
فرارو- غلامحسین الهام، عضو شناخته شده و تاثیرگذار دولت نهم بود که به واسطه مسئولیتهای متعددش در تیررس افکار عمومی قرار داشت. اینک او به مسئولیت در شورای نگهبان اکتفا کرده است. الهام طی یک گفتگوی مفصل با ایسنا مواضع خویش را پیرامون مسائل جاری عنوان کرده است.
بخشهایی از این گفتگوی مفصل را در زیر میخوانید.
ابوالمشاغل نبودم
غلامحسين الهام سخنگوي سابق دولت در گفتوگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) درباره عضويتش در شوراي نگهبان و دليل خروجش از دولت، مصوبه مجمع تشخيص مصلحت نظام را توجيهي براي اين اقدام دانست و همچنين در واكنش به واژه « ابوالمشاغل» كه در مورد وي به كار برده ميشد، اظهار كرد: «حرفها و تحليلهايي در مورد ابوالمشاغل مطرح ميشد كه واقعي نبود و در واقع وقتي كه اين تحليلها از مسير درست خارج ميشد، ناراحت ميشدم، ولي اثر بيشتري نداشت. مگر الان كه من از دولت رفتم مساله حل شده است؟ يا اكنون اعضاي شوراي نگهبان واقعا هيچ جاي ديگر حضور ندارند؟»
دفاع از مواضع انتخاباتی
وي خاطرنشان كرد: «در مورد مساله انتخابات نيز بايد بگويم من خودم اجتناب ميكردم كه در شوراهاي نظارتي حضور داشته باشم، هم من اجتناب ميكردم، هم شوراي نگهبان چنين چيزي را نميخواست و شما ميدانيد كه در انتخابات، شورا مستقيما چندان كاري بر عهده ندارد، شايد در نهايت بحث ابطال يا صحت انتخابات را برعهده داشته باشد و در مورد رياستجمهوري، تاييد صلاحيت كانديداها را، ولي در مورد بررسي شكايتها و تخلفات و مسائل ديگر اين امور از مجاري هيات نظارت ميگذرد و فيلترهايي وجود دارد كه نهايتا به شوراي نگهبان ميآيد.»
اين عضو شوراي نگهبان تاكيد كرد: «فضاي شورا اينگونه نيست كه يك نفر بتواند شورا را تحت تاثير قرار دهد. حقوقدانان و فقها اصولا از طيفهايي هستند كه به اين راحتي زير بار هر حرفي نميروند و هر كدام روي نظرهايشان پافشاري دارند، چون بر مباني آنان متكي است و تغيير نظر آنها كار سختي است.»
سخنگو باید کتکخورش ملس باشد
وي كه سخنگويي را بر اساس تجربه خود در دولت به دليل « توقعات و انتظارات بالاي مردم از دولت نهم » سخت، در قوه قضاييه «پيچيده» و در شوراي نگهبان نسبت به دو نهاد ديگر «راحتتر» دانست، در بيان احساس خود نسبت به اين پستها گفت: «ملس است! براي كسي خوب است كه کتک خورش ملس باشد. كار خوبي نيست؛ به نام ديگران حرف زدن.»
سخنگوي سابق دولت، دولت نهم را به لحاظ حجم « فشارها، انتقادها و تخريبهايي كه عليه دولت ميشد» خيلي ويژه دانست و با بيان اينكه «در دولتهاي قبل يك جريان رسانهاي و سياسي پشتوانه دولت بودند، ولي در دوره دولت نهم رسانههاي اصولگرا هم منتقد دولت بودند و خيلي از اشخاص ذياثر كه نقش رسانهاي نيز داشتند احتياط ميكردند انگ دولتي بودن به آنها نخورد» افزود: «البته اين فضا در دوره دهم كمتر شده است. در اين دوره فضاي رسانهاي دولت پررنگتر و زيادتر شده و حجم تخريبهايي كه عليه دولت ميشود كمتر است؛ البته فضاي يك سال اخير بعد از انتخابات دهم تحت تاثير حوادث پس از انتخابات و فتنههاست و يك رنگ ديگري پيدا كرده است.»
وي با اشاره به اينكه « سخنگويي در شوراي نگهبان در هنگام انتخابات حساس بود» از جمله اين حساسيت را در قضيه دور اول انتخابات نهم رياستجمهوري زماني كه در مصاحبهاي نتيجه اوليه انتخابات دور اول را اعلام كرد، دانست و تاكيد كرد: من در آنجا جهتگيري سياسي نداشتم بلكه از باب اطلاعرساني وارد شده بودم. نهايتاً نيز معلوم شد كه اين گزارش اوليه درست بود، و با الحاق بخشي از باقيمانده نتيجه نيز تغيير نكرد.
مطالبات مردم هنوز تحت تاثیر انتخابات است
وي در ارزيابي از فضاي اطلاعرساني در دولت با بيان اينكه « فضاي رسانهاي كشور جدا از بحث اطلاعرساني خود دولت است» خاطرنشان كرد: «اكنون احساس خلاء و مطالبه جدي وجود ندارد و علت آن فضاي غالب كشور است، فضاي جامعه هنوز تحت تاثير حوادث پس از انتخابات و يك فضاي سياسي است؛ در واقع رسانهها، افكار عمومي را به اين سمت هدايت ميكنند و وجه غالب مطالب در رسانهها مسائل سياسي است، نه مسائل مردم، اقتصادي و معيشتي.»
الهام ادامه داد: «در فضاي ايجاد شده كسي چندان به دنبال اطلاعات دقيق، ريز و كامل از دولت نميرود كه در اين صورت دو حالت وجود دارد؛ يا دولت كارش را خوب انجام ميدهد يا جامعه نسبت به مسائل ديگري حساسيت پيدا كرده و ذهنش درگير آنهاست؛ البته در گوشه و كنار مسائلي هست كه مردم نيازمند اطلاعات مربوط به آنها باشند، مثل هدفمندكردن يارانهها كه مساله مهمي براي عموم مردم است. ممكن است در اين وسط كسي يا فردي پيدا شود، گزارش نادرست بدهد، حرفي بزند و دغدغه ايجاد كند ولي به نظر من فضاي غالب عوض شده است.»
انتشار نامه احمدینژاد بیهوده بود
دكتر الهام در بيان نظر خود درباره نامهنگاريهاي انجام شده بين رييسجمهور و دبير شوراي نگهبان اظهار كرد: «در اين مورد رييسجمهور شايد به نقطهاي رسيد كه ترجيح و تشخيص داد نامهاش علني باشد، ولي من فكر ميكنم انتشار يك نامه علني به شكلي كه پشتوانه، عقبه و زمينه براي اطلاعرساني دقيق در ارتباط با آن فراهم نباشد، فايدهاي ندارد. يك حرفي زده ميشود بايد در مورد آن موشكافي و ارزيابي لازم شود، ولي نامه رييسجمهور و پاسخ شوراي نگهبان از سوي رسانهها مورد موشكافي دقيق قرار نگرفت و نتيجهاي جز انتقاد به رييسجمهور از سوي برخي رسانهها به همراه نداشت.»
وي در اين مورد انتشار علني نامه را بيفايده دانست و با بيان اينكه « شايد راههاي دقيقتري براي طرح مشكل وجود داشت» در عين حال گفت: قطعا رييسجمهور با مشكل روبرو بوده است و در بعضي از جاها حق با اوست و بايد مساله به شكل دقيقتر در رسانهها و از سوي افرادي كه صاحب نظر هستند بدون جانبداري سياسي و جناحي بررسي شود؛ چراكه بحث قانون اساسي مطرح بود
قانون اساسی مشکلدار است، اما با اصلاح آن مخالفم
وي با بيان اينكه « هميشه با دادن اخطار قانون اساسي مخالف بودم» ادامه داد: من نظر قبلي خود را در مورد اصل 113 قانون اساسي دارم؛ گرچه هيچ رييسجمهوري نپذيرفته است. من از اصل 113 اين برداشت را ندارم كه رييسجمهور به عنوان ناظر قانون اساسي ميتواند به قواي ديگر نيز تذكر دهد؛ در واقع سوالم اين است كه رييسجمهور مسوول اجراي قانون اساسي است، ولي حدود اصل 113 به چه ميزان است، شورا تفسير كرده كه اگر اصلي از اصول قانون اساسي معوق مانده باشد، رييسجمهور ميتواند پيگيري كند. ولي اگر اين اصل معوق مانده در قوه قضائيه باشد، رييسجمهور چه كار ميتواند انجام دهد، در واقع محدوده اصل 113 مشخص نيست و به نظر من اين اصل، اصل مشكلداري است.
دبير شوراي نگهبان درباره مباحثي كه درباره ايجاد اصلاحات قانون اساسي مطرح ميشود، خاطرنشان كرد: يك بار فرصت براي بازنگري در قانون اساسي و تغييرات ايجاد شد، ولي اكنون هزينههاي تغيير قانون اساسي بسيار زياد است و من تغيير قانون اساسي را به مصلحت نميدانم. اكنون زمان اين كار نيست، ولي اشكالاتي نيز وجود دارد كه بايد از طريق تفسيرهاي مناسب و همگرا با روح قانون اساسي آنها را برطرف كرد كه به كار مستمر نياز دارد تا بتوانيم با رويههاي محكم و تفسيرهاي مناسب، نه تفسيرهايي كه رافع تكليف باشد، بنشينيم و مسائل را حل كنيم.
شورای عالی انقلاب فرهنگی بالاتر از مجلس و قوه قضائیه است.
وي در بيان نظر خود در مورد مسائلي كه در ارتباط با دانشگاه آزاد مطرح است، به تعريف جايگاه شوراي عالي انقلاب فرهنگي در امر تصميمگيري پرداخت و درباره ورود مجلس به اين تصميمات يادآور شد: رهبري تاكيد بر اين كردند كه هر چيزي كه شورا تصويب كرد مجلس در آن وارد نشود و در حقيقت رهبري ضابطهاي را مشخص كردند و اين مبناي كار است و آنچه كه شوراي عالي انقلاب فرهنگي تصويب ميكند قابل نقض از طريق قانونگذاري توسط مجلس نيست و اگر اين اتفاق بيفتد ،كه قبلا نيز چنين اتفاقي پيش آمده بود، شوراي نگهبان به آن ايراد ميگيرد و در واقع آن را خلاف اصل 57 قانون اساسي ميداند.
وي خاطرنشان كرد: در مجلس شوراي اسلامي نيز در هنگام بررسي طرح مربوط به موسسات غيرانتفاعي كه دانشگاه آزاد نيز جزء آن شمرده شده بود اين اخطار مطرح شد و آقاي لاريجاني نيز اين اخطار را وارد دانستند ولي مجلس به وارد بودن اخطار راي نداد و در واقع آن را وارد ندانست.
وي درباره ورود قوه قضاييه به اين موضوع نيز گفت: دربحث دانشگاه آزاد يك بحث شكلي مطرح است و بايد توجه كرد آنچه كه شوراي انقلاب فرهنگي در مورد دانشگاه آزاد تصويب كرده است معادل و يا در حكم قانون است و اين سوال مطرح ميشود كه آيا ميشود از مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي به قوه قضائيه شكايت كرد؟ نه! چراكه اين امر مثل اين است كه بگوييم در مجلس قانوني تصويب ميشود و ما از قانون مجلس به قوه قضائيه شكايت ميكنيم.
دانشگاه آزاد خصوصی نیست، وقف اشکال دارد.
اين عضو شوراي نگهبان با بيان اينكه « قانون گذاري از اعمال حاكميت است و نسبت به اعمال حاكميت مسووليت قضايي وجود ندارد» مصوبه نهايي شوراي عالي انقلاب فرهنگي در مورد اساسنامه دانشگاه آزاد و از سوي ديگر بحث وقف اموال از سوي موسسين اين دانشگاه را يادآور شد و تاكيد كرد: وقف زماني صورت ميگيرد كه اموال داراي مالك باشد، درحالي كه مال بيتالمال و دولت را نميشود وقف كرد، اموال دانشگاه آزاد بخش عمدهاي متعلق به دولت و بيتالمال است و دانشگاه آزاد نيز ملك شخصي نيست.
وي در واكنش به ديدگاه كساني كه معتقدند دانشگاه آزاد نبايد دولتي شود، با طرح اين سوالها كه « چه كسي ميگويد دانشگاه آزاد خصوصي است؟ آيا موسسين دانشگاه آزاد سرمايههايشان را در دانشگاه آزاد آوردهاند وسرمايهگذاري كردهاند؟ آيا از ملك خصوصي خود چيزي را وارد كردند؟» گفت: اينگونه نيست. كدام يك از موسسات خصوصي است كه رييس آن عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي باشد. دانشگاه آزاد موسسهاي است كه ممكن است دولتي نباشد؛ ولي حكومتي و عمومي است و خصوصي نيست. هر يك از موسسين آن بگويند كه آورده آنها به دانشگاه آزاد چيست؟ اين يك رانت خطرناك است و اين نكته بسيار مهمي است كه باعث غارت اموال مردم ميشود.
این استاد دانشگاه تهران سپس گفت: «شوراي عالي انقلاب فرهنگي اين حق را دارد كه در مورد دانشگاه آزاد كه ذات تاسيس آن به موجب مصوبه اين شورا بوده و ذاتش آموزشي و عمومي است، تصميمگيري كند.»
تجمع در برابر مجلس قابل تقدیر است.
سخنگوي سابق دولت درباره تجمعي كه در اعتراض به مصوبه مجلس در برابر ساختمان اين نهاد برگزار شد و برخي تحليلها كه شعارهاي مطرح شده در اين تجمع را نشانه اختلاف اصولگرايان دانستهاند نيز با اشاره به اينكه « يكي از دغدغههاي اصلي خيلي از خانوادهها بحث شهريه دانشگاه آزاد است و دولتها كمكهاي بسياري به اين دانشگاه كردهاند و مساله اين دانشگاه، يك مساله ملي است» ادامه داد: آيا مجلس تصور نميكرد كه اين حد لرزه در پس خوردن خربزه وقف دانشگاه آزاد صورت خواهد گرفت؟ اما موضوع تنها اين جهت نيست بلكه زمينه اعتقادي و ولايي در جامعه ما بسيار بالاست.
غلامحسین الهام افزود: «گروهي از نمايندگان محترم مجلس و تشكل هاي دانشجويي و ساير قشرها به عينه ميديدند روالي دارد در تصويب اين لايحه دنبال ميشود كه بر خلاف احكام ولايي است و حتي خود رئيس مجلس هم اين را ميپذيرد ولي اين اتفاق ميافتد و معلوم است كه علت آن لابي دانشگاه آزاد است. به نظرم اين واكنش صرفنظر از شعارها و حواشي آن شايسته تقدير است. چون خاستگاه آن حساسيت تشكلهاي دانشجويي در مباني نظام و عدالت است.»
اصولگرایان اصلاحطلب در مبانی میلنگند.
غلامحسین الهام اصولگرایی را نه یک حزب، بلکه یک تفکر و گفتمان خواند و اظهار داشت: «عدهاي گفتند كه ما اصولگراي اصلاحطلب هستيم يا برعكس و در واقع تلاش كردند كه نشان دهند كه هم آنطرفي هستند و هم اينطرفي و در واقع مباني خود را شفاف نكردند البته به نظر من اين افراد در مباني ميلنگند و براي اين افراد تصاحب قدرت اصالت دارد و نه مكتب و انديشه. در واقع وقتي كه موج به نفع اصولگرايي باشد ميگويند اصولگرا هستيم، وقتي كه به سمت اصلاحطلبي باشد ميگويند اصلاحطلب هستيم. آنها اصولگراي واقعي نيستند.»
وی همچنین گفت: «يك عده به خاطر مخالفت با احمدينژاد به هر قيمتي به سمت جريان سبز رفتند و اين اتفاق افتاد البته برخي از اصولگرايان كه با آن سمت رفته بودند برگشت پيدا كردند ولي لغزش آنها جاي سوال دارد.»
کسی به خاطر انتقاد از احمدینژاد از دایره اصولگرایی خارج نشده است
این اصولگرای حامی دولت گفت: «اينكه اگر كسي از اين جريان از احمدينژاد انتقاد كرد و در واقع منتقد احمدينژاد بود بگوييم از دايره اصولگرايان خارج شده است، درست نيست. اگر انتقاد به احمدينژاد به خاطر مباني اصولگرايي باشد و از سر تعلق به اين مباني صورت بگيرد نه تنها فرد از دايره خارج نميشود، بلكه جايگاه محكمتري پيدا ميكند يعني اگر انتقاد به خاطر مباني باشد اين فراد اصولگراست؛ چراكه اين يك نوع انتقاد درون گفتماني است و نميشود، چنين فردي را حذف كرد و فكر نميكنم كه اين اتفاق نيز افتاده باشد.»
وی افزود: «نمي شود پذيرفت كسي به موسوي راي بدهد اما بگويد اصولگراست! مشكل با اين فرد در معيارهاست. نه مخالف يا منتقد بودن احمدي نژاد!»
هاشمی رفسنجانی مجمع را خوب اداره نکرد
وي همچنين با اشاره به «اختلاف گفتماني بين احمدينژاد و هاشميرفسنجاني» و شركت نكردن رييسجمهور در جلسات مجمع تشخيص مصلحت نظام، خاطرنشان كرد: وقتي ابزارهاي حكومتي در خدمت حمايت و يا مخالفت با گفتماني كه درست نيست صرف شود مسوول آن كساني هستند كه اين كار ميكنند. آقاي هاشمي مجمع را خوب اداره نكرد كه نتيجه آن نرفتن احمدينژاد به جلسات مجمع شد. اگر مجمع تشخيص در جايگاه عالي مصلحت نظام فراتر از نگرشهاي جرياني و حزبي اداره ميشد، اين اتفاقات پيش نميآمد كه مثلا خيلي سطحي و خياباني مسائلي راجع به اساس فتنه و تقلب در انتخابات در جلسات مجمع مطرح شود.
وي تاكيد كرد: احمدينژاد بعد از جريان فتنه به جلسات مجمع نرفته است و قبل از آن را نميتوان گفت كه نميرفت. آقاي احمدينژاد نسبت به مسائل حاكميتي مشكل نداشت؛ چراكه هم جلسات را ميرفت، هم در جلسهاي كه با پيشنهاد خبرگان در سال 86 يا 85 تشكيل شد و رئيس خبرگان و رييس مجمع در آن حضور داشت شركت كرد. ايشان بحث و باب ارتباط حكومتي و حاكميتي را نبسته بود. در جلسات مجمع شركت ميكردند و حالا اگر در برخي جلسات نبودند به دليل حجم زياد فعاليتهايش بود. ولي با سوءاستفاده از ظرفيت مجمع تشخيص عليه گفتمان اصولگرايي ناب كه احمدينژاد از دولت نهم عامل آن بود و به عنوان گفتمان امام نيز مطرح شد، عمل و با اين گفتمان مخالفت و مشكلسازي شد. بحث آقاي موسويان از دل مجمع بيرون آمد. چه بود مساله؟ اين جلوهاي از مشكلات بود.
دادگاه کهریزک باید علنی باشد.
وي همچنين درباره نحوه مديريت حوادث پس از انتخابات از جمله حوادثي كه منجر به وقايع كوي و كهريزك شد، با بيان اينكه « من هنوز نميدانم در كهريزك چه اتفاقي افتاد. دادگاه غير علني دارد به مسائل رسيدگي ميكند. چرا علني نميكنند تا همه بدانند چه شده است؟»
غلامحسین الهام در عين حال صدور دستور توقف فعاليت كهريزك از سوي رهبري را طبيعي دانست و گفت: رهبري هر جا حتي گزارشي دريافت كنند كه مشكلاتي وجود دارد و خلاف عدالت عملي شده است، تمام تلاش خود را ميكنند كه مشكلات رفع و طبق قانون عمل شود. در سخنراني اخير نيز تاكيد كردند به كسي ظلم نشود. سياست نظام اين است كه ناشي از سلامت نظام است. خود نظام، كنترل دروني خود را دارد و ممكن است در هر زماني خلافها و اتفاقاتي بيفتد، اگر نظام حامي و حتي بي تفاوت باشد اين فساد است، ولي وقتي نظام سياسي كشور خود به موقع و بي ملاحظه ورود مي كند، چرا اصول را رها مي كنيم وعوارضي را ميچسبيم
وي خاطرنشان كرد: در مورد كهريزك و كوي، نظام وارد شده و در حال رسيدگي به اين موضوعات است و بايد رسيدگي و اطلاعرساني شود. من هم با اين امر موافق هستم كه بايد اصل قضيه را باز كنيم و در مورد مسائلي كه پيش ميآيد هميشه كساني هستند كه به دنبال اين هستند كه يك مساله فرعي بسازند و در جهت اهداف خود استفاده كنند و آن طيفي كه هيچ منطقي برايش نميماند بايد آثار بعدي را پايه قرار دهد و بگويد كهريزك و كوي چه شد و ريشه اي را كه مسبب اصلي است رها كند. نظام هم سختتر از اصل ماجرا با اين عوارض دارد برخورد ميکند.
چرا هاشمی هنوز میگوید «بحران»؟
الهام گفت: آنها ميتوانستند 29 خرداد قضايا را تمام كنند، چرا 30 خرداد دوباره آشوب درست كردند؟ چرا روز قدس مباني را تخريب كردند؟ چرا هاشمي هنوز ميگويد براي بيرونرفت از«بحران»؟ چرا هنوز باور نميكنند مردم يك تصميم گرفتهاند و اين تصميم چيز ديگري غير از آن چه آنها ميخواستند بود؟ چرا اين واقعيتها را نميخواهند بپذيرند و هنوز ميخواهند خودشان و افكار خودشان را به فضاي عمومي جامعه تحميل كنند؟ اينها سوء مديريت است و اگر آنها اين كارها را نميكردند اين همه هزينه پرداخت نميشد، اصلا هزينهاي پرداخت نميشد. مگر چه اتفاقي رخ داده است؟
وي تاكيد كرد: ترديد ندارم كه براندازي نرم بود. مخملي نبود، سبز بود. بازيگران اصلي در اين قضيه آگاه بودند چه اتفاقي در حال رخ دادن است. من مردم را متهم نميكنم ولي نميتوانم بگويم اين آقايان و بقيه كساني كه آتش را شعلهورتر كردند، ناآگاه بودند.
فضای پیش از انتخابات نباید ادامه پیدا میکرد
وي خاطرنشان كرد: وقتي فضاي تبليغاتي تعريف شده نيست و به هيجانات و اينگونه رفتارها و روشها اصالت داده ميشود و از معيارهاي اصولي خارج ميشويم، چنين نتيجهاي نيز حاصل ميشود. فضاي انتخابات به دليل شرايطي كه وجود داشت، تحمل شد ولي نبايد ادامه پيدا ميكرد؛ البته بايد توجه داشت كه معيارها بعد از انتخابات به هم ريخت.
وي درباره مناظرههاي انتخاباتي اظهار كرد: وقتي مناظره را به عنوان يك روش انتخاباتي تعريف ميكنيم و الگوي آن را مناظرات غربي قرار ميدهيم، نبايد چيزي بيش از اين انتظار داشت. در تعريف آنها مناظره يعني طرف بتواند از تمام ابزارها استفاده كند و حريفش را بزند. اين چيزي بود كه ما الگوي آن را گرفته بوديم و تلويزيون نيز اينگونه تعريف ميكرد؛ در حالي كه اين تعاريف از مناظرهها يعني سست كردن افكار عمومي. من اساسا اين چيزها را قبول ندارم كه با اين شكل كار مردم را به صحنه آوريم و تصميم هيجاني بگيريم.
کار احمدینژاد در مناظره صحیح بود
وي درباره موضع تحليلگراني كه منشاء حوادث پس از انتخابات را مناظرهها به خصوص مناظره موسوي و احمدينژاد ميدانند، با بيان اينكه " احمدينژاد در اين مناظرات غالب بود و طرفش در مناظره اول كم آورد" درپاسخ به منتقداني كه ميگويند چرا احمدينژاد در مناظرات از هاشمي و ناطق نوري نام برد؟ گفت: به نظر من اين اشكال مناظره نبود، بلكه نقطه كليدي مناظره بود. ببينيد! يك جريان پشت پرده و يك جريان روي پرده است و احمدينژاد با شفافكردن پشت پرده، راي مردم را جلب كرد و اين يك واقعيت مربوط به جامعه است. ميگويند چرا احمدينژاد اين حرف را زد؟ اين حرف در جامعه زمينه داشت.
الهام ادامه داد: «اگر مردم ببينند آقاي هاشمي پشت يك جريان است، به آن جريان رويكرد مثبت نخواهند داشت. آقاي احمدينژاد اين باور را داشت. ممكن است هنوز برخي اين باور را نداشته باشند، ولي در انتخابات اين موضوع اثبات شد. احمدينژاد وقتي مرزبندي را با هاشمي شفاف كرد، برخي افراد كه پشت هاشمي بودند به سمت او آمدند، ولي موسوي حاضر نشد اين مرزبندي را شفاف كند، بلكه حمايت كرد. شما وقتي ميخواهيد از تاكتيكي استفاده كنيد، بايد هزينه آن را پرداخت كنيد. اگر با هاشمي هستيد، نتايج آن را نيز بايد بپذيريد. احمدينژاد حرفش درست بود و واقعيت نيز آن را نشان داد. »
در انتخابات نهم و دهم جامعه تودهای غلبه کرد
وي افزود: سياست در جامعه ما در متن مردم رفته و فراگير و تودهاي شده است. اصلاحطلبان ميخواستند آن را به احزاب محدود كنند و ميگفتند بايد جامعه تودهاي را به جامعه مدني تبديل كنيم، ولي اين جامعه تودهاي در انتخابات دهم و نهم بر خيلي از اين جريانها غلبه كرد. مردم ما داراي هوش سياسي بالايي هستند و با اين نظام يكگونه ارتباط ولايي دارند كه بايد روي اين عامل تعمق كرد و آن را شناخت.
خاطره نویسی الهام، خاطرهنویسی احمدینژاد
الهام كه درحال حاضر وقت بيشتري نسبت به زمان مسووليتش در دولت دارد، در ادامه درباره تصميم به نوشتن خاطراتش گفت: نوشتن خاطرات در واقع به تاريخ يك دوره تبديل ميشود و اگر با اتكا به حافظه اشتباهي شود، عوارض زيادي دارد؛ چراكه به هر حال اين خاطرات بخشي از تاريخ را ميسازد و بايد درست و دقيق نوشته شود. درست است كه خاطرهنويسي با تاريخنويسي فرق ميكند، ولي به هر حال منبعي ميشود براي اينكه ديگران درباره يك دوره قضاوت كنند و اگر اشتباه و انحرافي ايجاد شود عوارض آن متوجه من ميشود؛ البته شايد من احتياط زيادي دارم.
وي همچنين درباره خاطرهنويسي و از فعاليتهاي روزانه از سوي رييسجمهور و انتشار آن در سالهاي آتي گفت: فكر نكنم آقاي رييسجمهور وقت اين كار را داشته باشد.
مگر با مردن من چه اتفاقی میافتد؟
الهام درباره خبري كه در 13 فروردين مبني بر فوتش بر اثر تصادف جادهاي شايعه شد، گفت: نميفهميدم چرا يك عده اينقدر روي مرگ من حساسيت دارند؛ درحالي كه ديگر در دولت حضور ندارم. حالا من بميرم چه اتفاقي ميافتد.
شجاعت و بینش همسرم قابل تحسین است
وي درباره انتقادهايي كه نسبت به مطالب منتشر شده از سوي همسرش مطرح ميشود نيز اظهار كرد: نبايد انتظار داشت انتقاد نشود. وقتي انتقاد ميكنيم ديگران نيز از شما انتقاد ميكنند و بايد تحمل مورد انتقاد قرار گرفتن را داشت و پاسخ را نيز با انتقاد داد نه با فحش. وقتي كساني ناسزا ميگويند و بيربط حرف ميزنند و در واقع از چارچوب خارج ميشوند ناراحت ميشوم. من مشكلي ندارم هزينههاي صحبتهاي انتقادي همسرم را بپذيرم.
وي ادامه داد: شجاعت ايشان در گفتن و بينششان در فهميدن هر دو قابل تحسين است. من هر دو را قبول دارم. ايشان خوب ميفهمد، زود ميفهمد و صادق هم هستند. چون هدف سياسي به معناي كسب قدرت ندارند. صادق و صريح سخن ميگويند. خويشاوندي ايشان با انقلاب، اسلام، نظام و امام و رهبري است و با اين خط كشي همه را نقد ميكند.