تاجرنیا:
"تعداد آرای احمدی نژاد قابل پیش بینی نیست"
17 شهريور 1387 ساعت 10:33
مرجع : سرمایه
تاجرنیا در ارتباط با انتخابات ریاست جمهوری سال آینده در عین حال که از خاتمی به عنوان چهره ای با ظرفیت بالای رای آوری یاد می کند، احمدی نژاد را نیز گزینه قابل تاملی می داند که نمی توان از کنار آن به راحتی گذشت.
گرچه نقطه عزیمت وی در این تحلیل برای هر کدام از گزینه های مزبور کاملاً متفاوت و حتی از دو رویکرد متقابل است، با این حال بر این باور است که فضای نهایی انتخابات مزبور حاصل رویارویی حلقه های اطراف این دو وزنه سیاسی خواهد بود. انتخاباتی که به اعتقاد تاجرنیا نتیجه آن تاثیری بی واسطه و بازگشت ناپذیر بر حیات سیاسی جریان های سیاسی حاضر در آن عرصه خواهد گذاشت.
تاجرنیا معتقد است به نسبتی که فضای حاکم بر مشارکت سیاسی مردم در انتخابات سال آینده از فضای راکدی که در انتخابات اخیر مجلس هشتم شورای اسلامی شاهد آن بودیم، فاصله معنی داری بگیرد، شانس موفقیت جریان دگراندیش و تحول خواه در انتخابات بیشتر خواهد شد بنابراین وظیفه کنونی اصلاح طلبان را از سویی جلوگیری از شکل گیری شرایط پوپولیستی در جامعه و از سویی دیگر پیش بینی سازوکارهایی می داند که می توانند حرکت جریان متبوع وی را در اجماع بر سر یک نامزد واحد سرعت بیشتری ببخشند.
تاجرنیا در این میان به امکانات و ابزارهای ویژه احمدی نژاد در خلق احتمالی یک فضای دیگر پوپولیستی در انتخابات مزبور (همچون انتخابات پیشین) اشاره می کند و توجه هرچه بیشتر عقلای اصلاح طلب را به این مساله جلب می کند که فارغ از علل آن، احمدی نژاد به عنوان یک واقعیت موجود، گزینه ای نیست که بتوان بدون توجه به او استراتژی انتخاباتی خود را شکل داد.دکتر علی تاجرنیا به عنوان یکی از اعضای فعال جبهه مشارکت هم اکنون دبیرکلی جامعه اسلامی پزشکان را نیز برعهده دارد. در خصوص مسائل گفته شده با وی گفت وگویی انجام داده ایم که مشروح آن در پی می آید:
---
¦با در نظر گرفتن این پیش فرض که احمدی نژاد پای ثابت انتخابات ریاست جمهوری سال آینده است، به نظر شما حمایت نهادها و جریان های ویژه ای که در انتخابات دوره پیش نقش مهمی در پیروزی وی ایفا کردند، در این دور از انتخابات ریاست جمهوری نیز تداوم خواهد داشت؟
حمایت مجموعه هایی که در انتخابات گذشته با احمدی نژاد همراهی کردند، در این دور از انتخابات از احمدی نژاد یا حتی غیراحمدی نژاد بستگی به فضایی دارد که در آستانه انتخابات مزبور شکل خواهد گرفت و در واقع این مجموعه های ویژه که تا به حال با دولت نهم همکاری های زیادی داشته اند همه دستورگیر هستند و صرفاً به دستورات عمل می کنند بنابراین متناسب با اینکه فضای انتخابات به نفع حضور شخص احمدی نژاد یا نامزد اصولگرای دیگری شکل بگیرد، تصمیم این نهادها هم عوض خواهد شد. در هر حال انگیزه آنها برای حمایت از احمدی نژاد به هیچ عنوان مانند دوره گذشته نخواهد بود.
¦ چرا فکر می کنید مثل گذشته نخواهد بود؟ مگر چه تغییراتی در فضای سیاسی کشور ایجاد شده است؟
احمدی نژاد در دوره گذشته با طرح شعارهایی توانست توجهات را به خود جلب کند که در حال حاضر با گذشت بیش از سه سال از مدیریت او بر قوه مجریه هنوز میزان عملکرد دولت وی به آن شعارها مشخص نیست در حالی که بسیاری از نزدیکی ها و حمایت هایی که تا به حال از او شده بر مبنای انتظارات و تصوراتی بود که از میزان کارآمدی دولت وی وجود داشت اما الان احمدی نژاد کارنامه ای دارد که حتی به اذعان بسیاری از اصولگرایان قابل دفاع نیست.
¦ریزش تا چه میزان؟ آیا به نظر شما این ریزش احتمالی می تواند به حدی باشد که شکست احمدی نژاد را در این دوره از انتخابات رقم بزند؟
شرایط و موقعیت امروز احمدی نژاد از این جهت با زمان پیش از انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری در سال 1384 تفاوت می کند که او پیش از انتخابات مزبور یک چهره نسبتاً ناشناخته بود و بنابراین جریانات و نهادهایی که در انتخابات دوره قبل از وی حمایت می کردند به طور طبیعی با انگیزه بیشتری موضوع را دنبال می کردند، اما احمدی نژاد امروز رئیس جمهوری است که پا به چهارمین سال ریاست جمهوری خود گذاشته و چهره شناخته شده تر و معروف تری است بنابراین آن جریانات خاصی که در ابتدا انگیزه زیادی برای حمایت از او داشتند امروز دیگر از آن میزان انگیزه برخوردار نیستند. البته عدم حمایت یا کمرنگ شدن حمایت از احمدی نژاد در انتخابات پیشرو الزاماً به این معنی نیست که او رای کمتری خواهد آورد چون به هر حال بخشی از مردم و نیز مسوولان فعلی کشور در حال حاضر طرفدار احمدی نژاد هستند زیرا این بخش از جامعه در دولت نهم به پست و مقامی رسیده اند بنابراین برای حفظ امتیازات موجود خودشان هم که شده به طور طبیعی سعی می کنند شرایط را در وضعیت موجود نگه دارند. مجموعه مسائل گفته شده در انتخابات سال آینده شرایطی را ایجاد خواهد کرد که به نظر من باعث رقم خوردن یک رای نسبتاً ثابت و 10 میلیون به بالا برای احمدی نژاد خواهد شد.
¦ ولی به نظر من دل خوش کردن جریان دگراندیش به تحلیل هایی از این دست صرفاً یک خبط استراتژیک است. احمدی نژاد از ظرفیت های غیرقابل پیش بینی برای ایجاد موج پوپولیسم و رویارویی با جریان مقابل خود برخوردار است. در این دور از انتخابات نیز اساساً نیازی به حمایت های ویژه ندارد زیرا در طول سه سال گذشته اهرم ها و امکانات ویژه ای برای رویارویی با دگراندیشان خلق کرده است. تبلیغات انتخاباتی احمدی نژاد از نخستین روز ریاست جمهوری او آغاز شده است. ترکیب نهادهای مرتبط با برگزاری انتخابات ریاست جمهوری را با وسواس خاصی شکل داده است و“ ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم.
بله، حرف شما دقیقاً درست است و قبول دارم. اساساً حرف من هم همین است. احتمال کاهش انگیزه نهادهای ویژه حمایت کننده احمدی نژاد در انتخابات دوره قبل ریاست جمهوری الزاماً به این معنی نیست که در انتخابات سال آینده میزان طرفداران یا رای دهندگان احتمالی به او کمتر خواهد شد.
¦نقطه عزیمت تحلیل شما برای چنین نتیجه گیری ای چیست؟
دولت احمدی نژاد دولت مستقر است و احمدی نژاد در حال حاضر تمامی امکانات اعم از مالی، اقتصادی و تبلیغاتی را در اختیار دارد و به طور طبیعی بدون آنکه احتمال متهم شدن وی به سوء استفاده از امکانات دولتی وجود داشته باشد، از این امکانات استفاده می کند. از سویی دیگر با توجه به اینکه احمدی نژاد بخش عمده ای از بدنه مدیریتی و کارشناسی کشور را از دولت خود کنار گذاشته و یکسری افراد جدیدی را به حلقه مدیریتی کشور وارد کرده است (جدای از مساله کارآمدی یا ناکارآمدی آنها) به طور طبیعی این افراد تازه وارد برای بقای خودشان هم که شده تلاش خواهند کرد برای دولت متبوع خویش در انتخابات سال آینده جلب رای کنند. همان طور که شما هم تاکید کردید این وجه از تحلیل در خصوص انتخابات مذکور بسیار حساس و پراهمیت است. من هم اتفاقاً با شما هم عقیده هستم و برعکس برخی دوستان اصلاح طلب به این بحث به طور جدی معتقدم که با آنکه در شرایط کنونی نارضایتی از عملکرد دولت نهم در سطح جامعه افزایش پیدا کرده اما باید این مساله را نیز مدنظر داشته باشیم که با توجه به شرایط موجود کشور ممکن است مردم تحت تاثیر برخی رفتارهای مقطعی احمدی نژاد، نقطه نظرات متفاوتی بروز دهند.
¦پس قبول دارید احمدی نژاد به عنوان یک گزینه در انتخابات سال آینده نامزد قابل تاملی است و به راحتی نمی توان از کنار او گذشت؟
بله، از سویی سنت حاکم بر انتخابات ریاست جمهوری سه دوره گذشته حاکی از پیچیدگی رفتار اجتماعی - سیاسی مردم ایران است و از سویی دیگر وجود امکانات ویژه ای که در اختیار احمدی نژاد است، شرایطی را ایجاد می کند که از الان می توان احمدی نژاد را یکی از دو نفر اول دور اول انتخابات ریاست جمهوری سال آینده دانست.
¦درباره تلاش هیات حاکمه مبنی بر تنوع نامزدهای انتخاباتی که اشاره کردید، انگیزه هر چه باشد در نهایت یک سوی پیامدهای شکسته شدن رای ها متوجه خود آنها می شود. آیا رئیس جمهوری می خواهند که 10 تا 15 درصد آرا داشته باشد؟
ببینید ما در داخل کشور دچار مشکلات عدیده ای هستیم. علاوه بر آن در فضای خارج هم در رابطه با پرونده هسته ای فشارهایی به ما وارد می شود. در واکنش به مجموعه این مشکلات است که می خواهند شرایطی را ایجاد کنند تا وجهه دموکراتیک بیشتری به انتخابات بدهند.
¦پس چرا حجم پالس هایی مبنی بر عدم پذیرش در قبال حضور چهره هایی همچون «سیدمحمد خاتمی» و «عبدالله نوری» در انتخابات هر روز در فضای سیاسی کشور بیشتر می شود. این مسائل با تحلیل شما همخوانی ندارد.
جریان نزدیک به دولت و همچنین جریان های رادیکال حاکم به طور جدی احساس می کنند تنها نامزدی که می تواند در رقابت با احمدی نژاد پیروز شود، خاتمی است کمااینکه در میان بسیاری از اصلاح طلبان هم چنین طرز تفکری وجود دارد و با وجود آنکه تا امروز 6-5 تن خودشان را به عنوان نامزد معرفی کرده اند یا افراد دیگری آنها را معرفی کرده اند، هیچ موج تخریبی علیه آنها شکل نگرفته است اما در مورد خاتمی می بینیم این موج تخریب هر روز شدت بیشتری به خود می گیرد. البته علت این امر آن نیست که حاکمیت مخالف چندقطبی شدن انتخابات است بلکه علت آن، این است که احساس می کنند با حضور خاتمی در عرصه انتخابات امکان اجماع بیشتری در میان اصلاح طلبان به وجود می آید. از طرفی دیگر این احتمال را می دهند که با حضور خاتمی نامزد اصلاح طلب دیگری وارد عرصه انتخابات نمی شود بنابراین در این صورت هدف آنها که افزایش نامزدهای حاضر در انتخابات است، تامین نمی شود.علاوه بر آن با توجه به ظرفیت هایی که خاتمی در اختیار دارد، به طور طبیعی او می تواند موجب اجماع در میان تشکل های اصلاح طلب و نهایتاً پیروز انتخابات شود. نظرسنجی هایی که طی هفته های اخیر صورت گرفته، آنها را به این نظر رسانده است.
¦حمایت های اخیر برخی جریان های تندرو اصولگرا از نامزدی مهدی کروبی را نیز در همین راستا ارزیابی می کنید؟
کروبی اصلاح طلبی است که ممکن است نقطه نظرات متفاوتی با برخی دیگر از احزاب اصلاح طلب داشته باشد اما جریان های تندرو اصولگرا هیچ وقت طرفدار کروبی نبوده اند. اگر به گذشته برگردیم و به برخی سرمقاله های روزنامه های این جریان که در مورد کروبی نوشته شده نگاهی بیندازیم، می بینیم ایشان را با برخی شخصیت های منفی زمان صدر اسلام مقایسه کرده اند. این امر نشان دهنده عمق کینه این جریان ها از مهدی کروبی است اما این جریان به نظر می رسد در شرایط کنونی برای ایجاد اختلاف در میان اصلاح طلبان سعی می کنند چنین فضایی را ایجاد کنند. امیدوارم چهره های اصلاح طلب و خصوصاً کسانی که خودشان افراد تاثیرگذاری در جبهه اصلاحات هستند، وارد سناریوی این جریان ها نشوند.
¦تحلیل شما در مورد خاتمی زمانی می تواند درست باشد که جریان حذف به طور قطع عقلانیت محور باشد در حالی که جریان های آشکار و نهان حذف بیشتر منفعت محور هستند.
تحلیل شرایط روز کشور برای پاسخ ما خیلی مهم است. در شرایط کنونی جریانات سیاسی، اقتصادی و نیز فضای حاکم بر نظام بین الملل به گونه ای است که هر روز تلاش می کنند فشار بیشتری بر نظام جمهوری اسلامی وارد کنند بنابراین اگر اتفاقاً این جریان حذف منفعت محور هم باشد، باید براساس منافع کنونی خودش تحلیلش این باشد که حضور چهره ای مثل خاتمی در راس قوه مجریه شرایط بحرانی کشور را بهبود خواهد بخشید. شرایط موجود کشور به گونه ای نیست که اکثریت مردم از آن رضایت مندی داشته باشند.
کمااینکه در اظهارات اخیر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در تریبون نماز جمعه مشاهده کردیم که ایشان درخصوص فاصله مردم از نظام هشدار داد و گفت در صورت به وقوع پیوستن چنین مساله ای نظام عملاً با بحران جدی مواجه خواهد شد. این هشدارهای آیت الله هاشمی رفسنجانی نشان دهنده آن است که نگرانی های مزبور به طور جدی وجود دارد. عدم عقله نیت دولت نهم، شرایط کشور را به گونه ای رقم زده که حتی نگاه منفعت محور هم ایجاب می کند با مسالمت بیشتری با مسائل موجود برخورد کنیم.
¦در مورد وضعیت بحرانی کشور، قریب به اتفاق احزاب و چهره های اصلاح طلب کشور به فراخور زمان و موضوع، همواره هشدار می دهند و به عبارتی منتقد وضع موجود هستند اما ظاهراً این است که در این میان نیز محور مشترک قابل اتکایی وجود ندارد.
ما در ارتباط با نحوه شکل گیری ائتلاف و اداره کشور به صورت ائتلافی دچار مشکل فهم هستیم. خیلی از جریانات سیاسی هستند که در حوزه نظری چنین مفاهیمی را مطرح می کنند. این در حالی است که می بینیم عملاً به جای حضور احزاب قدرتمند در کشور، محفل هایی شکل می گیرند که نه تنها دارای یک مانیفست درستی برای اداره کشور نیستند بلکه به دلیل عدم پشتوانه مردمی و اجتماعی به راحتی می توانند از بین بروند. اگر می بینید یک تفکری از بالا دائماً این رویکرد محفلی را تقویت می کند، برای آن است که نگذارند هیچ جریانی با بدنه و پشتوانه اصیل مردمی در کشور شکل بگیرد تا اگر در مقاطع مختلف این محافل نظرات مخالفی ابراز کردند، بتوانند به راحتی آنها را حذف و تعدیل کنند. اگر می بینید طی چند سال گذشته در جایگاه ریاست دو قوه کشور یعنی در مجلس هفتم و دولت نهم افرادی بدون هیچ گونه پشتوانه حزبی و سیاسی حضور پیدا کرده اند، عمدتاً در تحقق اهداف مزبور است.
¦در صورت ردصلاحیت چهره های شاخص اصلاح طلبی همچون خاتمی و نوری، جبهه اصلاحات احتمالاً چه استراتژی ای در قبال انتخابات ریاست جمهوری در پیش می گیرد؟
بحث خیلی مهمی که در قبال انتخابات سال آینده پیش روی جبهه اصلاحات است، این است که اصلاح طلبان باید برای خودشان یکسری استانداردهایی را برای ورود به این انتخابات مشخص کنند.
باید توجه داشت ما در ایران انتخابات کاملاً آزاد، سالم و عادلانه نداریم و اگر بحثی در این خصوص است، مربوط به انتخابات نسبتاً آزاد است.با در نظر گرفتن چنین شرایطی ما نباید خط قرمزهای خود را خیلی سطح بالا تعریف کنیم.البته این را هم بگویم که به نظر من اگر چهره های شاخص اصلاح طلب ردصلاحیت شوند، دیگر وجهی برای حضور اصلاح طلبان در انتخابات باقی نمی ماند.اما اینکه مصداق این خط قرمز اصلاح طلبان باید چه کسی باشد، باید طی اجماع گروه های اصلاح طلب و با در نظر گرفتن تمامی نقطه نظرات تعیین شود.
¦ در همین راستا به نظر شما مهم ترین دغدغه اصلاح طلبان در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری پیش رو چیست؟
مهم ترین دغدغه ما در انتخابات سال آینده میزان مشارکت مردم است. در این مورد باید بحث مهمی را مورد توجه قرار دهیم. بعضی ها میراث مشارکت مردم در انتخابات در ایران را با میزان مشارکت مردم در برخی کشورهای غربی مقایسه می کنند. این امر یک قیاس مع الفارق است چون در کشورهای پیشرفته، نهادهای مدنی به طور جدی شکل گرفته و فعال هستند بنابراین در این کشورها، دموکراسی به گونه ای نهادینه شده که حتی نهادهای مختلف قدرت بدون خواست و نظر مردم نمی توانند اقدامی کنند. در حالی که در کشور ما تمامی تبلور دموکراسی و رای مردم صرفاً در انتخابات بروز می کند. در کشورهای مزبور عدم حضور مردم در انتخابات ممکن است نشان دهنده بی تفاوتی یا بی میلی آنها باشد، اما در ایران که مردمی سیاسی و مشارکت جو دارد، عدم حضور مردم کاملاً معنی دار و نشان دهنده میزان دوری مردم از حاکمیت و عدم وابستگی آنها به نظام است. در انتخابات پیش رو باید شرایطی شکل گیرد که میزان مشارکت مردم حداکثری شود. بزرگ ترین چالش اصلاح طلبان نیز همین مساله است چون اگر مردم به طور جدی در عرصه حضور داشته باشند، نهایتاً انتخابات به گونه ای پیش خواهد رفت که نتیجه آن به معدل خواست مردم نزدیک تر شود.
¦ به نظر می رسد حجاریان نیز با رویکرد به همین دغدغه و برای احیای رای های خاموش نامزدی عبدالله نوری را در انتخابات مطرح کرده است.
نوری یا هر نامزد دیگری که بتواند میزان قدر مطلق مشارکت مردم را بیشتر جذب کند به طور طبیعی نامزد مهم و قابل توجهی است. اما در حوزه اجرایی و عملی، استراتژی اصلاح طلبان باید روی آوردن به کاندیدای واحد باشد. این کاندیدای واحد می خواهد نوری باشد یا خاتمی، مهم نیست. مهم این است که اصلاح طلبان کاندیدای واحد داشته باشند چون براساس تحلیل من اصلاح طلبان با بیش از یک کاندیدا در مقابل کاندیدایی که دولت مستقر است، شانس موفقیت نخواهند داشت بنابراین اصلاح طلبان باید محور اجماع را دنبال کنند و به طور طبیعی اگر شرایط به گونه ای باشد که گروه های اصلاح طلب احساس می کنند این ظرفیت جدید با حضور نوری شکل خواهد گرفت، مطمئناً همان مسیر را دنبال خواهند کرد چون مهم این است که اصلاح طلبان به توفیقی دست یابند و کشور را از شرایط حاضر نجات دهند. نوری هم واقعاً یک چهره اصلاح طلب قوی است که ظرفیت های قابل توجهی دارد. البته نباید فراموش کرد که در انتخابات پیش رو اصلاح طلبان قطعاً باید با نگاه به نتیجه انتخابات وارد عرصه شوند چون تحمل یک شکست دیگر برای آنها بسیار سخت خواهد بود.
¦یعنی به نظر شما نتیجه انتخابات سال آینده بر حیات سیاسی جریان های حاضر در آن تاثیری قطعی و غیرقابل بازگشت خواهد گذاشت؟
بله، در حوزه نظری این حساسیت به طور جدی وجود دارد زیرا 30 سال از نظام جمهوری اسلامی می گذرد و متاسفانه در مبانی مشروعیت و کارآمدی روزبه روز دچار عقبگرد هستیم. اگر مبنای مشروعیت نظام را رای مردم بدانیم، مشاهده می شود هر چقدر که از زمان پیروزی انقلاب به زمان حال نزدیک تر می شویم تضییقات برای حضور آزادانه مردم در عرصه انتخابات بیشتر می شود. از سوی دیگر کارآمدی نظام که در دنیای امروز اهمیت آن بیشتر از بحث مشروعیت است، پیش روی ماست و نیازی به توضیح ندارد اما متاسفانه جامعه ما هنوز یک جامعه سنتی است و تحول خواهان و کسانی که معتقد به دگردیسی در سیستم انقلاب و نظام هستند در جغرافیای سیاسی کشور نقشی ندارند بنابراین اینکه انتخابات مزبور تا چه میزان بتواند منتج به تغییر شرایط در جهت تحول باشد، بستگی به این دارد که جریان نوگرا و تحول خواه تا چه میزان خواهد توانست کمک کند تا کشور از تفکر پوپولیستی و سنتی موجود فاصله بگیرد.
¦ در همین راستا به نظر شما مهم ترین دغدغه اصلاح طلبان در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری پیش رو چیست؟
مهم ترین دغدغه ما در انتخابات سال آینده میزان مشارکت مردم است. در این مورد باید بحث مهمی را مورد توجه قرار دهیم. بعضی ها میراث مشارکت مردم در انتخابات در ایران را با میزان مشارکت مردم در برخی کشورهای غربی مقایسه می کنند. این امر یک قیاس مع الفارق است چون در کشورهای پیشرفته، نهادهای مدنی به طور جدی شکل گرفته و فعال هستند بنابراین در این کشورها، دموکراسی به گونه ای نهادینه شده که حتی نهادهای مختلف قدرت بدون خواست و نظر مردم نمی توانند اقدامی کنند. در حالی که در کشور ما تمامی تبلور دموکراسی و رای مردم صرفاً در انتخابات بروز می کند. در کشورهای مزبور عدم حضور مردم در انتخابات ممکن است نشان دهنده بی تفاوتی یا بی میلی آنها باشد، اما در ایران که مردمی سیاسی و مشارکت جو دارد، عدم حضور مردم کاملاً معنی دار و نشان دهنده میزان دوری مردم از حاکمیت و عدم وابستگی آنها به نظام است. در انتخابات پیش رو باید شرایطی شکل گیرد که میزان مشارکت مردم حداکثری شود. بزرگ ترین چالش اصلاح طلبان نیز همین مساله است چون اگر مردم به طور جدی در عرصه حضور داشته باشند، نهایتاً انتخابات به گونه ای پیش خواهد رفت که نتیجه آن به معدل خواست مردم نزدیک تر شود.