داخلی  »  وبلاگها  »  اجتماعی

ماشین، ترافیک و اخلاق شهروندی

دکتر عباس كاظمي

کد مطلب : 11440 30 ارديبهشت 1387 ساعت 13:36
دکتر عباس كاظمي، عضو هيئت علمي گروه ارتباطات دانشگاه تهران در یادداشتی به مسئله اخلاق شهروندی پرداخته است:

نوشته حاضر سه وجه دارد: ماشین، ترافیک و اخلاق شهروندی.ا ما قبل از آنکه در مورد این سه وجه کمی تامل کنم باید به سوالی بپردازیم که دغدغه اصلی من در این نوشتار است.

چرا مردم علی رغم مشکلات عدیده ای( آلودگی هوا، آلودگی صوتی، از دست دادن زمان، فشارهای عصبی پشت ترافیک و...) که مسئله ترافیک در پی دارد همچنان از اتومبیلهای شخصی خود استفاده می کنند؟

امروزه ما می بینیم که رسانه ها و مسولین به مردم انتقاد میکنند که چرا از وسیله نقلیه شخصی استفاده می کنند و بر مشکلات می افزایند. برخی ازجامعه شناسان نیز بر وجود فردگرایی خودمدارانه در بین مردم ایران تاکید می کنند و روانشناسان نیز به طریق خود به محکومیت مردم می پردازند. اما اگر بخواهم یک پاسخ ساده به همه این اعتراضات بدهم این است که " استفاده از وسایل نقلیه عمومی موجود در ایران پیامدهایی دربردارد که در نهایت منجر به از بین رفتن اخلاق شهروندی می شود".

بنابراین من فکر می کنم که مردم در شرایط موجود از عقلانیتی در کنش خود بهره می گیرند که در کوتاه مدت مسائل شخصی و خانوادگی شان را رفع می کند اگرچه در بلند مدت و در سطحی دیگر ممکن است برای جامعه مسئله ایجاد کند.

برای تشریح این پاسخ ساده به ناچار به سه وجه ذکر شده در ابتدای سخن بر می گردم.

1.اخلاق شهروندی:
می توان به آسانی شواهدی دال بر عدم شکل گیری اخلاق شهروندی در تهران آورد. می توان در این خصوص سخن گفت که حوزه عمومی و جامعه مدنی و نظایر آن در ایران وجود ندارد یا از موقعیتی ضعیف برخوردار است. می توان اخلاق شهروندی را دربرابر فردگرایی خودمدارانه قرار داد و بر این نکته تاکید گذاشت که ایرانیان دارای چنین اخلاقی اند و فرد ایرانی منافع جمعی را به کل نادیده می گیرد و همه چیز را بر مدار فردیت خود سامان می دهد. در عین حال برخی از شواهد هم می توانند علیه این تلقی وارد شوند و بر جمع گرایی حاکم بر روحیه ایرانیان تاکید کنند. اما همه این استدلالات یک نکته را مغفول می نهد و آن اینکه فردگرایی و جمع گرایی در بین ایرانیان را باید با مقوله دیگری چون خانواده گرایی فهم کرد. دوگانه فردگرایی و جمع گرایی و به عبارت دقیق تر فردگرایی خودخواهانه و فردگرایی جمع گرایانه یا دگرخواهانه برای فهم جامعه ایران کافی نیست بلکه خانواده خواهی و الویت دادن منافع خانواده بر منافع دیگر اعضای جامعه، مفهومی است که در تحلیل امروز می تواند به کمک ما بیاید. اخلاق شهروندی در ایران را باید با چنین ملاحظاتی بحث کرد.

برای دقت نظری بیشتر بهتر است بر اساس نگاه دورکیمی پیش برویم، برای فهم اخلاق شهروندی ابتدا باید بین دو نوع فرد گرایی که دورکیم تمایز گذارده اشاره کرد. وي از دو نوع فردگرايي نام مي
برد. فردگرايي اخلاقي[1] و فردگرايي خودخواهانه[2] و در كتاب تقسيم كار اين دو مفهوم را در تقابل با يكديگر قرار مي
دهد. فردگرايي اخلاقي با نوعي نظام اخلاقي ـ اجتماعي همبسته است. در اين فردگرايي، فرد در پيوند با نظام اجتماعي و نظم اخلاقي آن شناخته مي
شود و فردگرايي اخلاقي به معناي مسئول بودن فرد در قبال افراد ديگر و جامعه و اخلاق مدني است.

مهمترين نتيجه حاصل از كتاب درباره تقسيم كار اجتماعي اين بود كه فردگرايي اخلاقي پيش شرط لازم جامعه جدید است. فردگرايي يا كيش فرد[3] بر پايه احساس همدردي يا رنج همنوعان، آرزوي برابري و عدالت بنياد نهاده شده است و منشايي اجتماعي دارد. كيش فرد به نظر دوركيم احترام به تماميت همه افراد است و خداانگاري فرد منجر به احترام به حقوق انساني و تأييد اين حقوق، همدردي و دلسوزي بيشتر براي همه رنج
ها و بدبختي
هاي بشري، اشتياق براي نبرد با آنها و تخفيف آنها و عطش بيشتري براي عدالت گرديده است. بنابراين فردگرايي يكي از اجزاي تشكيل
دهندة جامعه مدرن است. فردگرايي خودخواهانه نوعي ويژگي اخلاقي است كه صرفاً بر تقدم منافع شخصي مبتني است. اين نوع از فردگرايي اساساً مخل نظم هنجاري جامعه و نظم اجتماعي است. دوركيم در نقد فردگرايي خودخواهانه معتقد بود كه هيچ جامعه
اي را نمي
توان بر پايه دنبال كردن نفع شخصي بنا نهاد. فردگرايي خودخواهانه اغلب در فرد اجتماعي نشده ظهور مي
كند و در نيازها و اميال اين قبيل افراد ريشه دارد.

دورکیم هم فردگرایی خودخواهانه و هم فردگرایی اخلاقی را محصول جامعه مدرن می دانست.من نمی خواهم بگویم که فردگرایی خودخواهانه یا اخلاقی اساسا در ایران وجود ندارد. می خواهم بگویم که این دوگانه دورکیمی هم برای تحلیل جامعه ما کافی نیست. فردگرایی در هر دو شکلش در ایران تابعی از منافع خانواده است.

2. اتومبیل:
اتومبیل شخصی در ایران صرفا ابزاری برای تشفی خودخواهی های فردی نیست. اتومبیل شخصی صرفا یک ابزار نیست و صرفا یک وجه ندارد. اتومبیل شخصی یک برساخته فرهنگی و محصولی اجتماعی است. برساخته ای فرهنگی که با منافع خانواده در ایران پیوندی نزدیک دارد. ماشین پاره ای از خانه است و شاید هم تداوم خانه در خیابان. ما با جامعه ای مواجه ایم که خیابان هیچ موضوعیتی جز ادامه خانه بودن یا محملی برای شکل گیری نفسهای منفرد نمی تواند داشته باشد. بیراه نخواهیم رفت اگر بگویم، ماشین پاسدار حریم خانواده در شهری است که امکان شکستن حرمتهای آن فراوان است. جامعه ای که از یکسو تاکید بسیاری بر حرمت خانواده دارد و از دیگر سو امکانات لازم را برای حفظ این حرمت در شهر و در فضای عمومی فراهم نکرده است.

3. ترافیک: 
ترافیک خود پدیده ای چند وجهی است به گونه ای که از زوایای گوناگون می توان بدان نگریست. من در اینجا از جنبه های خوشایند ترافیک در زندگی شهری سخنی نمی گویم و صرفا ترافیک را به عنوان یک معضل می پذیریم. معضلی که خود انواع مسایل را برای ما ساکنان کلان شهر پدید آورده است و از این رو موضوع سخنان زیادی در دهه های اخیر قرار گرفته است. یک تناقض جالب این است که هرچه بر میزان توجه و مسئله دار بودن ترافیک افزوده شده است بر میزان ترافیک نیز افزوده شده! در همه این موارد توجه بیش از گسترش وسایل نقلیه عمومی مطمئن، بر فرهنگ سازی در عدم استفاده از وسایل نقلیه شخصی تاکید شده است.

اکنون نوبت آن است که مجددا بپرسیم مردم به خوبی می دانند که اتومبیل شخصی بر حجم خودروها و مسئله ترافیک می فزاید اما چرا از اتومبیل شخصی استفاده می کنند؟ بگذارید سوال دیگری را هم طرح کنم: آیا اساسا راهی غیر از استفاده اتومبیلهای شخصی برای مردم جامعه ما وجود دارد؟

می شود تاملی دقیق تر در باب وسایل نقلیه عمومی در ایران و نسبتش با ساختارهای فرهنگی موجود داشت. وسیله نقلیه عمومی در هر وجهش در ایران(تاکسی؛ اتوبوس و مترو)، نه تنها خود به شکل گیری اخلاق شهروندی کمکی نمی کند بلکه دقیقا پایه نوعی بی اخلاقی و شهروند ستیزی و حرمت شکنی خانواده را بنا می کند. اخلاق شهروندی تا اندازه زیادی تابع فضاهای عمومی شهری است. شهری که به کرامت انسانی احترام بگذارد؛ فردیت دگر خواه در آن شکل می گیرد.

خیابان، پیاده روها، وسایل نقلیه عمومی در ایران بخشی از فضاهای عمومی شهری اند که دائما حقوق شهروندی نه فقط توسط مردم بلکه ساختارها، ابزارها، وسایل نقلیه عمومی؛ تصمیمات مدیران شهری و... زیر پا گذاشته می شود. تهران شهر بی اخلاق است. نه بی اخلاقی که صرفا متوجه مردمی باشند که هنوز به شهروند بدل نشده اند بلکه بی اخلاقی که در درجه اول متوجه ساختارهای نهفته در خود شهر است. ساختارهایی که یک شهروند را به غیرشهروند بدل می کند.

اکنون برگردیم به پاسخ اولیه که به سوال خود دادم. استفاده از وسایل نقلیه عمومی به دستگاهی برای حرمت شکنی تبدیل می شود. و همین طور، استفاده از آنها خود عملی غیر فرهنگی محسوب می شود. عملی که از یکسو فردیت ضعیف شهری پایمال می شود و از دیگر سو حرمت خانواده می تواند زیر سوال رود. با این توصیفی که من کردم استفاده از وسایل نقلیه عمومی در برخی از مهمترین موارد به ارزشهای خانواده گرایانه ما بر می گردد. اینکه ما همواره در طلب آرامش و امنیت خانواده خود هستیم و منافع فردی خود را در بسیاری اوقات فدای منافع خانواده می کنیم. به این نکته بیفزاید منافع جمعی در جامعه را نیز فدای منافع خانواده می کنیم. همین طور استفاده از اتومبیل شخصی در جهت همان حفظ کرامت انسانی و فردیت جدیدی است که در ایران در حال شکل گیری است. فردیتی که پیش زمینه اخلاق شهروندی است.
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
Balatarin
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل شما به سايرين