|
داخلی » مقاله » سياسی
|
|
از ادعای اطلاع رسانی مستقل تا سوء استفاده جنسی از کودکان! تلوزیون فارسی بی بی سی چه برنامه هایی برای ایرانیان دارد؟ جعفر طبرسی |
|
|
کد مطلب : 11779
|
8 خرداد 1387 ساعت 10:23
|
|
| شبکه ی جهانی بی بی سی ، در کنار تلوزیون فارسی صدای امریکا و ام.بی.سی عربستان و نیز شمار زیادی از شبکه های فارسی زبان دیگر قرار است تا پایان تابستان امسال آغاز به کار کند.
به همین مناسبت، که کم اهمیت نیست و باید برای دست اندرکاران فرهنگی کشور و دلسوزان فرهنگ ملت ایران موجبات دغدغه ای بزرگ فراهم آورد، جعفر طبرسی یکی از کارشناسان ایرانی نزدیک به بنگاه سخن پراکنی بی بی سی، مطلبی انتقادی و تند برای "فرارو" ارسال کرده است که در اختیار خوانندگان گرامی قرار می گیرد.
پایگاه خبری - تحلیلی فرارو، بر اساس موازین اخلاق حرفه ای، آمادگی دارد تا پاسخ ها و اظهار نظرات کارشناسانه ی سایرین را نیز در خصوص این مقاله منتشر نماید.
اشاره: آقای "ریچارد سمبروک" مدیر بخش اخبار سرویس جهانی شبکه بی بی سی که اخیرا برای شرکت در اجلاس "اتحادیه رادیو و تلویزیون های آسیا و اقیانوسیه" (ای.بی.یو) و مذاکره با مسئولان صدا و سیمای جمهوری اسلامی به ایران سفر کرده بود، روز اول خرداد (21 مه) در مصاحبه ای با خبرگزاری ایسنا مدعی شد: "شبکه بی.بی.سی خبرهای جامعی را از جامعه ایرانی برای جهان مخابره می کند ... ما درصدد هستیم در بخش رادیو بی.بی.سی فارسی افراد بیشتری را به کار گیریم تا بتوانیم گزارش های دقیق تری از ایران به جهان مخابره کنیم. ... ما در موضع گیری های خود برای ارایه گزارش ها و اخبار، عدل و انصاف را رعایت می کنیم.
وي تصريح كرد: ارائه اخبار تنها به اين مفهوم نيست كه رويدادهايي كه اتفاق افتاده را بگوييم و اتفاقهايي كه نيفتاده را انتظار داشته باشيم مردم باور كنند؛ چراكه مردم ميتوانند از سايتهاي مختلف اخبار را چك و اصلاح كنند.
سمبروك همچنین اظهار عقیده می کند که " بايد به افكار و عقايد متفاوتي كه در بين مردم وجود دارد احترام بگذاريم؛ چراكه اين ارتباطات بخشي از گفتوگوي جهاني است."
مدیر بخش اخبار سرویس جهانی شبکه بی بی سی سپس در پاسخ به اين پرسش كه خط قرمزهاي بيبيسي براي خبرنگاران چیست، اظهار كرد: خط قرمزهاي ما براي خبرنگاران غيرقابل اعتماد و يا دروغگو معنا مييابد. سمبروك درباره اين ادعا كه بيبيسي در ارايه اخبار خود از قشرهاي خاصي از مردم ايران، اقدام به تهيه گزارش ميكند، مدعي شد: ما سعي ميكنيم از همه ی اقشار گزارش داشته باشيم و تلاش ميكنيم كه جامعه ايراني را پوشش دهيم ... تلاش ميكنيم در بخش فارسي زبان راديوي بيبيسي از جامعه مدرن ايراني گزارش تهيه كنيم و تمامي اخبار اين شبكه ، جامعالاطراف باشد.
آقای سمبروک همچنین پس از بازگشت، در وبلاگ شخصی خود درباره سفر خود به ایران این گونه می نویسد: "برای من فرصتی بود تا بی.بی.سی را به عنوان یک رسانه خبری صادق حرفه ای معرفی کنم. بیشتر ایرانیان ما را بازوی تبلیغاتی حکومت [بریتانیا] می دانند." خواندن این اظهارات رپرتاژ آگهی گونه از سوی یک مقام بالای شناخته شده در سرویس جهانی شبکه بی بی سی، موجب شد تا به عنوان یک پژوهشگر امور رسانه ای که تا حد زیادی نیز آشنا به امور بریتانیا و بی.بی.سی هستم، به کند و کاو اجمالی این ادعاها بپردازم.
تلویزیون فارسی بی.بی.سی
در دی ماه سال 1386 آقای "بهروز آفاق تبریزی" (بهروز یوسف زاد) مدیر بخش آسیا و خاور دور سرویس جهانی بی.بی.سی (نهاد رسانه ای وزارت خارجه بریتانیا) در گفت و گو با بخش فارسی رادیوی بی.بی.سی درباره راه اندازی پروژه تلویزیون اعلام کردکه "برنامه های تفریحی و فرهنگی ، نیمی از محتوای مطالب تلویزیون فارسی [بی.بی.سی] را تشکیل خواهد داد" .
با این ادعای آقای آفاق که در موارد دیگر نیز از سوی ایشان تکرار شد ، بسیاری از کارشناسان و علاقمندان امور رسانه ای تصور کردند که بالاخره پس از مدت ها یک رسانه فارسی زبان قدیمی خارجی، فارغ از تحولات و فراز و فرودهای سیاسی روزمره، قرار است بخش عمده ای از برنامه های خود را به پوشش متفاوتی از "تفریح" و "فرهنگ" اختصاص داده و قصد دارد سوای اغراض سیاسی، در جهت ارتقای فرهنگ و اندیشه ایرانیان و فارسی زبانان در سراسر جهان بکوشد.
این نگاه و داوری اولیه البته با اظهارات آقای "نایجل چپمن" مدیر کل سرویس جهانی بی.بی.سی (رییس مستقیم اقای آفاق) مندرج در گزارش سالانه 2006-2005 با عنوان "دیپلماسی عمومی پارلمان بریتانیا" نیز کاملا سازگار بود. در بخشی از این گزارش پارلمانی از قول آقای چپمن چنین نقل شده است: "اگر به عنوان یک فعال رسانه ای به دسترسی مردم به رسانه های آزاد و مستقل باور داشته باشیم، آن گاه در عالم واقعیت نگاهی بیندازیم به ایران کنونی، دلیل بسیار محکمی بر این امر می یابید که بریتانیا برای بهبود این امر چه کاری می تواند انجام دهد."
آقای سمبروک نیز در متن تهیه شده برای ارایه در سخنرانی در اجلاس ای .بی یو در اصفهان ، از "بی طرفی، تعادل خبری و ساخت برنامه های مستند کیفی، فرهنگی و آموزشی" در تلویزیون فارسی بی.بی.سی خبر داد.
احتمالا علت این تغییر سیاست این نبوده که مردم این مناطق و کشورها دیگر نیازی به دسترسی و اطلاعات صحیح مورد ادعای بی.بی.سی ندارند، بلکه به احتمال زیاد علت آن است که حکومت ها و دولت ها با گذشت زمان و فروپاشی شوروی سابق ، دیگر ، یا در زمره رقبای غرب نبودند و یا به جمع متحدان اروپایی آن کشور پیوسته اند.
نحوه انعکاس اخبار و تحلیل های سیاسی و غیرسیاسی مرتبط با ایران در وب سایت و رادیوی فارسی بی.بی.سی توسط هر پژوهشگر علاقمندی قابل دسترسی و داوری است. ولی داوری درباره تلویزیونی که هنوز راه اندازی نشده تنها از طریق بررسی نشانه ها یا شاخصه های مختلف در گفتار و رفتار مسئولان این شبکه قابل ارزیابی است.
فرهنگ و تفریح در بی.بی.سی فارسی نکته ای که در این میان طی چند ماه گذشته بیشتر خود را نشان داده، تناقض آشکار میان ادعاها و تبلیغات مسئول اصلی راه اندازی تلویزیون فارسی بی.بی.سی (بهروز آفاق) و عملکرد واقعی رادیو وب سایت های مستقیم و غیرمستقیم فارسی زبان وابسته به این موسسه ی چند منظوره و ظاهرا فرهنگی و رسانه ای به خصوص در امر تفریح و سرگرمی است.
محتوای بخش های جدید فرهنگی و تفریحی در رادیو و وب سایت های بی .بی.سی فارسی نشانه هایی هستند از این که این رسانه هم قصد دارد با مبتذل ترین و زننده ترین مطالب از بین طیف خاصی از جوانان ایرانی برای خود مخاطب جلب کند و این البته با ادعاهای بی.بی.سی درباره یک رسانه وزین حرفه ای و بی طرف مغایرت دارد.
در حال حاضر مهمترین نماد و شاخصه برنامه های شاد و تفریحی شبکه های دوگانه رادیویی و آن لاین بخش فارسی بی.بی.سی، برنامه های صوتی و تصویری "روز هفتم" ، "شب هفتم" و مجله اینترنتی "زیگزاگ" است که توسط دو نفر به نام های "بهزاد بلور" و "سیاوش اردلان" تهیه و پخش می شوند.
به تصریح خود بی.بی.سی، اسم و شخصیت بهزاد بلور با برنامه های تفریحی بخش فارسی بی.بی.سی عجین شده است.
در برنامه های تفریحی آقای اردلان، شاید کمتر بتوان جنبه های تفریحی مطالب را مشاهده کرد. برای نمونه ، وی که سردبیر برنامه ای تحت عنوان "بالاتر از خبر" بود، در مطلبی که روز اول فروردین سال جاری در وب سایت رسمی بی.بی.سی منتشر شد، پایان این سلسه از برنامه های نیشدار سیاسی ، با انتشار تصویری از رهبر جمهوری اسلامی ایران و بیان ناسزا و جمله ای به شدت توهین آمیز علیه ایشان عجین شد!!!
بهزاد بلور:
بهزاد بلور پدیده جالبی در تشکیلات بی.بی.سی فارسی است. در حالی که پس از تحولات سال 2003 و ماجراهای منتهی به مرگ مشکوک دکتر "دیوید کلی" دانشمند وزارت دفاع بریتانیا و اخراج "اندرو گیلیگان" که منجر به منع کارکنان بی.بی.سی در نوشتن برای دیگر رسانه ها یا داشتن وبلاگ و وب سایت اختصاصی شد، آقای بلور، این متخصص محترم سرگرمی و امور فرهنگی بی.بی.سی ، ضمن کار در رادیو و نوشتن برای بخش آن لاین بی.بی.سی ، سایت اینترنتی شخصی خود را که دارای لینک مستقیم به محتویات بی.بی.سی است داشته و البته برای وب سایت ها و وبلاگ های آشکار و نهان متعدد وابسته به بی.بی.سی فارسی نیز مطلب می نویسد و برنامه تهیه می کند.
قاعدتا با توجه به پس زمینه ای که آقایان آفاق، چپمن و سمبروک درباره اهمیت برنامه های تفریحی و فرهنگی و ضرورت کمک بریتانیا به برقراری رسانه های آزاد و مستقل مطرح می کنند، باید توقع داشت که بهزاد بلور نیز به عنوان یک تهیه کننده ارشد حرفه ای و باسابقه از کوشاترین افراد در تحقق این اهداف مورد ادعا باشد.
به ویژه آن که این قبیل فعالیت های فرهنگی-تفریحی موجب شده تا اقای بلور حتی در سرویس های دیگر بی.بی.سی نیز به عنوان "مفسر امور فرهنگی ایران" شناخته شده و به استناد سخنان وی این گونه اعلام شود که: قانون زندگی در تهران این است موی مردم باید نشسته به نظر برسد!" و یا این که "جالب ترین کار در ایران حضور در پارتی های شبانه است!"
اقای بلور هم اکنون نیز به مدد میلیون ها یوروی مرحمتی پارلمان و وزارت خارجه هلند برای دخالت در امور ایران به عنوان تنویر افکار ایرانیان، در بخش "تراست" بی.بی.سی (یکی از مهم ترین نهادهای بی.سی جهانی در زمینه جذب، تربیت و آموزش کادرهای متخصص مورد نظر از کشورهای جهان سوم) در کنار دیگر زعمای این قوم کارآمد، به آموزش روزنامه نگاران جوان خام دست و جویای نام ایرانی مشغول است که بعدا به آن می پردازیم.
مروری بر برنامه های رادیویی و نوشته های اینترنتی بهزاد بلور و واکنش مخاطبان نشان می دهد که ایشان حتی در بین هواداران خود (نه با مقیاس و استانداردهای اسلامی و ایرانی که با معیارهای رسانه ای انگلیسی) به وقاحت و پرده دری شهرت داشته و این قضاوت عمومی به سادگی در اظهار نظرهای مخاطبان برنامه های وی قابل مشاهده است.
بد نیست برای بررسی این ادعا به چند نمونه توجه کنیم: این تهیه کننده تفریحی-فرهنگی بی.بی.سی فارسی چند ماه پیش در یک برنامه زنده رادیویی آدرس ای میل یک دختر 14 ساله مخاطب ایرانی را برای ارسال عکس های عریان خود برای آن نوجوان ، خواستار شد! کسانی که با قوانین جزایی در بریتانیا آشنایی و سر و کار داشته باشند به خوبی می دانند که چنین اقدامی ضمن آن که در یک رسانه عمومی دولتی ، خلاف عرف و رویه بوده و موجب اخراج گوینده آن خواهد شد، از نظر قانونی نیز جرم محرز و مصداق کامل سوء استفاده جنسی از کودکان زیر سن قانونی (پیدوفیلیا) بوده و بدون تردید مستوجب پی گرد حقوقی، محاکمه و زندان است. ولی چه باید کرد که مخاطب ، ایران و ایرانی است و در برخورد با ایران هیچ آداب و ترتیب و منع اخلاقی وجود ندارد، هر چند متولی اصلی اجرای پروژه تلویزیون فارسی بی.بی.سی و شماری از همکاران ریز و درشت داخلی و فرامرزی وی منتسب به یک فرقه مذهبی (بهاییت) باشند که مدعی احترام به اصول شرافتی و رعایت مکارم اخلاقی است. مورد دیگر سردمداری آقای بلور در اشاعه فرهنگ ، موسیقی مبتذل خیابانی آکنده از فحاشی رکیک است که وی این مساله را از بی.بی.سی به مجری گری کنسرت های لندن با استفاده از عنوان و سمت بی.بی.سی نیز کشانده است.
شدت ابتذال برخی از این محصولات موسیقی پخش شده در بی.بی.سی فارسی به حدی است که حتی برخی از شبکه های بدنام و بی اعتبار لس آنجلسی نیز به دلیل اشاعه فرهنگ دریدگی و دری وری از پخش آن خودداری می کنند.
با این وجود ، کمتر برنامه ای از مجموعه روز هفتم، شب هفتم و برنامه رادیویی زیگزاگ را می توان یافت که از نعمت این برنامه های بی هویت، مبتذل و توهین آمیز بی بهره باشد.
اخیرا نیز در برنامه رادیویی تازه متولد شده موسوم به زیگزاگ که دارای یک سایت مستقل اینترنتی هم هست و با مدیریت مجموعه تراست بی.بی.سی جهانی اداره می شود، از سوی مجریان، نحوه تولد این برنامه بدون پرده پوشی دقیقا به عمل نزدیکی، تجاوز جنسی، بارداری و تولد یک نوزاد تشبیه شده که این قلم از بیان عین کلمات آن شرم دارد.
از همین دست جناب آقای بلور در پست روز ششم ماه مه وب سایت شخصی خود، شرح مفصل و مشعشعی برای ارشاد خوانندگان، درباره سایز و دیگر جزییات آلت تناسلی خود را با عنوان "ورود افراد 13 سانت به بالا اکیدا ممنوع است" ارایه کرده که با کمال معذرت و شرمساری از خوانندگان، بخش هایی از آن را با سانسور نقل می کنیم.
"... پیش از تکنوازی، به خودم گفتم ببینم که آلت تکنوازیم چند سانتیه؟ من که مطمئن بودم که 15 سانت روشاخشه، با کمال اعتماد به نفس مترو گذاشتم کنارش..."
نویسنده ی ماهر، قدرتمند و فرهیخته و تهیه کننده حرفه ای رسانه قدرتمند و صادق بی.بی.سی فارسی با تاثر و تالمی وصف نشدنی و تراژیک به شاهکار ادبی، اخلاقی، هنری و البته رسانه ای خود ادامه می دهد: "چشمتون روز بد نبینه. عین ان وا رفتم! هر چی زور زدم، فکرای کثیف کردم فایده نکرد، اندازه اش 13 سانته و بس."
ادامه مطلب به تاثر شدید تهیه کننده ارشد تلویزیون، رادیو و بخش آن لاین فارسی بی.بی.سی و نتیجه گیری فیلسوفانه وی درباره این فاجعه تاریخی و جبران ناپذیر و جفایی که در عالم خلقت به او شده اختصاص دارد.
به دلایلی کاملا آشکار، ادامه این نوشته عفیف، آموزنده و سرشار از اطلاع رسانی تفریحی - فرهنگی آزاد و مستقل این روزنامه نگار ارشد بی.بی.سی متاسفانه حتی با حذف و تعدیل و نقطه چین نیز به هیچ وجه قابل درج نیست.
ممکن است ادعا شود که این مطالب در سایت شخصی نویسنده درج شده و لزوما ربطی به بی.بی.سی ندارد. در پاسخ باید گفت: اولا، همه فعالیت های آقای بلور با نام شبکه بی.بی.سی فارسی آمیخته، مطالب آن پر از ارجاع به فعالیت های وی در آن شبکه است و و حتی نام وبلاگ شخصی سابق او نیز از نام بی.بی.سی گرفته شده است.
کسانی که با رسانه های بین المللی و چرخه انتشار مطالب در رادیوها و دیگر رسانه های عمومی آشنا باشند به خوبی می دانند که فاصله بین تولید اولیه تا پخش ، فاصله زیادی است و در این مسیر، مسئولان و دبیران مختلفی مطلب را بررسی می کنند.
لابد این اظهارات و عملیات دقیق و محاسبه شده آقای بلور و تحقیقات ایشان درباره "رابطه شورت و سوراخ و دوستی" همان چیزی است که در سخنرانی آقای سمبروک رییس غیرمستقیم ایشان در همایش اصفهان به عنوان "اطلاعات و اخبار دقیق و واقعی" و "حفظ استانداردهای طلایی ارزش های عمومی" توسط بی.بی.سی از آن یاد شده است !
و دفاع جانانه آقای بلور از فحاشی در موسیقی رپ و متهم کردن مخالفان این مساله به سانسورچی بودن( این که بچه های رپر می گن که رپ نباید توش فحش باشه و حرف از پارتی و مواد بده ، منو یاد ارشاد میندازه. انگار این وزارتخونه تو DNA همه ایرانیا حله و هیج واکسنی نیست که مغلوبش کنه!) از چه سنخی است ؟! انصاف باید داد. در طول حیات بخش های فارسی رادیوی اسراییل و تلویزیون و رادیوی آمریکا و دیگر شبکه های فارسی زبان بیگانه، با همه عملکرد منفی آن ها، چند بار چنین نوشته ای ارجمند و پرمغز را از یک نویسنده یا تهیه کننده ارشد آن شبکه ها سراغ دارید؟!
این در حالی است که مردم عادی معتقدند رادیوهای اسراییل و آمریکا مغرضند و غیرحرفه ای و بی.بی.سی منصف است و حرفه ای. این موضوع را هم باید در زمره غلط های مشهوری گذاشت که باید در آن ها تجدید نظر و بازنگری مجددی صورت گیرد.
آیا تولید و وجود این گونه مطالب ارزشمند است که آقای سمبروک را واداشته تا در نتیجه گیری سخنان خود اظهار نظر کند: "ایران نیازمند گوش کردن بیشتر به دنیا است"؟!
خوش خیالی و خام دستی است اگر تصور کنیم مدیریت بی.بی.سی از شاهکارهای آقای بلور بی خبر باشد. پرسشی که در این میان وجود دارد این است که اگر اقدامی مشابه نوشته آقای بلور توسط یک نویسنده بخش انگلیسی سرویس داخلی بی.بی.سی، آن هم با استفاده از نام، شهرت و نفوذ آن شبکه، صورت می گرفت چه برخوردی با او می شد؟ تجربه موارد متعدد قبلی نشان می دهد که اخراج سریع و قطعی، کمترین پاسخ به این پرده دری بود. پرده دری ای که حتی با معیارهای رسانه ای در غرب و بریتانیا نیز هرگز از یک تهیه کننده ارشد شبکه دولتی که با پول مالیات دهندگان یک کشور اداره می شود انتظار نمی رود.
بنابراین ، پخش این قبیل دسته گل های رادیویی، اینترنتی و احتمالا در آینده تلویزیونی آیا بدون اطلاع مسئولان بی.بی.سی فارسی بوده یا این که عمدی در کار است. روند چند ماهه پرتکرار این موارد به سختی می تواند گواه اشتباه موردی فردی باشد.
افسوس که بخش فارسی شبکه بی.بی.سی که روزگارانی نویسندگان فرهیخته ای چون لطفعلی خنجی، حسین شهیدی، ابوالقاسم طاهری، بهمن فرسی، مسعود فرزاد، مجتبی مینوی،مهرداد نبیلی، و رضا نواب پور در آن کار می کردند و اکنون چه کسانی با چه هنرهایی به اداره کردن و برنامه سازی در آن مشغولند !
این موارد و ده ها مورد دیگر که در صورت لزوم در نوشته های بعدی به آن ها اشاره خواهد شد همگی نشانگر بی پایه و لرزان بودن ادعاهای آقای سمبروک و همکارانش درباره "استناد، استقلال" و شفافیت" مطالب بی.بی.سی است. ادعایی که نه تنها توسط شماری از تحقیقات منتشر شده نویسندگان تاریخ بی.بی.سی فارسی از درون خود آن شبکه از جمله "معصومه طرفه" و "حسین شهیدی" که حتی توسط آنتونی پارسونز سفیر وقت بریتانیا در تهران در اواخر حکومت شاه نیز جدی گرفته نمی شد .
دو سال قبل توسط "مایک تامپسون" ، بی.بی.سی در برنامه ای رادیویی ، در برنامه ی "یک کودتای خیلی بریتانیایی" به بررسی مستند دخالت مستقیم آن شبکه شفاف و صادق رسانه ای در اجرای کودتای 28 مرداد پرداخت و این البته گوشه ای از تخطی های آشکار بخش فارسی بی.بی.سی از رسالت رسانه ای خود و دخالت های مستقیم و غیرمستقیم آن شبکه در طول شش دهه حیات خود در امور داخلی ایران است و به گفته تامپسون بسیاری از اسناد این مساله سال ها است که توسط دولت بریتانیا از دسترسی عمومی خارج نگاه داشته شده اند.
سوای مستند ارزشمند رادیویی مایک تامپسون، نقش و دخالت بی بی سی در امور داخلی ایران در نوشته های مستند و تاریخی برخی دیگر از محققان از جمله همکاران سابق بی.بی.سی فارسی آمده که در آینده به آن ها اشاره بیشتری خواهد شد.
بی.بی.سی تراست و ایران:
آقای بلور و شاهکارهای او تنها یک نمونه از محتویات آشی است که شبکه تلوزیونی بی.بی سی برای ایرانیان و فارسی زبانان پخته است. این نویسنده و تهیه کننده ارشد ضمن آن که متولی و گرداننده برنامه های تفریحی تلویزیون در حال تاسیس فارسی زبان بی.بی.سی است، یکی از مسئولان اصلی " تراست بی.بی.سی و مجله زیگزاگ " است که به مدد چهار میلیون یورو پول اهدایی دولت هلند برای کاشتن درخت دمکراسی در ایران و تزریق آمپول لیبرالیسم به مردم این کشور، مشغول فعالیت است.
در این موسسه که با ادعای آگاه سازی و آموزش روزنامه نگاران ایرانی توسط بی.بی.سی تاسیس شده، علاوه بر جناب بهزاد بلور، آقای "محمد باقر معین الغربایی" (باقر معین)، رییس بازنشسته سابق بخش فارسی و پشتو، "ستاره علوی" (مریم روشن) معاون سابق بخش فارسی و همسر بهروز آفاق، "سیما علی نژاد" (سیما زند)، رییس کنونی آنلاین بخش فارسی، به طور متناوب در لندن، دوبی، استانبول، اسلام آباد و حتی تهران به آموزش روزنامه نگاران جوان و جویای نام ایرانی مشغولند.
رییس کل پروژه تراست بی.بی.سی فارسی، محل اصلی خدمت آقای بلور و همکاران او در بی.بی.سی، فردی به نام آقای "سینا مطلبی" است که سوای چند صباحی زندانی شدن در ایران و شهرت یافتن به عنوان وبلاگ نویس، سابقه چندان دیگری در روزنامه نگاری بین المللی و مدیریت چنین پروژه بزرگ رسانه ای و فرهنگی نداشته و حتی از سواد روزمره مرسوم و متوسط برای برقراری ارتباط معمولی به زبان انگلیسی نیز بی بهره است. در بین همکاران تراست بی.بی.سی ، چنین مشهور است که آقای مطلبی در شرایطی ، برخلاف همه موازین و استانداردهای ادعایی مربوط به استخدام برای مشاغل عمومی در بریتانیا و بی.بی.سی و بدون داشتن کوچکترین استحقاق حرفه ای و شغلی، صرفا به دلیل دشمنی با جمهوری اسلامی به این سمت "منصوب" (و نه برگزیده) شده است.
این مساله نشانه آشکاری بر ارزیابی صحت و صداقت گفته آقای آفاق در مورد سیاست عدم معارضه بی.بی.سی با ایران، ادعای رییس مستقیم وی ،اقای نایجل چپمن، در همین ارتباط در گفت و گو با مسئولان ایرانی درباره بی طرفی و حرفه ای گری بی.بی.سی.و درخواست اخیر آقای سمبروک برای تبادل دانش و تجربه با رسانه ملی داخلی ایران است.
همچنین تعجبی ندارد اگر می بینیم که بخش فارسی بی.بی.سی صرف نظر از سیاه نمایی نهادینه و سیستماتیک درباره مسایل کنونی ایران، به طور منظم و بدون وقفه به تریبونی برای طرح و دامن زدن به اختلافات قومیتی و مذهبی تبدیل شده است.
این مسایل البته همان کارت های نخ نمایی هستند که متولیان امپراتوری بریتانیا سال ها ی سال بازی با آن ها را در برابر منافع ملی ایران و دیگر کشورها تجربه کرده و با کمال تاسف همچنان بر استفاده از آن ها اصرار دارند.
در این میان، مصاحبه با "عبدالمالک ریگی" تروریست جانی و تحت تعقیب پلیس بین الملل و ترویج و تبلیغ بی پروای اندیشه های خشونت طلبانه، آدم ربایی و آدم کشی های وی تنها یکی از ده ها مورد این ماجرا است.
اقدامی که اگر مشابه آن در سرویس داخلی بی.بی.سی مثلا در مصاحبه با یکی از اعضای شبکه القاعده صورت می گرفت ،کمترین واکنش در برابر آن، پیدا شدن سر و کله ماموران انتظامی و امنیتی بریتانیا برای بررسی و پی گیری نقض آشکار قانون جدید ضد تروریسم در ترویج و تبلیغ دیدگاه های تروریست ها بود. البته این مساله نیز برای داخل بریتانیا بد است و برای ایران و ایرانیان هرگونه قانون شکنی و رفتار غیرحرفه ای در صورت لزوم مجاز و مباح است ! آیا این چیزی است که آقای سمبروک در سخنان خود وعده می دهد که " ما می خواهیم این [تلویزیون فارسی] نه تنها پیشاهنگ تجربه سه رسانه ای و یگانه در رسانه های فارسی و دیگر رسانه های جهانی شود؟!"
بی جهت نیست که سوای ایرانیان داخل کشور ، افکار عمومی ایرانیان خارج ، از پروژه تاسیس تلویزیون فارسی بی.بی.سی نگران و ناراحت است و تاکنون هیچ گونه احساس همدلی و هم رایی با آن نشان نداده است.
همین آقای سمبروک که در همایش اصفهان با خوشحالی از پروژه تلویزیون فارسی موسسه خود سخن می گوید بهتر است یک بار دیگر به یادداشتی که در دهم اکتبر 2006 با عنوان "گفتگو با ایران" پس از اعلان این پروژه و درباره اهمیت تاسیس تلویزیون فارسی زبان در وب سایت انگلیسی زبان بی.بی.سی منتشر کرد ، مراجعه کرده و واکنش قابل تامل، گسترده و منفی خوانندگان بریتانیایی و انگلیسی زبان علیه چنین تصمیمی را ببیند.
بیشتر این اعتراض ها حاکی از این سوال بود که چرا دولت بریتانیا باید پول مالیات دهندگان کشور خود را صرف تاسیس یک شبکه خارجی بسیار پرهزینه و دخالت در امور داخلی دیگر کشورها به سبک امپراتوری های قرن نوزدهمی کند!
نمونه دیگری از مخالفت جدی شمار زیادی از مخاطبان انگلیسی و فارسی زبان با ادعاهای سمبروک در بی طرفی و استقلال بی.بی.سی را می توان در کامنت های زیر مطلب وبلاگ وی درباره سفرش به اصفهان یافت.
آقای سمبروک در مقاله خود در همایش اصفهان، ضمن تاکید بر اقتصادی نبودن و هزینه بار بودن پروژه تلویزیون فارسی ، از ضرورت راه اندازی آن سخن گفته است !
سخن پایانی:
بر این اساس، اگر نبود هدف دولت بریتانیا برای دخالت و تاثیرگذاری در امور داخلی ایران، این پروژه نیز قاعدتا باید به سرنوشت برخی دیگر دوایر بی.بی.سی دچار می شد که به علت فقدان توجیه اقتصادی، یکی پس از دیگری تعطیل می شوند. ولی چه باید کرد که ایران ، پروژه ای خاص است و برای هدف قرار دادن تبلیغی و فرهنگی آن باید هزینه ای خاص کرد.
در این جا ذکر یک نکته باقی مانده و آن ضرورت توجه جدی مردم و مسئولان ایرانی به نقشه و برنامه ی گسترده ای است که متولیان وزارت خارجه بریتانیا، تحت عنوان "دیپلماسی عمومی" در ایران و خاورمیانه و به قول خودشان برای "فتح قلوب و اذهان" ایرانیان از طریق تاسیس تلویزیون فارسی زبان شبکه بی.بی.سی دنبال می کنند.
کسانی که فکر می کنند تلویزیون فارسی زبان بی.بی.سی نهایتا چیزی همانند تلویزیون فارسی صدای آمریکا و یا تلویزیون های غیرحرفه ای لس آنجلسی است سخت در اشتباهند. بی.بی.سی در تداوم سیاست های مغرضانه ولی ظاهر فریب خود و با تجربه شش دهه دخالت آشکار و نهان در امور داخلی ایران، بازی به مراتب دراز مدت، پیچیده تر و خطرناک تری را در مقایسه با دیگر رسانه های بیگانه فارسی زبان درباره ایران آغاز کرده است.
بدیهی است که این برنامه ریزی گسترده دولت بریتانیا برای ایران از طریق بخش فارسی سرویس جهانی شبکه بی.بی.سی نیازمند چاره جویی و مقابله جدی، بدون اغماض و محکم و در عین حال هوشمندانه است.
تاکنون چند تحقیق مختصر درباره بی.بی.سی فارسی و پیشینه آن منتشر شده که به نظر کافی و کامل نمی آید. بنابراین ،این سلسله نوشته ها ان شاء الله در موضوعات و ابعاد دیگر بخش فارسی بی.بی.سی ادامه خواهد یافت. -------------------------------------
http://sambrook.typepad.com/sacredfacts/2008/05/iran-snapshots.html http://www.bbc.co.uk/persian/seventhday/story/2008/01/080111_guest_behrouz.shtml .http://www.bbc.co.uk/mediaselector/check/persian/meta/dps/2008/01/080111_guestontv?size=au&bgc=003399&lang=fa&nbram=1&nbwm=1&bbram=1&bbwm=1 http://www.publications.parliament.uk/pa/cm200506/cmselect/cmfaff/1371/1371.pdf http://sambrook.typepad.com/isfahan.doc http://www.bbc.co.uk/persian/seventhday/ http://www.bbc.co.uk/persian/arts/story/2007/08/070813_7thnight_video_archive.shtml http://www.zigzagmag.net http://www.bbc.co.uk/persian/seventhday/story/2007/09/070917_she-100s-ashnaii.shtml http://www.bbc.co.uk/mediaselector/check/persian/meta/dps/2007/09/070918_100-bolour?size=au&bgc=003399&lang=fa&nbram=1&nbwm=1&bbram=1&bbwm=1 http://www.bbc.co.uk/persian/seventhday/story/2008/03/080320_balatar_last.shtml http://news.bbc.co.uk/1/hi/in_depth/3023919.stm http://www.bbc.co.uk/persian/arts/story/2007/08/070813_7thnight_video_archive.shtml http://behzadbolour.com/articles/142.stm http://www.bbcpersian7.com/behzad/ http://www.bbc.co.uk/persian/arts/story/2007/07/070704_bs_new_7thnight.shtml http://www.bbc.co.uk/persian/seventhday/story/2006/11/061103_me_cjrap.shtml http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=13128 مکاتبه آنتونی پارسونز سفیر وقت لندن در تهران با نیکلاس برینگتون مسئول رابط وزارت خارجه بریتانیا با بی.بی.سی. کاش نویسنده و تدوین کننده این مجموعه گزارش، متن اصلی اسناد و مکاتبات را هم منتشر کند. http://www.bbc.co.uk/radio4/history/document/document_20050822.shtml http://www.bbc.co.uk/blogs/theeditors/2006/10/speaking_to_iran_1.html http://sambrook.typepad.com/sacredfacts/2008/05/iran-snapshots.html#comments
| | |
|
| نظرات بازديدکنندگان
 1387-03-30 18:34
|
| به عنوان کسی که ناظر بحث های مختلف درباره عملکرد بی بی سی فارسی در روزهای اخیر بوده ام باید بگویم که برایم حیرت انگیز است افرادی به شدت از حقانیت عملکرد آقای بلور و روسای او دفاع می کنند در حالی که مسئولان خود بی بی سی و شخص اقای بلور با سراسیمگی و به سرعت به پاکسازی موارد مورد اشاره در این مقاله در اینترنت و آرشیو سایت های خود مشغولند. به راستی اگر اشکالی درکارشان نیست چرا به بازنگری و پاکسازی مشغولند؟ |
 1387-03-29 03:22
|
| جنابی که در "بریتانیا زندگی میکنی"، شما اینجا را گذاشتی برای اینکه بازدید کنندگان نظر بدهند یا برای تکرار مکررات بی پایه و اساس خودتان؟ شما که در مقاله خود به اندازه کافی تا توانستید وصف عریض و طویل کردید ولی باز هم دست از جواب دادن به تک تک پیامها بر نمیدارید. به نظر میرسد که این مقاله و اصرار بیش از حد شما برای بردن آبروی مجری محترم بی بی سی دلیلی خارج از موضوع ذکر شده و کاملا شخصی دارد. همونطوری که گفته شد به دفعات ولی افسوس که گوش شما فقط آنچه را که دوست دارد دست چین میکند و میشنود، کسی با هیچ بچه ای مغازله نکرده و حرف شما تهمتی بیش نیست. حتی خودتان هم از اثبات این حرف عاجز هستید وگرنه مطمئن هستم از فراهم کردن مدرک و دلیل کوتاهی نمینمودین.
برنده شدن برنامه زیگزاگ هم نشانه خوب بودن، جامع بودن، و مهمتر از همه کتمان اتهامات شما به این برنامه و آقای بلور میباشد. |
 1387-03-29 12:45
|
| به عقیده من شما نویسنده این مطلب از هواداران پر و پا قرص جمهوری اسلامی هستید |
 1387-03-22 18:37
|
| کسانی که در بریتانیا زندگی می کنند و با قوانین این کشور سر و کار دارند می دانند که مساله مغازله با کودکان زیر سن قانونی امری شوخی بردار نیست و با هیچ توجیهی مباح نمی شود.
دیگر آن که نویسنده کامنت قبلی فرق وبلاگ شخصی علنی روی اینترنت را با دفترچه یاددادشت خطی یک فرد نمی داند. چیزی که روی اینترنت آمد دیگر جزو حریم خصوصی و دست نیافتنی است و برای انتشار عمومی است و بازچاپ انتقادی مطالب آن هم "نهایت بی حرمتی" و "غیرحرفه ای" نیست.
این که برنامه زیگزاگ به مدیریت آقای بلور از طرف بی بی سی برنده جایزه بهترین نو آوری شده در واقع تایید ادعای نویسنده این مقاله در همگامی بی.بی.سی با مطالبی از قبیل نوشته های بهزاد بلورفروشان است و ربطی به درستی یا نادرستی نگاه نویسنده این مقاله ندارد. |
 1387-03-22 21:59
|
| شما با این نوشته تان به عقل و شعور شنوندگان برنامه هایی که گفتید
توهین کرده اید. همانطور که میدونید آقای بهزاد بلور چندین سال است که برنامه های تفریحی را در رادیو BBC اجرا میکند و برنامه هایش پرطرفدار بوده و هست ، حال که شما ادعا میکنید که آقای بلور پرده دری میکند آیا به نظر شما شنونده ی این برنامه ها باز هم این برنامه ها را گوش میکردند؟ و آنقدر درک و فهم ندارند که فرق بین صمیمیت و پرده دری را بفهمند و درک کنند؟ |
 1387-03-23 20:54
|
| در جواب شما که با هویت مجهول داری شخصی رو (منظورم بهزاد بلور) مورد انتقاد قرار میدی که بیش از 15 سال تو يكى از معتبر ترین سازمان هاى خبر رسانی دنیا کار میکنه، اول از همه هویت خودت مهمه. به این علت که کسی میتونه كسى رو اينجورى بكوبه كه خودش همه چيش رو و معلوم باشه، تا بشه كار و زندگيش رو ديد و بررسى كرد.
مخفى كردن هويت دقیقا بر عکس اولین چیزی که من بعد از 2 سال رفتن به سایت بهزاد بلور یاد گرفتم. از نظر بهزاد بلور انسانها باید جرات داشته باشن خودشون باشن و حالا هر ایرادی که میخوان داشته باشن. اولین شرط واسه عضو شدن در سایتش داشتن هویت واقعیه، چون آدمايى با هويت مجازى كسايى هستن که به علت ضعف، مشکل دارن بقیه بشناسنشون. همه ما می دونیم رو حرف کسی ميشه حساب كرد كه يا می شناسیمش و يا لااقل مى دونیم کی هست، پس رو حرفاى شما به عنوان "هیچکس" (يعنى يه فرد با هويت مجهول) نميشه حساب باز كرد، با اين حال باز دونه دونه حرفايى رو كه در مورد بهزاد بلور زدين بررسى مى كنم:
در مورد آدرس ای میل یک دختر .... شما یه تهمت داری میزنی. اولا لینک اون برنامه رو پیدا کن و بعد ثابت کن، و ثانیا اگه این موضوع جرمی داشته باشه ، مسوولین اونجا اقدام میکنن و فكر هم نمى كنم براشون مليت آدمى كه مرتكب جرم شده باشه واسشون مهم باشه، يعنى بگن چون طرف ايرانى بوده، پس اشكالى نداره اگه كارى كرده. از اون گذشته اگرم چنين چيزى كه شما گفتين واقعا اتفاق افتاده باشه، مسلما در حد یه حرف و شوخی بوده که كسى اگر كمى با بهزاد بلور آشنايى داشته باشه تفاوت جدى يا شوخى حرف زدن اين آدمو متوجه ميشه (البته من که 10 سال برنامه های بهزاد بلور گوش میدم همچین چیزی نشنیدم).
ر مورد موسیقی زیر زمینی، شما بر اساس فرهنگ خودت به اینا میگی مبتذل، ولى اين مساله يادتون رفته كه وقتى يه عده چماق به دست تو خیابون دنباله ناموس مردم راه ميفتن، به راحتى از اين بدترش رو هم به جوونا ميگن، با اين تفاوت كه در اين حالت جوونا مجبورن حرفاى اون آدما رو بشنون، اما این برنامه رادیو رو کسی مجبور نیست گوش بده. خوبیش اینه که اونجا آزادی هست و یکی میتونه همچین برنامه اى درست کنه و هر کی دوس داشت گوش بده.
در مورد برنامه زیگزاگ كه گفتين نحوه ى توليدش به عمل نزدیکی، تجاوز جنسی، بارداری و تولد یک نوزاد تشبیه شده.... اگه كمى قوه ى تخيل داشته باشين مى بينين كه اين تشبيه همچين هم بى ربط نيست. شما اگه از شنيدن اين حرفا ناراحت ميشين و فرهنگتون اجازه نميده كه جنبه ى تشبيهى قضيه رو درك كنين، و فقط ظاهر حرف رو مى بينين، اين ديگه مشكل خودتون هست كه هنوز توو دورانى زندگى مى كنين كه همه چى بايد قايم و مخفى باشه، و اين حرفا كه براى شما تابو محسوب ميشه رو نبايد به زبون اورد كه مبادا چشم و گوش جوونا باز شه. اگه واقعا اينجورى فكر مى كنين كه بايد بگم وقت بخير چون با دسترسى كه جوونا به رسانه هاى دنيا، اينترنت و... دارن، اونا همه ى اين چيزا رو بهتر از مادر و پدراشون بلدن!
در مورد موضوع 13 سانت، هم حرفاى بالاى من باز در مورد حرفاى شما صدق مى كنه.
بهزاد بلور ممکنه تو سايتش لينك براى بی بی سی داده باشه، اما تو برنامه هاش برا سايت شخصيش تبلیغ نکرده، يعنى نيومده از اعتبار بى بى سى برا خودش استفاده كنه. و لينك دادن هم كارى هست كه هر كسى ميكنه، يعنى من ممكنه يه وبلاگ برا خودم داشته باشم و لينك جاهاى مختلف رو تو صفحه ام بذارم.
در پايان اينكه اين فرهنگ خود شما هست كه با اين قضايا مشكل داره و بايد يه فكرى براش بكنين، چون نسل جوون ايران چيزا رو اونجورى كه شما مى بينين نمى بينه و اون حرفا و كارا رو به حساب پرده درى نمى ذاره، (البته اينو هم نبايد فراموش كرد كه شنونده هاى برنامه هاى بهزاد بلور به خاطر شناختى كه رو اين آدم پيدا كردن براشون هضم حرفاش كار سختى نيست!). و بازم اين مساله كه توو دنياى امروز كسى رو حرف كسى كه خودش هويتش رو پنهون كرده و به سراغ آدمى رفته كه همه چيش روئه، حساب چندانى باز نمى كنه! خودت باش لطفا! |
 1387-03-24 04:01
|
| نویسنده بیکار محترم
کل اگر طبیب بودی ، سر خود دوا نمودی !
کمی هم از چرندیات بی بی سی که شما می گین گوش کنیم..بهتر نیست قضاوت رو به عهده خود مردم بگذارید ؟ چرا مقاله شما باید جای میلیون ها آدم با فکر را بگیرد ؟ |
 1387-03-25 06:08
|
| وبلاگ شخصی یعنی شخصی شما دوست ندارید نخوانید. بهزاد استعداد سرگرم کردن جوانان را دارد. شما استعداد خراب کردن افراد. ولی کسان زیادی مطالب شما را نمیخوانند. در عوض افراد کثیری برنامه های بهزاد را دنبال میکند. |
 1387-03-22 01:51
|
| به جرات میتوانم بگویم که کسانی که آقای بهزاد بلور را میشناسند با شوخ طبعی ایشان هم آشنایی کافی دارند و میدانند که نه ایشان قصد فرستادن عکس عریان خودشان را به کسی دارند و نه هیچ کدام از افرادی که زنگ میزنند مثل همان دختر خانم ۱۴ ساله قصد دریافت چنین چیز هایی. ولی افسوس بعضی افراد از جمله نویسنده همین مقاله که در بالا ملاحظه میفرمایید فرق شوخی و خودمونی بودن را از بی حیا بودن نمیداند. بیشتر کسانی که به برنامه آقای بلور تلفن میکنند شنوندگان قدیمی ایشان هستند و به هیچ وجه از شوخیهای ایشان ناراحت نمیشوند.
و مورد دیگر این است که وبلاگ شخصی یک فرد هیچ فرقی با دفتر خاطرات شخص مربوطه ندارد و اینکه نویسنده این مقاله با نهایت بی حرمتی مطلب وبلاگ آقای بلور را بدون اجازه ایشان در مقاله چاپ کرده عدم حرفه ای بودن ایشان را میرساند. مطالب وبلاگ آقای بلور بازتابی از مسایل زندگی روزمره ایشان میباشد و هیچ ربطی به بی بی سی یا آقای سمبروک ندارد.
برای اختتام اضافه میکنم که برنامه زیگزاگ به مدیریت آقای بلور از طرف بی بی سی برنده جایزه بهترین نو آوری شده است. پس همین کافی است که نگاه نادرست نویسنده این مقاله را به همگان ثابت کند. |
 1387-03-20 14:23
|
|
این پاسخی است به مطالب کاربر اینترنتی محترمی که مستقیما خواستار پاسخ گویی من شده اند.
1.من درباره صدا و سیما اطلاعات و تحقیقاتی ندارم. حسابرسی از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و بررسی عملکرد آن کاری درست و به جا است که اگر اطلاعات لازم و کافی درباره آن داشته باشم علاقمند به انجامش هستم. البته فکر نکنم تعداد شبکه های این موسسه هنوز به 1001 مورد رسیده باشد. با این همه من به عنوان یک شهروند ایرانی مقیم بریتانیا و مالیات دهنده در این کشور بیشتر نگران هزینه ای هستم که از جیب مردم این کشور برای نورافشانی و تزریق آمپول دمکراسی در دیگر کشورها مصرف می شود. آن هم از سوی رسانه ای که به اعتراف خود در کودتای 28 مرداد 1332 دخالت و همکاری مستقیم داشته است.
2. من با استانداردها و مقیاس های کنونی ایران و جامعه ایرانی خارج از کشور مسلما هم خبرنگارم، هم تحلیل گر و هم نویسنده. هر چند به طور آرمانی و در مقیاس جهانی هنوز خود را خبرنگار و نویسنده ای کامل نمی دانم.
3. الفاظی که من به عنوان صفت درباره افرادی که در مقاله نام بردم مستقیما برگرفته از ادعاهای مسئولان بی.بی.سی درباره خودشان و قابلیتهای همکارانشان است و قصد زیر سوال بردن، دست کم از این طریق، نبوده و ربطی هم به توصیه روانکاوانه شما درباره "کنترل عواطف و احساسات شخصی" است.
4. شما مطلب من را بد فهمیده اید. بهاییان خود معتقد هستند که از نظر مبنایی بیش از پیروان دیگر ادیان و فرق، مبادی اصول اخلاقی را مراعات می کنند. این کجایش ایراد است. من در این جا اتفاقا از آن ها هیچ انتقادی نکردم، بلکه برعکس گفتم چون شماری از مسئولان و کارکنان بی بی سی فارسی بهایی هستند قاعدتا باید بیشتر از دیگران مراعات مکارم اخلاقی را بکنند.
5. قبلا یک نفر در همین سایت توضیح داده که با اسم مستعار نوشتن نه تنها جرم نیست، بلکه امری عادی نیز هست. بسیاری از پیش پا افتاده ترین نویسندگان تا برجسته ترین آنان در جهان نوشتن با اسم مستعار را تجربه کرده اند. شما فرض را بر این بگذارید که من پشتگرمی و شهامت نویسندگان بی.بی.سی برای نوشتن اسم اصلیم را ندارم و آدمی هستم که برای نوشتن مطلبی درباره نهادی وبسته به وزارت خارجه بریتانیا نگران نان و امنیت خودم و زن و بچه ام هستم. آیا در این صورت نباید و حق ندارم حرفم را بزنم. اتفاقا شنبه گذشته (سی ام مه) روزنامه گاردین گزارشی تکان دهنده درباره بند و بست های غیرقانونی در موسسات اقتصادی بازار بورس و سهام در آن کشور منتشر کرد. موضوعی که برای اکثریت اهالی این کشور حساس تر از موضوع بخش فارسی بی.بی.سی و تلویزیون آن است. در این مقاله هم نام منبع اصلی و مصاحبه شونده افشاگر این ماجرا و ادعای سنگین پنهان نگاه داشته شده و او با نامی مستعار معرفی شده بود. اشکالی اگر وجود دارد که هست باید به محتوای نوشته گرفته شود نه نام نویسنده آن. به خصوص آن که بسیاری از نویسندگان بخش فارسی بی.بی.سی نیز قبلا یا هم اکنون دارای اسم مستعار بوده و هستند. اگر خواستید می توانمک اسامیشان را برایتان ردیف کنم. هیچ کس هم نگفت چون با اسم مستعار نوشتید و صحبت می کنید حق ابراز عقیده نخواهید داشت. خود شما هم که از اعلام نامتان (ولو مستعار!) خودداری کرده اید.
6. مسایل و انتقاداتی که من درباره بی.بی.سی مطرح کردم (از قبیل مغازله با دختر 14 ساله در برنامه زنده رادیویی، مصاحبه با یک تروریست آدم کش تحت تعقیب نهادهای بین المللی، دخالت در سرنگونی یک دولت خارجی، توهین مستقیم و فحاشی به مسئولان و مقامات دیگر کشورها و صحبت صریح تهیه کنندگان برنامه ها درباره مسایل پورنوگرافیک) همگی از مواردی هستند که مغایر با قوانین بریتانیا و اساس نامه بی.بی.سی است. قوانینی که لابد شما از آن ها اطلاع چندانی ندارید. اگر این اقایان کارمند بی.بی.سی داخل بریتانیا بودند و مخاطبشان مردم ان کشور، هیچ یک با این شاهکارها روز بعد سر کارشان نبودند و معزول می شدند. موارد مشابهش هم مرتبا در این کشور اتفاق افتاده است. ولی چون مخاطب ایران و ایرانی است هیچ کس نه تنها نگران بی قانونی نیست بلکه آن را ترویج و تشویق هم می کنند.از این جهت لطف کنید با حربه های زنگ زده و ظاهرا وهم انگیزی چون دعوت به خواندن کتاب های جامعه شناسی و تاریخ دنیای غرب و دانستن تاریخچه رپ و اندی وارهول مرا بترسانید و نگران کنید. تا جایی که مطلعم مسئولان بی.بی.سی خودشان بیشتر و فراتر از شما این نوشته من را جدی گرفته و مشغول رفع و رجوع آن هستند. آن ها خود به کار خود هشیارند و نیازی هم به دفاع منبری گونه و توصیه ها به کسی که به قول خودتان نمی شناسیدش و از میزان سواد و مطالعاتش بی خبرید ندارند.
جعفر طبرسی |
 1387-03-16 09:58
|
| 1- خوشحال ميشم نظرتون رو در مورد صدا و سيماى ايران و اون همه هزينه كه از جيب مردم ايران براى راه انداختن 1001 شبكه ى راديويى و تلويزيونى كه به زبوناى مختلف دارن برنامه پخش مى كنن و اصلا نه ميزان هزينه و نه عملكردشون براى مردم ايران معلومه و نه معلومه كه آيا مخاطبى دارن بدونم.
2- من نمى دونم شما تا چه حد از اصول خبرنگارى آگاه هستين، ولى حتى اگه نخوايم به شما به چشم يك خبرنگار نگاه كنيم و به عناوينى مثل "نويسنده" يا "تحليل گر" بسنده كنيم، فكر كنم بايد مقدارى در شيوه ى نوشتنتون تجديد نظر كنين، چون وقتى قرار بر زير سوال بردن كسى يا گروهى به روش صحيح و مرسوم در دنياى امروز باشه، استفاده از الفاظى مثل "جناب آقاى.."، "...ماهر، قدرتمند، و فرهيخته"، تنها ضعف نويسنده در كنترل عواطف و احساسات شخصيش رو مى رسونه. من اينجور نوشتن در مورد گروه ها و افراد رو توو ايران ديدم و همينطور در نشريات به اصطلاح زرد.
3- من بهايى نيستم ولى حرف شما در مورد بهايى ها به شدت خنده دار بود. امروزه، در دنيايى كه من زندگى مى كنم (دنياى شما رو نمى دونم البته) اين استدلال كه كسى به خاطر عقايدش لزوما به شكل خاصى رفتار مى كنه خيلى سطحى به نظر ميرسه. اين دقيقا مثل اين مى مونه كه بيايم و بگيم كه چون يه عده مسلمون افراطى عمليات تروريستى كردن پس همه ى مسلمونا تروريست هستن. فكر كنم شما هم اذعان داشته باشين كه بين هر گروه قومى يا مذهبى هم انسان هاى خوب وجود دارن و هم انسان هاى بد!
4- من توو اينترنت گشتم ولى كسى با مشخصات شما پيدا نكردم. يعنى شما به عنوان نويسنده ى يه مطلب و نوشته اى كه ادعا مى كنين براش تحقيق كردين، سند و مدرك دارين و زحمت كشيدين، اون قدر جرات ندارين كه بياين و اسم واقعيه خودتون رو بالاى نوشتتون بزنين. من هيچ نسبتى با بهزاد بلور ندارم (به جز اينكه شنونده ى برنامه هاش هستم) ولى حداقل مى بينم كه اون آدم نقاب به چهرش نزده، خودشه، اگه فكرى مشغولش ميكنه، اگه اتفاقى توو زندگيش ميفته، مياد و اون رو توو جمع دوستاش توو وبلاگ خودش كه به زندگيه خصوصى، و نه كاريش، مربوطه رو مطرح مى كنه. من توصيه مى كنم شما هم كمى تمرين خود بودن رو بكنين، هر چند اگه ساكن ايران باشين اين كار براتون كمى سخته!
5- شما به تحقيق علاقه دارين، پس فكر مى كنم بد نباشه اگه نگاهى به كتاب هاى تاريخ و جامعه شناسى دنياى غرب (اروپا و امريكا) بندازين، و سير تحول اون جوامع رو هم بررسى كنين، يه كم در مورد اندى وارهول بخونين، كمى در مورد تاريخچه ى موسيقى رپ، حركت جوونا تو اروپا و امريكا در چند دهه ى قبل... و بعد هم يه كم به زندگى جوونا و نوجوونا توو ايران دقت كنين و بينين كه چقدر از دنياى اونا، طرز حرف زدنشون، خواسته ها و نيازاشون بى خبرين! |
 1387-03-11 02:40
|
| نوشتن مطلب با اسم مستعار چیز عجیبی نیست. به خصوص اگر نویسنده در محیطی کار و زندگی کند که در صورت نوشتن نام اصلی خود دچار گرفتاری شود. اگر ایرادی وجود دارد باید به محتوای نوشته گرفته شود. به نظر من اشکال مهم این نوشته نپرداختن به مباحث مبنایی، تاریخی و ساختاری در نقد و آسیب شناسی بی بی سی است که به دلیل آگاهی کم نویسنده آن در این مقاله کمتر به آن پرداخته شده و خوب است دیگر محققان به آن بپردازند. |
 1387-03-11 04:44
|
| آقای بلور و روسایش در بی بی سی چون به اصالت و قانونی بودن کار خود مطمئن هستند در تلاشند تا مطالبی که در این مقاله به آن ها استناد شده را از صفحه وب محو کنند. برای نمونه همین مطلب "13 سانت" و چندین مورد دیگر دیروز از سایت بلور حذف شده است. ولی همچنان در این آدرس در حافظه گوگل و شبکه جهانی اینترنت قابل دریافت هستند:
http://216.239.59.104/search?q=cache:yDVM5r20-gAJ:behzadbolour.com/articles/142.stm+%D8%A8%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%AF+%D8%A8%D9%84%D9%88%D8%B1+13+%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%AA+%D8%AA%DA%A9%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B2%DB%8C&hl=en&ct=clnk&cd=5&gl=uk |
 1387-03-10 17:43
|
| والله ما هر چی گشتیم ندیدیم این آقای طبرسی کارشناس از نوع جعفر هیچ جایی تو اینترنت وجود داشته باشند. بنابراین کسی به این کارشناسی و دقت جالبه که با اسم مستعار مقاله منتشر کنه. اون هم با حکم قصاص قبل از جنایت! اگه ایشون این قدر دلسوزن پس چرا پشت اسم مستعار قایم شدن؟ |
 1387-03-09 16:45
|
| سلام. از آنجائی که در این مقاله اشاره ای مختصر به فعالیت های بنده در تهیه برنامه "بالاتر از خبر" به عنوان جزوی از برنامه های "روز هفتم" شده بود، لازم دیدم توجه اقای طبرسی را به این نکته جلب کنم که اگر قائل به لزوم داشتن برنامه های طنز سیاسی باشند اشکالی در نیشدار بودن آن متصور نیست بویژه که در برنانه های بنده هرگز نه به رهبر جمهوری اسلامی نه به هیچکس دیگر توهینی نشده مگر آنکه در جهان بینی رسانه ای اقای طبرسی رهبران یک مملکت معصوم تر از آن باشند که احدی به خود اجازه دهد از قبل کردار و گفتارشان لبخندی بزند. انتظار میرفت نگاه ایشان به دیگر برنامه های "روز هفتم" نیز از جامعیت بیشتری برخوردار بود. |
 1387-03-09 19:40
|
| با سلام
می خواستم بدونم این آقای بهزاد بلور هیچ کار مثبت و نوشته مثبتی نداشته ؟
چرا ما سعی می کنیم همیشه بد جلوه بدیم همه ی کارهارو
گیریم این آقای بهزاد بلور بد باشه از قدیم گفتن ادب از که آموختی؟ از بی ادبان .
پس چه مشکلی وجود داره از نظر شما نویسنده محترم |
 1387-03-09 13:41
|
| خب البته لیاقت ما همین صدا و سیمای ما با اخباری مثل بیست و سی هست. ایشون طوری صحبت کردند که انگار بی بی سی هم باید ترویج سیاست های دولت ایران رو بکنه. طبعا بی بی سی هم دنبال منافع خودشه . |
 1387-03-08 20:19
|
| ما ايراني ها هميشه با خبر و خبر گذاريهاو ساير رسانه ها مشكل داريم. خوب بگذاريم همه كار خودشان رو بكنن, حقيقت خودشو نشون ميده.....مگه انكه كاسه اي زير نيم كاسه باشه. |
 1387-03-08 20:26
|
| اون موقع كه بي بي سي كمك كرد انقلاب كنيد كه بد نبو, حا شما مقاله نويس بايد نگران چيزي باشيد كه تحمل اين رسانه نداريد. همگان هميشه ميدانسته ايم كه بي بي سي صداي استعمار بريتانياست. |
 1387-03-08 20:42
|
| آقاي جعفر طبرسي شما در مقاله تان خيلي سعي كرديد از معيار ها و باور هاي مذهبي سياسي براي هم جهت بودن با صاحبين سايت استفاده فرما.يد, از جمله مبتذل خواندن نرنامه روز هفتم كه من پير مرد هم موزيك غربي را براي جوانان خوب ميدانم و در جواني ديده ام كه جوانان اروپاي شرقي كه محروم از اين موسيقي بودند براي ان موزبك در فرصتهاي بست امده چه ميكردند. مثل اينكه بين ما ايراني ها رسم شده براي خوش آمدديگران خود ا محدود نشان دهيم. |
| |