کد خبر: ۱۶۱۱۲
خواندنی های زبان پارسی
تاریخ انتشار: ۱۷:۳۴ - ۲۷ مهر ۱۳۸۷


• آیا می دانستید برخی ها واژه های زیر را که همگی فرانسوی هستند فارسی می دانند؟
آسانسور،آلیاژ،آمپول،املت،باسن،بتون،بلیت،بیسکویت،پاکت،پالتو،
پریز،پلاک،پماد،پوتین،پودر،پوره،پونز،پیکنیک،تابلو،تراس،تراخم،نمبر،
تیراژ،تور،تیپ،خاویار،دکتر،دلیجان،دوجین،دوش،دیپلم،دیکته،رژ،رژیم،
رفوزه،رگل،رله، روبان،زیگزاگ،ژن،ساردین،سالاد،سانسور،سرامیک،
سرنگ،سرویس،سری،سزارین،سوس،سلول،سمینار،سودا،سنا،
سوسیس،سیلو،سن،سندیکا،سیفون،سیمان،شانس،شوسه،فیش
شوفاژ،شیک،شیمی،صابون،فامیل،فر،فلاسک،فلش،فیله،فیبر،
فیلسوف،فیوز،کائوچو،کابل،کادر،کادو،کارت،کارتن،کافه،کامیون،کاموا،
کپسول،کت،کتلت،کراوات،کرست،کلاس،کلوب،کلیشه،کمپ،کمپرس،
کمپوت،کمد،کمیته،کنتور،کنسروفکنسول،کنکور،کنگره،کودتا،کوپن،کوپه،
کوسن،گاراژ،گارد، گاز،گارسون،گریس،گیشه،گیومه،لاستیک،لامپ،
لیسانس،لیست،لیموناد،مات،مارش،ماساژ،ماسک،مبل،مغازه،موکت،
 مامان،ماتیک،ماشین،مانتو، مایو،مبل،متر،مدال،مرسی، موزائیک، موزه،مین،مینیاتور،نفت،نمره،واریس،وازلین،وافور، واگن، ویترین،ویرگول، هاشور،هال، هالتر، هورا و بسیاری از واژه های دیگر.

• آیا می دانستید که بسیاری از واژه های عربی در زبان فارسی در واقع عربی نیستند و اعراب آن ها را به معنایی که خود می دانند در نمی یابند؟ این واژه ها را ساختگی(جعلی) می نامند و بیشترشان ساخته ترکان عثمانی است و از آن زمره اند:

ابتدایی(عرب میگوید: بدائی)، انقلاب(عرب می گوید: ثوره)، تجاوز ( اعتداء)، تولید( انتاج)، تمدن(مدنیه)،جامعه ( مجتمع)، 
جمعیت (سکان)، خجالت(حیا)،دخالت(مداخله)، مثبت(وضعی)، مسری(ساری)، مصرف (استهلاک)،مذاکره(مفاوضه)،ملت(شعب)،ملی (قومی)،ملیت(الجنسیه) و بسیاری از واژه های دیگر.

• بسیاری از واژه های عربی در زبان فارسی را نیز اعراب در زبان خود به معنی دیگری می فهمند، از ان زمره اند:

رقییب(عرب می فهمد: نگهبان)، شمایل (عرب می فهمد:طبع ها)، غرور (فریفتن)، لحیم(پرگوشت)،نفر(مردم)،وجه(چهره) و بسیاری از 
واژه های دیگر.

• آیا می دانستید که ما بسیاری از واژه های فارسی مان را به عربی و یا به فرنگی واگویی (تلفظ) می کنیم؟ این واژه های فارسی را یا اعراب از ما گرفته وعربی (معرب) کرده اند و دوباره به ما پس داده اند و یا از زبان های فرنگی،که این واژه ها را به طریقی از خود ما گرفته اند،دوباره به ما داده اند و از آن زمره اند:

از عربی:
فارسی( که پارسی بوده است)،خندق ( که کندک بوده است)، دهقان (دهگان)، سماق (سماک)،صندل( چندل)،فیل (پیل)،شطرنج(شتررنگ)،غربال(گربال)،یاقوت(یاکند)،طاس(تاس)،طراز(تراز) نارنجی(نارنگی)،سفید(سپید)،قلعه(کلات)،خنجر(خون گر)،صلیب(چلیپا)،و بسیاری از واژه های دیگر.

از روسی:
استکان: این واژه در اصل همان <<دوستگانی>> فارسی است که در فارسی قدیم به معنای جام شراب بزرگ و یا نوشیدن شراب از یک جام به افتخار دوست بوده است که از سده 16میلادی از راه زبان ترکی وارده زبان روسی شده و به شکل استکان درآمده است و اکنون در واژه های فارسی آن را وام واژه ای روسی می دانند.

سارافون: این وازه در اصل <<سراپا>> فارسی بوده است که از راه زبان ترکی وارد زبان روسی شده و واگویی ان عوض شدهاست. اکنون سارفون به نوعی جامه ملی زنانه روسی گفته می شود که بلند و بدون آستین سات.

پیژامه: همان<< پای جامه>> فارسی است که اکنون در زبان های انگلیسی،آلمانی،فرانسوی و روسی pajama نوشته شده و به کار می رود و ان ها مدعی وام دادن آن به ماهستند.
واژه های فراوانی در زبان های عربی،ترکی،روسی، انگلیسی،فرانسوی و آلمانی نیز فارسی است و بسیاری از فارسی زبانان آن را نمی دانند ، از آن جمله اند:

کیوسک که از کوشک فارسی به معنی ساختمان بلند گرفته شده است و در تقریبا همه زبان های اروپایی هست.
شغال که در روسی shakal ، در فرانسویchakal ، در انگلیسی jackal ، و در آلمانی karawane نوشته می شود.
کاروانسرا که در روسی karvansarai در فرانسوی caravanserail ، در انگلیسیcaravanserai و در آلمانیkarawanserei نوشته می شود.
پردیس به معنی بهشت که در فرانسوی paradis ، در انگلیسی paradise و در آلمانی paradies نوشته می شود.
مشک که در فرانسوی musc ،در انگلسی musk ، و در آلمانی moschus نوشته می شود.

شربت که در فرانسوی sorbet ، در انگلیسی sherbet ، و درآلمانی sorbet نوشته می شود.

بخشش که در انگلیسی bakhsheesh و درآلمانی Bakschisch نوشته می شود و در این زبان ها معنی رشوه هم می دهد.
لشکر کهدر فرانسوی و انگلیسی lascar نوشته می شود و در این زبان ها به معنی ملوان هندی نیز هست.

خاکی به معنی رنگ خاکی که در زبان های انگلیسی و در آلمانی khaki نوشته می شود.

کیمیا به معنی علم شیمی که در فرانسوی ، در انگلیسی و در آلمانی نوشته می شود.

ستاره که در فرانسوی aster در انگلیسی star و در آلمانی stern k نوشته می شود.esther نیز که نام زن در این کشورهاست به همان معنی ستاره است.

برخی دیگر از نام های زنان در این کشورها نیز فارسی است ، مانند:
Roxane که از واژها های فارسی رخشان به معنی درخشنده است و در فارسی نیز به همین معنی برای نام زنان روشنک وجود دارد.
Jasmine که از واژه های فارسی یاسمن و نام گلی است.
Lila که از واژه فارسی لیلاک به معنی یاس بنفش رنگ است.
Ava که از واژه فارسی آوا به معنی صدا یا آب است . مانند آوا گاردنر.
• آیا می دانستید که این عادت امروز ایرانیان که در جملات نهی کننده خود (ن) نفی را به جای (م) نهیم به کار می برند از دیگاه دستور زبان فارسی نادرست است؟

امروز ایرانیان هنگامی که می خواهند کسی را ازکاری نهی کنند، به جای آن که مثلا بگویند: مکن! یا مگو! (یعنی به جاری کاربرد م نهی) به نادرستی می گویند: نکن! یا نگو!( یعنی ن نفی را به جای م نهی به کارمی برند).

در فارسی،درست آن است که برای نهی کردن ازچیزی، از م نهی استفاده شود، یعنی مثلا باید گفت: مترس! ، میازار!، مده!،مبادا! ( نه نترس!،نیازار!، نده!، نبادا!) و تنها بریا نفی کردن ( یعنی منفی کردن فعلی) ن نفی به کار رود، مانند: من گفته او را باور نمی کنم،چند روزی استکه رامین راندیده ام. او در این باره چیزی نگفت.

• آیا می دانستید که اصل و نسبت برخی از واژه ها و عبارات مصطلح در زبان فارسی در واژه ها عبارتی از یک زبان بیگانه قرار دارد و شکل دگرگون شده آن وارد زبان عامه ماشده اتس؟ به نمونه های زیر توجه کنید:

هشلهف: مردم برای بیان این نظر که واگفت (تلفظ) برخی از واژه ها یا عبارات از یک زبان بیگانه تا چه اندازه می تواند نازیبا و نچسب باشد، جمله انگلیسی I shall have (به معنی من خواهم داشت) را به مسخره هشلهف خوانده اند تا بگویند ببینید واگویی اینعبارت چقدر نامطبوع است!واکنون دیگر این واژه مسخره آمیز را برای هر وازه عبارت نچسب و نام مفهوم دیگر نیز ( چه فارسی و چه بیگانه) به کارمی برند.

چسان فسان: از واژه روسی cissani fossani به معنی آرایش شده و شیک پوشیده گرفته شده است.

زپرتی: وازه روسی zeperti به معنی زندانی است و استفاده از آن یادگار زمان قزاق های روسی در ایران است درآن دوران هر گاه سربازی به زندان می افتاد دیگران می گفتند یارو زپرتی شد و این واژه کم کم این معنی را به خود گرفت هکار وبارکسی خراب شده و اوضاعش دیگر به هم ریخته است.

شر و ور: از واژه فرانسوی charivari به معنی همهمه،هیاهو و سرو صدا گرفته شدهاست.

فاستونی: پارچه ای است که نخستین بار در شهر باستون Boston در امریکا بافته شده است و بوستونی می گفته اند.

اسکناس: از واژه روسی Assignatsia که خود از واژه فرانسوی Assignat به معنی برکه دارای ضمانت گرفته شده است.

فکسنی: از واژه روسی Fkussniبه معنی بامزه گرتفه شده است وبه کنایه و واژگونه به معنی بیخود و مزخرف به کار برده شده است.
لگوی (دگوری هم میگویند): یادگار سربازخانه های ایران در دوران تصدی سوتدی ها است که به زبان آلمانی به فاحشه کم بها یا فاحشه نظامی می گفتندLagerhure .

نخاله: یادگار سربازخانه های قزاق های روسی در ایران است که به زبان روسی به آدم بی ادب و گستاخ می گفتند Nakhal و مردم از آن برای اشاره به چیز اسقاط و به درد نخور هم استفاده کرده اند.

مجله خواندنی ها
عناوین برگزیده
پربیننده ترین
شاید نخوانده باشید
گزارش تصویری