
فرارو- ظاهراً دو دولت در برابر همدیگر قرار گرفته اند: دولت نهم و دولت دهم! مدیران و سیاستگذاران فرهنگی سابق، به مدیران و سیاستگذاران فعلی انتقادات جدی دارند. آیا این مخالفتها به ایجاد شکافی جدید تبدیل خواهد شد؟ به نظر کلید حل این اختلاف بین دو دولت، در نقطه اشتراک آنان است: در موضعی که آقای رئیس اتخاذ خواهد کرد.
هنر باید به استخدام دین در بیاید، این اصلیترین حرف خطیب جمعه مشهد در نماز جمعه هفته گذشته بود، اما مهمترین آنها نبود. به گزارش فرارو؛ علمالهدی با اشاره به یكی از فیلمهای ساخته شده اخیر، آن را ابزار آموزش دخترربایی دانست و در خصوص آن اظهار داشت: «مقام معظم رهبری به شما تشر زدند كه این فیلم را آزاد نكنید اما شما آن قدر برای اكران این فیلم اصرار دارید كه میخواهید آن را با كمك شورای فرهنگ عمومی استانها، آزاد كنید. یك زن یا مرد پولپرست هنر خود را به پای شهوت مردان ریخته، تا پول جمع كند اما مسئولان بدانند كه چه میكنند.»
پس از این اظهار نظر، وزیر ارشاد با استقبال از انتقادات، قضاوتهای اینگونه بزرگان را ناشی از گزارشهای اشتباه دانست. جواد شمقدری، معاونت سینمایی وزارت ارشاد که شاید اصلیترین مخاطب این انتقاد بود، نیز نامهای به امام جمعه مشهد نگاشت و اظهار داشت: «مگر دولت آقاي احمدينژاد، دولت اصلاحات است كه به نظرات و تماسهاي ائمه جمعه وقعي ننهد؟» و ادامه داده بود: «چه اصراري وجود دارد چهره اين خادمان بيمنت نظام، در اذهان مؤمنين مشوش شود؟»
اما انتقادات امام جمعه، نخستین انتقاد نبود، این روند پیشتر آغاز شده بود. هنگامی که وزارت ارشاد، از صفار هرندی، سردبیر اسبق کیهان، به حسینی رسید و رحیممشایی بدون اینکه وزارتخانهای در اختیار داشته باشد، «رئیس کمیسیون فرهنگی» دولت شد.
وزارت ارشاد دولت دهم، در نیمه دوم سال 88، دو رویکرد خبرساز داشت. یکی رویکرد رامین، معاونت مطبوعاتی و دیگر رویکرد شمقدری؛ معاونت سینمایی. اولی سعی داشت مطبوعات را کنترل کند، زیاد تذکر میداد و زیاد توقیف میکرد. در حالی که دومی رفع توقیف فیلمها را در دستور کار قرار داده بود.
اگر رامین از «اعتماد» هم نمیگذشت که در تمام سالهای دهه هشتاد پابرجا مانده بود، شمقدری، از «به رنگ ارغوان» هم گذشت که وزارت اطلاعات اصلاحات هم پخش آن را به صلاح ندانسته بود.
این رویکرد شمقدری، با واکنش برخی اصولگرایان حامی دولت روبرو شد. صفارهرندی، وزیر پیشین، رویکرد خود در توقیف فیلمها را درست و جشنواره فیلم فجر را مورد انتقاد دلسوزان انقلاب خواند. شریعتمداری که «به رنگ ارغوان» را فیلم مزخرفی میدانست، به سیاست جذب دولت انتقاد کرد و پخش این فیلم را به سادهانگاری مسئولین نسبت داد.
انتقادات در مسائل فرهنگی وجه بارز دیگری نیز دارد. رحیممشایی، که در سال 88 صاحب اظهارات جنجالی بسیاری بود کسی است که به عنوان سکاندار فرهنگی کشور شناخته میشود. چه این که وزیر فرهنگ و ارشاد که در روزهای پایانی سال 88 در قم سخنرانی داشت در پاسخ به سوال يکي از طلاب درباره اين که مشايي تا چه حد در تصميمگيريهاي کلان دولت اثرگذار است گفت: «بالاخره سوابق آقاي مشايي در گذشته نشان ميدهد که ايشان يک عنصر فرهنگي است که در نهادهاي فرهنگي فعال بوده است و در حال حاضر نيز ايشان به عنوان يکي از اعضاي بدنه دولت و رئيس کميسيون فرهنگي دولت کار ميکند.»
علی مطهری نیز اظهارات جالبی درباره سیاستهای فرهنگی دولت دارد. مطهری در روز رای اعتماد به کابینه دهم مخالفت خود را با سیاستهای فرهنگی احتمالی آغاز داشت: «احمدینژاد در مسایل فرهنگی لیبرال است و تابع اسفندیار مشایی است.» مطهری از اظهارات احمدی نژاد در مورد عقیده نداشتن به نظارت بر حجاب و کتاب و... انتقاد کرد.
بالا گرفتن انتقادات از عملکرد فرهنگی دولت نشان میدهد که مشکل سکانداری مشایی نیست، به نظر میرسد بیشتر مدیرانی که در این حوزه بر سر کار آمده اند، مورد انتقاد طیفی از جدیترین حامیان سالهای اخیر دولت قرار گرفته اند.
اصولگرایانی که در صف انتقادات به دولت قرار گرفته اند، چندان با احمدینژاد غریبه نیستند.؛چه با نام اصولگرایان حامی دولت شناخته میشدند و میشوند؛ پس ماجرای مخالفتها چیست؟
ظاهراً دو دولت در برابر همدیگر قرار گرفته اند: دولت نهم و دولت دهم! مدیران و سیاستگذاران فرهنگی سابق، به مدیران و سیاستگذاران فعلی انتقادات جدی دارند. آیا این مخالفتها به ایجاد شکافی جدید تبدیل خواهد شد؟ به نظر کلید حل این اختلاف بین دو دولت، در نقطه اشتراک آنان است: در موضعی که آقای رئیس اتخاذ خواهد کرد.