فرارو | سناریوهای انتخاباتی اصلاح‌طلبان به روایت نجفی
کد خبر: ۱۳۰۵۸۵

سناریوهای انتخاباتی اصلاح‌طلبان به روایت نجفی

آقای احمدی نژاد و یارانش با زیرکی تمام تلاش می کنند از زیر بار مسئولیت هایی که به عهده آن هاست شانه خالی کنند و مجموعه مشکلات و نارسایی های پیش آمده را به گردن دیگران بیاندازند.
تاریخ انتشار: ۱۲:۴۴ - ۰۶ آبان ۱۳۹۱
آقای احمدی نژاد و یارانش با زیرکی تمام تلاش می کنند از زیر بار مسئولیت هایی که به عهده آن هاست شانه خالی کنند و مجموعه مشکلات و نارسایی های پیش آمده را به گردن دیگران بیاندازند.

رئیس سازمان برنامه و بودجه در دوران اصلاحات، در گفت و گو با ایلنا، به تحلیل شرایط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور پرداخت.

محمدعلی نجفی که هم اکنون عضو شورای شهر تهران هم هست اعتقاد دارد اصلاح طلبان هر گاه فکر کنند، می توانند خدمت کنند و امکانی برای جلوگیری از ضعیف تر شدن کشور و رفتن به سمت اضمحلال اجتماعی بیابند، وارد صحنه می شوند سابقه اصلاح طلبان نشان می دهد که آنان دلسوز نظام هستند، راحت طلب نیستند و اگر شرایط لازم مهیا باشد، در انتخابات حضور پیدا می کنند.

این فعال سیاسی اصلاح‌طلب،  معتقد است: در شرایط فعلی کشور قیمت دلار یک عدد و ساعت بعد عدد دیگری است. هیچ کس نمی داند که فردا چند تومان به قیمت دلار اضافه یا کم می شود. 

متاسفانه در فضای سیاسی کشور نیز شرایط ناپایدار وجود دارد لذا در مورد انتخابات و تصمیم اصلاح طلبان نمی توان حرفی زد. باید سه ماه صبر کرد تا التهاب فضای سیاسی برطرف شود و بعد از آن تصمیم گیری کرد.

گفت و گوی ایلنا با محمد علی نجفی را در ادامه می‌خوانید.

 آقای نجفی با توجه به نزدیکی به ایام انتخابات این پرسش اساسی مطرح هست که  آیا اصلاح طلبان برای انتخابات شوراها و یا ریاست جمهوری به ائتلاف می رسند؟
حضور اصلاح طللبان در انتخابات ریاست جمهوری هنوز به صورت جدی مطرح نشده است اما در شورای شهر من فکر می کنم همه قبول دارند که کاندیدای اصلاح طلب داشته باشند اما بحث این است که آیا این کاندیداها در قالب یک لیست و نام واحد باشد یا نه.

لذا در مورد ریاست جمهوری اصولا در مورد اینکه اصلاح طلبان کاندیدای اصلاح طلب داشته باشند یا نداشته باشند تصمیمی در این زمینه گرفته نشده است. چرا که قبل از آن باید مقدماتی فراهم شود که براساس آن مقدمات و تحلیل از شرایط اوضاع است که تصمیم گیری انجام می شود.

این مقدماتی که می گویید چگونه مقدماتی است؟
مقدمات این است که فضای عمومی کشور به اندازه کافی برای حضور اصلاح طلبان آماده شود. در حال حاضر به نظر نمی‌رسد که فضا آماده باشد و باید دید که در دو الی سه ماه آینده چه تغییراتی در فضای سیاسی کشور ایجاد می شود.

فضای سیاسی کشور مثل فضای اقتصادی ناپایدار است. قیمت دلار یک عدد و ساعت بعد عدد دیگری است. هیچ کس نمی داند که فردا چند تومان به قیمت دلار اضافه یا کم می شود. 

متاسفانه در فضای سیاسی کشور نیز شرایط ناپایدار وجود دارد لذا در مورد انتخابات و تصمیم اصلاح طلبان نمی توان حرفی زد. باید سه ماه صبر کرد تا التهاب فضای سیاسی برطرف شود و بعد از آن تصمیم گیری کرد.

در رابطه با انسجام اصلاح طلبان و اینکه اصلاح طلبان امروز تحت عنوان چه طیف هایی دورهم جمع می شوند مطالب زیادی منتشر می شود. از نظر شما عمده‌ترین مسائلی که اصلاح طلبان به آن می پردازند چه مسائلی است؟
یک عده از اصلاح طلبان و طرفداران آنها در جلسات دور هم جمع می شوند و بحث می کنند. در آن جلسات موضوع اصلی مورد بحث "تحلیل شرایط فعلی" است.

این که در مورد آن اختلاف نظرهایی وجود دارد؛ چه در بخش اقتصادی، چه در بخش های سیاسی. به هرحال در یک جمع افراد مختلف ممکن است تحلیل های متفاوت داشته باشند و باید نهایتا به تحلیل مشترک برسند.

سناریوهای پیش رو برای انتخابات ریاست جمهوری چه می تواند باشد و در هرکدام از سناریوهای محتمل بهترین گزینه اصلاح طلبان را چه می‌دانید؟
ممکن است یک سناریو این باشد که حاکمیت فعلی با توجه به مجموعه مسائل و مشکلاتی که گریبانگیر کشور است یعنی فشارهای بین المللی، مسائل حاد اقتصادی، مسائل مربوط به تحریم‌ها به این نتیجه برسد که باید فضای سیاسی باز شود و امکان حضور گرایش‌های مختلف فکری از منتقدین گرفته تا موافقین وضعیت فعلی در انتخابات ریاست جمهوری فراهم شود واین تضمین وجود داشته باشد که یک انتخاب آزاد در فضای سالم برگزار شود.

در همین سناریویی که مطرح کردید اصلاح طلبان چه گزینه ای دارند و این گزینه آیا بهترین گزینه است؟
ما امیدواریم فضای سردی بر انتخابات ریاست جمهوری حکمفرما نباشد. در سناریوهای مختلف اصلاح طلبان با ماتریسی مواجه می شوند که در یک طرف سناریوهای مختلف وجود دارد و در طرف دیگر گزینه های اصلاح طلبان در هر یک از ستون‌های ماتریس حضور دارند.

باید ببینیم بهترین گزینه در هر ستون چه گزینه ای است و درمجموع معتقدم این مسائل باید به صورت سیستماتیک ارزیابی شود. اصلاح طلبان با توجه به شرایط موجود بسیار منتقد هستند. به عملکردهای دولت در طول 7 سال گذشته انتقاد دارند.

متاسفانه بسیاری از پیش بینی هایی که در مورد سیاست و برنامه های دولت داشتند، تحقق پیدا کرده است.

فرض بر این است که در انتخابات ریاست جمهوری همان وضعیتی پیش خواهد آمد که در انتخابات مجلس نهم پیش آمد. آیا می توان مدعی شد که اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری به هواداران دولت، مخالفان دولت تقسیم می شوند؟ برخی ها از گفته های اصلاح طلبان این طور استنباط می کنند که باید انفعالی عمل کرد؛ اصلاح طلبان تنها منتظرند که اتفاقی بیفتد و بعد در واکنش به این اتفاق عملی انجام دهند؛ نه به این معنی که بخواهند در صحنه حضور داشته باشند و بازی گردان صحنه باشند. البته اخیراً مباحثی در خصوص دولت وحدت ملی هم مطرح شده این موارد را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
متاسفانه خیلی از افرادی که در مورد وحدت ملی صحبت می کنند بیشتر توجهشان متوجه گروه‌های سیاسی در کشور است نه وحدت ملی که از پایگاه مردمی برخوردار باشد.

اگر کسی بخواهد دنبال وحدت ملی به عنوان یک جریان عمومی مردمی برای حمایت و حفاظت از انقلاب اسلامی باشد، خیلی متفاوت از جریانی است که در جهت وحدت احزاب سیاسی به وجود می آید.

آیا فکر می کنید مردم نیز با این وحدت ملی موافق هستند و یا باید این دو جریان را از یکدیگر تفکیک کرد؟
آنچه که تاکنون عده‌ای از آن به عنوان وحدت ملی یاد می کنند بیشتر متوجه وحدت گروه‌های سیاسی است.

بسط پایه‌های مشروعیت یکی از چالش های مقابل هر نظامی است و هر نظامی که می خواهد رشد کند، باید مشروعیت مردمی خود را افزایش دهد ولی متاسفانه در سال های اخیر خلاف جهت حرکت شده است.

محدود شدن پایه‌های اجتماعی باعث شده مرتبا سرمایه‌های اجتماعی تقلیل پیدا کند. اگر بخواهیم سرمایه های اجتماعی را افزایش دهیم باید پایه های مشروعیت اجتماعی را نیز تقویت کنیم و این امر بدون حضور واقعی و گسترده اصلاح طلبان در صحنه سیاسی میسر نیست.

و این تصمیم مهمی است که حاکمیت باید اتخاذ کند و بگوید که آیا این راه را انتخاب می کنند یا راه اداره کشور در یک فضای محدود و بسته را دنبال خواهد کرد.

اما در سناریویی که بخواهد تنها وحدت بین اعضای اصولگرایی را ایجاد کند قطعا اصلاح طلبان در آنجا جایی ندارند و کاندیداهایی هم تخواهند داشت.

در مورد بخش دیگر سوال شما باید بگویم در مورد انتخابات ریاست جمهوری اتفاق انتخابات مجلس نخواهد افتاد بلکه تمام تلاش اصلاح طلبان این است که به یک تحلیل مشترک برسند و از پایگاه تحلیل مشترک اقدام کنند.

این که حاکمیت فعلی چه خواهد کرد و آیا احساس نیاز به اصلاح طلبان دارد یا نه واقعیتی است که چیزی از آن نمی دانیم.

در مورد اقتصاد نیز هنوز معلوم نیست که وضعیت یک ماه بعد ما چه خواهد شد و آیا به این نتیجه میرسند که در حال حاضر از موضع بی نیازی با اصلاح طلبان صحبت کنند.

در مدت 8 سال ریاست جمهوری احمدی نژاد مسائل اقتصادی زیادی برای کشور بوجود آمد برخی از تحلیلگران معتقدند بسیاری از این مسائل پس از اتمام دوران دولت وی ظهور و بروز بیشتری خواهد یافت و در نهایت دولت بعدی میراث دار مشکلات دولت احمدی نژاد خواهد شد با این شرایط آیا بهتر نیست اصلاح طلبان برای بدست گرفتن دولت آینده اقدام نکنند؟
عملکرد دولت دهم و نهم آنقدر بد بوده است که آثار سوئی در آینده از آن ظاهر خواهد شد و البته باید گفت چیزی که اکنون ظاهر شده برنامه های 5 تا 6 سال قبل دولت است. البته باید منتظر اثار سوئی باشیم که بعداً ظاهر می شود.

اما این موضوع باعث نخواهد شد که اصلاح طلبان وارد عرصه انتخابات نشوند هرچند وقتی این آثار ظاهر شد قطعا آن را به پای مدیریت وقت می نویسند.

مصلحت انقلاب و حفظ نظام ایجاب می‌کند اصلاح طلبان بیایند، مسئولیت بپذیرند و ما معتقدیم که هرکس که بیاید و مسئولیت بگیرد قطعا با مشکلات حادی مواجه خواهد شد.

شاید برخی فکر کنند که اصلاح طلبان موضع راحت طلبی را برای خود برگزیده اند. آیا بهتر نیست که اصلاح طلبان وارد صحنه انتخابات شوند و خودشان اوضاع را برعهده بگیرند؟
اصلاح طلبان هر گاه فکر کنند، می توانند خدمت کنند و امکانی برای جلوگیری از ضعیف تر شدن کشور و رفتن به سمت اضمحلال اجتماعی بیابند، وارد صحنه می شوند سابقه اصلاح طلبان نشان می دهد که آنان دلسوز نظام هستند، راحت طلب نیستند و اگر شرایط لازم مهیا باشد، در انتخابات حضور پیدا می کنند.

عده‌ای از اصولگرایان معتقدند "اصلاح طلبان به خاطر علاقه ای که به ماندن در مسند قدرت دارند، می خواهند در انتخابات شرکت کنند"، اساساً اگر دعوای میان اصلاح طلبان و اصولگرایان بر سر قدرت نیست، بر سر چیست؟
اگر امروز بین جریان های مختلف سیاسی در جبهه اصولگرایان دعوایی مشاهده می کنیم این دعوا، دعوای قدرت است.

افرادی که امروز منتقد دولت شده اند و بیان می کنند در دولت اقداماتی انجام شده که منجر به تضعیف نظام شده است، بر موج انتقادات سوار شده و بر سر قدرت با دولت اختلاف پیدا کرده اند. 

در همین موردی که نمایندگان معترض بودند "چرا احمدی نژاد با 120 نفر به نیویورک رفته" در واقع حرف اصلی شان چیز دیگری بود. این بحث نبود که در سازمان ملل چه افرادی باید حضور یابند تا مشکلات بین المللی و تحریم ها حذف شود.

اما دعوای اصلاح طلبان، دعوای دستیابی به کرسی قدرت و حاکمیت نیست. بلکه دعوای ما دلسوزی برای جلوگیری از فروپاشی نظام و مقابله با تحلیل بیشتر توانایی کشور است.

هر گروهی سرکار بیاید با دشواری‌هایی مواجه می شوند که برای سروسامان بخشیدن وضعیت کشور لازم است دست به اقدامات اساسی بزنند.

چنانچه حاکمیت قبول کند کشور ما با مشکل مواجه است و برای عبور از این بحران باید فضای سیاسی را باز کرد به نحوی که پایه های مشروعیت مردمی بسط پیدا کند و برای این بسط نیاز به اصلاح طلبان است در آن صورت باید فضای کاملا آزاد و سالم انتخاباتی را فراهم کنند.

هر چند ممکن است در این فضا نیز اصلاح طلبان در نهایت بازنده انتخابات شوند ولی فرق نمی‌کند که ببرند و یا ببازند.

به نظر من فقط در این شرایط است که اصلاح طلبان با یک کاندیدای جدی و حداکثری وارد انتخابات می شوند. غیر از این شرایط و سناریوهای دیگر من بعید می دانم که اصلاح طلبان وارد میدان انتخاباتی شوند.

فکر می کنید در این شرایط هواداران اصلاح طلبان وارد صحنه می شوند و از تصمیمات آنان دفاع می کنند؟
بدنه اجتماعی طرفدار اصلاح طلبان تنها به آقای خاتمی و 50،60 فعال سیاسی اصلاحات ختم نمی شود.

جریان مردمی که در لایه های اجتماعی نفوذ و حضور دارند باید این جریان را قانع کنند ضمن اینکه به نظر من اگر فضا ایجاد نشود قانع کردن جریانات اجتماعی در لایه های مختلف بسیار مشکل است.

در صورت محیا نشدن شرایط آیا این احتمال وجود دارد که نارضایتی های اجتماعی گستردگی غیر قابل مهار پیدا کنند و دولت را با مشکل اساسی مواجه سازند؟
مردم ما تاکنون مشکلات بسیاری را تحمل کردند. در حوزه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی بحران های بسیاری به کشور تحمیل شده است.

علاوه بر بحران های پیش آمده، سیاست های نادرست دولت نهم و دهم نیز سبب شده که فشارها بیش از پیش خودنمایی کنند. البته برخی بحران ها ریشه در گذشته دارند ولی طی این 7 سال شاخ و برگ پیدا کرده اند.

من پیدایش و تشدید بحران را به معنای فروپاشی نظام جمهوری اسلامی و عامل تولد جنبشی علیه آن نمی دانم. معتقدم مردم ناراضی هستند اما نارضایتی آنها از شیوه عملکرد و مدیریت مسوولان کشور است.

به واقع نارضایتی آنها به اصل نظام باز نمی گردد و اگر ما هوشمندانه و با تدبیر عمل کنیم شاهد آنچه در انقلاب 57به وقوع پیوست نخواهیم بود. در این شرایط مسلما قادر به بازسازی اجتماعی و سیاسی کشور خواهیم بود.

این روزها جریانی به راه افتاده که عده ای به دنبال مقصر مشکلات پیش آمده بین مسوولان بالا دست نظام هستند. مثلا در جلسه ای به صراحت عنوان می کنند که دست ما بسته است؛ چیزی شبیه همان جمله معروف آقای خاتمی که گفتند"ما تنها تدارکات چی هستیم". انگشت اتهام به سوی رهبری گرفته شده است، ادامه چنین روندی سبب نمی شود مردم از نظام ناراضی شوند؟
آقای احمدی نژاد و یارانش با زیرکی تمام تلاش می کنند از زیر بار مسئولیت هایی که به عهده آن هاست شانه خالی کنند و مجموعه مشکلات و نارسایی های پیش آمده را به گردن دیگران بیاندازند.

حتی در بعضی موارد تلویحا مقصر مشکلات و بحران ها را مردم، قوه مقننه و قضاییه می دانند. ولی من فکر نمی کنم که مردم این حرف ها را قبول داشته باشند چون در این 7 سال حرف های ضد و نقیض بسیاری از فرد اول اجرایی کشور شنیده اند و می توانند آن ها را با هم مقایسه کنند.

احمدی نژاد درباره هلوکاست موارد تحریک کننده ای در سطح بین المللی مطرح کرد. حالا بیان می کند" کاری کرده ایم که غلط بوده است". در برخی موارد، مواضع ایشان در طول یک ماه چندین بار عوض می شود.

بقیه طرفداران و هیات دولت او نیز این مشکل را دارند؛ به گونه ای که وزیر اقتصاد و دارایی دولت چند بار از مردم تقاضا کرد، ارز نخرند و اگر ارز بخرند ضرر می کنند یا در مورد طلا نیز همین منوال حاکم بود. مردم فراموش کار نیستند که بخواهند مواضع آنها را در طول 7 سال فراموش کنند.

ایشان بارها گفته اند که دولت نهم و دهم یکی از پاک ترین دولت ها است اما تنها دولتی است که در کارنامه اش شاهد اختلاس 3 هزار میلیاردی، اختلاس در شرکت بیمه ایران و ده ها اختلاس دیگر هستیم و عده ای از بالاترین مقامات کشور مورد اتهام قرار گرفته اند.

نقش هاشمی و خاتمی در نزدیک شدن به گروه های اصولگرای معتدل تا چه اندازه پر رنگ است؟ آیا ممکن است اصلاح طلبان بر سر نامزدی خاتمی به اجماع برسند؟
اصلاح طلبان هنوز به اجماع مشخصی در خصوص نامزدی آقای خاتمی نرسیده اند و همانطور که عرض کردیم در رابطه با مصادیق کاندیداتوری صحبت هایی انجام نداده اند.

آقای هاشمی مشاوری امین و صاحب نظر در مسائل کشور است. مسئولیت های بزرگی در کشور داشته اند و حتی زمانی که مسئولیت نداشته باشند نیز همواره طرف مشورت قرار می گیرند و با رهبری و گروه های سیاسی در سطوح مختلف به مذاکره می نشینند.

جریان اصلاحات امروز از انسجام و یکپارچگی برخوردار است و آقای هاشمی به عنوان مشاور مورد اعتماد گروه های اصلاح طلب است. فکر می کنم در انتخابات ریاست جمهوری نیز با وی مشورت خواهند کرد.

اصول گراها با بازداشت فرزند هاشمی به دنبال تخریب چهره ایشان هستند. واکنش هاشمی نسبت به دستگیری فرزندانش را چگونه ارزیابی می کنید؟
آقای هاشمی ویژگی ای دارد که ممکن است بسیاری نداشته باشند؛ آن هم روحیه بالای ایشان است. هاشمی در جریان هفتم تیر و بعد از انفجار ساختمان ریاست جمهوری توانست بر اوضاع مسلط شود. اگر او نبود تسلط بر اوضاع هم آسان نبود.

به یاد دارم که ایشان پس از انفجار دفتر ریاست جمهوری سریعا جلسه ای تشکیل داد، تمامی وزرا را دعوت کرد و راهکارهایی را برای اداره کشور و تسلط بر اوضاع ارائه داد.

مردم آن زمان می دانستند که رئیس جمهور و نخست وزیر شهید شده اند اما انقلاب هنوز روی پای خود ایستاده و اگر استواری ایشان نبود قطعا انقلاب و نظام اسلامی با مشکلات بیشتری مواجه می شدند.

آقای هاشمی در رابطه با دستگیری فرزندانش گفته است:"فرزندان من نیز مثل همه مردم هستند و اگر بنا است حکم قضایی در رابطه با آنان اجرا شود باید به زندان بروند".  

با وجود روحیه مقاوم اش، روحیه لطیفی دارد به نحوی که حتی این روحیه لطیف، به او اجازه نمی داد که در مسند قضا بنشیند. بنابراین طبیعی است که به خاطر عاطفه پدری و روحیه لطیفی که دارد از زندانی شدن فرزندانشان ناراحت باشند.

با شناختی که از ایشان داریم وی قطعا نظام جمهوری اسلامی را از فرزندانشان بیشتر دوست دارند.

برخی از هواداران کاندیداتوری شما در انتخابات معتقدند با توجه به حمایت معلمان و سوابق روشن اجرایی که دارید می توانید کاندیدای ریاست جمهوری باشید خود شما تصمیمی برای شرکت در انتخابات دارید؟
نه من خیلی علاقه‌ای به این مسئله ندارم که بعد از پایان دوره شورای شهر دوباره مسئولیتی را در رابطه با مدیریت سیاسی کشور داشته باشم ولی باید صبر کرد که ببنیم تصمیم دوستان چه می شود و فضای کشور به چه سمتی حرکت خواهد کرد.

من بعید می دانم شرایط به گونه‌ای باشد که اصلاح طلبان بتوانند یک کاندیدای جدی و قاطع برای انتخابات مطرح کنند.
یک کارمند
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۵:۵۶ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۶
سلام بر نجفی
غبدالله
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۴:۵۳ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۶
آقای نجفی معتقد است بسط پایه‌های مشروعیت یکی از چالش های مقابل هر نظامی است و از طرفی دیگر میگوید من پیدایش و تشدید بحران را به معنای فروپاشی نظام و عامل تولد جنبشی علیه آن نمی دانم. معتقدم مردم ناراضی هستند اما نارضایتی آنها از شیوه عملکرد و مدیریت مسوولان کشور است! و سوال این است که براستی شما برای بسط پایه های مشروعیت چه کردید؟ و آیا گرایش مردم به سمت آقای احمدی نژاد به دنبال نارضایتی آنها از عملکرد شماها نبود؟ متاسفانه قسمت عمده ی مردم نظر مثبتی را در خصوص سیاسیون جامعه ندارند.و مردم معتقدند که مسئولین باید به اول انقلاب بازگشته و با روحیه ایثار و از خود گذشتگی و پاکدستی خود و برگرداندن بیت المال, اعتماد آنان را تقویت نمایند.
انتشار یافته: ۲
مجله فرارو