داخلی  »  يادداشت  »  سياسی

اسرائيل و تهديد تازه براي آمريکا

سیدنعمت‌الله عبدالرحیم‌زاده

کد مطلب : 5786 28 آذر 1386 ساعت 16:03

گزارش شانزده نهاد امنيتي و اطلاعاتي آمريکا موجب خشم مقامات اسرائيل شده‌است. هر چند که مقامات اسرائيلي سعي داشته‌اند، به‌گونه‌اي موضع گيرند تا در تضاد با مواضع دولت بوش قرار نگيرند، اما اين گزارش را کافي ندانسته و بر در دست داشتن مدارکي اصرار داشته‌اند که اثبات مي‌کند ايران هم‌چنان به دنبال دست‌يابي به سلاح هسته‌اي است. نگراني و انتقاد مقامات اسرائيلي از اين گزارش امري طبيعي است، هم‌چنان که اين نگراني در واکنش برخي از صاحب‌نظران آمريکايي مدافع منافع اسرائيل نيز ديده مي‌شود.

هنري کسينجر در مقاله روز سيزدهم دسامبر خود در روزنامه واشنگتن‌پست عنوان کرده که عبارتي مانند «ايران برنامه هسته‌اي نظامي خود را در واکنش به افزايش فشارهاي بين‌المللي متوقف کرد،» قضاوتي است که بايد توسط سياست‌گذاران در دولت انجام شود، نه افسران اطلاعاتي. به نظر وي، سازمان‌هاي جاسوسي آمريکا پا را از حيطه اختياراتشان فراتر گذاشته‌اند و همين امر باعث سوء برداشت‌هايي از اين گزارش شده‌است.»

برطبق برخي از گزارش‌ها، آمريکاييان در کنفرانس آناپوليس، ايهود اولمرت را از اين گزارش مطلع کرده‌بودند و مقامات اسرائيلي
برطبق برخي از گزارش‌ها، آمريکاييان در کنفرانس آناپوليس، ايهود اولمرت را از اين گزارش مطلع کرده‌بودند و مقامات اسرائيلي از ارائه اين گزارش آگاه بودند و از اين رو، تضعيف گزينه نظامي آمريکا در قبال ايران براي آنان قابل پيش‌بيني بود.
از ارائه اين گزارش آگاه بودند و از اين رو، تضعيف گزينه نظامي آمريکا در قبال ايران براي آنان قابل پيش‌بيني بود. روشن بود که اسرائيليان نمي‌توانستند نه از خود گزارش و نه از عواقب آن استقبال کنند. موضوع قابل توجه در عکس‌العمل اسرائيليان اين است که آيا آن‌ها مجبور به عکس‌‌العملي حادتر خواهند شد يا نه؟

با توجه به دو خبر از اسرائيل مي‌توان دريافت که مقامات اسرائيل از اين گزارش برداشتی کاملا متفاوت از آمريکاييان دارند و ابعاد ديگري را پي‌گيري مي‌کنند. "آوي ديختر"، وزير امنيت عمومي اسرائيل، با مقايسه تهديد ايران با حمله سوريه و مصر در سال 1973 بيان کرده‌است که گزارش اخير سازمان‌هاي اطلاعاتي آمريکا در مورد فعاليت‌هاي هسته اي ايران «سوءبرداشتي» است که مي‌تواند به يک جنگ منطقه‌اي منجر شود.

از سوي ديگر، روزنامه اسرائيلي جروزالم‌پست نوشته‌است؛ «آن‌چه كه گزارش مذكور شفاف‌تر مي‌سازد، اختلافاتي است كه ميان دستگاه‌هاي اطلاعاتي اسرائيل و آمريكا وجود دارد. موساد مدعي است ايراني‌ها تا سال 2009 قادر خواهند بود، بمب بسازند اما الان آمريكايي‌ها به اين نتيجه رسيده‌اند كه اين زمان، 2013 است.» اين روزنامه تأثير شوک ناکامي سازمان‌هاي اطلاعاتي آمريکا در جنگ عراق را بي‌تأثير در انتشار اين گزارش ندانسته (ادعايي که از برخي محافل آمريکايي نيز شنيده شده) و در ادامه مي‌افزايد؛ «تأثير روشن اين گزارش، اين است كه از اين پس وقتي صحبت از اقدام نظامي براي متوقف كردن ايران مي‌شود، دست بوش بسته خواهد بود. برخي مقامات در تل‌آويو حدس مي‌زنند كه گزارش مذكور بعد از بازداشتن آمريكا از اقدام نظامي غيرمستقيم، اسرائيل نيز از اقدام مستقل عليه ايران بازداشته
موضوع حمله به تأسيسات اتمي ايران از سوي اسرائيل و واکنش نظامي ايران چيزي است که اسرائيل کماکان آن را تعقيب مي‌کند. اسرائيل با استفاده تبليغاتي گسترده از احساسات تند ضداسرائيلي مقامات ايراني و با وانمود کردن آن به يهودي‌ستيزي، سعي کرده تا زمينه اقدام عليه ايران را حفظ کند.
خواهد شد» و در پايان نتيجه مي‌گيرد؛ «به هر حال هرچه كه باشد، گزارش اخير تأييدي است بر اين مطلب كه در نهايت اسرائيل بايد خود اقدام كند و به كسي متكي نباشد!»

سخن وزير امنيت اسرائيل و نتيجه‌گيري روزنامه اسرائيلی جروزالم‌پست حاکي از وجود ديدگاهي در اسرائيل است که با روش اتخاذ ديپلماسي و نه جنگ آمريکا تعارض دارد. اتخاذ ديپلماسي روشي بود که آمريکاييان از چند ماه پيش به‌نحو جدي پيش گرفتند؛ به‌گونه‌اي که حتي جورج بوش نيز به صراحت التزام به آن را اظهار مي‌کرد و مقامات آمريکايي گزينه نظامي را تنها به‌عنوان يک احتمال مطرح مي‌کردند.

اسرائيليان که به اين احتمال دل خوش کرده‌بودند، پس از ارائه گزارش و تضعيف اين احتمال، خود را در وضعيت جديدي ديدند؛ بدين معني که آمريکا قصد ندارد تا خواسته آنان يعني جنگ با ايران را در پيش گيرد. پرسشي که از فحواي روزنامه جروزالم به دست مي‌آيد آن است که، آيا اسرائيل بايد خود اقدام کند يا به آمريکا متکي باشد؟ اين پرسش تنها مسئله‌اي نيست که يک روزنامه مطرح کند، بلکه پرسشي است که در مخيله مقامات اسرئيلي وجود دارد و گويا گفته وزير امنيت اسرائيل پاسخي به آن باشد.

موضوع حمله به تأسيسات اتمي ايران از سوي اسرائيل و واکنش نظامي ايران چيزي است که اسرائيل کماکان آن را تعقيب مي‌کند. اسرائيل با استفاده تبليغاتي گسترده از احساسات تند ضداسرائيلي مقامات ايراني و با وانمود کردن آن به يهودي‌ستيزي، سعي کرده تا زمينه اقدام عليه ايران را حفظ کند. اين احتمال را بايد جدي گرفت که اسرائيل با ايجاد جنگ با ايران بخواهد تا کشورهاي غربي و به‌خصوص آمريکا را به يک جنگ ناخواسته با ايران بکشاند. احتمال مذکور که علائم آن پيش از اين ديده مي‌شد، اکنون و به‌ويژه پس از ارائه اين گزارش و تضعيف احتمال گزينه نظامي آمريکا عليه ايران قوت
آمريکا سعي خواهد کرد تا با دادن اطمينان‌خاطر به اسرائيل، آن کشور را از هر اقدام پيش‌بيني‌نشده‌اي باز دارد، اما چنين اطميناني در عمل بسته به اين خواهد بود که ايران چگونه بتواند حساسيت را در منطقه کاهش دهد. خواسته آمريکا از ايران روشن است. ايران مي‌تواند با استفاده از نفوذ خود در دو محور لبنان و نوار غزه به کاهش حساسيت کمک کند، تا آن که آمريکا هم قدرت بازدارندگي خود در قبال اسرائيل را به کار گيرد.
بيش‌تري گرفته‌است.

اعلام وجود اختلافات بين سازمان‌هاي اطلاعاتي آمريکا و اسرائيل براي اسرائيليان حاکي از اختلافي است که بين منافع آمريکا و اسرائيل به وجود آمده و دامنه آن اندک‌اندک در درازمدت گسترش مي‌يابد. از اين رو، اسرائيل مجبور است تا با قرار دادن آمريکا در مقابل يک عمل انجام‌شده، منافع آمريکا را با منافع خود گره بزند و نه‌تنها قدرت خطرناک ايران را از پيش رو بردارد بلکه نسبت به اعراب نيز دست بالاي خود را حفظ کند.

آمريکاييان با انتخاب گزينه ديپلماسي و به‌خصوص پس از کنفرانس آناپوليس نشان داده‌اند که بيش از هر چيز به دنبال استقرار ثبات و امنيت در خاورميانه‌اند و البته گزارش نهادهاي اطلاعاتي آن کشور نيز در همين جهت منتشر شده‌است.

واضح است که واکنش اسرائيل به اين گزارش و احتمال اقدام نظامي عليه ايران با هدف آمريکا در خاورميانه تضاد دارد و اين چيزي است که آمريکاييان متوجه آن هستند. درواقع، آمريکا با تهديدي از ناحيه اسرائيل در منطقه مواجه شده، چرا که هر اقدامي عليه ايران اولين نتيجه‌اش برهم خوردن ثبات در خاورميانه خواهد بود، امري که ضربه سنگيني به منافع آمريکا در خاورميانه وارد خواهد کرد.

بنابراين، آمريکا سعي خواهد کرد تا با دادن اطمينان‌خاطر به اسرائيل، آن کشور را از هر اقدام پيش‌بيني‌نشده‌اي باز دارد، اما چنين اطميناني در عمل بسته به اين خواهد بود که ايران چگونه بتواند حساسيت را در منطقه کاهش دهد. خواسته آمريکا از ايران روشن است. ايران مي‌تواند با استفاده از نفوذ خود در دو محور لبنان و نوار غزه به کاهش حساسيت کمک کند، تا آن که آمريکا هم قدرت بازدارندگي خود در قبال اسرائيل را به کار گيرد. حفظ ثبات و آرامش در خاورميانه هدف مشترک ايران و آمريکا است، زيرا در اين صورت است که منافع اين دو کشور تضمين خواهند شد، اما ثبات در منطقه براي اسرائيل به معناي حفظ بالقوه توان‌هايي است که موجوديت آن را تهديد مي‌کنند.

بنابراين، ايران و آمريکا مجبور به يک همکاري دوجانبه‌اند تا موقعيت را از اسرائيل بگيرند و به آن اجازه ندهند تا با برهم زدن ثبات در منطقه و ايجاد جنگي ناخواسته منافع خود را به ديگران تحميل کند.
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
Balatarin
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل شما به سايرين