داخلی  »  خبر  »  سياسی

دانشمند امریکایی در نیوزویک توصیه می کند

غرب باید بیش از بوشهر ، نگران اراک باشد

کد مطلب : 13335 3 مرداد 1387 ساعت 0:10
به گزارش سرویس بین الملل فرارو ، " برتن ریشتر" ، استاد فیزیک دانشگاه استنفورد و عضو دپارتمان انرژی هسته ای امریکا ، در مقاله ای که در هفته نامه نیوزویک به چاپ رسانده ، گفته است که نیروگاه اراک بسیار خطرناک تر از بوشهر است و غرب در مذاکرات خود با ایران ، از آن نیروگاه غافل است.

مقاله ی این دانشمند امریکایی برنده ی جایزه ی نوبل را در زیر بخوانید:

اكنون چندين سال است كه باز داشتن ايران از توسعه تسليحات هسته اي تقريبا در صدر دستور كار ديپلماتيك آمريكا قرار دارد و مطالبي در باره تلاش هاي ايران در روزنامه هاي بسياري از كشورهاي جهان منعكس شده است. تقريبا تمامي اين توجهات بر رآكتور ايران در بوشهر و سوخت اورانيوم غني شده آن قرار داشته است. بنابراين تحريم هاي غرب و پيشنهادهاي چماق و هويج اخير نيز كه به طور سري از سوي گروه 1+5 صورت گرفته نيز در همين مسير قرار داشته است.

در ميان همه اين سر و صداها، يك رآكتور هسته اي دوم نيز تقريبا به طور كلي از طرف غرب ناديده گرفته شده است. رآكتور اراك همانند رآكتور بوشهر رسما غير نظامي است. هدف آن توليد برق (يا تسليحات) نيست بلكه هدف از آن توليد ايزوتوپ هاي راديو اكتيو است كه در تشخيص هاي پزشكي مورد استفاده قرار مي گيرد. ولي رآكتور اراك نيز به همان اندازه ظرفيت توليد سوخت لازم براي تسليحات – در اين مورد، پلوتونيوم – را دارد. و با اين وجود اين رآكتور تا حد زيادي از سوي مذاكره كنندگان ايالات متحده و ديگر كشورها ناديده گرفته شده است.

از رآكتور اراك مي توان براي توليد ايزوتوپ هاي پزشكي استفاده كرد. ولي اين رآكتور براي آن هدف، بزرگ است. رآكتور 40 مگاواتي مي تواند بخش مهمي از تقاضاي جهاني براي ايزوتوپ هاي پزشكي را به تنهايي تأمين كند. چنين رآكتوري همچنين مي تواند هر ساله 5 تا 10 كيلوگرم پلوتونيوم مورد نياز تسليحاتي را - به اندازه كافي براي يك يا دو سلاح هسته اي –توليد كند.

در همين حال، فرآيند مورد استفاده براي توليد سوخت تسليحاتي تا حد زيادي همانند فرآيند توليد ايزوتوپ هاي پزشكي خواهد بود. رآكتور اراك از نوع رآكتور هند و اسراييل است كه براي توليد پلوتونيوم مورد نياز جهت تسليحات هسته اي خود استفاده كردند و از خانواده رآكتورهاي مورد استفاده كره شمالي مي باشد. تفاوت اين رآكتورها با بسياري از رآكتورهاي ديگر در اين است كه آنها براي خنك كردن درون رآكتور به ازاي آب معمولي از آب "سنگين" استفاده مي كنند. آب سنگين كه در مولكول آب ، شكل سنگين تري از هيدروژن دارد، به رآكتور امكان مي دهد تا براي سوخت خود به جاي اورانيوم غني شده از اورانيوم طبيعي استفاده كند. اين به معناي آن است كه هيچ نيازي به ساخت و راه اندازي ده ها هزار سانتريفيوژ وجود ندارد در حالي كه نيروگاه بوشهر براي توليد سوخت خود به چنين چيزي نياز دارد. در يك رآكتور آب سنگين تنها كاري كه بايد بكنيد اين است كه يك حبه سوخت اورانيوم را از يك طرف لوله اي كه از مركز رآكتور مي گذرد، وارد كرد. حبه هاي حاوي پلوتونيوم، ايزوتوپ هاي پزشكي و ديگر مواد راديواكتيو از طرف ديگر لوله خارج خواهد شد.

رآكتورهاي آب سنگين گران قيمت و كمياب هستند و به همين دليل به اندازه رآكتورهاي آب سبك خطر اشاعه آنها وجود ندارد. ولي به محض آن كه رآكتورها راه اندازي شوند، مشكل بتوان گفت كه براي اهداف پزشكي مورد استفاده قرار مي گيرند يا براي اهداف تسليحاتي.

مضحك آن كه ايران دليل متقاعد كننده تري براي استفاده غير نظامي از نيروگاه بوشهر (توليد برق) در مقايسه با اراك، ارائه داده است. ايران به نيروي برق بيشتري نياز دارد زيرا جمعيت و توليد ناخالص داخلي آن رو به افزايش است. با افزايش بي سابقه قيمت هاي نفت و گاز طبيعي، براي ايران معقولانه است كه با استفاده از نيروي هسته اي ، برق ارزان توليد و نفت و گاز را براي فروش به خارج از كشور حفظ كند. همچنين آرزوي ايران براي غني سازي اورانيوم خود ، تا حدودي منطقي است. ايران به دلايل روشن، براي تأمين سوخت هسته اي نمي تواند به آمريكايي ها و اروپايي ها اعتماد كند. به روس ها هم كه به نظر مي رسد براي قطع تأمين انرژي كشور ديگري به دلايل سياسي هيچ ترديدي به خود راه نمي دهند، نمي تواند متكي باشد. در حال حاضر، كشورهاي مزبور تنها منابع اورانيوم غني شده هستند.

دليل تجاري براي توليد ايزوتوپ هاي پزشكي چندان روشن نيست. قطعا بازار فروشي براي آنها وجود دارد و به عنوان مثال، كانادا نيمي از بازار جهان را تأمين مي كند. برخي از اين ايزوتوپ ها داراي عمر بسيار كوتاهي هستند و بنابراين بايد بلافاصله پس از توليد با هواپيماي جت از مبداء به مقصد حمل شوند. بنابراين ايجاد منابع توليد بيشتر در نقاط مختلف جهان مي تواند به طور معمول چيز خوبي باشد. ولي بازار براي چنين ايزوتوپ هايي در ايران و خاورميانه به آن اندازه بزرگ نيست كه وجود نيروگاهي مانند نيروگاه اراك را توجيه كند.

با اين وجود، ايران به جلو  مي رود. يك نيروگاه آب سنگين بر پا است و مشغول به كار مي باشد. رآكتور در دست ساخت است و قرار است ساخت آن ظرف پنج سال آينده به پايان برسد و سه تا پنج سال پس از آن، آماده توليد ايزوتوپ (يا پلوتونيوم) خواهد بود.

براي اطمينان، هر گونه معامله هسته اي با ايران بايد برنامه پلوتونيوم و اورانيوم آن را نيز در بر گيرد. آژانس بين المللي انرژي هسته اي بايد بيشتر از آن چه كه پيمان منع اشاعه الزامي مي دارد، بازرسي هاي دقيق تر و متناوب تري از تأسيسات جداسازي ايزوتوپ و زباله هاي سوختي به عمل آورد. مذاكره كنندگان غربي بايد نسبت به آن چه كه در اراك در جريان است نگران باشند.
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
Balatarin
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل شما به سايرين