داخلی  »  وبلاگها  »  سياسی

بی‌ادبی نهادینه شده

محمد علی ابطحی

کد مطلب : 11864 8 خرداد 1387 ساعت 17:02
محمد علی ابطحی چنین نوشته است:

این روزها دارم کتاب خاطرات آقای هاشمی رفسنجانی در سال 1364 را می‌خوانم. مسئولیت کامل ایشان درجنگ، کشور، نزدیکی فوق‌العاده با امام و پشتوانه‌ی همه‌ی مسئولان بودن را می‌توان در این کتاب خاطرات دید.
 
اهانت و توهین و نه نقدی که این چند ساله به چنین فردی که همه چیز جنگ و کشور و انقلاب بوده، روا داشته شده، تنها در صورتی طبیعی بود که در کشوری کودتا شده بود و افراد جدید به خود حق می‌دادند که چنین بی‌ادبانه به مهمترین‌های رژیم قبلی، حرف بزنند. 

در مورد آقای خاتمی هم که باز رئیس‌جمهور این کشور بود و تا آخرین روز قانونی با بی‌نظیرترین پشتوانه‌ی مردمی ریاست جمهوری کرد، آن‌چه در رسانه‌ها و بعضا سخنرانی‌های رسمی محافظه‌کاران گفته و نوشته می‌شود، حتما باز در صورتی طبیعی بود که کودتایی علیه انقلاب و امام صورت گرفته بود. 

این بی‌پروایی و بی‌ادبی در رفتار و گفتار، در مرز مخالفت‌های سیاسی هم متوقف نشده و فراتر رفته است. کسی باور نمی‌کرد که آقای پورمحمدی روزی وزیر کشور جمهوری اسلامی شود. به خصوص بعد از دوران اصلاحات. اما بالاخره وزیر کشور شد. اما بی‌حرمتی به افراد و بی‌ادب بودن آنقدر به صورت جدی نهادینه شده که دیگر مرزی نمی‌شناسد. پورمحمدی را برای افتتاحیه‌ی مجلسی که انتخابتش را برگزار کرده است، دعوت نکرده بودند.
 
اگر آقای رئیس‌جمهور فعلی آمده بود که فقط گذشتگان را نفی کند، آن قدر این روش جدی شده که وزرای همین دولت که جدا شدند مورد بی‌حرمتی و اهانت خود این دولت قرار بگیرند. آخرینش پورمحمدی بود. واقعیت این است که اخلاق و ادب و حرمت به پیشنیان به بدترین شکل نابود شده است و هر روز این رذیلت اخلاقی نهادینه‌تر می‌شود. خدا می‌داند بنا به قانون عکس‌العمل فرداها در مورد این‌ها تاریخ چه قضاوتی بنماید.
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
Balatarin
نظرات بازديدکنندگان
1387-03-09 22:34
آقای ابطحی به مطلب درست اشاره کرده اند. قبح اسائه ادب در عرصه سیاسی کشور ریخته است. به بزرگان توهین می شود. حرمت پیش کسوتان رعایت نمی گردد تا چه رسد به آداب و تشریفات اجتماعی و دولتی. نمونه روشنش همین اقای هاشمی که آقای ابطحی به موقعیت وی در انقلاب و نظام اشاره کرده است. اما سخن این است که چه کسانی این حرمت شکنی را باب کردند و قبح حرمت شکنی را به بهانه شفاف سازس و آزادی سیاسی ریختند. آیا دوستان و همفکران اقای ابطحی نبودند؟ آقای ابطحی باید آن روزها که خرد شدن هاشمی قند در دل بعضیها آب می کرد، از باب شدن آن بدعت حرام جلوگیری می کرد. اگر نمی توانست، حد اقل مثل امروز هشدار می داد و تقبیح می کرد. ساده انگاری بود که دوستان آقای ابطحی تصور کردند که با افساد در عرصه اخلاق سیاسی می توان دیگر امور کشور را اصلاح کرد. قدم اول در اصلاح سیاسی کشور اصلاح فضای اذهان سیاسی است. فکر نکنید من مخالف سیاسی آقای ابطحی هستم و این مطلب را از روی بدخواهی می نویسم یا اینکه از این اهانت ها خوسحالم، نه، خدا شاهد است همان قدری که در اوج سرمستی اطلاح طلبان دلم از اهانت به قبلی ها خون می شد که اکنون از اهانت به دوستان آقای ابطحی خون می شود . ایا باید سرمان به سنگ بخورد تا به سر عقل بیاییم . نمی شود مثل سیاستمداران کشورهای دیگر برای رعایت منافع جمعی به اخلاق سیاسی پایبند باشیم؟ تا کی این تفکر شاهنشاهی و دیکتاتوری باید در مغز وفکر ما باشد که با نفی قبلی خودمان را اثبات کنیم. تا کی باید این مشی غلط را ادامه دهیم که تا به قدرت رسیدیم برای دوام وبقای قدرتمان به جای جستجوی راه منطقی که همانا رضایت و رفاه مردم است، فکر و ذکرمان این باشد که جانشینان احتمالی خودمان را خراب و بد نام کنیم. به خدا بس است. برای فرار از خشم خدا توبه کنیم، توبه. شاید خدا ما را ببخشد و توفیق اصلاح را از ما سلب نکند. البته اول اصلاح خودمان.
1387-03-10 11:48
بعد ازدوره ریاست جمهوری هاشمی و خاتمی مردم بازهم دوست داشتند که این دو شخسیت دوباره به ریاست خود برای دوره سوم نیز ادامه دهند ولی اکنون منتظراینند کی این دوره ریاست سخت به اتمام یرسد
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل شما به سايرين