حتی بیم آن می‌رفت که حسنین (ع) زیر دست و پای مهاجمین بمانند. داستانش در نهج‌البلاغه مسطور است. مع‌ذلک خشم فرودستان بادیه‌نشین با تعصب قبیله‌ای عرب‌های مقتدر در هم آمیخت و خلیفه‌کشی را تبدیل به سنتی شوم کرد. امیرالمومنین را نیز همین سنت سیئه شهید کرد و زمینه برای حکمرانی معاویه از قبل همین خلیفه‌کشی فراهم شد. حوادث صدر اسلام ربطی به تاریخ معاصر ندارند و ما نیازی نداریم برای گفتن هر حرف حقی به ۱۴ قرن قبل برگردیم و از آنجا تاییدیه بیاوریم. صرفا با یادآوری «سنت خلیفه‌کشی» خواستم به برادران عصبانی و به حمله‌کننده‌های بی‌پروا که هیچ حرمت بالاترین مقام اجرایی کشور را نگه نمی‌دارند و از سر گستاخی صدر تا ذیلش را به باد فحش و تهمت می‌گیرند، تذکر دهم که «رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند».

دو. من اگر جای رییس‌جمهور بودم به تلویزیون می‌آمدم... نه، نیازی به تلویزیون ندارد منت مدیران رسانه ملی را هم نباید بکشد، رییس‌جمهور می‌تواند با گوشی موبایلش از خود فیلم سلفی بگیرد و خطاب به مردم بگوید «من به عنوان رییس‌جمهور شما با ۲۴ میلیون رای، دنده پهنی برای شنیدن فحش و حرف‌های درشت دارم.

هر کجا دلتان شکست یا فشار زندگی بیش از طاقتتان شد، اگر دلتان خنک می‌شود فحشش را به من بدهید. فکر کنید من مسبب وضع پیش آمده‌ام. من برادر شما هستم. یا پدر شما. اگر بدانم دلتان آرام می‌گیرد و لبتان به خنده باز می‌شود با روی باز از شما می‌خواهم دق دلتان را سر من خالی کنید. من با این حرف‌ها از کوره درنمی‌روم و نسبت به شما مردم رو ترش نمی‌کنم بلکه خم به ابرو نمی‌آورم. شبانه‌روز در تلاشم تا قدری از بار معیشت را که بر دوشتان سنگینی می‌کند، کم کنم. اگر نتوانستم، بدانید که سخت است نه اینکه من و همکارانم اهمال می‌کنیم. نه. اهمالی در کار نیست...»، اما رییس‌جمهور همانقدری که در مواجهه با مردم باید آسانگیر و خنده‌رو و رفیق باشد در مقابل توطئه‌گران باید سخت بگیرد.

فحش یک راننده تاکسی را که از سر عصبانیت چیزی به رییس‌جمهور می‌گوید نباید با تهمت سیاسی بعضی از رقبا در یک کفه قرار داد. تهمت‌هایی که در فضای مجازی منتشر می‌شود مثل آتشی است که اگرچه دودش به چشم رییس‌جمهور می‌رود، اما شعله‌هایش به نظام و به کشور می‌افتد و همه را اعم از صغیر و کبیر در معرض خطر قرار می‌دهد. سخت نیست بفهمیم که پشت این تهمت‌ها و ناسزا‌ها هیچ نیت خیری نهفته نیست. از راه دور هم می‌شود فهمید که این کار خطرناک یا با نفسانیت و وسوسه‌های شیطانی ممزوج است یا با توطئه‌های دشمنان این مرز و بوم که آن‌ها هم چیزی از شیطان کم ندارند.

سه. رییس‌جمهور شأن قدسی ندارد، راه نقدش هم باز است. نه فقط رقبای اصولگرا نقدش می‌کنند بلکه حامیان اصلاح‌طلب نیز بیش از بقیه گفتار و کردار رییس‌جمهور را در ترازو قرار می‌دهند و می‌سنجند. اتفاقا خود دکتر حسن روحانی هم صراحتا در مراسم تحلیفش گفته که دهان منتقدان را نمی‌بندد و با مخالفانش برخورد قهری نمی‌کند. یکی دو باری هم که در رسانه‌ها رییس دولت به منتقدانش تند شد، خاطرتان باشد، همه به میدان آمدند، جلوتر از همه، رسانه‌های اصلاح‌طلب به میدان آمدند و شدید و غلیظ به قوه مجریه و رییسش تذکر دادند که نقد و مخالفت حق رسانه‌هاست و هیچ کسی نباید محدودش کند یا در نقد را- به بهانه‌های مختلف-ببندد یا خدایی نکرده هزینه نقد را بالا ببرد. انصاف این است که در این دولت بیش از دولت‌های قبل هزینه نقد پایین است. البته تکنولوژی هم به کمک منتقدان آمده و باعث شده کسی نتواند، بلکه زورش نرسد که جلوی مخالف‌خوانی و منفی‌بافی منتقدان را بگیرد.

زمان جنگ با یک دستور و تمهید ساده می‌شد جلوی انتشار فراگیر روزنامه رسالت را- که جدی‌ترین منتقد دولت دهه ۶۰ بود- گرفت و نگذاشت که هشدار‌ها و تحلیل‌های سیاسی- اقتصادی توی دل رزمندگان را خالی کند، اما حالا هیچ‌کس جلوی هیچ حرفی را نمی‌تواند بگیرد. ما نه فقط نظری و به اجمال دانستیم که در دنیای سایبرنتیک ممانعت بی‌فایده است بلکه تجربی و عملی با چشمان سر دیدیم که پارازیت و فیلترینگ راه به جایی نمی‌برند، کسی هم نمی‌تواند دسترسی ملت را به اخبار و عکس‌ها و فیلم‌ها و سخنرانی‌ها محدود کند؛ لذا پیشرفت تکنولوژی به یاری طرفداران آزادی بیان آمد و مسوولان هوشیار به خود آمدند و دریافتند که بر امور نشدنی اصرار نورزند و بی‌جهت با تنگ کردن بی‌وجه عرصه نقد عرض خود را نبرند. در این زمینه انصاف این است که حسن روحانی پیشقراول میدان دادن به منتقدان شد و نظری و عملی فضا را برای نقد، هر نقدی، چه سازنده و چه مخرب و با هر انگیزه‌ای، چه مصلحانه و چه کینتوزانه، باز گذاشت. با این حال چیزی که امروز جریان دارد، نقد نیست بلکه ناسزاگویی و بی‌ادبی و تهمت است.

از یک‌سو معاندان خارج از کشور بد و زشت و درشت به رییس‌جمهور می‌گویند، از سوی دیگر عده‌ای در داخل زیر لوای دفاع از انقلاب و ارزش‌ها به رییس‌جمهور تهمت می‌زنند. این بدگویی و بهتان‌زنی اگر رواج پیدا کند که تا حدودی رواج پیدا کرده، به قوه مجریه منحصر نمی‌ماند. به قول خواجه «من ارچه در نظر یار خاکسار شدم/ رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند». این بیت البته ربطی به مناسبات سیاسی ندارد. در اینجا رقیب شیطان است و خاکساری تعبیری است از هبوط انسان. مع‌ذلک از این بیت می‌توان اقتباس لفظی کرد و وضعیت سیاسی این روز‌ها را با آن تبیین کرد.

بعضی‌ها هم البته، چون فکر می‌کنند که در این اوضاع و احوال، سیاسی یا اقتصادی مظلوم واقع شده‌اند و، چون مظلوم دستش به جایی نمی‌رسد، پس عیبی ندارد اگر فحشی بدهند و خودشان را تخلیه کنند. (لا یحب‌الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم.) مثلا شهروندی به قصابی می‌رود و، چون با قیمت گزاف گوشت روبه‌رو می‌شود، دهنش را باز می‌کند و رکیک و درشت کلماتی را نثار مقامات می‌کند و می‌رود. در عرصه سیاسی هم خیلی‌ها هنوز با باختشان در ۹۶ کنار نیامده‌اند و کماکان حرصشان نخوابیده. هواداران جزء را عرض می‌کنم نه بزرگان را. این هواداران جزء از آنجایی که خود را مظلوم تبلیغات انتخابات می‌بینند، دیواری کوتاه‌تر از دولت نمی‌یابند و با فحش و تهمت سینه پر کینه خود را سبک می‌کنند. اما فحش‌ها را باد می‌برد و مناسبات سیاسی با این فرمایش‌ها عوض نمی‌شود. مگر اینکه عده‌ای رند از این فحش‌ها سوءاستفاده کنند و از آن‌ها در کف خیابان شعار بسازند و کار را نه فقط بر دولت که بر حکومت مشکل کنند. جلوی این اتفاق خطرناک را البته باید گرفت.

مجله خواندنی ها
عناوین برگزیده
چرا تلویزیون تن به حضور ظریف در
درهای رسانه ملی بر روی وزیر خارجه بسته است

چرا تلویزیون تن به حضور ظریف در "خندوانه" و "نود" نداد؟

معمای مرگ
روایت های مختلف از دلیل مرگ اسطوره کشتی ایران

معمای مرگ "تختی" حل شد؟

پربیننده ترین
گزارش تصویری