
چند روز پیش تیم والیبال پیکان، قهرمان یازده دوره لیگ برتر منحل شد. مسئولان پیکان با ارسال نامهای انحلال تیم والیبال خود را اعلام کردند تا پس از تیم پرستاره داماش، جای دیگر، تیم مدعی قهرمانی یعنی پیکان هم در لیگ برتر خالی شود. این تصمیم در حالی اتخاذ شد که پیکان به عنوان نماینده آسیا باید در رقابتهای جام باشگاههای جهان حضور پیدا کند.
به گفته پیکانیها، این تصمیم به دلیل افزایش هزینهها در این رشته و عدم حمایت مجمع اتخاذ شد. به هرحال پیکان، 6 دوره قهرمان آسیا و یازده دوره قهرمان ایران و دارنده عنوان سومی جهان منحل شد. در این بین گفته می شود بازیکنان پیکان نیز خواهان افزايش نجومي دستمزد شده بودند که مسئولان تیم زیر بار این موضوع نرفتند و براي اجتناب از ولخرجي از جيب كارگران ايران خودرو، تن به انحلال اين تیم موفق دادند.
در همین رابطه مجلس نیز وارد گود شد و روز گذشته کمیته تربیت بدنی قوه مقننه طی نامه ای به رییس جمهور درخواست کرد که مانع از انحلال تیم پرافتخار پیکان شود.
امروز آقای رضا رضوانی مطلبی برای فرارو ارسال کرده و از موضعی دیگر انحلال پیکان را دیده است.
متن این مطلب به این شرح است:
درد جامعه ما همیشه این بوده است. همواره عده ای که یک شبه به درآمدهای آن چنانی دست یافته اند به جای آن که درک تازه ای از گذشته و حال خود داشته باشند با زیاده طلبی های بی حد و حصر کار را به جایی می رسانند که یکی از بهترین تیم ها باید به مسلخ برود.
ماجرایی که به تازگی گریبانگیر تیم والیبال پیکان شده است داستان غم انگیزی از این دست است. افسوس که عده ای می آیند و با پول این کارگران که هر شب و روز عرق می ریزند به درآمدهای آن چنانی دست می یابند اما اشتهای سیری ناپذیری دارند و آن چنان بر خواسته های خود اصرار دارند که حاضرند یک تیم منحل شود.
چرا ما باید شاهد این روحیه افزون طلبی باشیم؟
این یک آفت است که به جان عده ای از ورزشکاران افتاده است. عده ای انگشت شمار ... که یادشان رفته است از کجا آمده اند. اصلا سرسوزنی به گذشته خود فکر نمی کنند. گذشته ای دشوار و سخت که آنها را به سوی انگیزه تلاشی تازه فراخواند. آن ها مردانی بودند که با دشواری به جایی رسیدند که در ترکیب یک تیم افتخارات زیادی برای کشور به ارمغان آورده اند اما افسوس و صد افسوس که در میانه کار، زیادت طلبی مالی چنان گریبان این آدم ها را گرفته است که حاضرند یک تیم معتبر و مطرح زمین بماند اما از خواسته خود کوتاه نیایند.
اینان آیا نمی دانند که جمع زیادی از کارگران با چه مشقتی کار می کنند تا چرخ تولید و درآمد یک شرکت بزرگ که این تیم نماینده چنین شرکتی است را نمایندگی می کنند؟اگر این افراد تاملی در خواسته های خود کنند از وجدانشان خجالت خواهند کشید که چرا به این مرحله رسیدند که خودخواهی و تکاثر مانند یک ویروس در دل و جانش ریشه دوانیده است؟
عجیب است که این افراد با چنین درخواست های غیر منطقی روح پهلوانی که میراثی ارزشمند در میان ورزشکاران کشور ما هست گویی از این جماعت رخت بر بسته است و این همان چیزی است که اینده این افراد را در هاله ای از ابهام قرار داده و موقعیت اجتماعی شان را با پسرفت تدریجی مواجه کرده است.
نگاهی به عمل کرد و سابقه شماری از ورزشکاران مهم در جهان نشان می دهد که آن ها تنها در سایه درک و مرام و قناعت به آن چه که حقشان است آینده را از آن خود کردند نه این افراد درکشور ما که ظاهرا همه چیزشان پول است.