پیش شرط های انتخاباتی خاتمی
فرزاد امراللهی
21 مهر 1387 ساعت 10:52
حضور دوبارۀ سید محمد خاتمی در عرصۀ انتخابات یکی از بحث برانگیزترین مباحث سیاسی چند ماه اخیر ایران است. دعوت های مختلف از ایشان برای حضور در انخابات و نیز اظهار نظر افراد مختلف در دو جناح اصلاح طلب و اصول گرا مبنی بر عدم حضور ایشان نشان گر حساسیت به این موضوع است.
آن چه که در این مسأله حائز اهمیت است، تردیدهایی است که خاتمی برای حضور در عرصۀ انتخابات دارد، تردیدهایی که رفع نشده اند اما نشانه های مهمی برای رفع آن ها مشاهده می شود.
دیدارهای مختلف با اقشار مختلف اصلاح طلبان از سراسر کشور یکی از این نشانه هاست. اما از این ها مهم تر پیش شرط هایی است که از طرف ایشان برای حضور در انتخابات ارائه شده که تحول مهمی را در این زمینه به وجود آورد و واکنش های بسیاری را در میان جناح ها و افراد مختلف برانگیخته و مورد توجه بسیاری از فعالان سیاسی قرار گرفته است.
پیش شرط های خاتمی، پیش از این که مربوط به حضور یا عدم حضور در انتخابات باشد، نشان گر دغدغه هایی برای آیندۀ کشور و نیز آیندۀ سیاسی و اجتماعی اصلاح طلبان است.
اولین نکته ای که از این پیش شرط ها می توان دریافت، دغدغه های خاتمی برای ایجاد اجماع بر سر کاندیدای واحد در میان اصلاح طلبان است و پس از آن «تفاهم» و اجماع بر سر «خواست»های «ملت» است که اصلاح طلبان بیش از گذشته باید به آن ها پرداخته و آن ها را تعریف نمایند.
ارائۀ چنین پیش شرطی مهم تر از این که از طرف چه کسی باشد، نشانۀ اهمیت آن ها برای یک رئیس جمور اصلاح طلب است و خاتمی به عنوان مهم ترین کاندیدای مورد توجه اصلاح طلبان و بدنۀ اجتماعی آن به درستی دست بر روی نکته ای اساسی قرار داده و مسأله ای تاریخی، یعنی «تفاهم ملی» را پیش کشیده است که ایجاد آن از آرزوهای «ملت» ایران است و شاید تنها در موارد استثنایی چنین تفاهمی شکل گرفته است.
با نگاهی به دیدارهایی که خاتمی با اقشار مختلف جامعه انجام می دهد و نیز محتوای صحبت هایی که در این دیدارها انجام می شود بیش از این که این دیدارها دیدارهای تبلیغاتی باشد، نشانه هایی از «اجماع» و «تفاهم» میان گروه ها و اقشار مختلف اصلاح طلبان با خاتمی است و این نکته را می توان از این دیدارها استنباط کرد که خاتمی، خود عملاً دست به ایجاد چنین تفاهمی، حداقل در میان گروه های هوادار خود زده است.
خاتمی با ارائۀ این پیش شرط ها البته از یک سو مسؤولیت خود و اصلاح طلبان را بسیار سنگین تر می کند و آن ها را به تعمق بیش تر در مسألۀ انتخابات ریاست جمهوری وادار می کند. با این پیش شرط ها صرف پیروزی در انتخابات نباید تنها هدف اصلاح طلبان باشد، بلکه همان طور که خاتمی بیان می دارد مسألۀ پس از انتخابات برای وی دارای اهمیتی فراوان است.
شکل گیری دوبارۀ گفتمان اصلاح طلبی در عرصۀ جامعه، یکی از مهم ترین نتیجه هایی است که می تواند از این پیش شرط مهم خاتمی ناشی شود. گفتمان اصلاح طلبی در عرصۀ اجتماعی یکی از مهم ترین دغدغه هایی است که باید مورد توجه اصلاح طلبان باشد و این موضوع به دقت مورد توجه خاتمی قرار گرفته است.
موضوع پبش شرط دوم خاتمی، دغدغۀ پس از انتخابات و مسألۀ سازوکارهای اجرای گفتمان اصلاح طلبی و پیش برد «تفاهم ملی» است، و به نظر می رسد این پیش شرط مستقیماً ناشی از تجارب هشت سالۀ ریاست جمهوری ایشان و نیز شرایط بحرانی ای است که در سه سال اخیر، و به احتمال زیاد سال چهارم دولت نهم، است.
میراث به جا مانده از عملکرد دولت نهم برای هر دولتی در دورۀ آینده، بسیار مسأله ساز خواهد بود و خاتمی با رصد این شرایط، پیش شرط دوم خود را ارائه کرده است.
این پیش شرط وجه دیگری از پیش شرط اول است و بدون وجود این پیش شرط نمی توان صحبتی از «تفاهم ملی» و رسیدن به «خواست» های مردم کرد.
در این جا نیز باید هوشیاری خاتمی را مورد توجه قرار داد، چرا که ارائۀ بهترین برنامه و حتی «تفاهم» با «ملت» بر سر خواسته هایشان و نیز وجود سازوکارهای مناسب و قوی اجرایی نمی تواند به سرانجام مناسب برسد و نه تنها موجب شکست اصلاح طلبان خواهد شد بلکه مردم را از همراهی با ایشان دلسرد خواهد کرد و عواقب خطرناکی برای اصلاح طلبان خواهد داشت.
آقای خاتمی در آینده نزدیک باید در مانیفست روشن و شفاف خود ، تعریف دقیقی از اصلاح طلبی ارائه نماید و حد و مرز خویشتن را با گروهی خاص از کسانی که اصلاح طلب نامیده می شوند ، مشخص کند.