فرارو- یکی از صبحهای زمستانی اوایل دهه هشتاد که به مدرسه میرفتم، پیرمردی در حال گشودن در مغازه، در حالی که مخاطب همسایهاش بود، دستهایش را رو به آسمان گرفت و گفت: «خدایا وسیله کن برای گوشت کیلو 4هزار تومان». آن زمان پیرمردها برایم نماد نارضایتی از «گرانی» بودند و در مقابل جوانترها کمتر به این وضع اعتراض میکردند.
حالا به سالهای آخر این دهه نزدیک شدیم، پیرمردها هنوز از ارزانی قدیم میگویند و بیشتر که پای حرفهایشان بنشینی به تفصیل قیمت یک سبد کالا را با دو قران و سه شاهی برایت میگویند. آنهایی هم که سنشان کمتر است، میتوان گفت درکی از این مسئله ندارند. همان طور که سرمقاله نویس روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: «تورم طي سراسر دو دهه گذشته مهمان سفره و جيب ايرانيان بوده است و به همين اعتبار نيز مردم ما با اين مقوله چندان بيگانه نيستند».
این روزها احساس همذاتپنداری شدیدی با همان پیرمرد صبح زمستانی سال 81 دارم، احساس میکنم خدا باید وسیلهساز شود برای خریدن نه گوشت و مرغ، که برای خریدن پنیرو میوه و از این قسم اجناس. فعلا توقعی برای آن اجناس در سبد کالا ندارم. با این وجود آمارها چیزهای دیگری را میگویند.
وقتی خبرنگاری از وزیر اقتصاد درباره تورم تک رقمی پرسیده بود که چرا به رغم این که نرخ تورم به زیر 10 درصد رسیده است، مردم همچنان گرانی را حس میکنند گفته بود تورم به معنای گرانتر نشدن است، نه به معنای کاهش قیمتها. وزیر اقتصاد خبرنگاران را درک اشتباه مردم مقصر دانسته بود، با وجودی که وزیر اقتصاد این حرفها را میزند هنوز هم احساس میکنم چندان ثباتی در قیمتها وجود ندارد.
دوران نوجوانی سعی میکرد در خریدها قیمت اجناس را به تفکیک بدانم، اما این روزها این کار صورت هجوی به خودش گرفته است. هیچ تضمینی ندارد قیمت تا مرتبه بعدی که برای خرید میروم ثبات نسبی داشته باشد، دانستنش چندان مهم نیست، چون هیچ کارایی ندارد و بر مبنای آن تخمینی نمیتوان زد.
ریشه گرانتر شدنها در چیست؟ یک قانون کلاسیک اقتصاد میگوید عرضه هرچه پایینتر بیاید، قیمت رشد میکند. با این حال وزیر بازرگانی مدعی است جبران کاهش تولید گوشت در داخل کشور با واردات جبران شده است. وی به نمایندگانی که از او درباره واردات بیرویه سوال کرده اند، این مسئله را به خاطر رفع نیازهای مردم دانسته است.
در حالی وزیر بازرگانی حرف از کنترل قیمت با این واردات میزند که کسی چنین احساسی ندارد.