دکتر کاشی در مورد خاتمی
اینگونه نوشت:خاتمي اين بار در مختصاتي تازه در ميدان سياست حاضر ميشود.
اينك مختصات صحنه سياسي ايران ثابت كرده است كه آنسوي خاتمي خبري نيست। نه ظرفيتي بيش از او در داخل هست و نه فرصتي در بيرون.
چهرهها دوباره به سوي او ميجرخنددر دور پيشين، ميانداران فعالان و روشنفكراني بودند كه با دستي پر به ميدان آمده بودند و خاتمي را به منزله سمبلي از يك جريان به ميدان فرستاده بودند। او ناباورانه به ميدان آمد و چنان شد كه شد. اين بار اما، خاتمي خود به ميدان آمده است و ديگران با شك و ترديد يكي يكي از راه ميرسند.
در دور پيشن، خاتمي سمبل جريان پرحرارتي بود كه از روز و روزگاري نو سخن ميگفتند। روز و روزگار اما كم و بيش به همان روال پيشين بود چنين بود كه همه انگشت اتهام به سوي او گرفتند كه چرا پرده از آن روز نو بر نميدارد. از او عبور كردند و هر يك در گوشهاي پرچمي به دست گرفت و مردم را به ادامه مسير فراخواند. اما امروز، خاتمي در اوج نااميدي و ياس در عرصه عمومي به ميدان آمده است. كساني كه يكي يكي از راه ميرسند از خود و ديگران ميپرسند واقعاَ ممكن است از ورطه اوضاع كنوني به درآمد؟ خاتمي به منزله تنها اميد اين برون رفت به صحنه آمده است.
در دور پيشين، افق انتظارات بيش از توانايي و حدود اختيارات خاتمي بود। اينك اما سقف انتظارات چنان پائين آمده است كه به خاتمي و امكان آمدن او ناباورانه مينگرد.
رقيبان و مخالفان آقاي خاتمي نيز در وضعيتي تازه هستند. پيش از اين تصور ميكردند كه او در ميدان سياست توليد شكاف ميكند. ثبات نظام را به مخاطره مياندازد و اغيار را به ميدان مياورد. همه چيز را به كار بستند تا چرخ او را پنجر كنند اما تجربه نشان داد سياست عاري از هر منازعه و شقاق خيال باطلي است। سياست از تنازع كسب انرژي ميكند اما اگر به قواعد سالم آن تن در ندهي، آن را از عقلانيت تهي ميكني و آنگاه در ورطهاي گرفتار ميشوي كه حجم مخاطرهها همه چيز را در مخاصره ميگيرد. از همه چيز بوي ويراني و فروپاسي به مشامت ميرسد .
شكافي كه با خاتمي در عرصه سياسي ظاهر ميشود همان شكاف معقولي است كه مقتضي ظرفيت سياسي و اجتماعي ايران امروز است.
خاتمي آن روز در صحنه سياسي نشان داد كه اوضاع آنچنان كه گفته ميشد خوب و مساعد نيست، امروز با آمدنش ثابت ميكند كه اوضاع آنچنانكه به نظر ميآيد بد و نامطلوب نيست.
از مرد آن دوران شجاعت و تصميم و كارهاي بزرگ انتظار ميرفت، از مرد اين دوران، عقلانيت و پرهيز از تندرويهاي بي حاصل و درك حساسيت شرايط। از مرد آن دوران، گامهاي بزرگ، از مرد اين دوران از دست ندادن هيچ فرصتي براي ممانعت از ويراني بيشتر
خاتمي در آن دوره، در ملتقاي خواست عمومي براي حجم گستردهاي از تغييرات نشانده شد। اينك او به پاي خود در ملتقاي خواست عمومي براي رهايي از بحران فعلي به صحنه آمده است.
در يك كشور جهان سومي، با سنت ديرينه شكاف ميان مردم و دولت به ملتقاي خواست عمومي بدل شدن آنهم در يك فاصله طولاني رخداد شگرفي است.