سه‌شنبه ۰۲ خرداد ۱۳۹۱
کد خبر: ۸۳۶۶۲
۲۱ تير ۱۳۹۰ - ۱۳:۴۰


حدود چهار سال پیش بود که اصولگرایان برای وفاق بیشتر بین گروههای خود به فکر راهکاری برای ائتلاف جامع افتادند تا آن که با لیست واحد و متشکل وارد انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی شوند. نتیجه این کار اصولگرایان در آن زمان ظهور فرمولی به نام گروه 5+6 بود و هر چند که در ابتدای امر گمان می رفت این راهکار بتواند چتری برای تمام جریانهای اصولگرا باشد اما رفته رفته اختلافها خود را نشان داد و معلوم شد که این چتر آن قدر گسترده نیست تا بتواند تمام اصولگرایان را در زیر خود جمع کند. 

حکمیت و ریش سفیدی آیت الله مهدوی کنی نتوانست اختلافها را برطرف کند تا آن که در نهایت، مثلث لاریجانی، قالیباف و رضایی کار خود را کرد و جریانی با حمایت این مثلث شکل گرفت به نام ائتلاف فراگیر مردمی اصولگرایان. به عبارت دیگر، جبهه متحد اصولگرایی در آن زمان پا گرفت برای وحدت اصولگرایان اما وحدتی که به دست نیامد هیچ، رقیب تازه نفس از درون همین جبهه ظاهر شد و حتی می توان گفت که تا اندازه ای هم پیروز انتخابات بود. 

به نظر می رسد که اصولگرایان بعد از چهار سال بار دیگر قصد نوشتن نسخه ای تازه برای وحدت بین خود هستند و کار خود را در ابتدای امر با هسته مرکزی سه نفره آغاز کرده اند که به تدریج بر تعداد آنان افزوده شده است. در ابتدا چهار نفر از جامعتین، جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه، به آن اضافه شد و بعد قرار شد تا 8 نفر از گروههای اصولگرا نیز به آن اضافه شود تا در نهایت ترکیب 7+8 از این جمع به دست بیاید. به نظر می رسد که اصولگرایان قصد دارند تا نسبت به فرمول چهار سال گذشته، چتر گسترده تری برای وحدت بین خود ایجاد کنند اما آیا این بار موفق خواهند شد و فرمول آنان کارگر خواهد افتاد؟ 

در ابتدا باید دید که علت وحدت چهار سال پیش چه بود و آیا همان علت باعث نسخه حال حاضر شده یا دلیل دیگری در کار است. چهار سال پیش اردوگاه اصلاح طلبان هنوز جنب و جوشی داشت و گذشته از سفرهای استانی محمد خاتمی در ماههای قبل از انتخابات، حزب اعتماد ملی نیز حضور فعالی داشت و لیستهای متعددی را برای انتخابات معرفی کرده بود. همین مقدار می توانست انگیزه وحدت را در بین اصولگرایان ایجاد کند اما در شرایط فعلی که اصلاح طلبان دیگر آن مقدار جنب و جوشی ندارند دیگر نمی توان از این جهت انگیزه ای برای وحدت بین اصولگرایان قائل شد. به عبارت دیگر، قالب پیشین اصلاح طلبی و اصولگرایی دیگر چندان تاب و توانی ندارد تا بتواند دلیلی برای وحدت بین گروههای اصولگرا باشد. از این رو، باید انگیزه اصولگرایان برای وحدت را در جایی دیگر جست. 

در این میان نباید از گروهی غافل ماند که امروزه از آن به عنوان جریان انحرافی یاد می شود و گفته می شود که به صورت گسترده ای خود را برای انتخابات آماده کرده است. از پاییز سال گذشته بود که اخباری مبنی بر فعالیت انتخاباتی این گروه منتشر می شد و اکنون گفته می شود که این گروه برای تصاحب حداقل 150 کرسی مجلس برنامه ریزی کرده است. شاید به همین دلیل بود که محمد نبی حبیبی، دبیر کل حزب موتلفه، گفت: «جریان انحرافی به دنبال دستیابی به اکثریت غالب مجلس است و حتی اعلام کرده‌اند که رقیب اصولگرایان هستند». 

مسئله از جهت رابطه این جریان با دولت شکل جدی تری به خود گرفته است به نحوی که هم حبیبی و هم برخی دیگر از شخصیتهای اصولگرا همانند علی لاریجانی در لفافه هشدارهایی در مورد دخالت دولت در انتخابات داده اند. از مجموع این سخنان می توان دریافت که شخصیتها و جریانهای اصولگرا در حال حاضر خود را نه در برابر اصلاح طلبان، بلکه در برابر رقیب تازه به میدان آمده ای می بینند که هم از امکانات مالی و هم از امکانات اجرایی گسترده ای برخوردار است و به این خاطر وحدت بین خود را چاره رویارویی با این رقیب می دانند. اما با وجود این، نسخه دوم اصولگرایان برای وحدت کارساز خواهد بود؟ 

چهار سال پیش، این مثلث لاریجانی، قالیباف و رضایی بود که جایی برای خود در جبهه متحد ندید و راه به سوی جبهه فراگیر اصولگرایان گشود. علی لاریجانی اواخر خرداد ماه امسال و در یک مصاحبه مطبوعاتی گفت؛ «در انتخابات پيش روي مجلس،‌ اصولگرايان به هر ميزان به وحدت نزديک‌ تر شوند منطقی تر، عقلایی ‌تر و بهتر است؛ البته ممکن است اتحاد کامل پيدا نکنند ولی افتراق کامل هم نبايد باشد».
 
اشاره او به عدم اتحاد کامل تا اندازه زیادی نشان از اختلافهای چهار سال قبل دارد و می توان این احتمال را داد که او در این دوره نیز خروج از نسخه اصولگرایان و ایجاد یک جریان موازی با آن را از نظر دور ندارد. این نکته با توجه به ارتباط بین انتخابات مجلس و انتخابات ریاست جمهوری در حدود یک و سال و چند ماه بعد از آن معنایی خاص دارد. در واقع، انتخابات مجلس می تواند برای نامزده های بالقوه انتخابات ریاست جمهوری آینده حکم یک وزن کشی سیاسی را داشته باشد تا معلوم شود چقدر تاب و توان سیاسی دارند و تا چه میزان می توانند از شخصیتها و نیروهای سیاسی در سطح کشور برخوردارند. از این رو است که لاریجانی یک احتمال برای خروج از این نسخه را برای خود نگه داشته و حتی می توان این موضوع را در مورد قالیباف نیز صادق دانست. 

نکته دیگر این سیاست لاریجانی را می توان در این موضوع دانست که او با تجربه خود می داند یک کاسه شدن اصولگرایان تحت عنوان وحدت چندان هم به نفع اصولگرایان و به ضرر رقیب تازه نیست. وقوع چنین حالتی حتی می تواند حتی به ضرر اصولگرایان تمام شود و به خصوص نتیجه را در مراکز استانها به نفع رقیب تغییر دهد. از این رو، لاریجانی نسبت به رفتن تام و تمام در زیر این چتر وحدت با احتیاط عمل می کند و حتی برخی سخنان اخیر وی نشان می دهد که او حاضر است سخنانی بدیع نیز بیان کند تا آن که چهره ای خاص از خود نشان داده باشد. 

به هر صورت، لاریجانی را می توان کسی دانست که از هم اکنون انتخابی به غیر از نسخه اصولگرایان را برای خود محفوظ دانسته و البته احتمال چنین سیاستی از سوی قالیباف نیز وجود دارد. در صورت وقوع چنین امری کار نسخه دوم اصولگرایان همانند نسخه چهار سال پیش خواهد بود و در کنار اصولگرایان سنتی، طیفی از اصولگرایان با شعارهایی تازه ظهور خواهند کرد که همانند ائتلاف فراگیر چهار سال پیش، بتوانند جناح قابل توجهی را در مجلس آینده تشکیل دهند.

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین
پربیننده ترین ها
چند رسانه‌ای
تاریخ