بلاگر "مطالعات فرهنگی رادیکال" در آخرین پستش با عنوان «لحن کودکانه به مثابه اسلحه؟» به بررسی استفاده از دختران جوان ایرانی از لحنهای کودکانه در محافل دوستانه پرداخته است. وحید ولیزاده
نوشته:
«در سالهای اخیر در جمع ها و محافل دوستانه و غیر رسمی غیر همجنسان به کرات با لحن های کودکانه دختران جوان در مصاحبت های روزمره مواجه می شویم. این لحن کودکانه به چه معناست؟ چه واقعیت اجتماعی و فرهنگی را بیان می کند؟
در جمع های جوانان هنگامی که دختران جوان وارد صحبت های صمیمانه و دوستانه با پسران می شوند در بسیاری از موارد لحن و آهنگ صدای خود را از لحن رسمی به لحن کودکانه تغییر می دهند. از این طریق گفتار آنها پذیرای محتواهایی می شود که در گفتمان رسمی جامعه دختران از آن ها منع شده اند. صمیمیت موجود در بسیاری از روابط فعلی دوستان غیر همجنس فاقد ابزار بیانی در زبان و لحن رسمی جامعه است. دختران که در حوزه عمومی با گذر از سنین نوجوانی و حتی کودکی از بسیاری از روابط اجتماعی و به خصوص روابط صمیمانه با غیر همجنسان خود منع می شوند از طریق لحن کودکانه از جایگاه سنی خود به جایگاه سنی کوچک تری جابه جا می شوند تا امکان بیان گفتار خود را بیابند. در واقع می توان گفت این لحن کودکانه راهبردی است که توسط دختران جوان اتخاذ شده است تا از محدودیت های زبان رسمی بگریزند. زبان رسمی زبانی خنثی نیست. بلکه مهر منازعات و کشمکش های اجتماعی جامعه را بر خود دارد و نشانگر روابط قدرت معینی در جامعه است.هر واژه ای از آن بار معنایی مشخصی را حمل می کند و گوینده ای که آن را به کار می برد خود را در ساختار از پیش معینی می یابد که دستورات زبانی و معنایی خود را بر گوینده تحمیل می کند. یکی از راهبردهای مقابله ایدئولوژیک با این زبان استفاده از زبان های غیر رسمی و حاشیه ای جامعه است که قدرت حمل معانی و تجاربی را در خود دارند که زبان رسمی فاقد آن است. زبان کودکانه چنین امکانی را در اختیار دختران جوان قرار می دهد تا از زبان مردسالار مسلط در جامعه بگریزد. اما این تنها راهبرد برای مقاومت ایدئولوژیک گروه های تحت ستم نیست. زبان رسمی هر روزه تجدید حیات می یابد و نقطه ی توازن گروه هاهی متخاصم اجتماعی را تجسم می بخشد. دست شستن از پیکار برای دگرگون کردن زبان رسمی و پناه بردن به زبان های حاشیه ای این امکان را برای زبان رسمی فراهم می آورد که هر چه بیشتر بیان کننده ی گروه های مسلط اجتماعی باشد. راهبرد بدیل می تواند تلاش برای تحمیل معانی و واژگان جدید به زبان رسمی باشد. این بحث را با اشاره به زبان های قومیت ها و نظریه های باختین و گرامشی ادامه خواهم داد.»