مروری بر ستون طنز روزنامه های شنبه 9/8/88:
مردمسالاری> کارتون
علی کاشی

خبر> نقص فنی داریم فقط دعا کنید
شهرام شکیبا
از قرار معلوم پرواز 589 تهران- مشهد روز پنجشنبه حرکت کرده و بعد از 45 دقیقه در حالی که مسافران محترم از شدت تکانهای هواپیما در آمیزهای از شوک، گریه و تهوع بودهاند خلبان از بلندگو اعلام میکند: «خانمها و آقایان نقص فنی داریم، فقط دعا کنید.» از قضای روزگار دعاها مستجاب میشود و هواپیما برخلاف روال معمول همیشگی صنعت هوایی کشور عوض افتادن، در میان بهت و ناباوری سالم بر زمین مینشیند. البته در فرودگاه مبدأ که همان مهرآباد خودمان باشد.
1- با توجه به اینکه هواپیمای مزبور بوئینگ بوده، نتیجه میگیریم که گویا دعا در بوئینگ «قطعاً» مستجاب میشود، در هواپیماهای دیگر «نسبتاً»، در توپولف «ابداً».
2- دقت کنید که منظورم دعا برای نمردن خودتان است نه مردن کسانی که با آنها مشکل دارید. لذا از فردا جماعت بابت دعا برای مردن باجناق و مادرشوهر و بعضیهای دیگر و دشمنان داخلی و خارجی بیخود هجوم نبرند بلیت بوئینگ بخرند.
زمین مفت میشود
علی نیکزاد وزیر جدیدالتأسیس مسکن و شهرسازی گفته: «تلاش میکنیم قیمت زمین از هزینه ساخت مسکن خارج شده و به صفر برسد.»
1- پیشنهاد میکنم در اسرع وقت بهشتزهرا را هم بدهند به وزارت مسکن که وزیرش بلد است زمین را مفت کند. فعلاً که زمین هی برای زندگی ارزان و هی برای مردن گرانتر میشود. هفته پیش همین روزنامه خودمان نوشت قبر 22میلیونی هم در بهشتزهرا داریم.
2- در این مملکت گل و بلبل خیلیها برای خیلی چیزها تلاش میکنند ولی به نتیجه نمیرسند. امیدوارم این تلاش اخیر اقلاً به نتیجه برسد.
3- اینکه زمین مفت شود خیلی خوب است. فقط خدا کند آن وقت آجر نشود دانهای 2هزار تومان.
4- نگرانم. با این حساب اسباب خانه قیمتش 7 برابر میشود. ماجرای ظرف و مظروف است. همیشه یکیشان ارزان میشود، یکیشان گران. مثلاً یکهو میبینی قیمت لباس 6 برابر شده قیمت جان آدمیزاد مفت.
در غرب به ما پیشنهادهایی شد
محمود احمدینژاد در مشهد گفته است: «روزی به ما میگفتند بیایید فقط در مورد موضوع هستهای مذاکره کنیم، ما امتناع میکردیم. امروز میگویند بیایید برای حل مسائل جهانی راهحل پیدا کنیم.»
1- آنها که میگفتند فقط در مورد هستهای مذاکره کنیم را میشناسیم بس که در اخبار اسمشان را شنیدهایم. اگر ممکن است نام آنهایی که راهحل مسائل جهانی را از ما میخواهند هم بگویید بدانیم.
2- از مذاکره هستهای امتناع کردیم حل مسائل جهان را به ما سپردند. به نظر شما اگر از این مورد اخیر هم امتناع کنیم کلاً مسائل مربوط به آخرت جهانیان را به دست ما نمیسپارند؟
3- مشکلات خودمان را از بس خوب حل میکنیم همه انگشت به دهان ماندهاند لذا هیچ عجیب نیست که برای حل مشکلاتشان به ما مراجعه کنند. به زودی مراجعتمان بیشتر هم میشود، یادمان باشد یک منشی برای کشورمان بگیریم بگذاریم وردست اسفندیار.
4- اخیراً به طرز نگرانکنندهای داریم پیشرفت میکنیم. خدا به داد برسد. هم به داد خودمان، هم به داد جهانیان. اگر از آمریکا بیایند با پیشرفتهایمان یکجا ما و کشورمان را بدزدند، چه کنیم؟
تهران امروز> يك تاريخ تقويم رسمي دوستداشتني!
محمود فرجامی
داشتن شورايي انقلابي كه صلاحيت آن را داشته باشد كه در سطوح عالي و بهطور كاملا فرهنگي نسبت به نامگذاري روزها اقدام كند نعمت بزرگي است كه همچون بسياري از نعمتهاي بزرگ ديگر، به دلايل نامعلومي خداوند فقط آن را به ما ارزاني داشته است. «شوراي عالي انقلاب فرهنگي»، يعني همين نعمت بزرگي كه ذكر خيرش رفت اخيرا پنج مناسبت ديگر را به تقويمها اضافه كرد تا خداي ناكرده از اين حيث هيچ كمبودي نداشته باشيم.
خوشبختانه اين شورا همچنان به كار خود كه گويا يكي از مهمترين وظايفش يافتن مناسبتها و سالگردها براي ثبت در تقويمهاست، ادامه ميدهد و آنقدر در اين وظيفه دقيق شدهاست كه به زودي 365 روزي كه تقويمهاي شمسي دارند كم خواهد آمد و مجبور خواهيم شد براي جايابي ششصد، هفتصد مناسبتي كه شوراي عالي انقلاب فرهنگي درج آنها در تقويم را ضروري تشخيص خواهد داد فكري بكنيم.
جالب اينجاست كه اين نهاد انقلابي- فرهنگي فقط در مورد ثبت روزها و مناسبتهاي «ملي» وظيفه دارد (يا فكر ميكند وظيفه دارد) اما تابهحال بسياري از روزهايي را كه به مناسبتي خاص اعلام كرده و نام «روز ملي فلان» را به آنها داده به سالروز قمري هستند و براي مطابقت اين روزهاي «ملي» بايد شمس و قمر را روي هم تطبيق داد!
همين نشان ميدهد كه به خاطر پيشبينيپذير نبودن روزها و مناسبتهاي ابداعي اين شوراي انقلابي و فرهنگي محترم كه هر روز بر توليد انبوه خود ميافزايد، پيشنهادهايي مثل تقسيم روزها و مناسبتهاي آنها به پيش از ظهر و بعد از ظهر نتيجهبخش نيست.
چون اصولا معلوم نيست بسياري از مناسبتهاي ملي كه شوراي عالي انقلاب فرهنگي بخشنامه كرده است با كداميك از مناسبتهاي ملي تاق و جفت ميشود كه بعد بتوان مثلا پيشنهاد داد كه نيمي از فلان روز، روز ملي بهمان باشد و نيمه ديگرش روز ملي بيسار. آمديم نيمه اول روز يازدهم مرداد را «روز ملي مديريت و دكتري» لقب داديم اما دو سال بعد، بعد از ظهر همان روز «روز ملي عدالت و رفع تبعيض اداري» كه در تقويم قمري در حال گردش است با آن برابر افتاد. ميشود نيمه اول يك روز با صدها مدير دولتي با مدرك دكتري جلسه گذاشت و به آنها لوح تقدير داد و بعد از ظهر همان روز آنها را براي ارائه مدارك كيلويي و تقلبي توبيخ كرد؟!
از اين گذشته وقتي كه مناسبتها و روزهاي ملي از حد وقايع و اشخاص تاريخي مورد قبول قاطبه مردم به حد وقايع و اشخاص مورد علاقه اعضاي محترم شوراي عالي انقلاب فرهنگي كه ممكن است سال آينده نظرشان تغيير كند، ارتقا مييابد؛ چه لزومي دارد كه چنين مناسبتهايي هر سال تكرار و يادآوري شوند؟
از اين رو شايد بهتر باشد از اين شوراي محترم و فعال بخواهيم در ابتداي هر سال دفترچه رمزي به ما ارائه كند كه در آن بهطور دقيق و منسجم مناسبتهاي ملي هر روز را براي همان سال يادآور شده باشد. مثلا براي هر روز ما چيزي در حدود 5 تا 15 مناسبت داشته باشيم كه خوب باهم جفت و جور شده باشند اما لزومي نداشته باشد سال آينده شمسي يا قمري بعدي، همان مناسبتها را داشته باشيم بلكه بسته به نظر اعضاي شورا در سال بعد، بعضي از آنها قابل حذف باشند. اينطوري شانس جا گرفتن سايرين در فهرست ملي شوراي عالي انقلاب فرهنگي بيشتر ميشود.
اين كار منافع بسيار زيادي دارد كه بعضي از آنها جانبي ولي بسيار مهم هستند. مثلا با انجام چنين كاري عملا دفترچه خاطرات و سررسيدهاي نامه كه طبق بخشنامههاي وزارت ارشاد و شوراي عالي انقلاب فرهنگي بايد مناسبتهاي رسمي در آنها درج شده باشد، چنان به خاطر فهرست كردن مناسبتها رسمي هر روز اشغال ميشود كه ديگر براي نوشتن خاطرات و وقايع روزانه در هيچ صفحهاي از آنها جايي نميماند و با حذف وقايعنگاريهاي غيررسمي اندك اندك تاريخ به همان صورتي درخواهد آمد كه شوراي عالي انقلاب فرهنگي دوستش دارد: تاريخ تقويم رسمي!
کیهان> گفت وشنود
گفت: راديو آمريكا، بي بي سي و راديو اسرائيل بخش هاي فراواني از برنامه خود را به تبليغ براي حضور هواداران موسوي و خاتمي در روز 13 آبان اختصاص داده اند.
گفتم: 13 آبان ماهيت ضد آمريكايي دارد، چي شده كه آمريكا و انگليس و اسرائيل طرفدار آن شده اند؟!
گفت: مرد حسابي! كجا طرفدار آن شده اند؟ از هواداران موسوي و خاتمي يعني از هواداران خودشان خواسته اند در مراسم 13 آبان شركت كنند و باز هم مثل روز قدس به نفع آمريكا و اسرائيل شعار بدهند.
گفتم: كار سران فتنه از كجا به كجا رسيده؟! يعني خودشان هم نمي دانند كه در مقابل سيل خروشان ملت هيچ عددي نيستند!
گفت: چه عرض كنم؟!
گفتم: به شخصي گفتند پدرت از روي نردبان افتاده، بدو برو كمك كن ببرش بيمارستان و يارو با عجله دويد، در بين راه يادش آمد كه در خانه نردبان ندارند ولي گفت شايد از همسايه گرفته باشند، چند دقيقه بعد يادش آمد كه دست و پاي پدرش فلج بود و نمي توانست از نردبان بالا برود... ولي باز هم توجه نكرد و به دويدن ادامه داد، اما يكدفعه يادش آمد كه اصلا پدر ندارد! اما پيش خودش گفت؛ حالا كه تا اينجا دويده ام، نبايد برگردم و دوباره به دويدن ادامه داد!