قديمتر و در آستانه نوروز، مرداني كه صورتهاشان سياه و لباسهاي سرخ بر تن، داريه زنان راه مي افتادند در كوچه هاي شهر و شعر مي خواندند و پول جمع مي كردند. حاجي فيروزم... سالي يه روزم... امروز اما كودكان سياه روي كه هيچ شباهتي به حاجي فيروزهاي قديم ندارند مگر سيه رويي و سيه روزي، سر چهارراههاي شهر به گدايي مشغولند. شب عيد و غير عيد هم ندارد. |