اميد جهانشاهي كارشناس ارشد ارتباطات در یادداشتی به واکنش رسانه ها و بررسی عملکرد رسانه ای در مورد گزارش ۱۶ آژانس اطلاعاتي در مورد پرونده هسته اي ايران
پرداخته است:
گزارش ۱۶ آژانس اطلاعاتي در مورد پرونده هسته اي ايران و رسوايي بوش در صدر اخبار و توجه در روزهاي گذشته بود.
پيشتر گفته مي شد كه رسانه ها در غرب در دست صهيونيسم است ولي اين روزها صحبت از غافلگيري سياستمداران دروغ پرداز در دست پرسشهاي خبرنگاراني بود كه حالا افشاگر و مستقل بودند.
واقع ماجرا شايد در خاكستري ديدن قضيه باشد يعني اينكه نه خبرنگاران و رسانه ها در غرب همچون ابزاري در دست سياستمداران و صهيونيستها هستند و نه اينكه از هرگونه محدوديتي آزادند.
البته در اين ميان برخي هم مي گويند كه اين هم كار خودشان است براي نجات خودشان!!! كه رييس جمهور هم همين موضع را داشتند و بگذريم.
اما تجربه نشان داده كه هر وقت يك حزبي و جرياني احساس نگراني مي كند از نقطه قوت طرف مقابل و يا از وضعيت و بقاي سياسي خودش نگران است، دست به رو كردن اطلاعاتي مي زند كه اگرچه براي كل آن نظام و سيستم ممكن است خوشايند نباشد اما آن حزب يا جريان را در يك موقعيت بهتر ارتقا مي دهد.
نمونه اش نه فقط در آمريكا بلكه در سالهاي اخير كشور خودمان هم مي شود مثال زد.
دكتر سلطاني فر در كتاب پوشش خبري به نقل از هرمن وچامسكي مي نويسد: پروپاگاندا مهمترين وظيفه وسايل ارتباط جمعي در اين عصر است. آنان مي كوشند تا بر اساس نظريه هاي مدل پروپاگاندا فرايند به حركت در آوردن افكار عمومي را بر اساس انتخاب خبر وزاويه نگرش خبري نشان دهند … آنها معتقدند كه در واقع بازيگران سياسي، اجتماعي مهم وقدرتمند به اخبار شكل داده وآن را تعريف مي كنند ووسايل ارتباط جمعي را در حول وحوش اين تعريف از وقايع خبري نگاه مي دارند واين در واقع بازار هدايت شده خبري است نه بازار آزاد خبري.
اين بازار خبري از سوي دولت، رهبران شركتهاي بزرگ وصاحبان ومديران وسايل ارتباط جمعي ،سمت وسو گرفته وجهت مي يابد. اين جهت دهي چيزي نيست جز حفظ منافع قدرتمندان جامعه.
البته وسايل ارتباط جمعي آنچنان هم يكدست وهمگون عمل نمي كنند.هر كجا كه قدرتمندان در تضاد با يكديگر قرار گيرند اين تضاد خود را به شكل انتقاد ،بحث آزاد ومباحث طولاني در وسايل ارتباط جمعي نشان مي دهد وگاه همين انعكاس تضادها در وسايل ارتباط جمعي به عنوان بزرگترين شاخص آزادي واستقلال وسايل ارتباط جمعي دانسته مي شود . در صورتيكه وسايل ارتباط جمعي هرگز نظرات مخالفان واقعي يا نظرات نيروهاي سياسي مستقل را منعكس نمي سازند.(سلطاني فر ،ص۱۱۴)
راستي شما شنيديد اولين بار كدام رسانه اين خبر يا اين گزارش را منتشر كرد؟چطور ۱۶ آژانس اطلاعاتي همزمان بوش را رسوا كردند؟ آژانس اطلاعاتي در آمريكا هست كه همان شرح وظايف سازمان سيا را دارند؟ چند تا آژانس اطلاعاتي در مورد پرونده هسته اي كار مي كردند؟ اخبار سراسري مي گفت بوش براي شركت در كنفرانس خبري و پاسخگويي به خبرنگاران پس از انتشار اين رسوايي دو ساعت از خواب صبحش زده است، مگر كنفرانس ساعت چند بوده؟
اين خبر مرا به ياد جريان يازدهم سپتامبر انداخت كه سربازي بودم در پادگان افسريه، سربازي با خوشحالي مي گفت مي گن پل بوش خراب شده، با تعجب گفتم پل بوش چيه؟ گفت همان پلي كه بوش هر روز از رويش رد ميشد تا برود كاخ سفيد خراب شده!
دهان بازمانده ام را كه ديد شايد براي دل داري بود كه ادامه داد البته زود درستش مي كنند. حتما او حالا خوشحال است كه بوش مجبور شده از خواب صبحش بزند و با خوشحالي براي دوستش تعريف مي كند كه بوش بدخواب شده، اين هم البته بد نيست. اما يادمان باشد كه با ناكامي و شكست بوش، پرونده “مساله آمريكا” بسته نمي شود بلكه باعث مي شود بوش به احتمال قوي جاي خودش را بدهد به خانم كلينتون.
ايشان هم موضع نسبتا تندي در قبال ايران دارند. پس به گمانم بهتر است به تبعات موضعي كه در قبال اين خبر (البته اميد بخش و خوشحال كننده) اتخاذ مي شود هم توجه داشت. يازدهم سپتامبر يادم هست كيهان تيتر زده بود آمريكا فرو ريخت و چنان روي آن خبر مانور مي دادند كه يادم هست از ته دل مي خنديدند برخي مردم ساده لوح كه امريكا بالاخره به سزاي عملش رسيد و خراب شد. بعد ديدند كه … خلاصه اينكه موضع گيري هاي عجولانه و خام دستانه و تفاسير هيجاني با تعابير عوام پسندانه باعث نشود كه خداي نكرده مشروعيت رسانه دچار مشكل شود.